رقــــص در گیـــرد از نـــوای صبــــوح
معنی و مفهوم: اگر کوه از شنیدن صدای آواز بزم شراب صبحگاهی، به وجد بیاید و همراه با باده خواران، به رقص و پای کوبی بپردازد، جای شگفتی نیست.
۲۳ - زهــد بـس کــن، رکــاب بــاده بگــیر
کــه نگــیرد صـــلاح جـــای صبــــوح
واژگان: رکاب: پیالهی هشت پهلو. (معین) صلاح: نیکی، ضدّ فساد که تباهی باشد. (منتهی الارب)
معنی و مفهوم: زهد و پرهیز از لذّات را رها کن و از بادهی صبحگاهی بهره ببر؛ زیرا که صلاح و خیرخواهی هرگز جای صبوحی و بهرههای آن را نخواهد گرفت.
توضیح: حافظ از این گونه اشعار تأثیر پذیرفته است.
۲۴ - یـک رکــابـی مپــای بــر ســر زهــد
چــون شــود دل، عِنــان گـرایِ صبــــوح
واژگان: رکاب: حلقه مانندی از فلز آهن، نقره و طلا که در دو طرف زین مرکوب آویزند و به هنگام سواری پنجههای پا در آن کنند و برای حرکت دادن اسب پای در رکاب را به پهلوهای اسب زنند. (معین) عنان گرا: متمایل، روی آورنده. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهوم: وقتی که دل متمایل به شراب صبحگاهی است، به اندازهی یک رکاب زدن هم بر سر زهد خویش نمان و به سرعت به سمت صبوحی برو.
آرایههای ادبی: یک رکاب یعنی به اندازهی یک بار پای بر پهلوی حیوان زدن و کنایه از زمان اندک است. رکاب و عنان با هم ایهام تناسب دارند.
۲۵ - روز اگـــر رهـــزن صبــــوح شـــود
چــاشـت تــا شـام کــن قضـای صبـــوح
واژگان: چاشت: بهرهی نخستین روز، صبح، بامداد. (دهخدا)
معنی و مفهوم: اگر فرا رسیدن روز، مانع از باده نوشی صبحگاهی شد، از هنگام چاشت (نزدیک ظهر) تا شب، به جای شراب صبحگاهی، باده بنوش.
۲۶ - دیــــدهی روز را چــــو روی شفــــق
لعــل گـردان، بـه جــرعــههـای صـــبوح
معنی و مفهوم: با ریختن جرعههای شراب لعل فام صبحگاهی، چشمان روز را مانند سرخی افق به هنگام طلوع یا غروب سرخ بگردان.
آرایههای ادبی: دیدهی روز اضافهی استعاری است. جرعههای شراب سرخ به شفق مانند گردیده است. لعل گرداندن استعاره از سرخ کردن است. روز و روی جناس مطّرف دارند.
۲۷ - خـوانچــه کـن، بـاده کـش چـو خـاقـانی
یــاد شـــه گـــیر در صفـــای صبــــوح
معنی و مفهوم: بساط باده خواری را بگستران و شراب بنوش و مانند خاقانی در میان صفا و پاکی باده نوشی صبحگاهی، شاه اخستان را یاد کن.
۲۸ - شــاه ایـــرانیـــان جـلال الــدّیـن
ســر ســامــانیــان جـلال الــدّیـن
معنی و مفهوم: جلال الدّین اخستان، پادشاه ایرانیان و سرور سلسلهی سامانیان است.
سامانیان: توضیحات (۴/۲۴)
بند سوم:
کلمات قافیه: فشان، جان، روان و …
حروف اصلی قافیه: ا ن
حرف روی: ن
حروف الحاقی: ندارد
ردیف: کنند همه
۲۹ - عــاشـقان، جــان فشــان کننـد همــه
شــاهــدان، کـــار جـــان کننــد همــه
واژگان: شاهد: مرد خوب روی، محبوب، معشوق. (معین)
معنی و مفهوم: عاشقان همواره در حال جان افشانی به پای معشوق خود هستند و معشوقان زیبارو، مانند جان به عاشقان حرکت و هستی میبخشند.
۳۰ - در قـــماری کــــه بـــا مـــلامتیــان
داو عشــــرت روان کننـــــد همــــــه
واژگان: قمار: هر بازی که در آن به طور غالب شرط شود که برنده چیزی را از بازنده بگیرد. (دهخدا) ملامتیان: آن دسته از صوفیه که به جهت رعایت کمال اخلاص، نیکی خود را از خلق پنهان میکردند و بدی خود را مخفی نمیداشتند. ( دهخدا )توضیحات. داو: نوبت بازی، نوبت قمار. (معین)
معنی و مفهوم: عاشقان بزم صبوح، با باده نوشان قلندر صفت، مشغول شادی و عشرت هستند.
آرایههای ادبی: قمار و داو با هم تناسب دارند. داو عشرت اضافهی تشبیهی است. ملامتیان کنایه از باده نوشان است.
توضیحات:
ملامتیان: اینان پیروان ابو صالح حمدون ابن احمد قصارند و قصاریه و قصاریان نیز نامیده میشوند. او میگفت: «الملامهُ ترکُ السلامهِ». ملامت دست بداشتن سلامت بود. و چون کسی قصداً به ترک سلامت خود بگوید و مر بلاها را میان اندر بندد و از مألوفات و راحت جمله تبرا کند، مر امید کشف جلال و طلب مآل را تا به رد خلق از خلق نومید گردد و طبعش الفت خود از ایشان بگسلد. هر چند از ایشان گسسته تر بود به حق پیوستهتر بود. پس آنچه روی همهی خلق بدان بود -و آن سلامت است- مر اهل ملامت را پشت بدان بود. (هجویری، ۱۳۸۹: ۹۱)
۳۱ - جـــرعــه ریـــزنــد بـــر سـلامتیـان
بزرگترین امتیاز حافظ که در رواج شعرش تاثیر داشته است، امیدوار بودن او است. در مشکلات زندگی تلقین میکند که باید راضی به رضای حق باشیم و در حال رضا امیدوار به آیندهء بهتری باشیم. برای همین حافظ از رحمت حق نومید نیست و امیدوار آیندهء بهتری است:
«ســـاقی بیا که هاتف غـیبم به مژده گفت با درد صـــبرکن که دوا مـــیفرستمـت»
(حافظ،۱۳۸۷: ۷۸ )
اگر صبری نباشد مسلماً ظفری در کار نیست و بدون ظفر نیز صبر بیمعنا و مفهوم است لذا آن چه حاصل میآید، شاید گفت این دو با این که دوستی دیرینهاند، در همه ابعاد نیز مکمل همدیگر نیز هستند.
