احمدی، ع.، ع. سی و سه مرده. ۱۳۸۳٫ اثر تنش خشکی بر کربوهیدراتهای محلول، کلروفیل و پرولین در چهار رقم گندم سازگار با شرایط متفاوت اقلیمی ایران، مجله علوم کشاورزی ایران، جلد ۳۵ ، شماره ۳، صفحه ۷۵۳-۷۶۳٫
استخر، ا.، ز. دهقانپور. ۱۳۸۹٫ تعیین تاریخ کاشت مناسب برای ارقام جدید زودرس ذرت در کشت دوم در مناطق معتدل استان فارس. مجله به زراعی نهال و بذر، جلد ۲-۲۶٫ شماره ۲٫ ص ۱۹۱-۱۶۹٫
اسدی رحمانی، ه. ک. خاوازی، ا. اصغرزاده، ف. رجالی و م. افشاری. ۱۳۸۹٫ کودهای زیستی در ایران: فرصت ها و چالش ها. اولین کنگره چالشهای کود در ایران : نیم قرن مصرف کود۱۲-۱۰اسفند ۸۹ تهران – هتل المپیک.
امام، ی. و غ. رنجبر. ۱۳۷۹. تأثیر تراکم بوته وتنش خشکی در مرحله رشد رویشی بر عملکرد، اجزای عملکرد و کارآیی استفاده از آب در ذرت دانهای. مجله علوم زراعی ایران (۶۲-۵۱ :(۳
بهزاد، ا.، ۱۳۸۷٫ بررسی تاثیر کاربرد باکتریهای محرک رشد گیاه (PGPR) و کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت هیبرید دبل کراس .(DC 370) پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج.
بی نام، ۱۳۹۰٫ سازمان جهاد کشاورزی کشور.
بیگلویی، م. ح.، ع، کافی قاسمی و م، جواهر دشتی. ۱۳۸۶٫ بررسی اثر تنش کم آبی برخصوصیات کمی و کیفی ذرت سیلویی و مقایسه آن با شرایط دیم رشت. خلاصه مقالات دهمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران.
پورموسوی، س .م.، م. گلوی، و ج. دانشیان ۱۳۸۵٫ ارزیابی کود دامی بر میزان پایداری غشا و محتوای کلروفیل برگ سویا د ر شرایط تنش خشکی. خلاصه مقالات نهمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران. پردیس ابوریحان، دانشگاه تهران.
تی یر، آی. دی. و ام. ام. پیت. ۱۳۷۲٫ رابطه آب و خاک در گیاهان زراعی. ترجمه کوچکی، ع., م. حسینی، و م. نصیری محلاتی. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. ۵۶۰ ص.
جعفری، ح. و حامدی، ف. ۱۳۸۷ .مدیریت آبیاری در سطح مزارع ذرت با حذف آبیاری در مراحل مختلف رشد و بررسی تابع تولید آن. چکیده مقالات دومین همایش ملی مدیریت شبکههای آبیاری و زهکشی. دانشگاه شهید چمران اهواز. صفحه ۲۷۸.
چوگان، ر. ۱۳۸۳٫ اصلاح ذرت برای تحمل به تنش خشکی و نیتروژن. انتشارات وزارت کشاورزی. ۹۵ ص.
حبیبی، ح.، مظاهری، د.، مجنون حسینی، ن.، چاییچی، م. ر.، طباطبایی، م. و بیگدلی، م. ۱۳۸۶٫ ارزیابی چگونگی تاثیر منابع آلی (بیولوژیک) و معدنی نیتروژن دار (اوره) بر عملکرد و میزان متابولیتهای ثانویه دو گونه وحشی و زراعی گیاه آویشن(Thymus spp). رساله دکتری، دانشکده علوم زراعی و دامی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران.
حسینی، م.ح. و م. نصیری محلاتی۱۳۷۲٫ رابطه آب وخاک در گیاهان زراعی(ترجمه) انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.
خدابنده، ن. ۱۳۷۱٫ زراعت غلات، جلد اول، مرکز نشر سپهر، چاپ دوم. ۵۰۵ ص.
خرم دل، س.، ع. ر، کوچکی، م، نصیری محلاتی، ر. قربانی،۱۳۸۹ اثر کودهای بیولوژیک بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی سیاهدانه(Nigella sativa L.) . نشریه پژوهشهای زراعی ایران، جلد ۸، شماره ۵، ص ۷۷۶-۷۶۸٫
خرم دل، س، کوچکی ع، نصیری محلاتی م و قربانی. ر ۱۳۸۷ . اثر کاربرد کودهای بیولوژیک بر شاخصهای رشدی سیاهدانه (Nigella sativa L.) مجله پژوهشهای زراعی ایران، شماره ۶، صفحه های ۲۸۵ تا ۲۹۴٫
خورشیدی، م .، ب. رحیمزاده، م. میرهادی، و ق. نورمحمدی.۱۳۸۱ بررسی اثرات تنش خشکی در مراحل رشد سیب زمینی . مجله علو م زراعی ایران ۴ (۱): ۵۹-۴۸٫
دهقانپور، ز.، م. ح. سبزی، ا. مزین، ه. حسن زاده مقدم، ا. استخر، م. زمانی، ف. صادقی، س. نورمحمدی و م. محسنی، ۱۳۸۸٫ معرفی رقم فجر، هیبرید جدید ذرت دانهای زودرس(سینگل کراس ۲۶۰)، مجله به نژادی نهال و بذر، جلد ۱-۲۵، شماره۲، ص ۳۶۴-۳۶۱٫
رشیدی، ش. ۱۳۸۴ . بررسی اثر تنش خشکی در مراحل مختلف رشد و سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد در شرایط آب و هوایی خوزستان. پایان نامه کارشناسی ارشد زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی TC ذرت ۶۴۷ خوزستان.
