براساس شکل ۴-۱۵ با توجه به متفاوت بودن هزینهها در سطوح مختلف کشت نسبت سودها متغیر است. در این تحقیق با توجه به این که نسبت سود به هزینه در سطوح کشت زیر ۳۰۰۰ مترمربع کمتر از یک میباشد بنابراین تولید گوجه فرنگی در گلخانههای خاکی سطوح کشت زیر ۳۰۰۰ مترمربع در استان زنجان مقرون به صرفه نمی باشد.
شکل ۴-۱۵- شاخص های انرژی و اقتصادی در تولید گوجه فرنگی در گلخانههای خاکی
با توجه به شکل ۴-۱۶ و نتایج حاصل از نمودارهای قبل در کشت گوجه فرنگی گلخانههای خاکی نیز مانند سایر محصولات گلخانهای مورد مطالعه در این تحقیق بیشترین مقدار مصرف انرژی مربوط به عملیات گرمایش، سرمایش، تهویه و بخشی از عملیات حمل و نقل و انرژی ادوات و ماشینهای کشاورزی که بیانگر مصرف انرژی سوخت و الکتریسیته بالا است میباشد.
شکل ۴-۱۶- مقدار مصرف انرژی عملیاتهای مختلف جهت تولید گوجه فرنگی در گلخانههای خاکی
در نهایت میتوان نتیجه گرفت که در تمامی گلخانههای استان زنجان بیشترین مصرف نهاده انرژی به انرژی سوخت، الکتریسیته و کود اختصاص دارد. همچنین با توجه به نتایج بهدست آمده از تجزیه و تحلیل نمودارها، گلخانههای هیدروپونیک نسبت به گلخانههای خاکی و محصول توتفرنگی نسبت به خیار و محصول خیار نسبت به گوجه فرنگی برای کشت در استان زنجان دارای توجیه اقتصادی میباشد.
۴-۵- برآورد درآمد و هزینه تولید توتفرنگی در سطوح مختلف در گلخانه هیدروپونیک
چنانکه در شکل ۴-۱۷ مشخص است بیشترین هزینه برای تولید توتفرنگی در گلخانههای هیدروپونیک در همه سطوح مختلف کشت به کارگر تعلق گرفته است. به نحویکه برای سطوح زیر ۳۰۰۰ مترمربع، ۳۵۶۰۰ مگاژول انرژی به ازای هر هکتار مصرف شده است. بعد از هزینه کارگر بیشترین هزینه در همه سطوح کشت مربوط به هزینه نشاء است. بر اساس شکل ۴-۱۷ بعد از هزینه کارگر و نشاء برای تولید توتفرنگی در گلخانههای هیدروپونیک هزینهها در همه سطوح مختلف به ترتیب هزینه حمل و نقل، مواد اولیه، گاز، سم، کود و برق روند کاهشی داشته است. همچنین هزینهها در سطوح بالای ۳۰۰۰ مترمربع نسبت به سطوح پایین ۳۰۰۰ مترمربع کمتر میباشد.
شکل۴-۱۷- برآورد هزینه برای نهادههای تولید توتفرنگی در گلخانههای هیدروپونیک
براساس نتایج بدست آمده از شکل ۴-۱۷ و با توجه به نمودار دایرهای شکل ۴-۱۸ بیشترین هزینه در تولید توتفرنگی در گلخانههای هیدروپونیک مربوط به هزینه کارگر ۳۹ درصد، هزینه نشاء ۲۱ درصد و هزینه حمل و نقل ۱۷ درصد میباشد. با توجه به تحقیق مشابهای که توسط بنائیان و همکاران در سال ۱۳۹۰ در تولید توتفرنگی گلخانههای هیدروپونیک شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز انجام شد هزینه کارگر ۳۱ درصد، هزینه حمل و نقل ۲۲ درصد و هزینه نشاء ۱۸ درصد بیشترین سهم هزینه را به خود اختصاص داده است. در هر دو تحقیق هزینه کارگر بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است ولی در تحقیق انجام شده در سال ۱۳۹۰ نسبت به تحقیق حاضر هزینه حمل و نقل بیشتر میباشد.
شکل ۴-۱۸- سهم هزینه در تولید توتفرنگی در سطوح بالای ۳۰۰۰ مترمربع و زیر ۳۰۰۰ مترمربع در گلخانههای هیدروپونیک
چنانکه در شکل ۴-۱۹ مشخص است هزینه هر در سطوح زیر ۳۰۰۰ مترمربع بیشتر میباشد در حالیکه درآمد کمتر است. میتوان نتیجه گرفت که هر چقدر سطح زیر کشت بیشتر باشد درآمد بالاتر است. بنابراین کشت هیدروپونیک در سطوح بالای ۳۰۰۰ مترمربع مقرون به صرفه میباشد.