« صبر و ظفــــر هر دو دوستان قدیمـــند بـــــــــــر اثر صبــر نوبـــت ظفر آید»
(حافظ،۱۳۸۷: ۹۹)
حافظ معتقد است، سر انجام صبر به یقین فتح و ظفر، شیرینی و وصال است. صبور به یقین پاداش صبر و تحمل محنت خود را دریافت میکند هم چنان که او به چنین پاداشی رسید:
«این همه شهـــد و شکر کز سخنم میریزد اجر صـبری است کز آن شاخ نباتم دادند»
(حافظ،۱۳۸۷: ۸۳ )
خیلی از فراز و فرودهای زندگی با مقوله صبر انجام رسیده است، یعنی انسان در جهت فتح قله فراز همیشه از این مهم بهره گرفته و در فرود زندگی نیز باز پشتوانه اش صبر بوده است.
گرت چو نوح نبی صبرهست در غم طوفان بلا بگــــردد و کام هـــــزارساله برآید»
(حافظ،۱۳۸۷: ۸۲)
حافظ میفرماید، اگر چه ممکن است دستیابی به کام دل و آرزوها زمان دراز و رنج بسیار را در پی داشته باشد امّا هم چنانکه حضرت یعقوب پس از مررارتهای فراوان سر انجام چشمش به دیدار یوسف روشن شد، همه صابران چنین نیز نتیجه مبارکی را خواهند گرفت:
« این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت اجر صبریست که در کلـــبه احزان کردم»
(حافظ،۱۳۸۷: ۱۶۱)
«صبـــر کن حافظ به سخـــتی روز و شب عاقبت روزی ــــبیابی کـــــــــــام را»
(حافظ،۱۳۸۷: ۴۳ )
۵- جایگاه صبر و سکوت در آثار سعدی
۵-۱- منزلت صبر در آثار سعدی
صبرجمیل سعدی، خشیت احترام آمیز و عشق توأم با توکُّل است و سرو نماد سرسبزی و چونان روح نماد بی مرگی و نامیرایی است و «قامت» توجه و میل صنوبر دل به سوی دلدار است.
مهشید مشیری در کتاب «سرو قامت دوست»، تأملی در ترجیع بند سعدی، مینویسد: «صبراز موضوعات محوری کلام سعدی است. صبر همراه با هم معناها، متضادها، که از نظر قیاسی (خواه صوری، خواه معنایی) با صبرمربوطند، جملگی در یک مقوﻟﮥ قیاسی قرار میگیرند. صبر در غزلها ۷۳ بار ،صبر کردن ۲۷ بار، صبور ۱۲ بار، صبوری ۲۱ بار، تحمل ۱۷ بار، تحمل کردن ۲۲ بار، طاقت ۳۹ بار، شکیب ۱۳ بار، شکیبایی ۱۶ بار، شکیبیدن ۴ بار، و مقوﻟﮥ صبرجمعاً ۲۴۷ بار در غزلها به کار رفته است و همین موضوعات در ترجیعبند نیز مورد استفاده قرار گرفته . «(مشیری،۱۳۸۲ :۱۴۳)
سعدی در غزلها در این باب میگوید:
بر جور و بی مرادی و درویشی و هلاک آن را که صـــابری است، محبت نه کار اوست
سعدی اگــــــر طالبی، راه رو و رنج بر کعبهی دیـــدار دوسـت، صبر بیـــابان اوست
چــند نصیحت کنند ،بیخبرانم به صبر درد مــــرا ای حکیـــم، صبر نه درمان اوست
(سعدی،۱۳۷۴ :۵۰۱)
سعدی خوب میداند که صبر ما را وامیدارد که دریابیم قدرت ما یگانه وﺳﻴﻠﮥ حل مشکل نیست. در گلستان در حکایت مشتزن، «کم جوشیدن» را مُرادف «صبر» به کار میبرد: «دولت به کوشیدن است، چاره کم جوشیدن است». سعدی در واقع صبررا، نه یک روش منفعلانه، بلکه نوعی کوشش فعالانه و چارهجویانه میداند و آن را به عنوان یک تصمیم معرفی میکند و در ترجیعبند نیز میگوید:
قســــمی کـــــــه مــــرا نیافریدند گــــر جــــهدکنــــم، میســـــرم نیست
فکـــرم به همــــان جهــــان بگردید کز گـــوشــــــهی صبـــــر بهـترم نیست
با بخـــــت جـــدل نـــمیتوان کـرد اکنـــــون که طـــــریق دیــگرم نـــیست
بنشینــــم وصــــبر پیـــــش گیرم دنـــــبالهی کـــــار خویــش گـــــــیرم
(همان :۸۲۳)
سعدی صبررا سیرت اهل صفا میداند و میگوید چارﮤ هر دردی ثبات است و مدارا و تحمل. میداند که گنج صبراختیار لقمان است. در ذکر وفات امیرفخرالدین ابی بکر میگوید:
خدای عزّ و جل قبض کرده بنده ی خویـش تو نیز صبر کن ای بنده ی خدای پرست
(همان :۴۸۶)
در گلستان میگوید: «طریق درویشان ذکر است و شکر خدمت و طاعت و ایثار و قناعت و توحید و توکل و تسلیم و تحمل» (همان :۴۸۶)
در ترجیع بند خصوصاً در ابیات زیر صراحتاً به فضیلت صبر میپردازد که همان تحمل است:
ای ســــــرو بلــــند قــــامــت دوســت وه وه که شــمایـلـت چــه نیـکـوســت
در پــــــای لــــطافت تــــو مـیــــــراد هر ســرو ســهــی که بــر لب جـوسـت
بســـــــیار مــــــــلالتــــــم بکــردنـد کانــدر پــی او مــرو که بــد خـوســت
ای سخــــــت دلان ســــــست پیـــمان ایــن شــرط وفــا بـــود که بی دوست
بنشینیم و صبر پیش گیرم
دنبــاله کار خویــش گیرم
از پیـــــــش تـــــو راه رفتـنــم نیـــست هــمــچــون مــــگــس از بـرابر قنـد …
افتــــــادم و مصـــــلحت چنـــیـن بــود بــی بــنــد نــگیــرد آدمــی پــنــد
مــــستوجب ایـــن و بــــیـش از اینــــم بــاشــد کــه چــو مــردم خــردمـند
بنشینم و صبر پیشه گیرم
دنباله کــار خویش گیـرم
آنــدام تــو خــود حــریــر چــیـنــســت دیــگــر چــه کــنــی قــبـای اطـلــس؟
۳-۹کتیبههای مسجد شیخ لطف الله
منبع:www.tourism.isfahancht.ir
وهمان طور که آرتور ابهام پوپ گفته است:
«کوچکترین نقطه ضعفی در این بنا دیده نمی شود، اندازه ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوی و زیبا و به طور خلاصه توافقی است بین یک دنیای شور و هیجان و سکوت آرامش با شکوهی که نماینده ذوق سرشار زیباییشناسی بوده است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمیتواند، داشته باشد.» (پوپ، ۱۳۶۶، صفحه۲۱۹)
فصل چهارم
حکمت ساختار و تزیینات مسجد شیخ لطف الله
۴-۱ معماری مسجد شیخ لطف الله
معماری قدسی بیش از هر چیز در وجود مساجد تجلی مییابد و از آنجایی که معماری مساجد بر طبق اصول ربانی و الهی است، پس هدف معماری اسلامی این است که، برای انسان یادآور آن مکان مقدسیباشد که از آن به این دنیای مادی هبوط کرده است، تا شاید تصویری از بهشت را برای انسان تداعی کند. این هدف در معماری و تزیینات مساجد اسلامی به وضوح دنبال میشود.
