از مسائل مهم،موضوع کتابت و نوشتن مطالب بیان شده از سوی مربی و نیز نوشتن، خلاصه و چکیده کتبی است که مربی مطالعه میکند، چراکه گاه با گذشت زمان، مطالب یادداشت نشده فراموش شود.
رسول گرامی اسلامi فرمود:
قَیِدّوا العِلمَ قِیلَ وَمَا تَقیِیدُهُ؟ قَال: کِتَابَتُهُ؛ دانش را ببندید؛ گفته شد: آن چگونه است؟ فرمود: نوشتن و یادداشت نمودن آن.(امین زاده، محمد رضا،۱۳۷۶، ص۱۳۹)
و امام صادق۸ دراین باره می فرماید:اُکتُبُوا، فَاِنَّکُم لَا تَحفِظُونَ اِلَّا بِالکِتَابِ بنویسید؛ زیرا شما توان نگهداری دانش را ندارید مگر با نوشتن. (همان،ص۱۴۰)
در حدیثی از امام رضا۸ نیز میخوانیم: قَیّدوا العِلمَ بِالکتابَهدانش خود را با قلم مهار کنید. (مجلسی،محمدباقر،۱۳۸۵،ج۲،ص۵۵)
بنابر این مربی نیز باید به متربی آموزش داده و از وی بخواهد آموخته هایش را ثبت کند و بر این امر نظارت نموده و افرادی را که به نحو احسن آموخته ها را ثبت مینمایند مورد تقدیر قرار دهد.
امام حسن ۸ پسران خود و پسران برادرش را خواست و به آنان فرمود: شما نوباوگان خانواده هستید و روزی فرا رسد که بزرگسالان خانواده های دیگری باشید، پس علم بیاموزید و هر یک از شما نمیتواند علم را حفظ کند، آن را بنویسد و در منزل نگه دارد تا در مواقع لزوم از آن بهره مند شود. (جوادی آملی، ۱۳۹۱،ص۸۵)
نویسندگانِ کتبِ تعلیم و تربیت اسلامی می گویند برای جلو گیری و فراموشی، شاگرد باید درس خود را تکرار کند. معروف است که: الدرسُ حَرفُ والتِّکرارُ اَلف؛ درس با یکبار انجام میپذیرد، امّا برای نگهداری آن هزار بار باید تکرار کرد.
بنابراین، تکرار و تمرین در آموزش یکی از بدیهیات اولیه هر نوع آموزش است و گرچه تعلیم ممکن است با یک بار بیان محقق شود، ولی تربیت نیاز به تکرار و تمرین دارد و معمولاً با یک تذکر حاصل نمی شود، چنانکه خداوند برای هدایت بشر پیغمبرانش را پی در پی فرستاد.اَرسَلنَا رُسُلَنَا تَترا (مومنون، ۴۴)
و در جای دیگر میفرماید: وَامُر اَهلَکَ بُالصَّلاهِ وَاصطَبِر عَلَیهَا (طه،۱۳۲) خانواده ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش.
پس معلم باید شاگردان را به اشتغالات علمی در تمام اوقات و ارائه آن در جلسات درس تشویق و ترغیب نماید و راه نقادانه پرسش و مباحثه را باز نماید.
۳-۲-۲- توجه به زمان و مکان آموزشی:
انتخاب زمان مناسب، در همه امور و از جمله در تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. قرآن کریم در باره برخی زمانها می فرماید:
اِنَّا أنزلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدر، یعنی نزول بهترین کتاب در شب قدر بوده است.
وَبِالأسحَارِ هُم یَستَغفِرون(ذاریات،۱۸) بنابر این، بهترین زمان استغفار، سحر است.
در سرگذشت حضرت زکریّا نیز داریم که ایشان در شرایط خاص زمانی و مکانی، برای بچه دار شدن دعا کرد و دعای او مستجاب شد. هُنَالِکَ دَعَا زَکَریَّا(آل عمران،۳۸)
برای بسیاری از عبادات، در ایام و ساعات خاصی پاداش های ویژه ذکر شده است، نظیر ماه رمضان، دهه
ذی الحجه و روز عرفه.
بنابر این مربی نیز باید در مسائل آموزشی به نقش عنصر زمان توجه نماید.
مربی همچنین باید زمان هر جلسه را در نظر داشته باشد تا باکمی یا زیادی وقت مواجه نشود یا وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکند، چرا که زمان و عمر رفته مجددا باز نمی گردد و جبران زمان و عمر گذشته کاری بسیار مشکل است. از سوی دیگر، مربی در برابر پروردگار باید پاسخگو باشد و از جمله نعمت هایی که در قیامت از آنها سوال میشود اوقات عمر و جوانی است.
مکان نیز در تعلیم و تربیت نقش بسیار مهمی دارد ومربی باید مکانهای مناسبی را برای این امر در نظر بگیرد. اسلام برای بعضی مکان ها احترام خاصی قائل شده است، نظیر مکه، مدینه، عتبات و مساجد.
خداوند متعال به جناب موسی خطاب میکند: فَاخلَع نَعلَیکَ إنَّکَ بِالوَادِالمُقَدَّسِ طُوی(طه،۱۲) کفش خود را درآور که در وادی مقدسی قرار گرفته ای.
محل تدریس از نظر سرما و گرما، نور کافی، رنگ و مساحت، تزئینات و چینش وسائل نیز میتواند برای شنونده جاذبه ایجاد نماید، چنانکه رنگ لباس معلم در نگاه به او بی تاثیر نیست. همچنین فراهم نمودن آرامش محیط هم در پرورش متربی فوق العاده موثر است و مربی و متربی میبایست با کمک و همکاری یکدیگر، محیط تحصیل را از هر جهت آماده نمایند.
۳-۲-۳- آموزش تدریجی:
استاد و مربی برای تدریس موفق، باید روش خود را با فهم شاگردان و مراحل عقلی آنها هماهنگ نماید و در تدریس خود بیانی را بکار برد که کاملاً با شرایط سنی و درک آنان مطابقت داشته باشد، چنانکه در دستورات واحکام شارع مقدس نیز بعضی از واجبات به شرایط سنی بستگی دارد و در حقیقت، توانایی عقلی و جسمی مکلفان لحاظ شده است. مربی همچنین برای حصول نتیجه، باید نظم و ترتیب در گفتار و تدریس را رعایت نماید و در تفهیم مطالب آنچه را لازم است قبلاً گفته شود، پیش از مطالب بعدی بگوید. به عبارت دیگر، شاگرد را باید از مسائل آسان به مشکل سیر دهد، چراکه در امر تعلیم باید از آنچه در معلومات متربی وجود دارد شروع نمود و طبق سیر تدریجی عقل او گام برداشت تا یک موضوع مشکل براحتی حل شود. در یک کلام، مربی در ارائه مطالب باید مراعات سن و فهم متربیان را بنماید و درجه پختگی عقل و شعور آنها را تشخیص دهد و به قدر فهمشان سخن گوید. چنانکه رسول مکرم اسلام می فرماید: ما گروه انبیاء موظفیم با مردم، بقدر توانایی فکر و اندیشه آنها گفتگو کنیم.( حجتی، محمد باقر، ۱۳۵۸، ص۲۹۰)
۳-۳- لزوم استفاده از شیوه های جذاب:
۳-۳-۱- طرح سوال:
خداوند متعال در قرآن کریم با طرح سوال از مردم، آنها را به اندیشه وا میدارد، چرا که اندیشیدن زمینه تلاش و شکوفائی را در پی دارد. در اینجا فقط به یک نمونه از آن اشاره میکنیم:
قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (زمر-۹)
بگو آیا کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند یکسانند، تنها خردمندان متذّکر میشوند.