شکل ۴-۱۹- شاخص اقتصادی در تولید توتفرنگی در گلخانههای هیدروپونیک
۴-۶- برآورد درآمد و هزینه تولید خیار در سطوح مختلف در گلخانه خاکی
چنانکه در شکل ۴-۲۰ مشخص است بیشترین هزینه برای تولید خیار در گلخانههای خاکی در سطوح کشت زیر ۳۰۰۰ مترمربع و بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ مترمربع مربوط به حمل و نقل است و بیشترین هزینه در سطوح بالای ۵۰۰۰ مترمربع مربوط به هزینه کارگر میباشد.
شکل۴-۲۰- برآورد هزینه برای نهادههای تولید خیار در گلخانههای خاکی
بر اساس نتایج بهدست آمده از شکل ۴-۲۰ و با توجه به نمودارهای دایرهای شکل ۴-۲۱، ۴-۲۲ و ۴-۲۳ بیشترین هزینه در تولید خیار در گلخانههای خاکی در سطوح زیر ۳۰۰۰ مترمربع مربوط به هزینه حمل و نقل ۳۰ درصد، هزینه کارگر ۲۴ درصد و هزینه گاز ۱۸ درصد، در سطوح بین ۳۰۰۰ مترمربع و ۵۰۰۰ مترمربع مربوط به هزینه حمل و نقل ۲۸ درصد، هزینه کارگر ۲۵ درصد و هزینه گاز ۱۸ درصد و برای سطوح بالای ۵۰۰۰ مترمربع مربوط به هزینه کارگر ۲۹ درصد، هزینه حمل و نقل ۲۵ درصد و هزینه گاز ۱۹ درصد میباشد.
شکل ۴-۲۱- سهم هزینه در تولید خیار در سطوح زیر ۳۰۰۰ مترمربع در گلخانههای خاکی
شکل ۴-۲۲- سهم هزینه در تولید خیار در سطوح بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ مترمربع در گلخانههای خاکی
شکل ۴-۲۳- سهم هزینه در تولید خیار در سطوح بالای ۵۰۰۰ مترمربع در گلخانههای خاکی
بر اساس شکل ۴-۲۴ میزان درآمدها در همه سطوح مختلف بیشتر از هزینهها میباشد. ولی هزینه در سطوح بالای ۵۰۰۰ مترمربع کمتر از سایر سطوحهای کشت است. میتوان نتیجه گرفت کشت خاکی خیار برای سطوح بالای ۵۰۰۰ مترمربع مقرون به صرفه است.
شکل ۴-۲۴- شاخص اقتصادی در تولید خیار در گلخانههای خاکی
g240/0
Gentamicine 80 EXIR
cc1
۱-ریختن ml1000 آب مقطر درون ارلن ml800 و ارلن ml 200.
۲-اضافه و حل کردن کلسیم لاکتات درون ارلن ml200.
۳-اضافه و حل کردن Ham’s f10 و سدیم بی کربنات درون ارلن ml800.
۴- اضافه کردن کم کم محتوای ارلن که حاوی ml200 آب مقطر وکلسیم لاکتات بود را درون ارلن حاوی ml800 آب مقطر و Ham’s f10 و سدیم بی کربنات .
۵- افزودن جنتامایسین به محلول.
۶- سنجیدن اسمولاریته توسط دستگاه اسمولاریته متر ، اسمولاریته ی محلول باید Osmol/L10±۲۷۵ باشد.
۷- سنجش PH، PH باید ۵/۷ باشد.
۸- فیلتر کردن محیط به دست آمده با فیلتر میلی پور mμ۲۲/۰ بداخل ظروف استریل و نگهداری در یخچال تا موقع مصرف . (حداکثر مدت نگهداری در یخچال یک ماه)
۲-۲-۲- محلول های لازم برای تست پراکندگی کروماتین اسپرم (SCD)[69]
محلول HCl 08/0 نرمال (۶۶۰ میکرو لیتر HCI در ۳۴۰/۹۹ سی سی آب مقطر)
محلول لیز کننده یک شامل مرکاپتواتانول۸/۰مولار، تریس۴/۰مولار، SDS1% و EDTA 50 میلی مولار می باشد.
محلول لیز کننده دو شامل NaCl 2مولار، تریس۴/۰مولار و SDS1% می باشد.
محلول Trisborate- EDTA شامل اسیدبوریک۰۹/۰مولار، تریس۰۹/۰مولار و EDTA002/0 مولار می باشد.
PH برای تمامی محلول ها باید بر روی ۵/۷ تنظیم گردد.