تمامی مساجد اسلامی، معمولاً دارای قاعده یکسان و عناصر مشترکی در معماری هستند، واین از آن جهت است که همه مساجد از اصول الهی برای ساخت استفاده میکنند. اما همان طور که پیشتر گفته شد مسجد شیخ لطف الله فاقد صحن، مناره، حیاط و شبستان است، عناصری که جزء لاینفک معماری مساجد اسلامی است و دلیل این تفاوت اصلی این است که «این مسجد، یک مسجد خصوصی است و اغیار در آن وارد نمیشدند.»(شهبازیشیران، ۱۳۸۹، ص۲۴) این ویژگی در گوشه گوشه مسجد به خصوص در تزیینات و معماری آن به چشم میخورد.
۴-۱-۱ معماری فضای خارجی مسجد شیخ لطف الله
بنای مسجد ازطریق سردر و جلوخانی با شکوه با میدان نقش جهان در ارتباط است و همینارتباط، سبب توجه معمار به نمای ورودی آن شده است. درب ورودی مسجد، فضایی است واسطۀ میان بیرون ودرون.خود آن نه درون است ونه تنها بیرون ودر عین حال تعلق مکانی وزمانی به هر دو قسمت را داراست.میان دو فضا و دو زمان بودن ودر آن جاری وسیال شدن، حریم مقدس درب را مشخص میسازد.
حرمت درب مسجد شیح لطف الله نه فقط در اندیشه وذهن،بلکه در مسیر گذار وتوالی وپیچیدن از غربت تنهایی به حریم آشنایی صحن مسجد وراه یافتن از تاریکی به نور(وبالعکس)مستتر می باشد. به نظر می رسد که این نما با رعایت اصول دقیق هندسی، طراحی و ساختهشده باشد. فقدان مناره و ارتفاع نسبتا کم سردر، احتمالاً به عمد، مجال بهتری رابرای عرضه و خودنمایی گنبد فوق العادهی مسجد فراهم کرده است. حرکت از درب ورودی به سوی مسجد نیز بیان معمارانهای است برای این نکته که همۀ ابعاد وجودمان باید در راه خداوند وبه سوی او گام بردارد.«قلُ انّ صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله ربّ العالمین.» «بگو بدرستی که نماز وعبادت وزندگی ومرگ من،از آنِ پروردگار جهانیان است» ( سوره انعام، آیه ۱۶۲)
۴-۱ مقرنسکاری جلوخان مسجد شیخ لطف الله
منبع: آرشیو نگارنده
مقرنسها، برجستهترین تزیین سردر مسجد شیخ لطف الله است.(تصویر ۴-۱) به دلیل منعکس شدن نورمتکثر از هر یک از لبههای مقرنسها،«تمثیلی از فیضان نور در عالم مخلوق خداوندی است.»(بلخاری، ۱۳۹۰، ص۳۷۸)
در مجموع، در فضای ورودی مسجد،نور وتاریکیهای منقطع فرصتی برای مکث ودرنگ واندیشه دراختیار رهروان مینهند. تزیینات ورودی این مسجد از قبیل مقرنسها وشمسهها و کتیبهها و…. در فضای ورودی،رقصسماع ذرات مادی در برابر عظمت خالق را به نمایش می نهد.
این عوامل فیزیکی، نقش مهمی در کشش انسان به سوی بالا،به سوی مطلق وبینهایت،از زمین سخت وبی روح دارد.تزیینات شمسه در تزیین ورودی این مسجد نماد مصور شده نور فیزیکی است که در دو دیوار جلوخان به صورت قرینه نقش شده است.
۴-۲ تزیینات شمسه در جلوخان مسجد شیخ لطف الله
منبع: آرشیو نگارنده
در واقع درب مسجد، دلالت بر فاصله نمیکندبلکه حجابی است که برمفهوم فاصلۀ «گذار» (گذشتن از غربت تنهایی به حریم آشنایی) زده شده است.از روشنایی بیرون به تاریکی در میآییم وآنگاه که به خود میآییم،با پیچی ملایم دوباره به روشنایی ونور وارد می شویم.«یخرجهم من الظلمات الی النور»« آنها را از ظلمت به سمت نور هدایت میکند»(سوره بقره، آیه ۲۵۷)
۴-۱-۲ معماری داخل مسجد شیخ لطف الله
۴-۱-۲-۱راهرو
چرخش ۴۵ درجه در راهروی مسجد، باعث شده تا بازدید کننده پس از گذشتن از مدخل تاریک که سمبولی ازظلمت و تاریکی دنیوی و جهل است به فضای اصلی و محوطه زیر گنبد وارد شود، که سرشار از نور و روشنی است و نماد روشنایی و نور خداوندی است. در واقع این چرخش بازدیدکننده را از تاریکی به نور، هدایت میکند و باعث گسست از مشغلههای دنیوی برای وصل به مراتب معنوی میشود و در نهایت، از فرش به عرش خداوندی میبرد.
۴-۳ پیچ ورودی مسجد شیخ لطف الله با زاویه ۴۵ درجه
منبع: www.tourism.isfahancht.ir
پیچ ورودی که ما را به قبله هدایت می کند،روایت از پیچش وانقلابی در سوی او بودن وبه سمت او رفتن دارد. (تصویر۴-۳)پیچش به سمت قبله،بیان فیزیکی حرکت به سوی خداست که تجلی حکمت عارفانهی نقشبسته بر معماری است.