ساکی نژاد، ط. ۱۳۸۲ . مطالعه اثرتنش آب بر روند جذب عناصر ازت، فسفر، پتاسیم و سدیم در دورههای مختلف رشد، با توجه به خصوصیات مرفولوژیک و فیزولوژیک گیاه ذرت در شرایط آب وهوایی اهواز. پایان نامه دوره دکتری فیزیولوژی گیاهان زراعی. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات اهواز. ۲۸۸ ص.
سبحانی، ا. ۱۳۷۹٫ راعنمای تعیین شاخص سطح برگ گیاهان زراعی. نشریه ترویجی. سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی. وزلرت کشاورزی.
سلطانی محمدی ا. کشکولی ح. ع. نادری ا. و برومندنسب س. ۱۳۹۰ . اثر توأم تنش آبی و شوری بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت دانهای در مراحل مختلف رشد در شرایط اقلیمی اهواز.مجله پژوهش آب ایران، سال ۵، شماره۹٫ .۱۷۰ -۱۶۱ : (۹).
سیادت، س. ع. ۱۳۷۳٫ تاثیر تراکم و متد کشت(تک بوتهای و کپهای) بر روی عملکرد ذرت. گزارش نهایی طرح تحقیقاتی مصوب شماره ۱۷۰٫ دانشگاه شهید چمران اهواز.
صارمی، م. و سیادت، س. ع. ۱۳۷۴ . اثر تنش ناشی از فواصل آبیاریها روی عملکرد و اجزای عملکرد و خصوصیات مرفولوژیکی ذرت رقم ۷۰۴ تحت شرایط آب و هوایی اهواز. گزارش نهایی طرح تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی خوزستان.
صالحی، م، کوچکی ع و نصیری محلاتی م، ۱۳۸۲ . میزان نیتروژن و کلروفیل برگ به عنوان شاخصی از تنش خشکی در گندم. مجله پژوهشهای زراعی ایران، جلد اول شماره ۲ صفحه های ۱۹۹ تا ۲۰۵
علیزاده، ا. ۱۳۷۴٫ رابطه آب و خاک و گیاه. چاپ اول. انتشارات آستان قدس ۳۵۳ ص.
قربانی، ر.، ع. ر. کوچکی، م. جهان، م. نصیری و پ. رضوانی مقدم. ۱۳۸۸٫ استاندارد های ملی کشاورزی زیستی(ارگانیک) ایران II: اصول، اهداف و استانداردهای تولید محصولات زیستی دامی و فراوردههای غذایی. نشریه بوم شناسی کشاورزی، جلد ۱، شماره۲، ص ۱۲۸-۱۱۷٫
کریمی. م.، م، اصفهانی، م. ح، بیگلوئی، ب، ربیعی، ۱۳۸۸ تأثیر تیمارهای کمآبیاری بر صفات مورفولوژیک و شاخصهای رشد ذرت علوفهای در شرایط آب و هوایی رشت. مجله الکترونیک تولید گیاهان زراعی، جلد ۲، شماره ۲.ص ۱۱۰-۹۱٫
کوچکی، ع. و نصیری محلاتی، م. ۱۳۷۱ . اکولوژی کشاورزی. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، ۲۹۱ صفحه.
گاردنر، اف. پی.، آر. بی. پی یرس، و آر. ال. میشل. ۱۳۷۲٫ فیزیولوژی گیاهان زراعی. ترجمه سرمد نیا، غ. و ع. کوچکی. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. ۴۶۷ ص.
لک، ش.، ۱۳۸۵٫ اثرات تنش کمبود آب بر خصوصیات اگروفیزیولوژیکی و عملکرد ذرت دانهای هیبرید سینگل کراس ۷۰۴ در مقادیر متفاوت نیتروژن و و تراکم بوته در ششرایط آب و هوایی خوزستان. پایان نامه دکتری فیزیولوژی گیاهان زراعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات اهواز، ۵۶۵ص.
پیچیدگیهای متون پهلوی همواره مورد توجه پژوهشگران غربی و ایرانی بوده است، لذا در خصوص متن پهلوی ماه فروردین روز خرداد به موارد ذیل می توان اشاره کرد.