گرچه این سوال، پرسشی آشکار و مقایسه ای روشن میان آگاهان و نا آگاهان است، اما به هر حال، مخاطبان را به فکر فرومیبرد و آنان را به علم آموزی تشویق می کند و نیز عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان روشن مینماید.
۳-۳-۲- نمایش عملی:
معلم باید عملاً مسائل را به متربیانش آموزش دهد. به عنوان مثال، خودش با منظم بودنش نظم و ترتیب را به شاگردانش یاد دهد. او باید حتی با طرز نشستن خویش در کلاس، رعایت موازین ادب و اخلاق را به آنان بیاموزد و بداند طرز رفتار ظاهری او در رفتار شاگردان بسیار موثر است. معلمی که معمولا برای حضور در کلاس تاخیر می کند و یا در انجام وظایف خود مسامحه و سهل انگاری می نماید در عمل، رفتار اشتباه را به آنان تعلیم می دهد و در این صورت، نصیحت خود را نیز بی اثر می سازد. همچنین معلمی که معمولا با لباسی کثیف و نامرتب وارد کلاس میشود و یا به هنگام نشستن در کلاس، وزانت و وقار لازم را ندارد، به طور ناخودآگاه شاگردان را به سوی بی نظمی و بی ادبی سوق می دهد.
در مقابل، معلمی که به وظایف خود آشنا بوده و در اعمال خود، منظم، و در گفتار و رفتار خود با ادب است اعمال و رفتارش درس اخلاق برای شاگردانش می باشد. پس معلم باید بداند که زبان حال او بیشتر از زبان قال او موثر است و باعث دگرگونی در اعمال و رفتار شاگردان میشود.
معلمان همچنین گاه باید درس را به صورت نمایش گونه به متربیان یاد دهند.
در روایت آمده که پیامبر اکرم پس از نزول آیه شریف"وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ (انعام-۱۵۳)؛این راه مستقیم من است؛ از آن پیروی کنید؛ و از راه های پراکنده (وانحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور میسازد"با دست خود خط راستی کشید و فرمود «راه خدا این گونه مستقیم است»؛ سپس خطوطی در راست و چپ آن خط کشید و فرمود: این راه های غیر خداست و هیچ یک از این راه ها نیست مگر آنکه شیطانی بر سر آن قرار میگیرد و مردم را به سوی خود دعوت میکند. (طباطبائی،۱۳۵۰،ج۷،ص۳۹۸)
امام حسن۸ و امام حسین ۸ نیز با نمایش وضو گرفتن در برابر پیر مردی که غلط وضو می گرفت، ضمن آموزش وضو به وی، او را تحت تأثیر قرار دادند ونگذاشتند آبرویش نیز برود.
۳-۳-۳- استفاده از داستان:
از جمله موفقیت های یک مربی این است که از نقل داستان و قصه در خلال تعلیم و تربیت بهره ببرد و بدین وسیله نکات تربیتی را به متربیان منتقل نماید، چرا که استفاده بجا از داستان هم سبب رفع کسالتِ مستمعان میگردد و هم سبب عبرت آموزی آنان میگردد. همچنین یکی از دلایل اثر گذاری قصه و داستان بر روی انسان، تمایل قلبی او به داستان است. معمولاً کتاب های تاریخی و داستانی در طول تاریخ بشری رونق خاصی داشته و قابل فهم برای اکثر مردم بوده است، در حالی که مباحث استدلالی و عقلانی را گروه اندکی پیگیری میکردهاند.
قرآن مجید نیز مسائل تربیتی را در قالب داستان بیان داشته تا سبب تربیت و عبرت گیری همگان گردد. این کتاب الهی به گوشه ای از قصص انبیاء و امّتهای آنان اشاره میکند تا مردم بفهمند سنّت و روش خدای متعال در سایر امتها چه بوده، و نیز عبرت بگیرند و حجّت هم بر آنان تمام شود. خداوند متعال می فرماید:
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَـذَا الْقُرْآنَ وَإِن کُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ (یوسف-۳)
ما بهترین سرگذشتها را از طریق این قرآن که به تو وحی کردیم برتو باز گو میکنیم؛ مسلماً بیش از این، از آن خبر نداشتی.
قَصَص هم به معنای داستان و هم به معنی نقل داستان است. قصه و داستان در تربیت انسان سهم بسزایی دارد، زیرا داستان تجسم زندگی یک اُمت و تجربه عملی یک ملّت است و هر چه با تاریخ و سر گذشت پیشینیان بیشتر آشنا باشیم، گویا به اندازه عمر آنان زندگی کردهایم.
حضرت علی ۸ در نامه ۳۱ نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن ۸ میفرماید: فرزندم! من در سرگذشت گذشتگان چنان مطالعه کردهام و به آنها آگاهم که گویا با آنان زیستهام و به اندازه آنها عمر کردهام.
البته داستانهای قرآن با سایر داستانها تفاوت های بسیاری دارد، چراکه:
قصه گو خداوند است. (نَحنُ نَقُصُّ)
جهت انجام این آزمایش اسید استیک ۲% (v/v ) که به عنوان حلال است (محلول ۱) مورد نیاز می باشد. استاندارد ۱۰۰ میلی گرم در لیتر نیترات، که حاوی ۷۲۲/۰ گرم نیترات پتاسیم KNO3 در یک لیتر آب است آماده شدند (محلول ۲). سپس سری محلول های استاندارد با غلظت ۰، ۲، ۴، ۶، ۸ و ۱۰ میلی گرم در لیتر آماده شدند (محلول ۳). به این صورت که ۰، ۲، ۴، ۶، ۸ و ۱۰ میلی لیتر از استاندارد ۱۰۰ میلی گرم در لیتر (محلول ۲) را به بالن ژوژه ۱۰۰ میلی لیتر انتقال داده و با اسید استیک ۲% (محلول ۱) به حجم رسانده شد.
پودر مخلوط که حاوی ۳۷ گرم اسید سیتریک، ۵ گرم سولفات منگنزمونوهیدرات، ۲ گرم سولفانیل آمید، ۱ گرم N- 1 – نفتیل اتیلن دی آمین دی هیدروکلراید و ۱ گرم پودر روی است آماده می شود. سپس ۱/۰ گرم از پودر خشک شده گیاه را در ارلن مایر ۱۰۰ میلی لیتر ریخته ۵۰ میلی لیتر اسید استیک ۲% (محلول ۱) اضافه کرده به مدت ۳۰ دقیقه در شیکر دورانی هم زده و عصاره بدست آمده را با کاغذ صافی درجه ۲ صاف شد و مجدد از همان کاغذ صافی عبور داده شد تا عصاره کاملا صاف شود.