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست بر عارفانه جز خدا هیچ نیست(بوستان سعدی)
۳-۱-۲-۲صحن مسجد
بعد از رسیدن به راهروی مسجد، وارد محوطه زیر گنبد میشویم. فرم معماری این محوطه مانند دیگر مساجد اسلامی است. یعنی بنایی دارد با قاعده مربع، قاعده هشتوجهی گنبد و گنبدی نیمدایره بر فراز آن، که«این شیوه در معماری مساجد اسلامیدر ابتدا، از معماری خانه کعبه اقتباس شده استبه این صورت که بنای کعبه به صورت مربع است و صف نمازگزاران حلقههایی مدور شکلی را به وجود میآوردهاند. صف نمازگزاران رو به قبله و در مدارهای موازی هم قرار میگیرند. محوری که از مرکز این مدارها و از کعبه میگذرد بیانتها و غیرمادی به نظر میآید.قاعده مربع در مساجد اسلامی برگرفته از بنای مربع شکل کعبه است و گنبد مدور برگرفته از صف نمازگزاران به دور خانه کعبه است.» (شریف تهرانی، ۱۳۹۰، ص۵) «در مرحله بعدی فرم معماری مساجد اسلامی الهام گرفته شده از مسجد پیامبر است.»( نصر، ۱۳۹۰،ص۵۳)واضح است که این دو بخش، یعنی قاعده مربع و گنبد، به ترتیب به زمین و آسمان اشاره دارند. «پیوستگى میان گنبد و فضاى مکعب زیر آن در معمارى اسلامى، از طریق ایجاد مقرنسپیوند میخورد. فضای ابداعی مقرنس همانند مظهر نسبت آسمان به زمین است.گنبد چونان مظهر آسمان و فضای مکعب زیر آن چونان مظهر زمین و قوس مقرنسکاری شده چونان حلقه واسطه زمین تلقی میپردازد.»(هوف، ۱۳۸۶، ص۲۷)در واقع با بهره گرفتن از گنبد که تجلی مفهوم آسمان است،آسمان به طور سمبلیک به فضای مسقف مساجد متصل میگردد.اتصال گنبد به فضای مربع زیرین،نمادی از اتصال آسمان به زمین وناسوت به لاهوت است وبیان معمارانۀ این امر در اسلام به این معناست که عالم ماده ومعنا باهم،ودر اتصال باهمند که معنا ومفهوم می یابند.«گنبد در مساجد بالاترین نقطه را تشکیل میدهد که نماد «اصل وحدت» و «روح» است که، تمام موجودات را در عالم هستی با پروردگار یکتا مربوط میسازد.» (بورکهارت، ۱۳۸۹،ص۱۴۸)
«این جزء معماری نه تنها در فرهنگ اسلامی که در تمامی فرهنگها نماد کرویت و دایره است و دایره زیباترین و کاملترین شکل است که کمال را تداعی میکند.(چون دایره ماندالا[۱۰] در فرهنگ هندو). همچنین شکل گنبد که گنبد مینا یا آسمان را تداعی میکند خود نشاندهنده در برگرفتن تمامی خلقت میباشد(توسط آسمان) و این نکته با این معنا که دایره نماد تمامیت و کمال است انطباق دارد.» (بلخاری، ۱۳۹۰،ص ۳۸۴)
قاعده هشت وجهی گنبد کنایه از «کرسی الهی» و نیز فرشتگان هشتگانه[۱۱]، است و قاعده مربع یا چهارگوشه هم نماد جهان جسمانی روی زمین است. برای درک رموز ساختمان این مسجد باید به آیات کیهانشناختی قرآن از جمله «آیهالکرسی»و بسیاری از آیات دیگر قرآن( یونس آیه ۳، اعراف آیه ۵۴، توبه آیه ۱۲۹) و احادیث نبوی رجوع کرد.طبق این منابع، روح که متعلق به عالم امر الهی است، در اوج و مرکز قرار دارد. در ذیل این جهان، فرشتگان هستند که پایههای عرش الهی را بر دوش دارند و در سلسه مراتب نزولی به جهان محسوس ختم میشود.
«حضرت رسول(ص) در روایت معراج خویش، گنبد عظیمی را توصیف میکند که از صدف سپید ساخته شده و بر چهار پایه در چهار کنج قرار گرفته و بر آنها چهار کلام اولین سورهی فاتحهالکتاب نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم، و چهار جوی آب و شیر و عسل و خمر که انهار سعادت ازلی و سرمدی(بهشتی) است، از آنها جاری بود،گنبد بر مربعی قرار داشته و حد فاصل آن هشتگوشهای بوده است.»(بورکهارت، ۱۳۸۹، ص۱۴۸)
« مِّن عِلمِهِ اِلاّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرسِیّهُ أاسّمواتِ وَ الارضَ وَ لا یؤُدُهُ حِفظُهُما وَ هُوَ العَلِیُّ العَظیمُ » و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند، کرسیاش آسمان و زمین را فراگرفته و نگهداری آن بر او مشقت آور نیست، و او بلند مرتبه و بزرگ است.( سوره بقره، آیه ۲۵۵)
باید به این معنای کلّی، معنای دقیقتری را هم افزود؛ و آن اینکه اگر سراسر پیکر بنای مسجد شیخلطف الله و البته تمامی مساجد اسلامی، را از بالا به پایین بنگریم، مجموعهی اجزای آن نمایندهی سیر از خداوند یکتا،که تارک گنبد نشانهی آن است، به سوی کثرات می باشد. گویی همهی بنا تا پی و شالوده از آن منشعب شده است. و برعکس، اگر از پایین به بالا نگاه کنیم، نشاندهندهی رجوع کثرات است به آن واحد.
فرم گنبد این مسجد، نمادی از رسیدن وحدت از کثرت است. در بالاترین قسمت گنبد شمسهای زیباست که نماد نور خداوندی است وبه آن معناست که همه چیز به سوی خدا میرود و کشش و حرکت همه موجودات به وحدتی زیبا ختم میشود.
۴-۱-۲-۳ محراب
محراب، محوریترین بخش در معماری مساجد است و البته عنصری است که در مذاهب دیگر از جمله مسیحیت، نیز وجود دارد. در واقع محراب، مکانی است که مریم مقدس در آن به عبادت میپرداخت و همچنین فرشتگان در آنجا برای وی طعام میآوردند.