هورن (۱۸۹۳)، به ریشه شناسی افعال پهلوی پرداخته و برای آنها، معادل فارسی نو آورده است. هوبشمان (۱۸۹۵)، واژه های فارسی را ریشه شناسی کرده است. بارتولومه (۱۹۰۴)، در کنار واژه های اوستایی معادلهای پهلوی آنها را هم آورده است. جاماسب آسانا (۱۹۱۳)، این متن را به فارسی ترجمه کرده است. کانگا (۱۹۴۶)، این متن را به انگلیسی ترجمه کرده است و کیا آنرا به فارسی برگردانده است.نیبرگ (۱۹۶۴)، دستور زبان جامعی برای واژه های پهلوی با ذکر گونه های مختلف کلمات و افعال و حتی حروف آورده است. شروو (۲۰۰۷)، دربارهی زبان پهلوی بحث های قابل توجهی ارائه داده است. ماریا ماتسوخ و رونالد اِمریک (۲۰۰۹)، دربارهی تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، مطالب مفصلی آورده اند.کیا (۱۳۳۱)، این متن را آوانویسی و ترجمه کرده است. بهار (۱۳۴۷)، این متن را به فارسی ترجمه کرده است. عریان (۱۳۷۱)، این متن را آوانویسی و ترجمه کرده است. میرزای ناظر (۱۳۷۳)، این متن را آوانویسی و ترجمه کرده و یادداشت هایی هم به آن افزوده است. لازم به ذکر است که این متن، فاقد مباحث ریشه شناسی و اسطوره شناختی است. منصوری (۱۳۸۴)، به بررسی ریشهشناسی واژهها و افعال زبان پهلوی پرداخته است و منبع حائز اهمیتی میباشد. ابوالقاسمی (۱۳۸۵)، ماده ها و ریشه های فعل های پهلوی را با ذکر صورت ضعیف و قوی آنها به طور کامل مورد بررسی قرار داده است. وی همچنین (۱۳۸۷)، به ریشه شناسی واژه ها و تحول آوایی آنها تا فارسی امروز پرداخته است. آموزگار و تفضلی (۱۳۸۶)، توضیح مختصری در خصوص دستور زبان فارسی میانه و نیز واژههای پهلوی به همراه ترجمهی فارسی و ساختار دستور هر کلمه آوردهاند. تفضلی (۱۳۸۶)، تمام ادبیات پهلوی را بررسی نموده و بعد از معرفی متنهای پهلوی، به معرفی کوتاهی از محتوا و موضوع ماه فروردین روز خرداد پرداخته، و در آخر گفته است که این اندرز به فارسی ترجمه شده است. ابوالقاسمی (۱۳۸۷)، در اثر دیگری، به طور کامل نقش واژهها و کاربرد آنها در جملات فارسی میانه را مورد بررسی قرار داده است.منصوری و حسنزاده (۱۳۸۷)، در کتابی به بررسی ریشهشناختی افعال در زبان فارسی پرداختهاند. راستارگویوا (۱۳۷۹)، نکات بسیار مهمی را در مورد کل دستور زبان پهلوی آورده است. مکِنزی (۱۳۸۸)، واژههای پهلوی را ترجمه نموده است. این کتاب به عنوان معتبرترین اثر برای یافتن واژه های این متن می باشد و این بر اساس آن آوانویسی می شود. فرهنگ یاد شده در بردارنده املای پهلوی واژه ها، معنی فارسی و حرف نویسی و آوانویسی آنهاست. رجب پور شیرازی (۱۳۹۰)، بندهای ۱ تا ۲۸۹ متن پهلوی دینکرد ششم را حرف نویسی، آوانویسی و ترجمه کرده و واژه نامه ریشه شناسانه ی آنرا ارائه داده است. دیده خورشید (۱۳۹۰)، به بررسی بندهای ۲۹۰ الی آخر متن پهلوی دینکرد ششم، همراه با حرف نویسی، آوانویسی و ترجمه آن پرداخته است. زاهدی (۱۳۹۱)، در پایان نامه ای با موضوع اندرزی، به بررسی حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه، تجزیه و تحلیل دستوری و اشتقاقی واژه ها و تدوین واژه نامه بسامدی پرداخته است.ید ملت (۱۳۹۱)، در متن اندرز اوشنر دانا به حرف نویسی، آوانویسی و ترجمه پرداخته و واژه نامه بسامدی برای آن تدوین کرده است.شرقی (۱۳۹۲)، متن پهلوی گزارش شطرنج و نهش نیواردشیر را حرف نویسی، آوانویسی و ترجمه کرده است.متین پور (۱۳۹۲)، متن پهلوی اندرز دستوران به بهدینان را حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه کرده است و واژه نامه ریشه شناختی و یادداشت هایی هم به آن افزوده است. در سایت Titus که اکثر متنهای پهلوی آوانویسی شده ، آوانویسی متن ماه فروردین روز خرداد نیز آورده شده است.
۱-۵ روش تحقیق
روش کار این پژوهش، کتابخانهای میباشد، بدین صورت که این متن ابتدا بر اساس فرهنگ کوچک زبان پهلوی مکنزی بند بند حرفنویسی، آوانویسی و ترجمه میشود و تمامی واژههای پهلوی آن فیشبرداری شده و معنی فارسی هر واژه و گونههای دیگر آن به زبانهای دیگر مانند اوستایی، فارسی باستان، ایران باستان، سنسکریت، پهلوی اشکانی و ترفانی آن نوشته شده و نقش دستوری آن کلمه بررسی میشود، که در صورت لزوم درباره واژههای دشوار، یادداشتهای زبانشناختی نوشته میشود و همچنین دربارهی واژه های اسطوره ای، مطالب و یادداشتهای اسطوره شناختی آورده می شودو در پایان واژهنامه بَسامدیریشهشناختی پهلوی خواهد بود که در این بخش ترتیب کلمات بر اساس صورت آوانویسی و به ترتیب حروف الفبای پهلوی به شیوهی مکِنزی ارائه میشود.
فصل دوم
معرفی متن پهلوی ماه فروردین، روز خرداد
۲-۱ محتوای متن
متن پهلوی «ماه فروردین، روز خرداد» دربارهی خجستگی روز ششم فروردین (=روز خرداد) نوشته شده و در آن رویدادهای اساطیری مهمی که از آغاز آفرینش تا پایان جهان در این روز فرخنده، روی داده یا روی خواهد داد، نگاشته شده است.
تنها شخصیت تاریخی که از او در این نوشته یاد شده خسرو پرویز (=خسرو هرمزدان) میباشد؛ بنابراین تاریخ این نوشته را باید به دورهی کشورداری خسرو پرویز در سالهای ۶۰۷-۶۰۸ میلادی، یعنی پیش از نبرد خسرو پرویز با «هراکلیوس» قیصر روم و پیش از مرگ وی در سال ۶۳۰ دانست. زیرا از این پیشآمدهای ناگوار اواخر دورهی فرمانروایی خسرو در آن نشانی نیست.
این متن شامل ۴۷ بند میباشد. بند ۱ و ۲ شامل پرسش و پاسخ میباشد. در بند ۱ زردشت علت اهمیت روز خرداد از ماه فروردین را از اوهرمزد میپرسد. و اوهرمزد در بند ۲ به او چنین پاسخ میدهد که در این روز جانِ جهانیان را آفریده است.