سپس ۱۰ میلی لیتر از سری محلول های استاندارد (محلول ۳) و ۱۰ میلی لیتر از عصاره صاف شده به لوله آزمایش درب دار انتقال داده شد. ۵/۰ گرم از پودر مخلوط به لوله ها اضافه گردید و ۳۰ ثانیه به شدت بهم زده و محلول رنگی ایجاد شده بلافاصله صاف شد بعد از ۱۰ دقیقه شدت رنگ ایجاد شده در طول موج ۵۴۰ نانومتر با بهره گرفتن از دستگاه اسپکتروفوتومتر خوانده شد.
میزان ازت نیتراته در ماده خشک گیاه برحسب میلی گرم در کیلوگرم(ppm) از رابطه زیر محاسبه می شود:
× ×= میزان ازت نیتراته در ماده خشک گیاه
که در آن:
-a غلظت نیترات در عصاره بر حسب میلی گرم در لیتر
b- غلظت نیترات در شاهد بر حسب میلی گرم در لیتر
w- وزن نمونه گیاه بر حسب گرم
D,M- درصد ماده خشک گیاه
۳-۲-۲- اندازه گیری نیتریت به روش دیازو
اصول این روش عبارت است از این که یونهای نیتریت آزاد در عصاره گیاه در مجاورت سولفانیل امید تولید ترکیب دیازنوم می کنند. این ترکیب باان(۱-نفتیل)اتیلن دی آمین، تولید کمپلکس آمینو آزو می نماید شدت رنگ کمپلکس رنگی در طول موج ۵۴۰ نانومتر قابل اندازه گیری می باشد.
محلول های مورد نیاز برای این آزمایش:
۱- اسید استیک CH3COOH دو درصد(v/v)
۲- پودر مخلوط:۳۷گرم اسید سیتریک و ۲ گرم سولفانیل آمید و یک گرم ان-۱-نفتیل اتیلن دی آمین دی هیدروکلراید، جداگانه با هاون چینی کوبیده و با هم مخلوط می گردد. این مخلوط به مقدار مورد مصرف در همان روز آزمایش تهیه می شود.
۳- استاندارد ۱۰۰ میلی گرم در لیتر نیتریت:۴۹۲/۰گرم از نیترت سدیم در یک لیتر آب حل شد.
۴- سری محلولهای استاندارد با غلظت ۵/۰، ۵/۱ و ۰/۲ میلی گرم در لیتر: ۵/۰، ۵/۱ و ۰/۲ میلی لیتر از استاندارد ۱۰۰ میلی گرم در لیتر(محلول ۳) میکرو پیپت کرده و به بالن ژوژه ۱۰۰ میلی لیتری منتقل و با اسید استیک ۲ درصد(محلول ۱) به حجم رسانده می شود.
روش کار:
۵/۰ گرم پودر گیاه توزین و به ارلن مایر ۱۰۰ میلی لیتری منتقل می شود. ۵۰ میلی لیتر از محلول ۲ درصد اسید استیک اضافه شده و به مدت ۳۰ دقیقه در شیکر دورانی بهم زده و صاف می شود. عصاره بدست آمده دویاره از همان کاغذ صافی عبور داده تا عصاره کاملا صاف بدست آید.
میزان ۱۰ میلی لیتر از عصاره و ۱۰ میلی لیتر از سری محلولهای استاندارد(محلول ۴) پی پت کرده و به لوله آزمایش درب دار منتقل می شود. ۵/۰ گرم از پود مخلوط اضافه کرده و مدت ۳۰ ثانیه به شدت بهم زده محلول رنگی ایجاد شده بلافاصله صاف می شود (با توجه به اینکه در اثر مجاورت عصاره با پودر مخلوط به علت احیای بیشتر ازت، رنگ تشکیل شده محو میگردد مدت زمان بهم زدن اهمیت زیادی دارد). بعد از ۱۰ دقیقه شدت رنگ ایجاد شده در طول موج ۵۴۰ نانومتر قرائت شد.
میزان نیتریت در ماده خشک گیاه برحسب میلی گرم در کیلوگرم(p.p.m) از رابطه زیر محاسبه می شود:
××۱۰۰= میزان نیتریت در ماده خشک گیاه
که در آن:
a- غلظت نیتریت در عصاره بر حسب میلی گرم در لیتر
b- غلظت نیتریت در شاهد بر حسب میلی گرم در لیتر
D.M- درصد ماده خشک گیاه
۳-۲-۳- اندازه گیری اسید آسکوربیک به روش اسپکتروفتومتری
روش تهیه محلول های استاندارد اسید آسکوربیک
استاندارد اسید آسکوربیک (۱/۲۹۰ = MW): محلول استاندارد ۱ میکروگرم بر میکرولیتر(mg 10 اسید آسکوربیک را در اسید متافسفریک ۵% حل نموده به حجم نهایی ml 10 رسانده شد) در روز استفاده تهیه گردید. سپس به ترتیب ۰, ۵, ۱۰ , ۲۵, ۵۰ , ۷۵ و ۱۰۰ میکرولیتر از این نمونهها را توسط محلول اسید متافسفریک ۵% به حجم ml 1 رسانده شد.
حال ۳۰۰ میکرولیتر از هر نمونه استاندارد برداشته با ۷۵۰ میکرولیتر بافر فسفات پتاسیم۱/۰ مولار و ۷۵ میکرولیتر دی تیو ترایتول ۱۰ میلی مولار مخلوط شده به مدت ۱۰ دقیقه در درجه حرارت اتاق قرار داده شد. سپس ۱۵۰ میکرولیتر N-اتیل مالامید ۵/۰% به آن اضافه شده و پس از هم زدن با ورتکس به مدت ۱۰ دقیقه در درجه حرارت اتاق قرار گرفت. ۳۰۰ میکرو لیتر تریکلرو استیک اسید ۱۰% +۳۰۰ میکرولیتر ارتوفسفریک لسید ۴۴% زیر هود+۳۰۰ میکرولیتر آلفا-آلفا دی پیریدیل+۵ میکرولیتر FeCl395%(475 میلی گرم در ۵/۰ میلی لیتر آب مقطر) اضافه شد. مخلوط حاصل ۲بار و هربار ۲۰ دقیقه در حمام آب گرم ۴۰درجه سانتی گراد قرار گرفت. قبل و بعد از هربار کاملا ورتکس شد و سپس در اسپکتروفتومتر با طول موج۵۲۵ نانو متر جذب آن خوانده شد.
مقداری از هرنمونه سبزی خام و پخته به صورت جداگانه داخل هاون کوبیده شد سپس ۵/۰گرم بافت تازه نمونه در ۱۰میلی لیتر متافسفریک اسید ۵% داخل لوله فالکون ریخته شدسپس به مدت ۱۵ دقیقه در ۵۰۰۰دور سانتریفیوژ گردید.