«هر زمان زکریا واردِ محراب او (مریم) میشد، غذای مخصوصی در آنجا میدید…» (سوره آلعمران، آیه ۳۷)
«و هنگامی که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود…»( سوره آل عمران، آیه۳۹)
«واژه محراب در لغت به معنای محل جنگ و جهاد است و از دیدگاه راغب اصفهانی در مفردات[۱۲]،محراب مسجد را از آن رو محراب گویند که محل جنگ با شیطان و هوای نفس است. اما اعتقاد عمومی به شکل دیگری است و برای آن کیفیتهای خاصی را قائل هستند. مثلاً آن را دروازه بهشت و مهبط (محل هبوط و نزول وحی)اشراق الهی میدانند. این افکار را عناصر و عواملی چون شکل قوسدار آن، تعبیه چراغ مسجد در مرکز آن و قاببندی آن با کتیبههای قرآنی از سوره نور دامن میزنند.»(بلخاری، ۱۳۸۸، ص۶۲)
محرابدر جهت خانه کعبه قرار میگیرد، یعنی به سمت قبله، فرم بنای محراب تداعی کننده آیه شریفه سوره نور است. همچنان که خداوند در این آیه میفرماید:
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُّبَارَکَهٍ زَیْتُونِهٍ لَّا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»
« خداوند نور آسمانها و زمین است مَثَل نور خداوند همانند چراغدانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گیرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنى افروخته مىشود که از درخت پربرکت زیتونى گرفته شده که نه شرقى است و نه غربى (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعلهور شود نورى است بر فراز نورى و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت مىکند، و خداوند به هر چیزى داناست.»(سوره نور، آیه۳۵)
با توجه به نحوهی ساخت مقرنسهای آویخته از محراب، نوری که با آنها برخورد میکند، میشکند و دوباره با شدت بیشتری منعکس میشود و محراب را به یک نقطه نورانی و روحانی تبدیل میکند که تداعیکننده همان چلچراغ آویخته از آسمان است. همچنین محراب وظیفه منعکسکردن صوت و پراکندن صدای حق را دارد.
بورکهارت در اینباره توضیح میدهد که:
«محراب طاقچه یا کاو دیواری است که در وهله اول نقش صوتگیری دارد، یعنی کلماتی را که به سوی آن بیان میشوند، منعکس میسازد. در واقع به علت انعکاس کلام خداوند در نماز، رمز حضور پروردگار محسوب میشود. »(بورکهارت، ۱۳۸۹،ص۱۵۳)
۵-۵) محدودیت های تحقیق
-
- در این پژوهش اثر الگوی مدیریت منسجم خدمات بر روی وفاداری نگرشی و رفتاری سنجیده ایم می توان سایر انواع وفاداری را شناسایی کرد و تأثیر ۸ps را بر روی آنها اندازه گیری نمود.
-
- در این پژوهش فقط وفاداری مشتریان شرکت بیمه ایران سنجیده ایم می توان وفاداری مشتریان سایر شرکت های بیمه ای را مورد بررسی قرار داده و به مقایسه بین این شرکت ها بپردازیم.
-
- در این پژوهش وفاداری مشتریان شرکت های بیمه ای مورد بررسی قرار گرفته است می توان تأثیر هشت عنصر الگوی مدیریت منسجم خدمات را بر روی وفاداری مشتریان سایر شرکت های خدماتی نظیر بانک بررسی نمود.
-
- این تحقیق در سطح استان گیلان صورت گرفته است می توان دامنه آن را توسعه دهیم و آن را در سطح کشور مورد سنجش قرار دهیم.
-
-
- در اینجا برای اندازه گیری میزان وفاداری مشتریان از از الگوی مدیریت منسجم خدمات استفاده شده است می توان سایر الگوهای سنجش وفاداری نظیر مدل سازمان های پاسخگوی سریع، مدل رضایت مشتری اروپایی، تصمیم گیری چندمعیاره و … را برای اندازه گیری وفاداری مشتریان مورد استفاده قرار داد.
-
-
- عدم همکاری مناسب برخی از مشتریان شرکت بیمه در تکمیل پرسشنامه و کم اهمیت جلوه دادن موضوع پژوهش
-
- کمبود منابع دست اول و سوابق تحقیقاتی مستقیم در مورد موضوع پژوهش
-
- عدم دسترسی مناسب به سایت های معتبر انگلیسی برای دریافت مقالات انگلیسی
منابع :
-
- تاج زاده نمین ، آیدین ، اله یاری ، سمیرا، بررسی وفاداری مشتریان ( مطالعه موردی : بانک تجارت شهر تهران )، ۱۳۸۹ .
-
- حقیقی کفاش، مهدی، اکبری، مسعود و لالیان پور، نوشین، عوامل مؤثر بر وفاداری بیمه گذاران ( مورد مطالعه : شرکت بیمه ایران )، فصلنامه صنعت بیمه، سال ۲۵، شماره ۱، بهار ۱۳۸۹، شماره مسلل ۹۷، صص ۷۵- ۹۵
-
- حمیدی زاده، محمد رضا، حاجی کریمی، عباسعلی، بابایی زگلیکی، محمد علی و طباطبایی نصب، سید محمد، طراحی و تبین مدل فرآیندی وفاداری مشتریان ( مورد پژوهی : بانک های خصوصی ) ، نشریه کاوشهای مدیریت بازرگانی، سال اول، شماره دوم ،پاییز وزمستان ۱۳۸۸٫
-
- حمیدی زاده، محمد رضا، غمخواری، سید معصومه، تعیین سطح وفاداری مشتریان با بهره گرفتن از مل سازمان های پاسخگوی سریع، پژوهش های مدیریت، سال اول، شماره دو، زمستان ۱۳۸۷، صص ۶۱-۸۲ .
-
- خورشیدی، غلام حسین،کاردگر،محمد جواد، شناسایی و رتبه بندی مهمترین عوامل مؤثر بر وفاداری مشتریان با بهره گرفتن از روش های تصمیم گیری چند معیاره ( مطالعه موردی : بانک مسکن )، چشم انداز مدیریت، شماره ۳۳، زمستان ۱۳۸۸، صص ۱۷۷-۱۹۲٫
-
- خاکی، غلامرضا، روش تحقیق در مدیریت، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۲٫
-
- رنجبریان، بهرام، بازاریابی و مدیریت بازار، شرکت چاپ و نشر بازرگانی وابسته به مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، ۱۳۷۸، تهران، ص ۲۰ .
-
- روستا،احمد، داور،ونوس و عبدالحمید، ابراهیمی، مدیریت بازاریابی ، انتشارات سمت ،چاپ سوم،۱۳۷۷ .
-
- رهنورد، ف، توانمند سازی کارکنان گامی به سوی مشتری مداری، فرایند مدیریت توسعه، شماره ۵۹، ۱۳۸۴ .