بند ۳ تا ۱۲ رویدادهایی که در این روز اتفاق افتاده است به ترتیب زمانی آورده شده است. پیدایی کیومرث در جهان، کشته شدن دیو ارزور به دست کیومرث، روییدن مهری و مهریانه از زمین در این روز، پدیدار شدن هوشنگ پیشدادی، به باره گرفتن اهریمن به واسطهی تهمورث، بیمرگ و بیپیری کردن جهان توسط جم در این روز، و در این روز بود که فریدون جهان را بخش کرد.
بندهای ۱۶ تا ۲۷ مانند بندهای پیشین شامل رویدادهایی است که در گذشته اتفاق افتاده است، مانند: در روز خرداد از ماه فروردین منوچهر بر کین ایرج بیرون آمد و سلم و توز را از برای کین ایرج بکشت. در این روز سام نریمانان سناویزک دیو را کشت. همچنین اژدهاک را هم در این روز کشت. کیخسرو پسر سیاوش افراسیاب را در همین روز کشت و نیز در همین روز بود که او با شکوه به بهشت رفت. در این روز بود که منوچهر و آرش زمین از افراسیاب باز پس گرفتند و زردشت در این روز به همپرسگی هرمزد رسید و دین مزدیسنان را از هرمزد گرفت و سرانجام کیگشتاسبشاه از زردشت دین را پذیرفت.
از بندهای ۲۸ تا ۴۷ شامل رویدادهایی میشوند که در آینده اتفاق خواهند افتاد، مانند: ظهور بهرام ورجاوند. بیرون آمدن پشوتن از کنگدژ، ظهور هوشیدر و اتفاقاتی که در زمان او روی خواهد داد. در همین روز سام نریمان اژدهاک را خواهد کشت و پادشاه خواهد شد و پس از او ۵۷ سال کیخسرو پادشاه شود و سوشیانس موبدان موبد. بعد از آنها کیگشتاسب به شاهی میرسد و زردشت موبدان موبد خواهد شد. در همین روز رستاخیز و تنِ پسین صورت خواهد گرفت و جهان بیمرگ میشود. اهریمن و دیوان در این روز ناکار خواهند شد. این زمین در این روز به ستاره پایه خواهد رفت و گرودمان از جای خود به ستاره پایه میآید و همه جا گرودمان خواهد شد. مردم به سن چهل ساله و پانزده ساله برانگیخته خواهند شد. زنان و مردانی که همسر نداشتهاند، دارای همسر خواهند شد و در نهایت مردم همیشه سیر و آسوده خواهند ماند و آرزوی خوردن چیزی نخواهند کرد و جهان پاک و بیمرگ خواهد شد.
۲-۲ سبک نگارش متن
علاوه بر مطالبی که تاکنون ارائه شده در این بخش به سبک، ترکیب و ساخت جملههای متن پهلوی ماه فروردین روز خرداد پرداخته میشود. این متن سبک سادهای دارد و جملههای آن کوتاه و روشن است. بسیاری از واژگان این متن به فارسی نو رسیده است.
یکی از ویژگیهای نگارشی این متن این است که پُر است از اسامی خاص، و تا جایی که ممکن بوده است نگارنده صورتهای دیگر این اسامی خاص را آورده است. و این خود یکی از برجستگیهای این متن است.
از دیگر موارد ساختار دستوری ماضی نقلی مجهول در فعل xward §st§d که متشکل از دو جزء xward (بن ماضی) و §st§d (فعل مضارع اخباری، سوم شخص مفرد) میباشد. این دو با هم فعل ماضی نقلی، مجهول، سوم شخص مفرد در مفهوم جمع را میسازند و در این ساختار فاعل منطقی (آنکه)، است. این افعال در زبان پهلوی از برجستگی خاصی برخوردارند.
ud ka g©øt xward §st§d pad d¦d ī Øehel s¦lag abar hang§z§nd. ud ka g©øt n§ xward §st§d pad d¦d ī p¦nzdah s¦lag ul hang§z§nd.
و آنکه گوشت خورده است به سن چهل ساله برانگیخته شود و آنکه گوشت نخورده است به سن پانزده ساله برانگیخته شود.
یا “آنهایی که گوشت خوردهاند به سن چهل ساله برانگیخته شوند و آنهایی که گوشت نخوردهاند به سن پانزده ساله برانگیخته شوند".
افعال ماضی متعدی ارگاتیو نیز در این متن زیاد به چشم می خورد:
به عنوان نمونه در بندهای ۵، ۱۰، ۱۲:
m¦h Frawardīn r©z ī Hord¦d Goy©mart Arzªr b§ ©zad.
ماه فروردین روز خرداد کیومرث ]دیو[ ارزو ]را[ بکشت.
m¦h Frawardīn r©z ī Hord¦d ¬am paym¦nag az duøox b§ ¦ward ud andar g§h¦n © payd¦gīh mad.
ماه فروردین روز خرداد جم پیمانه از دوزخ بیاورد و در جهان آشکار شد.
m¦h Frawardīn r©z ī Hord¦d Fr§d©n baxøiøn ī g§h¦n kard.
ماه فروردین روز خرداد فریدون جهان را تقسیم کرد.
از مشخصه های این متن استفاده از افعال مضارع اخباری در مفهوم آینده می باشد. و این افعال از بند ۲۷ تا آخر وجود دارند. مثل: ras§d در بند ۲۷
m¦h Frawardīn r©z ī Hord¦d dah haøt Øiø pad dah haøt s¦l © husraw Ohrmazd¦n ras§d.
و همچنین افعال دیگر از این دست مثل: ¦y§d, kun§d, ئø§d, gīr§d, baw§d, ©zan§d و …
در دو مورد فعل ماضی لازم به چشم می خورد. بند ۲ و بند ۱۵
Ohrmazd passox d¦d kª Spit¦m¦n Zardu (x)øt m¦h ī Frawardīn r©z ī Hord¦d gy¦n ī g§h¦nīg¦n d¦d h§m.
اوهرمزد پاسخ داد که ]ای[ زردشت سپیدمان ماه فروردین روز خرداد جان جهانیان دادم (= آفریدم).