۱۵۰میکرولیتر از عصاره سانتریفیوژ شده با ۳۷۵ میکرولیتر بافرفسفات پتاسیم ۱/۰ مولار و ۷۵ میکرولیتر دی تیو ترایتول ۱۰ میلی مولار مخلوط شده به مدت ۱۰ دقیقه در درجه حرارت اتاق قرار داده شد. سپس ۱۵۰ میکرولیتر N-اتیل مالامید ۵/۰% به آن اضافه شد. پس از هم زدن با ورتکس به مدت ۱۰ دقیقه در درجه حرارت اتاق قرار گرفت. سپس ۳۰۰ میکرو لیتر تریکلرو استیک اسید ۱۰% +۳۰۰ میکرولیتر ارتوفسفریک لسید ۴۴% زیر هود+۳۰۰ میکرولیتر آلفا-آلفا دی پیریدیل+۵ میکرولیتر FeCl395%(475 میلی گرم در ۵/۰ میلی لیتر آب مقطر) اضافه شد. مخلوط حاصل ۲بار و هربار ۲۰ دقیقه در حمام آب گرم ۴۰درجه سانتی گراد قرار گرفت. قبل و بعد از هربار کاملا ورتکس شد و سپس در اسپکتروفتومتر با طول موج۵۲۵ نانو متر جذب آن خوانده شد.
۳-۳- تجریه و تحلیل آماری
این پژوهش در طرح بلوکی کاملا تصادفی و در سه تکرار اجرا شد. در این پژوهش اثر ۳ متغیر مستقل شامل نوع سبزی(هویج، کرفس، گوجه فرنگی، بادمجان، اسفناج و کدو سبز)، نوع فرایند(آب پز و سرخ شده) و زمان (روز صفر، سوم، ششم و نهم) بر متغیرهای وابسته غلظت اسید آسکوربیک، غلظت نیتریت و نیترات مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به این طرح آزمایش از روش تجزیه و تحلیل چند متغیره (Univariate Analysis) و سپس آزمون دانکن به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده گردید تا هم اثرات تکی متغیرهای مستقل و هم اثرات تقابلی آنها بر متغیرهای وابسته مورد بررسی قرار گیرد. برای بررسی همبستگی بین متغیرهای وابسته (غلظت نیتریت، نیترات و اسید آسکوربیک) از آزمون همبستگی پیرسون به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ برای ویندوز استفاده شد.
فصل چهارم: نتایج و بحث
۴-۱- بررسی اثر نوع سبزی، فرایند و زمان نگهداری بر میزان اسید آسکوربیک
شکل شماره ۴-۱ اثرات زمان نگهداری در یخچال، نوع فرایند و نوع سبزی را بر غلظت اسید آسکوربیک نشان می دهد. جدول شماره ۴-۱ نیز نتایج تجزیه و تحلیل آماری تغییرات غلظت اسید آسکوربیک را نشان می دهد.
شکل ۴- ۱: روند تغییرات اسید اسکوربیک در روزهای مختلف نگهداری به صورت تابعی از نوع سبزی و فرایند
همان گونه که از نتایج مندرج در شکل ۴-۱ پیداست، روند تغییرات اسید آسکوربیک برای تمامی نمونه ها طی زمان نگهداری به صورت معنی داری (p<0.05) کاهشی بود. همان گونه که از نتایج جدول ۴-۱ هم پیداست اثرات نوع فرایند کاملا مشهود است و سبزیجات سرخ شده روند کاهشی بیشتری در میزان اسید آسکوربیک داشت. نتایج همچنین حاکی از آن است که میزان اسید آسکوربیک در اسفناج با حدود ۵۰ ppm از بقیه سبزیجات بیشتربود. کمترین میزان اسید آسکوربیک در به کرفس مشاهده شد (۳۳ ppm).
جدول ۴- ۱: غلظت اسید اسکوربیک (ppm)در سبزیهای مختلف در زمان های مختلف نگهداری در یخچال
روز | |||||||||||
علت آنکه مطلقه رجعیه چنانکه ناشزه باشد حق نفقه ندارد آن است که مدت عده در طلاق رجعی ادامه وضعیت دوران زناشویی یا در حکم آن است و در دوران زناشویی هرگاه زن ناشزه شود ، حق نفقه بر شوهر ندارد .
مثلاً زن بدون جهت از شوهر خود قهر کرده و به خارج از کشور مسافرت نموده است و شوهر در این حالت او را طلاق میدهد. زن مزبور همچنان که نفقه زمان قهر در دوران زوجیت نمیتواند بخواهد نفقه زمان عده را نیز حقی بر آن نخواهد داشت.
در طلاق رجعی چون همچنان تا زمانی که عده تمام نشده است ، روابط زن و شوهری به کلی قطع نشده است و زن میتواند نفقه را بگیرد و همین که ایام عده به پایان رسید و رجوع نیز صورت نگرفته بود طلاق قطعی میشود و نفقه نیز قطع میشود.
چون دیگر روابط زناشویی از بین میرود و مانند ایام قبل از نکاح میشود که بر هم نامحرم بودند و رابطه حقوقی که بر اثر عقد نکاح ایجاد میشود دیگر میان آنان نیست.
ازسوی دیگر بند دو ماده (۸) قانون امور حسبی نیز مقرر میدارد: زوجه که در عده طلاق رجعی است، در حکم زوجه است، بر همین مبنا طلاق رجعی قبل از سپری شدن ایام عده، مرد و زن را از احصان خارج نمیکند.
ب) طلاق بائن
در بالا اشاره شد که مطلقه بائنه حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود.
وجوب نفقه حامل در مدت عده اجماعی است.
از نظر تحلیلی نفقه مطلقه بائنه در مدت حمل، ممکن است برای حمل او باشد ؛ بدین معنی که پدر از بابت نفقه اقارب به فرزند خود که در حال حمل است نفقه میدهد، یا ممکن است برای خود مادر باشد.
چنانچه به خود حامل اختصاص داشته باشد همان احکام نفقه زوجه را دارد و اگر مختص حمل باشد ، احکام نفقه اقارب جاری خواهد بود ؛که هر یک آثار متفاوتی دارند.
در ادامه به شرح آنها می پردازیم:
۱-نفقه برای حمل : از موارد انفاق به قرابت است و شوهر به اعتبار اینکه پدر حمل می باشد نفقه ی زن حامله را می دهد و قضای آن هم واجب نیست ؛ چرا که قضای نفقه ی اقارب مانند اولاد و ابوین واجب نیست . یا اینکه اگر جنین مرده به دنیا آمد ،هزینه ی پرداختی باید مسترد گردد .[۱۴۷] ضمن اینکه نفقه اقارب به قدر رفع حاجت منفق علیه با در نظر گرفتن و بررسی استطاعت منفق می باشد.