۱۰-رضائیان، علی ، رضازاده برفوئی، حجت الله ، ارائه الگوی بهینه آمیخته بازاریابی خدمات با هدف افزایش خرید بیمه نامه های عمر و پس انداز(مطالعه موردی : شرکت بیمه آسیا استان تهران ) ، فصلنامه صنعت بیمه، ۱۳۸۶، سال ۲۲ ، شماره ۳، صص ۳-۳۱ .
۱۱-سالار، جمشید، رابطه آمیخته بازاریابی و رفتار مصرف کننده، ماهنامه تدبیر ، ۱۳۸۵ ، سال هفدهم ، شماره ۱۷۶، صص ۲-۱ .
۱۲-سراج، تهمینه، شناسه،بررسی میزان رضایتمندی بیمه شدگان از عملکرد بخش در مانی سازمان تأمین اجتماعی شهرستان فیروزکوه، پایان نامه کارشناسی ارشد ،۱۳۷۷٫
۱۳-شاه سمندی، پرستو، داده کاوی در مدیریت ارتباط با مشتری، مجله صنعت خودرو، شماره ۴، ۱۳۷۹٫
۱۴-طالقانی،محمد، تقی زاده، محمدرضا، اثر عناصر الگوی مدیریت منسجم خدمات بر میزان تمایل به خرید بیمه نامه های عمر و پس انداز ( مورد مطلعه : شرکت بیمه ایران ، شهر رشت ) ، فصلنامه صنعت بیمه، سال بیت و پنجم ، شماره ۲، تابستان ۱۳۸۹، شماره مسلسل ۹۸، صص ۲۷- ۵۰ .
۱۵- عاملی، آنژلا، تبیین و ارائه الگوی بازاریابی خدمات به منظور افزایش کارایی امور مالیاتیکشور، پژوهشنامه اقتصادی، ۱۳۸۳، دوره ۴، صص ۶۲-۷۷ .
۱۶-عباسی؛ محمدرضا، صالحی، صبور، اثر بازاریابی داخلی بر مشتری مداری در صنعت بیمه ( مورد مطالعه : شرکت های بیمه در سطح شهر تهران )، پژوهشنامه بیمه ( صنعت بیمه سابق )،سال بیست و ششم ، شماره ۲ ، تابستان ۱۳۹۰، شماره مسلسل ۱۰۲، صص ۱۴۵-۱۷۶ .
۱۷-علیپور، حمیدرضا،فروز شهرستانی، مجتبی، ارزیابی تأثیر کاربرد اصول مدیریت ارتباط با مشتری ( CRM) بر وفاداری مشتریان بیمه ایران در استان گیلان، پایان نامه کارشناسی ارشد، تابستان ۱۳۸۸٫
۱۸- عدل طباطبائی، سید علی، صفری گیری، مریم، بررسی علل عدم توسعه بیمه های مسئولیت مدنی و ارائه راهکارهای مناسب جهت توسعه آن ( منحصر به پزشکان حرفه ای متخصص در شهر تهران ) ، پایان نامه کارشناسی ارشد، ۱۳۷۹٫
۱۹- عبدالوند، محمد علی، بازاریابی رابطه مند، ماهنامه تخصصی بازاریابی، شماره ۸۰، ۱۳۷۹، صص ۳۴ -۴۱ .
۲۰- فرهنگی، علی اکبر، سمینار انجمن مدیران صنایع بازاریابی، تدبیر ، شماره ۲۹، دی ۱۳۷۱، ص ۶۵٫
۲۱- قره چه ، منیژه ،دابوئیان، منیر، وفاداری کارکنان در تعامل با وفاداری مشتریان صنایع خدماتی، دوفصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات بازاریابی نوین ، سال اول، شماره سوم، پاییز و زمستان ۱۳۹۰ .
۲۲- کاتلر، فیلیپ، آرمسترانگ، گری (۱۳۸۵ )، اصول بازاریابی، ترجمه علی پارسائیان، انتشارت ادبستان، تهران، چاپ پنجم، جلد ۱، صص ۳۳-۴۰۴ .
۲۳- کاتلر، فیلیپ، آرمسترانگ، گری (۱۳۸۵)، اصول بازاریابی، ترجمه علی پارسائیان، انتشارات ادبستان، تهران، چاپ پنجم، جلد ۲، صص ۷۳۹-۷۶۰ .
۲۴- کریمی، آیت (۱۳۷۶)، کلیات بیمه، انتشارات بیمه مرکزی ایران، تهران، چاپ دوم، صص ۳-۵۲ .
۲۵- کیگان، وارن جی (۱۳۸۳)، مدیریت بازاریابی جهانی، ترجمه عبدالحمید ابراهیمی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی، تهران، چاپ سوم ، ص ۲۱٫
۲۶- کاتلر،فیلیپ، آرمسترانگ، گری (۱۳۸۴)، مدیریت بازاریابی، ترجمه فروزنده،ب، تهران، نشر آتروپات، چاپ دوم .
۲۷- کاتلر، فیلیپ ( ۱۳۷۹)، کاتلر درمدیریت بازار، ترجمه رضایی نژاد،ع، تهران، نشر فرا، چاپ اول .
۲۸- کارت رایت، راجر(۱۳۸۳)، ارتباط با مشتری، علی پارسائیان، انتشارات ترمه، چاپ اول.
۲۹- گیلانی نیا، شهرام، حبیبی، مهدیه، تأثیر استراتژی بازاریابی بازاریابی رابطه مند بر میزان وفاداری مشتریان ( مطالعه موردی : شرکت های بیمه استان گیلان )، پایان نامه کارشناسی ارشد، ۱۳۸۸ .
۳۰- لاولاک، کریستوفر، رایت، لارن ( ۱۳۸۲)، اصول بازاریابی و خدمات، ترجمه ابوالفضل تاج زاده، انتشارات سمت ، تهران، صص ۳۱-۲۲۵ .
جونز (۲۰۰۰) که مدل رشد اندیشه محور[۴۶] را ارائه کرده است، بیان می کند: “یکی از فروض اساسی مدلهای جدید این است که تغییرات فنی، حداقل در بلند مدت نباید سرمایه محور[۴۷] باشد. در این زمینه تحقیق کندی[۴۸] (۱۹۶۴)، درانداکیس و فلپس[۴۹] (۱۹۶۶) در دهه ۱۹۶۰، مثالی از این نمونه است. جدیدترین پژوهش در این زمینه نیز اخیرا توسط عاصم اغلو[۵۰] (۱۹۹۸و۲۰۰۰ و۲۰۰۱) صورت گرفته است که در آن توضیح میدهد که چگونه این موضوع (کاگر محور بودن تغییرات فنی)، در مدلی که فعالیتهای تحقیق و توسعه جهت تغییرات فنی را انتخاب میکند، یک نتیجه و خروجی طبیعی و ذاتی است. فرض دوم در مدل های جدید، حضور معادله دیفرانسیلی است که دقیقا خطی است”[۵۱].