Salm ud Tªz andar pidar a-burd-fram¦n øud h§nd ud Eriz ī br¦d ī xw§ø r¦y b§ ©zad h§nd.
سلم و توز در برابر پدر نافرمان شدند و ایرج برادر خویش را بکشتند.
مورد دیگر افعال مرکب است. مثل: ab¦z stad در بند ۲۲٫
m¦h Frawardīn r©z ī Hord¦d ManªøØihr ud Ereø ī ø§b¦g-tigr zamīg az Fr¦siy¦g ī Tªr ab¦z stad.
ماه فروردین روز خرداد منوچهر و آرش چابکتیر زمین از افراسیاب تورانی باز گرفت[ند].
این فعل مرکب از پیشوند ab¦z و فعل ماضی، سوم شخص مفرد stad میباشد.
در فارسی میانه پسوندها از عوامل کاربردی میباشند که در بسیاری از موارد اسم را به صفت یا برعکس صفت را به اسم تبدیل میکنند. در بند ۹ واژهی ab§-marg و ab§-zarm¦n که از دو جزء ab§ (پیشوند) و marg (اسم) تشکیل شده و با هم صفت را به وجود آورده است.
افعال مضارع اخباری در اکثر بندها به کار برده شده است. همچون افعال: kun§d, ¦y§d و d¦r§nd و …
اسامی مصدری بسیاری که از یک ماده مضارع با افزودن پسوند مصدرساز iøn تبدیل به اسم مصدر شدهاند، همانند: xwariøn و zīniøn در بند ۴۷٫
در این متن افعال از ابتدا تا بند ۲۶ به صورت ماضی آمدهاند و از بند ۲۷ به بعد به صورت مضارع در معنای آینده آمدهاند.
۲-۳ زمان تألیف متن
اسطورهها بخش مهمی از تاریخ را دربر میگیرند و به نوعی بیانگر اعتقادات و تفکرات مردم و فرهنگ جامعهاند و سینه به سینه به نسلهای بعدی در قالب داستانهای نغز و شیرین منتقل میشوند. بنابراین موضوع اسطوره در ادبیات ما جایگاه مهمی دارد و نقل اسطوره در کتابهای ادبی و تاریخی بیانگر اهمیت آنها در فرهنگ و جامعهی ایرانی است.
متن اسطورهای «ماه فروردین، روز خرداد» از متون متأخر دورهی ساسانیان محسوب میشود و از لحاظ زبانی به فارسی نو نزدیک است و این احتمال وجود دارد که بعدها در آن دستکاریهایی صورت گرفته است، زیرا نفوذ فارسی نو در آن دیده میشود. این رساله دربارهی خجستگی روز ششم فروردین (که در ایران باستان روز خرداد نامیده میشد) است.
با وجود این کشوری مثل آلمان که بیشینهی تابش خورشید در آن معادل کمینهی میزان تابش خورشید در ایران هم نیست، در سال گذشته ۲۵ درصد انرژی خود را از انرژی خورشیدی و بادی تأمین کرد و ما از این نظر تقریباً صفر بودیم
بهرهبرداری ضعیف از موهبتهای طبیعی کشور
PA72
بنا بر گزارشها، نوع بشر از ابتدای خلقت تا ۱۹۵۲ همان قدر انرژی مصرف کرده که در طول یک صد سال پس از آن دارد مصرف میکند؛ یعنی ۱۲ هزار تریلیون کیلووات ساعت. پیشبینی میشود در فاصله صد سال بعد این نرخ به ۱۲۰ هزار تریلیون برسد؛ با این شرایط، این که فکر کنیم با بهره گرفتن از سوختهای فسیلی با خسارت زیست محیطی بالایی که دارند میتوانیم نیازهای انرژی کشور را تأمین کنیم، یک خوش بینی عبث است
عدم اطمینان در اتّکا به سوختهای فسیلی (تجدید ناپذیر)
PA73
در این زمینه سرمایهگذاری ۵۰ میلیارد یورویی اورپاییان برای تأمین تمام نیازهای انرژِی خود از نور خورشید تا سال ۲۰۵۰ قابل توجه و تحسین است
توجه دولتهای اروپایی به منابع تجدیدپذیر
PA74
سرعت رشد تکنولوژی برای استفاده از انرژی خورشیدی بسیار بالاست و در حال حاضر میتوان از هر هکتار بیابان ۲ مگاوات برق تولید کرد
تأثیر فناوری در بهرهبردرایهای زیستمحیطی
PA75
در کشور ما فقط یک نیروگاه خورشیدی در استان فارس وجود دارد
بهرهبرداری ضعیف از موهبتهای طبیعی کشور
PA76
که خیلی از ایرانیها از وجود چنین نیروگاهی بیخبرند
عدم اطلاعرسانی ظرفیتهای زیستمحیطی
PA77
به گفته مسئولان نیروگاه، به رغم تمایل زیادی که آنها برای حضور وزیر نیرو در مراسم افتتاح نیروگاه داشتند، آقای وزیر به علت مشغله کاری در این مراسم حاضر نشد
عدم توجه خط مشیگذاران به موضوعات زیستمحیطی
PA78
این در حالی است که برای افتتاح یک سد با آن همه مشکلات زیست محیطی که برای کشور به ارمغان میآورد، وزیر نیرو تا مناطق خیلی دور هم سفر میکند و تبلیغات هم در این باره بسیار زیاد است
توجه بیش از حد خط مشیگذاران به سایر موضوعات توسعهای
PA79
بنا بر پیمان مقابله با بیابانزایی مصوبه مجلس شورای اسلامی، تمام وزارتخانهها مؤظفاند از فرامین وزیر جهاد کشاورزی در این حوزه حمایت کنند
ضرورت وحدت فرماندهی در مقابله با بیابانزایی
PA80
اما این کمیته در طول ۳ سال گذشته فقط ۲ بار تشکیل شد
اجرای ضعیف تصمیمات زیستمحیطی