در صورتی که نفقه برای حمل باشد زن صیغه ای و موطوئه به شبهه که حامل باشد نیز مستحق نفقه اند ، حال آنکه اگر نفقه را مختص حامل بدانیم ، هیچ یک از آن دو به ترتیب با توجه به اطلاق ماده ۱۱۱۳ قانون مدنی و حصر ماده ۱۱۰۹ قانون مدنی به طلاق رجعی ، بائن و فسخ نکاح ، مستحق نفقه نیستند. [۱۴۸]
برخی با استناد قاعده ای در علم اصول که می گوید : تعلیق حکم بر وصف مشعر بر علیت است ؛ معتقدند که وقتی مقنن در ماده ۱۱۰۹ که می گوید : مطلقه بائنه مستحق نفقه نیست ولی اگر حامل باشد مستحق نفقه است ، پس معلوم می شود نفقه به خاطر حمل است و نه حامل ؛ لذا زوجه متوفی که حامله باشد ، مستحق نفقه است و هزینه ی آن باید از مال طفل استیفا شود . [۱۴۹]
۲-نفقه برای حامل: در صورتی که نفقه برای زوجه مطلقه باشد، اولاً شوهر به اعتبار زوجیت سابق، نفقه به زن مطلقه خود در مدت حمل میدهد، ثانیاً از حیث مقدار مانند نفقه ایام زوجیت متناسب با وضعیت زن است.
برخی کوشیدهاند تا با عنوان «انفاق به حامل یعنی انفاق به حمل» نظر اول را توجیهکنند. [۱۵۰]
به نظر میرسد این قول موجه باشد که مبنای الزام مرد به نفقه زن در این دوره خود زن است و نفقه به زن تعلق میگیرد زیرا جنین هنوز وجود جدا و مستقل ندارد که پدر مکلف به انفاق طفل باشد و از ظاهر ماده ۱۱۰۹ هم همین بر میآید که نفقه برای تأمین زندگی زن و جبران زحمتی است که متحمل میشود بنابراین زن تا زمانی که باردار است مستحق دریافت نفقه است.[۱۵۱]
- متعه در طلاق
در اسلام مسئلهای به عنوان متعه طلاق پیشبینی شده است. قرآن کریم متعه طلاق را از حقوق زن بر شوهر میداند و آن را در همه موارد طلاق چه بعد از عروسی چه قبل از عروسی جاری میداند.
ولی جا دارد که با اصلاح مقررات طلاق، این حق را برای زنان در نظر بگیرند که اگر مردی بخواهد همسر خود را طلاق دهد وزن متحمل خسارتی شود باید مبلغی پول به زن پرداخت شود. از این طریق پشتیبانی مالی ویژهای از زنانی که بیتقصیر هستند به عمل میآید.
گفتار دوم: نفقه زوجه در عقد موقت
نکاح منقطع، ازدواج و غیر دائم یا موقتی است که بر اساس مصالح، زن و مرد برای مدت معین به عقد نکاح مبادرت میکنند. نه تنها در شرع بلکه در قانون مرد ملزم به پرداخت نفقه ایام زوجیت در عقد منقطعه نشده است.
درماده ۱۱۱۳ قانون مدنی آمده است: «در عقد انقطاعی، زن حق نفقه ندارد …» البته این بدان معنا نیست که زن و شوهر نتوانند بر خلاف آن شرط کنند چنانکه در ادامه ماده فوقالذکر آمده است که: «… مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد …»
پس اگر طی یک قرار داد خصوصی مرد بپذیرد که برای زنی که در عقد موقت او به سر میبرد، در تمام موارد یا در بعضی موارد نفقه قرار دهد ؛ پرداخت نفقه در حدود شرایط از سوی مرد واجب میشود.
علت اینکه در نکاح منقطع زن بدون شرط در ضمن عقد نکاح حق مطالبه نفقه را ندارد ممکن است به این مطلب باز گردد که در نکاح منقطع زن تنها ملزم به رعایت شرایطی است که عقد برای آن ایجاد شده است و این شرایط محدوده ی آزادی عمل زوجه را به اندازه آزادی عمل زن که در عقد دائم ایجاد میکند، محدود نمیکند. و زن برای تأمین خرجی خود وقت بسیار دارد. با این حال حتی اگر آزادی عمل او بسیار باشد ولی در ضمن عقد شرط پرداخت نفقه شده باشد باز مرد ملزم به رعایت آن است و این شرط ، شرط خلاف مقتضای عقد نیست.
ضمن اینکه تمکین و اطاعت زن در مقابل مرد در عقد موقت محدود به مقداری است که قرارداد بستهاند ، اما در ازدواج دائم زن موظف به پیروی از همسر خود درحدود مصالح خانوادگی است.
در ازدواج دائم مرد در مقابل خوراک و پوشاک و رفاه و مسکن و مخارج روزانه و غیره تعهد دارد اما در عقد موقت تا وقتی شرط نشده باشد چنین مسئولیتی برای مرد ایجاد نمیشود.
گاهی نیز پیش میآید که خود عقد شرایطی را ایجاب میکند که به طور ضمنی مرد ملزم به پرداخت نفقه میشود مانند اینکه عقد موقت برای مدت طولانی مثلاً برای ۱۰ سال، ۲۰سال و یا ۹۹ سال و یا زن و شوهر با هم در یک مکان مشترک به سر میبرند و یا ازدواج برای صاحب فرزند شدن باشد . چون مخصوصاً در این دو مورد آزادی بیشتری از زن سلب میشود و یا آن بچه نیازمند تربیت صحیح و محبت مادری است و ماندن بچه در نزد زن بر او هزینههای بیشتری را تحمیل میکند و از منظر دیگر چون نفقه برای استحکام نظام خانواده و تربیت صحیح فرزندان بیشتر نمود عینی پیدا میکند، پس شرایط بر مرد تحمیل و پرداخت نفقه از سوی او واجب میشود و نیازی هم به شرط در ضمن عقد نیست .
در این مورد میتوان به استناد به ماده ۲۲۵ قانون مدنی که میگوید: «متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف به آن باشد به منزله ذکر در عقد است.» حکم به پرداخت نفقه کرد.
به عبارت صحیحتر در نکاح منقطع به طور معمول شرط میشود که نفقه زن به عهده شوهر است و در تعیین میزان و چگونگی این نفقه عرف حکومت دارد. [۱۵۲]
بند اول: ارتباط تمکین و نفقه در عقد موقت
زن غیردائم هم مانند زوجه ی دائمی باید با شوهر خود حسن معاشرت داشته باشد و در تشدید مبانی خانوادگی و تربیت فرزندان (اگر باشد)، با شوهر معاضدت نماید.
هرچند تعهد پرداخت نفقه ، تعهد مستقلی از عقد نکاح موقت است، که با کمک ماده ۱۰ قانون مدنی و سایر اصول حقوقی، زوج، پرداخت ، آن را متعهد شده است ؛ اما نباید غافل بود که هدف نهایی یا اصلیترین هدف زوجین از این نوع نکاح هم معمولاً انجام وظایف زناشویی است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که هرگاه زوجه منقطعه هم از ادای وظایف زوجیت امتناع نماید، حق مطالبه نفقه مورد تعهد برای مدتی که ناشزه بوده نخواهد داشت.