آنچه که اکنون در مدلهای رشد به عنوان موتور رشد اقتصادی مطرح میگردد، دیگر نه تنها سرمایه فیزیکی نیست، بلکه به طور تلویحی، مسائلی نظیر سرمایه انسانی و متوسط دانش انسانی در جامعه نیز در حال کنار گذاشته شدن یا کم رنگتر شدن هستند. اقتصاددانان، مستقیما به سراغ اصل موضوع یعنی خود انسان و تعداد آنها رفته اند. از این روست که مدلهایی که اکنون در رشد اقتصادی مورد استفاده قرار می کیرند، میزان باروری را موتور و محرک رشد اقتصادی در نظر میگیرند. به زبان فنیتر، میتوان گفت که همه مدلهای رشد پایدار، به نوعی خطی هستند و منابع رشد درونزا را میتوان به عنوان منابعی که به دنبال معادله دیفرانسیلی مناسبی برای رشد اقتصادی است، مطرح کرد(دلالی و اسمائیل زاده،۱۳۸۶).
آنچه که در این نظریه اهمیت دارد، وجود میزان نخبگان بیشتر در جامعه است. انسان های زیادی در جوامع مختلف آموزش می بینند اما آن کسانی که مرزهای علم و فنآوری را عوض می کنند، نخبگان هر جامعه هستند. . جمعیت بالاتر احتمال وجود این افراد نخبه را افزایش می دهد و برد نهایی با جامعه ای است که دارای نخبه بیشتری است. این نخبگان با جهشی که در علم ایجاد می کنند، نه تنها جمعیت انسانی کشور خود، بلکه جمعیت همه کشورهای جهان را نه تنها برای یک دوره بلکه برای همه دوره ها، به یک یا چند سطح بالاتر از زندگی ارتقا خواهند داد. وجود افراد نخبه بیشتر که لزوم رشد جمعیت را در طول زمان میرساند، باعث میشود میزان بهرهبرداری از تکنولوژیها و پیشرفتهای آن به طور فزاینده افزایش یابد. در این مدل، دیگر تنها نیرویکار به سادگی مورد استفاده قرار نمیگیرد. نیروی کار به دو بخش کارگران ساده که برای تولید به کار میروند (که حتی بسیاری از نیروهایی که دارای تحصیلات و مهارت های بالا هستند نیز در این گروه هستند) و دیگری نیرویکاری که به تولید فنآوری اشتغال دارد، تقسیم میشود.
۲-۵-۳-۱) رشد جمعیت و تغییرات فنآوری: مدل کرمر
کرمر (۱۹۹۳) بیان میکند، به طور اساسی تمام الگوهای با رشد درونزای دانش، پیشبینی میکند که فرآیندهای تکنولوژیکی تابع افزایشی از اندازه جمعیت هستند. کرمر به طور ضمنی به اثر رشد جمعیت بر رشد اقتصادی اشاره میکند. زیرا همین فرایندهای تکنولوژیکی یکی از مولفههای تضمین کننده رشد بلندمدت هستند.
فرم ریاضی الگوی کرمر، از سه معادله اساسی تشکیل شده است. به طوری که:
(۲-۴۸)
که تولید به سه عامل زمین ، نیرویکار و تکنولوژی وابسته است.
در دومین معادله فرض میشود نرخ رشد انباشت تکنولوژی، کسری از جمعیت در طول زمان است. این فرض با این منطق در نظر گرفته میشود که هرچه جمعیت بیشتر باشد، احتمال افزایش مخترعین بیشتر میشود. بنابراین:
(۲-۴۹)
و سومین معادله نیز بیان میکند جمعیت چنان تعدیل میشود که تولید به ازای هر نفر در سطح ثابتی باقی بماند:
(۲-۵۰)
برای حل الگو به معادله (۲-۵۰) توجه میشود که بیانگر رابطه زیر است:
(۲-۵۱)
با جایگذاری در رمعادله (۲-۴۸) الگو به دست میآید:
(۲-۵۲)
و یا
(۲-۵۳)
رابطه (۲-۵۳) بیان میکند که جمعیت، تابع کاهشی از سطح تولید سرانه ثابت و تابع افزایشی از سطح تکنولوژی و کسری از زمینهای در دسترس میباشد.
از آنجاییکه و ثابت در نظر گرفته شدهاند نرخ رشد جمعیت برابر نرخ رشد تکنولوژی خواهد بود. با جایگذاری از رابطه (۲-۴۹) به دست میآید:
(۲-۵۴)
بنابراین فرم ساده شده الگو بیان میکند که نرخ رشد جمعیت نه فقط در طول زمان در حال افزایش است، بلکه این نرخ کسری از خود جمعیت نیز خواهد بود. که در این مدل اندازه جمعیت، عامل تعیین کننده رشد تولیدات است با این شرط که تولید سرانه ثابت بماند.
۲-۵-۳-۲) مدل رشد اندیشه محور: اسحاق نیوتن
جونز (۲۰۰۱) نظریه جدیدی از رشد درونزا را توسعه میدهد که در آن رابطه خطی، از اصول اولیه آن است. وی بیان میکند این یک حقیقت طبیعی است که قانون حرکت جمعیت خطی است؛ مردم به نسبت خودشان تکثیر میشوند. و البته به خودی خود این خطی بودن، رشد سرمایه سرانه را به دنبال نخواهد داشت. اما با این وجود، رشد جمعیت اولین عنصر کلیدی مدلهای رشد پایدار است. دومین عنصر کلیدی بازدهی فزاینده به مقیاس است که یک دلیل برای این مسئله در ادبیات رشد اندیشه محور وجود پیشرفت تکنولوژی است. وی سپس اضافه میکند باروری درونزا همراه با بازدهی فزاینده، رشد درونزا را ایجاد میکنند.