۱- نسبشناس؛ یعنی «کسی که در خصوص آثار تحقیق میکند و نشانه ها را میشناسد و شباهت شخص به برادر و پدرش را تشخیص میدهد».[۷۷]
۲- «اثرشناس، پیشناس»[۷۸]، «آنکه ردّ پای کسی را دنبال میکند».[۷۹]
قائف در اصطلاح (با توجه به معنای نخست لغوی) یعنی؛ «آنکه نشانها را شناسد و از روی قیافه و خطوط چهره و نشانیهای صورت کسی بتواند وجه تشابه او را با دیگری از اقارب احتمالی بازیابد که در جاهلیت نظر او موجب الحاق نسب میشد. پس در واقع قائف، کارشناس انساب بود».[۸۰]
اما درفقه امامیه ازاین امر، نهی و هنگام جهل در الحاق فرزند به پدر، قراین و امارات خاصی[۸۱] قرار داده شده است تا کیفیت الحاق فرزند با پدر مشخص باشد. فقهاء دراینباره گفتهاند: «برای قیافه شناسی(وتشخیص نسب از روی قیافه) در مذهب امامیه اعتباری نیست»،[۸۲] «چنانکه در دادرسی عصر ما هم آن را قبول نکردهاند».[۸۳]
قائف در معنای دوم کسی است که از طریق بررسی ردّ پای یک شخص و دنبال کردن آن میتواند تشخیص دهد این ردّ پا متعلق به چه کسی است. به طور مثال در زمان هجرت پیامبر(ص) به مدینه، سران قریش افرادی را که در این زمینه مهارت داشتند به کار گرفتند تا بلکه بتوانند پیامبر(ص) را مورد شناسایی قرار دهند.
نهی از رجوع به قول قائف به عنوان یک کارشناس، مستند به روایاتی است که در این خصوص وارد شده و از آن جمله حدیث مرسلی است که از امیرالمؤمنین – علی(ع) نقل شده است: «به قول عرّاف و قائف توجه نمیکنیم».[۸۴] و حتی اجرت قائف در روایت سحت (باطل)، دانسته شده است.[۸۵]
در روایت دیگری نیز آمده است: «کسی که قول قائف یا کاهن یا ساحر را بشنود و تأیید کند، خداوند او را با بینیاش در آتش میافکند».[۸۶]
میتوان از اطلاق این دسته از روایات، عدم حجیّت قول قائف به هر دو معنا را، نتیجه گرفت.
«اما آنچه در بعضی از نصوص دلالت دارد که معصومین(ع) قول قائف را قبول دارند، محمول و ناظر به خصوص واقعهای است که قول ایشان (قائف) با واقع مطابقت دارد».[۸۷] و از این روایات «خبر مدلجی است که به پیامبر(ص) خبر داد؛ گامهای اسامه وزید شبیه هم هستند. پیامبر(ص) در این سخن تردید نکرده و خوشحال هم شدند. به خاطر اینکه منافقین به اسامه و زید به جهت خشم به ایشان کنایه و طعن داشتند و منافقین اعتمادشان به قول قائف بود».[۸۸]
عدم اعتراض پیامبر(ص) به قول قائف در این روایت، نه به جهت قبول قول قائف، بلکه در خصوص موضوع خاص اسامه و زید است که مورد طعن منافقین بودند.
پس نمیتوان در برابر روایاتی که دلالت بر منع پذیرش قول قائف وجود دارد، به اینگونه از روایات که در خصوص موضوع خاصی وارد شده است، استناد کرد.
۱-۳ «العرّاف»
العرّاف «فتحالعین، تشدیدالرّاء (برای مبالغه)»[۸۹]به معنای «بسیارشناسنده، منجّم، اخترگوی، کاهن، فالگیر، آنکه از گذشته و آینده خبر دهد، طبیب (پزشک)»[۹۰] آمده است.
گفته شده است «عرّاف ازگذشته خبر میدهد و کاهن از آینده».[۹۱] و «عمل عرافت نوعی از کهانت و منحصر به امورگذشته است و برخی گویند عرافت استدلال از حوادث حالیه بر حوادث آتیه است به مناسبت یا مشابهت».[۹۲]
به طور کلی در اصطلاح سه معنا میتوان برای عرّاف ذکر کرد:
۱.دکتر لنگرودی میگوید: «عرّاف (اختر شمار)، (کسی است) که احکام نجوم داند وپیشگویی میکند و شغلی است مکروه و شاید در حد کهانت».[۹۳] «(اما) برخی میگویند عرّاف پایینتر از کاهن است».[۹۴]
۲. در لسانالعرب برای عرّاف معنای عامّی ذکر شده است: «کسی که معرفت و شناخت به یک علمی دارد».
«به حازی (کسی که علم غیب میداند)، قُناقِن (کسی که به آبهای زیرزمینی و استخراج آنها آگاه است) و طبیب، عرّاف گفته شده، به جهت معرفت هر یک از ایشان به علم درآن موضوع».[۹۵]
۳. اعراب قدیمی به طبیب و حکیمباشی (عرّاف) میگفتند.[۹۶]
سخن عرّاف نیز همانند قائف حجیّت ندارد. روایت «به قول عرّاف و قائف توجه نمیکنیم» (که در موردقائف بیان شد)، اشاره به همین مطلب دارد. «رسول خدا (ص) (نیز) از آوردن عرّاف (استفاده از او) نهی کرده وفرمود: هر کس او را بیاورد وتصدیق نماید، پس به تحقیق از آنچه خدای عزّوجل بر محمد(ص) نازل فرموده ، برائت جسته است».[۹۷]
البته به نظر میرسد با توجه به اختلاف معانی ذکر شده برای این واژه، و همچنین نحوهی استعمال این کلمه در هر یک ازمعانی، به طور مطلق نمیتوان قائل به عدم حجیّت قول عرّاف شد.