بند دوم: شرط حق نفقه در ضمن عقد ازدواج موقت:
هرگاه در ضمن عقد نکاح منقطع ، زوج به دادن نفقه تعهد کند ، آن را شرط ضمن عقد نامند و اگر قبل از عقد تعهد کنند، آن را شرط تبانی نامند که باید صراحت کافی داشته و ارتباط عقد با شرط محرز و مسلم باشد . علت صحت آن این است که شرط مزبور و مخالف شرع است و نه خلاف مقتضای عقد. [۱۵۳]
این شرط می تواند به چند صورت باشد:
الف) نفقه برای تمام مدت: هر گاه ضمن عقد ازدواج موقت زن شرط نماید که تمام مدت ازدواج موقت باید از حق نفقه برخوردار باشد.
ب) نفقه برای قسمتی از مدت : مانند این که عقد پنج سال است و نفقه برای سه سال مقرر شود.
ج) نفقه بیشتر از مدت : عقد دو سال باشد و مرد تعهد به پرداخت برای پنج سال کند.
د) تعیین نفقه بعد از عقد: ضمن عقد خارج لازم زن شرط نماید که نفقه او تا پایان مدت یا قسمتی از عقد بر عهده شوهر باشد.
بند سوم: شرایط حق نفقه در ازدواج موقت
هرگاه حق نفقه در ازدواج موقت به طور مطلق شرط شود، یعنی هیچ قیدی نداشته باشد، به نظر میرسد تمام حقوق زوجین که از حق نفقه ناشی میشود نسبت به یکدیگر لازم الرعایه میباشد مگر آنکه قانون تصریح دیگری داشته باشد . مانند حق نفقه زن در عده طلاق رجعی؛ زیرا در ازدواج موقت ، پرداخت وجود ندارد تا در صورت رجعی بودن آن، زن مستحق نفقه باشد.
همچنین در صورت شرط نفقه و فوت مرد در مدت عقد موقت که زن باید عده وفات نگه دارد زن مستحق نفقه نخواهد بود زیرا با فوت شوهر رابطه زوجیت قطع میشود.
اما اگر حق نفقه به صورت مطلق نبوده و دارای قید باشد مانند این که حق نفقه زن با شوهر است تا زمانی که سر کار نمیرود و خانهدار است ؛ در این فرض حق نفقه در محدوده همان قید برعهده مرد است و از هنگامی که زن سر کار رفت ، حق نفقه برعهده مرد نمیباشد.
بند چهارم: ارکان نفقه در ازدواج موقت
اگر نفقه برای زوجه ی منقطعه شرط شده باشد ، آیا همان ویژگی های نفقه ی زوجه ی دائمه را دارد؟ مثل آنکه لازم باشد که متناسب با شان زن تعیین شود ، با نشوز زن ، مسئولیت از مرد تا زمانی که نشوز باقی است ساقط شود و اگر زوج از رد آن امتناع کند ، زوجه حق مراجعه به دادگاه و نهایتا تقاضای بذل مدت نکاح موقت را داشته باشد ؟
اکثر تعهدات زوجین در این نکاح جنبه قراردادی دارد و توافق طرفین است که میتواند میزان نفقه ، تمکین، ریاست شوهر و کیفیت این ریاست را معین کند. [۱۵۴]
به نظر اگر چه با نشوز زوجه ی منقطعه وی استحقاق خویش به نفقه را از دست می دهد ، اما در تهیه نفقه ی مزبور توانایی مالی مرد است که مورد توجه قرار می گیرد و نه شئونات زوجه ی موقت .[۱۵۵]
زوجه ی منقطعه ای که مستحق نفقه است با عدم دریافت آن ، میتواند الزام مرد به بذل مدت نکاح را تقاضا کند تا از عسر و حرج خلاصی یابد. [۱۵۶]
با توجه به بحثهای پیشین مبنای حقوقی و فقهی الزام به انفاق در نکاح موقت در تمام موارد ریشه ی قراردادی دارد، درنتیجه ارکان نفقه و میزان آن تابع توافق طرفین است و لزومی ندارد متناسب با وضعیت زن باشد و اگر به اجمال درباری نفقه توافق کردند ، باید به اقتضای عرف عمل نمایند. [۱۵۷]
تنظیم صورت حساب های پرداخت
تهیه قراردادها
نظارت و کنترل موجودی
از دهه ۳۰ تا دهه ۷۰ میلادی، چنین فعالیت ها و وظایف متمرکزی به خوبی انجام می شد و نتایج خوبی را به دنبال داشت. سازمان ها و شرکت ها، با بهره گرفتن از شیوه های استاندارد در زمینه فرایند تعاملی خرید، دریافت و پرداخت، اهرم ها و قدرت هایی کسب نمودند. گرچه، در دهه ۷۰ میلادی، مفاهیم جدید سازمانی مانند «پیدایش جایگاه افراد» و «قدرت تیم ها و گروه ها» در سازمان ها ظهور پیدا کرد، که این دو مفهوم نیز به نوبه خود منجر به ایجاد چالش هایی در حوزه های متمرکز مانند حسابداری، پرسنلی، خدمات اطلاعاتی و امثالهم در سازمان های وظیفه ای گردیدند.
در اواخر دهد ۸۰ میلادی، هزینه های بسیار بالای خرید و تهیه مواد اولیه ساخت یک کالا، تأثیر زیادی روی سرمایه های شرکت ها می گذاشتند و به همین جهت این هزینه ها مورد توجه و بررسی قرار گرفتند که این امر منجر به ظهور تغییراتی در این زمینه گردید. همچنین ظهور سیستم های الکترونیکی خرید و نیز افزایش توجه مدیران ارشد به اهمیت نقش خرید و مدیریت تأمین، منجر به تسریع ایجاد تغییرات گردید. در این سازمان ها بود که مدیران خرید و تدارکات، نیاز به دو نوع منبع را در سازمان هایشان ضروری دانستند:
تیمی از افراد که فعالیت های تاکتیکی و عملیاتی مدیریت مواد و خرید را بر عهده داشته باشند.
مدیران تأمین کننده که ایجاد زمینه های وسیع تر برای سیاستگذاری روی فعالیت ها را بر عهده بگیرند.
طبق این تحولات می توان گفت که سیر پیشروی از خرید به مدیریت زنجیره تأمین، دو انتقال اصلی را در بر داشته است که عبارتند از:
انتقال از تمرکز روی فرآیندهای داخلی به سوددهی و فعالیت های دارای ارزش افزوده
انتقال از تمرکز تاکتیکی به تمرکز استراتژیکی
امروزه، بسیاری از سازمان های رده جهانی، فعالیت های مدیریت زنجیره تأمین و خرید خود را روی پنج خروجی دارای ارزش افزوده زیر که نتیجه تدارک فعال و مدیریت تأمین می باشد، متمرکز می کنند:
کیفیت: کیفیت مواد و خدمات خریداری شده باید عاری از عیب و نقص باشد.