در ابتدا مدل رشد سادهای ارائه میشود که نقش رشد جمعیت و بازدهی فزاینده را نشان میدهد. نکته اول در این مدل این است که رشد درآمد سرانه که در کشورهای اخیر رخ داده است، میتواند بدون وجود هیچ ارتباط خطی اضافی، نظیر آنچه در مدلهای رشد اخیر هست فهمیده شود. برای ایجاد این نکته، یک اقتصاد بسیار ساده طراحی میشود و نشان داده خواهد شد که چگونه رشد درآمد سرانه را ارائه می دهد. دو جزء کلیدی در این جا وجود دارند که رشد درآمد سرانه را در این مدل نتیجه میدهند؛ هر دو نیز به آسانی استنباط میشوند. اولی، رشد جمعیت است. در ابتدا، رشد جمعیت برونزا و ثابت در نظر گرفته میشود.
جمعیت یا نیروی کار، در زمان را نشان میدهد:
(۲-۵۵)
جزء کلیدی دوم، بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس است، مقدار کالای تولید توسط هر فرد است و ذخیره ایدهها در اقتصاد است که در گذشته کشف شده است. تابع تولید در این مدل به این صورت است:
(۲-۵۶)
که تعداد افراد مشغول به کار در تولید کالای نهایی است و بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس را به مدل وارد میکند. با ثابت گرفتن موجودی ذخیره دانش، بازدهی ثابت نسبت به مقیاس وجود دارد: به عبارتی دوبرابر کردن مقدار نهاده رقابتی (در اینجا فقط ) تولید را دوبرابر میکند. به این دلیل که ایدهها غیر رقابتی هستند، ذخیره دانش موجود می تواند در هر مقیاسی از تولید استفاده شود که به بازدهی فزاینده در و (با هم) منجر میشود. سرانجام یک تابع تولید برای ایدهها نیاز است که. این قسمت از مدل، به طرق مختلفی میتواند طراحی شود. برای ساده نگه داشتن موضوع، تابع تولید زیر را فرض کنید:
(۲-۵۷)
که تعداد افراد شاغل در تولید ایدههای جدید (یا تعداد اسحاق نیوتنها) است و تعداد ایدههای جدیدی است که هر محقق در هر واحد از زمان کشف میکند. محدودیت منابع برای این اقتصاد، به صورت زیر است:
(۲-۵۸)
به عنوان قسمتی از فرضهای ساده کننده، فرض کنید که سهم ثابتی از s از نیروی کار به عنوان فعالان تحقیق و توسعه کار میکنند. بنابراین و ، با . این تنها تصمیم تخصیصی است که در این مدل، نیاز است ایجاد شود. از تابع تولید در معادله (۲-۵۴) مصرف یا ستاده سرانه هر کارگر، با معادله زیر بیان میشود:
(۲-۵۹)
و بنابراین، برای به دست آوردن رشد ستاده سرانه هر کارگر، ، کافی است از رابطه (۲-۵۹) ابتدا لگاریتم و سپس دیفرانسیل گرفته شود. در نتیجه:
(۲-۶۰)
از سویی به واسطه تابع تولید ایده ها در معادله (۲-۵۷) :
(۲-۶۱)
در نتیجه میتوان نشان داد برای اینکه یک مسیر رشد متوازن پایدار برای این مدل وجود داشته باشد، باید:
(۲-۶۲)
زیرا برای اینکه در معادله (۲-۶۱) ثابت باشد، نرخ باید ثابت باشد. بنابراین نرخ رشد سرانه بلندمدت در این مدل با رابطه زیر مشخص میشود:
(۲-۶۳)
این نتیجه، به خوبی نقشهای محوری رشد جمعیت و بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس را نشان میدهد. رشد سرانه، متناسب با نرخ رشد جمعیت است، که عامل تناسب، درجهی بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس در اقتصاد را اندازه میگیرد. بر طبق این مدل، رشد سرانه بلندمدت پایدار، از رشد جمعیت و بازدهی فزاینده نتیجه میشود.
غیر رقابتی بودن ذاتی ایدهها، به این معنی است که اقتصاد با بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس روبه رو است. رشد اقتصادی به این دلیل رخ می دهد که اقتصاد، مرتبا در حال کشف راههای جدیدتر و بهتر برای تبدیل کردن کار به مصرف است. هرچند ایجاد ایدههای جدید خودش برای ایجاد رشد پایدار کافی نیست. برای مثال، فرض کنید یک اقتصاد سالانه صد ایده جدید اختراع میکند. به عنوان ذخیره دانش موجود، این صد ایده جدید، کوچک و کوچکتر می شوند. رشد پایدار نیازمند این است که تعداد ایدههای جدید، خودش به طور نمایی در طول زمان رشد کند. این در واقع نیازمند این است که تعداد اسحاق نیوتنهای جدید، در طول زمان رشد کند که این خود نیازمند رشد جمعیت است.
با فرض رشد جمعیت برونزا، این مدل بیان میکند که رشد درآمد سرانه، اصلا پیچیده نیست. جمعیت بیشتر، به معنی تعداد بیشتر اسحاق نیوتنها و بنابراین ایدههای بیشتر است و ایدههای بیشتر به دلیل غیر رقابتی بودن به معنی درآمد سرانه بیشتر است. بنابراین، رشد جمعیت، در ترکیب با بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس، رشد بلندمدت پایدار را نتیجه میدهد.
۲-۵-۳-۳) رابطه خطی و رشد
در قسمت قبل نشان داده شد که چگونه دو عنصر رشد برونزای جمعیت و بازدهی فزاینده به مقیاس تابع تولید، باعث رشد درآمد سرانه میشود. حال در این قسمت جونز سوال عمیقتری را مورد بررسی قرار میدهد و آن اینکه چگونه رشد درونزای جمعیت (باروری درونزا) در یک تابع باروری خطی باعث بروز رشد در اقتصاد و درآمد سرانه میشود.
از اینرو لازم است که ابتدا استدلال شود که چگونه تابع باروری، خطی در نظر گرفته میشود:
جونز برای اثبات این ادعا بیان میکند که جهانی را شامل فرد در زمان در نظر بگیرید. هر فرد در این اقتصاد، داشتن تعداد معینی فرزند را انتخاب می کند که با مشخص میشود. در هر نقطه از زمان، تعداد برونزای داده شدهای از جمعیت، ، میمیرند. همان طور که در بلانچارد (۱۹۸۵)، احتمال ثابتی برای مرگ وجود دارد. قانون تکانه برای جمعیت کل در فضای زمان پیوسته، توسط رابطه زیر نمایش داده میشود:
(۲-۶۴)
بنابراین، افراد از طریق انتخاب تعداد فرزندانی که مایل به داشتن هستند، نرخ متناسبی از جمعیت را انتخاب میکنند. رابطه خطی قانون تکانه جمعیت، یک حقیقت بیولوژیکی از طبیعت است: جمعیت، به نسبت تعدادشان بازتولید میشوند.