«برخی معتقدند اگر(عرّاف) به معنای منجم و ستارهشناس باشد که این معنا صحیح است،
نمیتوان «عرّاف» را کارشناس دانست».[۹۸] اما به نظر میرسد اگر مقصود از«عرّاف» طبیب باشد، قطعاً به عنوان یکی ازانواع کارشناس مطرح خواهد شد.آنگاه اگرقائل به حجیّت قول کارشناس شدیم، قول عرّاف نیز معتبر خواهد بود. و حتی اظهار نظر عرّاف در معنای منجّم (کسی که علم نجوم را میداند) نیز امروزه میتواند مورد استناد قرار گیرد. نمونهی بارز آن در رصد و رؤیت هلال ماه قمری (مثل رمضان) است (البته اگر قائل به طریقیت رؤیت هلال باشیم، به این معنا که رؤیت هلال در ثبوت هلال ماه قمری موضوعیت نداشته باشد و امکان رؤیت کفایت کند).
آیتالله فاضل لنکرانی در خصوص اینکه آیا ثابت شدن اوّل ماه بامحاسبات منجّمان با امکانات دقیقی که در اختیار دارند از جمله تلسکوپ و…امکان پذیر است یا خیر، میفرمایند: «هر کس از گفتهی آنها (منجّمان) یقین یا اطمینان پیدا کند، باید به آن عمل کند».[۹۹]
بنابراین روایاتی که دلالت برعدم پذیرش قول عرّاف دارند در خصوص مواردی است که از نجوم و ستارهشناسی استفادهی علمی نشده، بلکه در جهت پیشگوییها و حتی شاید خرافات استفاده میکردند.
۱-۴«مقوّم»:
مقوّم درلغت از «قَوَمَ یُقَوِمُ تقویم»، و قوّم به معنای«سَّعَرَ و عدّل (مشخص کردن قیمت)» است.[۱۰۰] معانی مقوّم عبارت است از: «ارزیاب، قیمتگذار، قیمتکننده و آنکه قیمت چیزی را تعیین
میکند، نرخنهنده، بهاگذار، قیمتگر و بهاکننده»[۱۰۱]
در اصطلاح مقوّم عبارت است از:
۱.«ارزیاب»؛ «کارشناس تعیین قیمت اشیاء و اموال».[۱۰۲]
۲.«کسی که خبره در تعیین ارزش چیزها یا میزان خسارت وارده است … و یک نفر برای اظهار نظر کافی است».[۱۰۳]
در فقه و حقوق اسلام مقوّم به عنوان یک کارشناس ازاهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است، به همین جهت شرایط خاصّی برای آن پیشبینی شده که عبارت است از: «عدالت، معرفت به قیمت، تعدّد، ذکوریّت و عدم اتّهام ».[۱۰۴]
فقهاء دربارهی اشتراط عدم اتّهام معتقدند: «چون مقوم ظاهراً شاهد است، پس برای قبول شهادتش «عدم توجه تهمت »شرط میباشد». [۱۰۵]
۱-۵ « قاسم»
قاسم یکی دیگر از اقسام کارشناس است. از این واژه پیشتر و بیشتر در فقه و حقوق اسلامی استفاده شده است.
۱-۵-۱تعریف واقسام قاسم:
قاسم در لغت به معنی«پخشکننده، تقسیمکننده و توزیعکننده »[۱۰۶] است .
در اصطلاح «کارشناس تقسیم اموال مشاع را (قاسم) گویند … ضرورتی نیست که قاسم، عضو رسمی دولت باشد، لکن اگر مصلحت اقتضاء کند میتوان کارشناسان را به دولت فراخواند.[۱۰۷]
تعیین قاسم به دو صورت است:
۱. قاسمی که به تراضی افراد انتخاب میشود ( کارشناس غیررسمی).
۲. قاسم امام؛ یعنی قاسمی که از سوی امام تعیین میشود.
بنابراین آنجا که در تعریف قاسم گفتهاند «کسی است که حقوق صاحبان حق و اموال را از جانب امام یا نایب او قسمت میکند»[۱۰۸]، ناظر به «قاسم امام» بوده است. به قاسم امام «در عصر ما کارشناس رسمی میگویند».[۱۰۹] برخی گفتهاند: «بر امام مستحب است قاسم را نصب کند، چرا که از مصالح
عامّهای میباشد که شایسته است امام به آن قیام کند».[۱۱۰] «روایت شده است که حضرت علی(ع) نیز قاسمی داشت که به او «عبدالله بن یحیی» میگفتند و از بیتالمال ارتزاق میکرد».[۱۱۱]
۱-۵-۲ تفاوت قاسم امام و قاسم به تراضی:
۱.یکی از تفاوتها در پرداخت اجرت عمل قاسم میباشد؛ «اجرت (قاسم امام) از بیتالمال است، پس چنانچه (بیتالمال) در فشار باشد از هر یک از دو شریک به نسبت حصّهی ایشان گرفته میشود»،[۱۱۲] اما اجرت قاسم به تراضی را کسانی که بر تعیین و انتخاب وی تراضی کردهاند، میپردازند.