هزینه: فعالیت های مدیریت تأمین و خرید باید متمرکز بر مدیریت استراتژیک هزینه باشد. یعنی فرایند کاهش هزینه کل خرید، حمل و نقل، نگهداری، تبدیل و پشتیبانی محصولات شامل مواد و محصولات خریداری شده در طول زنجیره تأمین در نظر گرفته شود.
زمان: در فعالیت های مدیریت زنجیره تأمین و خرید و نیز تأمین کنندگان باید نقش فعالی در کاهش زمان لازم برای ارائه محصول جدید به بازار، ایفا نمایند.
فناوری: فعالیت های مدیریت زنجیره تأمین و خرید دو مسئولیت اساسی ذیل را در زمینه فناوری بر عهده گیرند:
بخش تأمین شرکت، فناوری مناسب را در زمان مناسب فراهم می آورد و به کار می بندد.
فناوری که رقبای اصلی شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد، در هنگام معامله و داد و ستد با تأمین کنندگان کنترل شده است.
استمرار تأمین: فعالیت های مدیریت زنجیره تأمین و خرید باید روندهای تأمین را نظارت و کنترل نمایند، یکپارچگی مناسب بین تأمین کنندگان برقرار سازند و نیز مسائل دیگری را در جهت کاهش ریسک تأمین در برگیرند.(غضنفری و همکاران، ۱۳۸۹)
۲-۲-۴-دلایل اهمیت مدیریت زنجیره تأمین
مدیریت زنجیره تأمین به دلایل زیر در مسیر رشد روز افزون قرار گرفته است:
افزایش سرعت تغییر تکنولوژی: به واسطه رشد فزاینده تغییرات در تکنولوژی، کارخانجات به منظور حفظ متخصصان فنی در زمینه فعالیت هایی که آنها تدارک می بینند، در حال تقویت شرکایشان در زنجیره تأمین هستند.
جهانی شدن تجارت: در یک اقتصاد جهانی، نواحی مختلف جهان مراحل یک زنجیره تأمین خواهند بود. این امر می تواند نتیجه ترکیب نامحدودی از منابع تأمین (همکاری بی پایان منابع) شامل مجاورت با منابع طبیعی، پشتیبانی زیربنایی، مشخصات نیروی کار و فضای سیاسی باشد.
تمایل به منبع یابی بیرونی: در دهه های گذشته، کارخانجات به کارهای مختلفی دست زدند. در حال حاضر، آنها به طور فزاینده ای توجه خود را به اموری معطوف ساخته اند که بتوانند در یک یا چند زمینه با سایر رقبای جهانی رقابت کنند. برای نیل به این هدف، ضروری است این کارخانجات به منظور تهیه بخشی از محصولاتشان که نیاز مشتری نهایی را برآورده می سازد، به منبع یابی بیرونی یا برون سپاری فعالیت ها و تقویت کارخانجات دیگر بپردازند.(غضنفری و همکاران، ۱۳۸۹)
۲-۲-۵-اجزاء و عوامل مدیریت زنجیره تأمین
طی چند سال اخیر و به دنبال نمایان شدن اهمیت و ضرورت به کارگیری مدیریت زنجیره تأمین، مدل های فرآیندی و مفهومی مختلفی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه مدیریت زنجیره تأمین تدوین شده است. این مدل ها معمولاً با توجه به نوع صنعت و تجارت و زمینه کاری از لحاظ ظاهر با هم متفاوت می باشند، ولی از لحاظ مفهوم و اجزاء و فرآیندهای زنجیره تأمین، کلیه مدل ها معرف سه فرایند کلیدی تأمین، تولید و توزیع می باشند. این سه فرایند به صورت یکپارچه و در کنار هم منجر به شکل گیری مدیریت زنجیره تأمین می گردند.
از جمله مدل های جامع در این زمینه می توان به مدل فرآیندی مدیریت زنجیره تأمین اشاره کرد که توسط یک تیم از دانشکده مدیریت دانشگاه کالگاری با همکاری شرکت اپی لوگ طراحی و توسط شفردسون ارائه شده است.
این مدل از سه بخش تشکیل شده است که عبارتند از:
مدیریت تقاضا
مدیریت تأمین
مدیریت تولید و توزیع
در حقیقت کلیه فرآیندهای مدیریت زنجیره تأمین در سه بخش بالا توزیع شده است. در بخش مدیریت تأمین، سه فرایند اصلی به چشم می خورد که عبارتند از: منبع یابی استراتژیک، خرید، مدیریت مواد، حمل و نقل داخلی و انبارداری. با انجام فرایند منبع یابی استراتژیک، منابع لازم و مناسب جهت تأمین مواد مورد نیاز مشخص می گردند، سپس طبق ضوابط تعیین شده، فرایند خرید انجام می پذیرد و به دنبال آن مواد خریداری شده مدیریت می شود و برای حمل و نقل داخلی و انبار کردن آنها اقدام می شود.
خروجی بخش مدیریت تأمین، اطلاعاتی است که در مورد اقلام خریداری شده و مشخصات آنها به فرایند «مدیریت موجودی برای مواد اولیه، تغذیه انبار و MRO» ارائه می شود. این فرایند در بخش مدیریت تقاضا، برنامه ریزی های مرتبط با تولید، نگهداری و نیز پیش بینی تقاضا انجام می گیرد و خروجی های مربوطه به بخش مدیریت تولید و توزیع انتقال می یابد. در بخش مدیریت تولید و توزیع، فرایند تولید، نگهداری و مدیریت موجودی محصول نهایی انجام می گیرد. سپس کالاها به محل های مورد نظر انتقال می یابند و طبق سفارشات گرفته شده از جانب مشتری در اختیار وی قرار می گیرند. این بخش در حقیقت ارتباط مستقیم با مشتری دارد و اطلاعات مربوط به آن را به بخش های دیگر منتقل می کند.
مزایایی که نگرش فرآیندی به مدیریت زنجیره تأمین به دنبال دارد، عبارتند از:
پاسخگویی سریع
درک آسان
کاهش اضافه کاری
کمک در جهت از بین بردن موانع
پیشبرد کارایی اقتصادی(غضنفری و همکاران، ۱۳۸۹)
۲-۲-۶-فازهای تصمیمی در یک زنجیره تأمین
مدیریت موفق زنجیره تأمین نیازمند تصمیمات مرتبط با جریان اطلاعات، محصول و منابع مالی است. همه این تصمیمات در سه مقوله یا فاز، بسته به فراوانی هر تصمیم و افق زمانی که یک تصمیم اثر می گذارد، تقسیم بندی می شوند:
الف) فاز راهبردی
شرکت ها در طول این فاز در مورد نحوه ساختاردهی زنجیره تصمیم می گیرند. یعنی اینکه چه فرآیندهایی و با چه ترکیبی در هر مرحله انجام شوند. تصمیمات این فاز به تصمیمات استراتژیک زنجیره نیز معروف هستند. این تصمیمات شامل موارد زیر است:
مکان و ظرفیت تسهیلات تولیدی و انبارداری
محصولاتی که باید در مکان های مختلف تولید یا ذخیره شوند
روش های حمل و نقل مورد نیاز در سکوهای ارسال مختلف
ستونهای متداول
۶/۴
۲۰-۵
۲۰۰۰-۵۰۰
قطر باریک
۲
۵-۱
۲۰۰
قطر میکرو
۱
۲-۵/۰
۵۰
موثینه
۵/۰
۱/۰
۵
جریان نانو
۰۵/۰
nL
۱/۰
طول ستونها معمولاً cm15 و قطر داخلی آنها mm6/4 است. اما ستونهایی با قطر داخلی و طول دیگر هم وجود دارند. ابعاد ستون عبور جریان و مقدار نمونه تزریق شده را تعیین میکند و تأثیر زیادی بر زمان انجام یک آزمایش دارد.