در حال حاضر این تفاوتگذاری در حقوق منتفی بوده و پرداخت اجرت قاسم (کارشناس) مطابق با مادّهی ۲۵۹ آیین دادرسی مدنی بر عهدهی افراد ذینفع و متقاضی است و «دولت تعهد ندارد که اجرت و مزد کارشناس را بدهد. اگر طرفین برای تقسیم مال مشاع از نظر کارشناس (قاسم) استفاده کنند باید به تساوی، اجرت او را بدهند، هر چند که حصّهها از نظر قیمت، اختلاف داشته باشد».[۱۱۳]
۲ـ یکی دیگر از تفاوتها در شرایطی است که قاسم باید دارا باشد. فقهاء میان شرایط قاسم منصوب امام و قاسمی که به تراضی شرکاء تعیین میشود، تفاوت قائل شدهاند:
قاسم منصوب امام:
بر امام مستحب است نصب قاسم و شرط است بلوغ و کمال عقل، ایمان، عدالت و معرفت به حساب. دلیل اشتراط عدالت، اطمینان یافتن به قول وی ذکر شده است.[۱۱۴]
۳-۶-۲- بازده غیرعادی سهام
بازده غیرعادی سهام برابر است با تفاوت بین نرخ بازده شرکت (بازده واقعی) و بازده بازار (بازده مورد انتظار)، برای تعیین بازده غیرعادی از مدل تعدیل شده بازار (مدل ساده بازار) استفاده می شود (ایزدی نیا، ۱۳۸۲: ۱۱۶) :
(۳-۷)
که در این معادله داریم:
ARit = نرخ بازده غیرعادی اوراق بهادارi در طول دوره t
Rit = نرخ بازده واقعی اوراق بهادارi در طول دوره t
Rmt = نرخ بازده بازار اوراق بهادار در دوره t
۳-۷- جامعه آماری
جامعه[۵۸] عبارت است از گروه یا طبقهای از افراد، اشیاء، متغیرها، مفاهیم یا پدیده ها که حداقل در یک ویژگی، مشترک باشند (پرهیزگار، ۱۳۹۰: ۲۴۵). جامعه آماری از نظر تعداد افراد یا مواردی که باید مشاهده شود، ممکن است بزرگ یا کوچک باشد. اگر جامعه ما کوچک باشد جمعآوری اطلاعات آسان میباشد ولی اگر جامعه بزرگ باشد جمعآوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق درباره فرد فردِ اعضای چنین جامعهای، پرزحمت و وقتگیر است و به هزاران محقق، صرف میلیونها ریال اعتبار و صدها هزار ساعت کار نیاز دارد پس برای صرفهجویی در نیروی انسانی، هزینه و وقت و رعایت سایر ملاحظات اجرایی، به جای مطالعه در مورد تمام افراد جامعه میتوان نمونه ای از افراد جامعه را انتخاب و مورد تحقیق قرار داد (همان، ص: ۲۴۹).
در این تحقیق یک جامعه آماری ابتدایی و سپس جامعه آماری ثانویه که حاصل اعمال محدودیتها میباشند، در دست داریم، جامعه آماری ابتدایی ما کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. با اعمال تعدادی محدودیت، جامعه آماری تحقیق کاهش یافته است. این محدودیتها عبارتند از:
پایان سال مالی آنها ۲۹ (بیست و نه) اسفند ماه هر سال باشد،
قبل از سال ۱۳۸۷ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند،
جز شرکتهای سرمایه گذاری و واسطهگری مالی نباشند،
در طی دوره مورد بررسی (۱۳۸۸ - ۱۳۹۲) تغییر سال مالی نداشته باشند،
اطلاعات آنها در طی دوره مورد تحقیق پیوسته در دسترس باشد و
جز شرکت های زیان ده نباشند.
۳-۷-۱- اعمال محدودیتهای ساختاری
فرم خلاصه شده مدل تصحیح خطای برداری ساختاری به صورت زیر نشان داده شده است:
(۳-۸)
سمت چپ دستگاه فوق لگاریتم متغیرها را نشان میدهد که شامل:
ε۱ نوسان قیمت نفت، ε۲ نماینده نوسانهایی است که می تواند تولید را تحت تاثیر قرار دهد، ε۳ یا نوسان سوم نوسان سیاست پولی مانند رشد حجم پول، ε۴ نوسان نرخ ارز، ε۵ نوسان تورم، ε۶ نوسان شاخص بازده غیر عادی سهام میباشد. فرض بر این است که جملات اخلال به صورت سریالی ناهمبسته بوده و نسبت به هم متعامد میباشند.
اکنون محدودیتهای اقتصادی تحقیق به شرح زیر بیان میشوند:
۱) محدودیت های مربوط به فرض اقتصادی کوچک و باز،
۲) محدودیت های اقتصادی بلندمدت که از مبانی نظری مدل حاصل میگردد،
۳) محدودیت های مربوط به متعامد بودن جملات اخلال ساختاری،
نوع اول محدودیتها از فرض اقتصاد کوچک و باز منتج میگردد و تلویحاً بیانگر این موضوع میباشد که نوسانهای داخلی (نوسانهای طرف عرضه، تقاضا و نوسانهای اسمی) تأثیر بلندمدت بر متغیرهای خارجی (قیمت نفت) ندارد. محدودیتهای حاصل از فرض اقتصاد کوچک و باز نیز محدودیت را برای شناسایی معرفی می کند. دسته دوم از محدودیتها که از الگوی نظری استخراج میگردد متضمن قیودی در خصوص اثرات بلندمدت نوسانهای ساختاری روی متغیرهای درونزا داخلی هستند. مطابق الگوی نظری، نوسانهای اسمی (سومین جمله اخلال ساختاری)، تاثیر بلندمدت بر تولید ناخالص داخلی ندارد و به این ترتیب مدل ساختاری محدودیتهای دیگری را به منظور شناسایی کامل و اعمال محدودیتهایی را تأمین می کنند.
با توجه به محدودیتهای ذکر شده، نحوه گزینش نمونه آماری نهایی ما در جدول زیر نمایش داده می شود:
جدول ۳-۱- نحوه انتخاب نمونه آماری بر اساس محدودیتهای فوق
محدودیت ها | شرکت ها |
شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تا پایان سال ۱۳۹۲ | ۴۹۶ |
شرکت های واسطهگری مالی و بیمهای | ۴۷ |
شرکت های که پایان سال مالی آنها منتهی به اسفند ماه نیست | ۱۲۶ |