معمولاً برای انجام سریعتر آزمایش (زمان کوتاهتر) از ستونهای با طول کمتر (cm5-3) و قطر داخلی کوچکتر (mm2-1) استفاده شود.
استفاده از ستونهای موثینه (با قطر داخلی در محدوده ۳۰۰-۱۸۰) هرچه بیشتر روبه افزایش است زیرا از یک طرف آزمایش سریعتر انجام میشود و از طرف دیگر به دلیل مصرف حلال کمتر، ارزانتر است.
آشکارساز فرابنفش (UV)
آشکارسازیهای فرابنفش به دلیل قابلیت استفاده زیاد، برای آنالیز بسیاری از ترکیبات آلی مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین به دلیل سادگی در اجرای آزمایش، متداولتر از دیگر آشکارسازها هستند. تصویر مقطعی از سل جریان فرابنفش آمده است.
وقتی اجزاء نمونه جاذب فرابنفش از ستون وارد مسیر نوری سل جریان میشود، تابش فرابنفش جذب شده و یک علامت کاهش یافته در آشکارساز ایجاد میشود. به این دلیل که هر جزئی که از میان سل جریان عبور کند، به صورت یک نواری از جزء حل شده است، آشکارساز، پیک به شکل گوسین نرمال را ثبت میکند. توانایی ترکیب برای جذب تابش فرابنفش (یا مرئی) به کروموفرهای آن در ساختار مولکولی بستگی دارد.
آشکارساز ضریب شکست (RI)
اندازه علائم آشکارساز تابعی از ضریب شکست مایع (فاز متحرک) در سل جریان مییابد. وقتی اجزاء نمونه وارد سل جریان میشوند ضریب شکست مایع تغییر میکند و مطابق آن پاسخ آشکارساز نیز تغییر میکند.
در یک آشکارساز ضریب شکست (RI) دیفرانسیلی یک سل جریان مرجع نزدیک به سل جریان نمونه قرار میگیرند. در اینجا نتیجه (خروجی) آشکارساز معادل است با اختلاف علائم ناشی از پرتو نمونه و پرتو مرجع. استفاده از این نوع طراحی، توانایی اشکارسازی را بیشتر و حساسیت نسبت به تغیرات شدت منبع نور و درجه حرارت آشکارساز را کمتر میکند.
بررسی باقیمانده آنتیبیوتیکها با روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا
مراحل آنالیز ترکیبات مورد نظر شامل ۲ مرحله استخراج و سنجش بود، در مرحله اول با بهره گرفتن از روش فاز مایع – مایع ترکیبات آنتیبیوتیک از نمونه جدا شدند و نمونه قابل تزریق به سیستم HPLC فراهم شد در مرحله دوم نمونههای استخراج شده توسط سیستم HPLC آنالیز شدند. لازم به ذکر است که قبل از انجام آنالیز نمونههای واقعی، ابتدا راهاندازی روش سنجش HPLC و معتبرسازی آن انجام گردید. بدین منظور غلظتهای مختلف از تتراسایکلین وکلرامفنیکل وپنیسیلین(ng/ml 1000-0) هریک با ۳ بار تکرار در روزهای مختلف به۵ccو۵gr نمونه اضافه شد (Spike) و همانند مراحل شرح داده شده در روش استخراج و کروماتوگرافی، روی نمونه حاوی مقادیر معلوم ترکیبات آنتیبیوتیک مراحل مذکور انجام گردید. مشخصات آنالیز شامل میزان حساسیت، تکرارپذیری، میزان بازیافت، خطی بودن پاسخها و عدم وجود پیک مزاحم به دست آمد.
تهیه محلول مادر
برای تهیه محلول مادر از تتراسایکلین وکلرامفنیکل وپنسیلین ۱۰mg از این ۴دارو برداشته و هرکدام جداگانه با آب مقطر دیونیزه به حجم ۱۰cc رسانده شد. و محلول مادر با غلظت ng/ml1 برای هرکدام به دست آمد و در داخل یخچال و یا در فریزر در دمای c20- نگهداشته شدند.
همچنین تتراسایکلینها آنتیبیوتیکهایی ناپایداری هستند که اغلب تغییر رنگ میدهند (از زرد به قهوهای) بنابراین باید لولههای حاوی محلول مادر را در داخل فویل آلومینیومی نگهداری شود.
تهیه محلولهای کاری روزانه آنتیبیوتیک های مورد نظر
محلولهای استاندارد کاری با رقیق ساختن محلول مادر با آب دیونیزه ساخته میشوند. محلولهای کاری نیز باید از مواجهه با نور محافظت شوند.
۱cc از محلول اکسی تتراسایکلین و ۱cc از محلول مادر تتراسایکلین جداگانه برداشته و با آب مقطر و با بالن ژوژههای جداگانه هر دو محلول را به حجم ۱۰cc میرسانیم تا غلظت ۱۰۰ به دست بیابد و به همین ترتیب رقتهای بعدی تهیه گردید.برای آنتی بیوتیکهای پنیسیلین و کلرامفنیکل نیز به همین روش عمل می کنیم.
روش استخراج
برای استخراج به ترتیب زیر عمل گردید:
۱۰gr از نمونه را برداشته و ۳۰ml آب به آن میافزاییم با دور ۲۰۰۰ به مدت ۱۰ دقیقه سانتریفیوژ کرده، سپس ۲۰ml از مایع رویی را برداشته، ۵۰ml اتیلاستات به آن میافزاییم. مخلوط کرده و اتیلاستات را جدا میکنیم و میگذاریم خشک شود و به آن ۲ml متانول می افزاییم و ۲۳gr نمک ۶% و ۲۰ml هگزان میافزاییم سپس هگزان را خارج کرده و دور میریزیم. سپس ۳۰ml دیگر اتیلاستات میافزاییم پس از مخلوط کردن اتیل استات را خارج کرده خشک میکنیم، سپس۹ml آب و ۱ml متانول میافزاییم و آن را تزریق دستگاه میکنیم.
روش تهیه فاز متحرک
فاز متحرک: ۱۰ml استات آمونیوم ۱% اسید استیک و ۹۵ml متانول و ۵ml آب مخلوط میکنیم و صاف میکنیم.