بعد از ساخته شدن محلول ها PH آن ها با دستگاه PHمتر اندازه گیری می شود اگر PH بیشتر از ۵/۷ باشد با بهره گرفتن از HCl 1 نرمال که کم کم به محلول اضافه و PH به ۵/۷ رسانده می شود و اگر PH کمتر از ۵/۷ باشد با بهره گرفتن از KOH 1 نرمال که کم کم به محلول اضافه می شود PH به ۵/۷ رسانده و سپس محلول ها تا موقع مصرف در یخچال نگهداری می شود(Fernandez, et al., 2003).
۲-۲-۳- ساخت محلول تانل[۷۰]
محلول تانل از ترکیب lμ ۵ محلول آنزیم (از ویال آبی رنگ) با lμ۴۵ محلول لیبل (از ویال بنفش رنگ) درون یک ویال حاصل می شود.
۲-۲-۴- ساخت محلول [۷۱] (PBS)
۵۵/۹گرم پودر PBS (یا ۱۰ قرص آن ) در یک لیتر آب مقطر حل می شود(WHO 2010).
۲-۲-۵- ساخت رنگ ائوزین-نیگروزین[۷۲]
۶۷/۰ ائوزین و ۹/۰گرم NaCl را در ۱۰۰ میلی لیتر آب مقطر حل و سپس ۱۰ گرم نیگروزین به این محلول اضافه می شود. بعد با بهره گرفتن از کاغذ صافی محلول فیلتر می شود(WHO 2010).
۲-۲-۶- ساخت رنگ رایت[۷۳]
۵/۲ گرم پودر رایت +۲۵۰ سی سی متانول
۵دقیقه میکسر
۲۵۰ سی سی متانول
۵
۵ دقیقه میکسر
۲۵۰ سی سی متانول
۵دقیقه میکسر
۲۵۰ سی سی متانول
۳۰دقیقه میکسر
محلول فیلتر می شود
نکته: در تمام مراحل، محلول نباید نور ببیند.
۲-۳- روشها
۲-۳-۱- روش جمع آوری اسپرم
نمونه های سیمن[۷۴] افراد مراجعه کننده به پژوهشکده علوم تولید مثل یزد ، پس از ۲تا۵ روز خودداری از مقاربت ، از طریق خود انزالی در ظروف استریل با دهانه ی گشاد جمع آوری و سپس برای مایع شدن[۷۵] نمونه ها به مدت ۲۰ دقیقه در انکوباتور ۳۷ درجه سانتیگراد نگهداری شدند. ۷۰ نمونه سیمن مورد آنالیز ماکروسکوپی و میکروسکوپی قرار گرفت و ۲۱ نمونه نرمال وارد مطالعه شد.
۲-۳-۲- آنالیز مایع انزالی
۲-۳-۲-۱- آزمایشات ماکروسکوپی: شامل بررسی ظاهر، آبکی بودن، حجم، چسبندگی می باشد.
۲-۳-۲-۱-۱- ظاهر: ظاهر نمونه ها باید خاکستری – شیری رنگ باشد . نمونه هایی که رنگ آنها طبیعی نبودند از مطالعه حذف شدند.
۲-۳-۲-۱-۲- آبکی کردن: حداکثر به مدت ۴۵ دقیقه در دمای ۳۷ درجه حالت مایع و سیال پیدا کند. نمونه هایی که در مدت ۴۵ دقیقه در داخل انکوباتور مایع نمی شدند از مطالعه حذف شدند.
۲-۳-۲-۱-۳- حجم: حجم مایع سیمن از طریق انتقال به لوله های فالکون مدرج اندازه گیری شد نمونه هایی که حجم آنها بالای دو میلی لیتر بود وارد مطالعه شدند.
۲-۳-۲-۱-۴- چسبندگی: اگر موقع قراردادن روی لام کش بیاید، چسبندگی به مقدار کش آمدن بصورت High ،Mild گزارش شد(WHO 2010).
۲-۳-۲-۲- آزمایشات میکروسکوپی
در مطالعات میکروسکوپی سیمن، غلظت، تعداد[۷۶]، تحرک[۷۷]، ناهنجاریهای مورفولوژیکی[۷۸] اسپرم، آگلوتیناسیون[۷۹] اسپرم و در صد زنده بودن[۸۰] اسپرم مطالعه شد. اگر چه اغلب از میکروسکوپ نوری معمولی برای برای مطالعه ی سیمن رنگ نشده استفاده می شود، ولی چنانچه بخواهیم کار دقیق تر باشد می توان از میکروسکوپ فاز کنتراست برای نمونه ی سیمن تازه و رنگ نشده یا نمونه شسته شده استفاده کرد.
ابتدا با سمپلر μl10 نمونه کشیده شده و روی لام قرار می گیرد. بعد روی آن توسط لامل ۲۲×۲۲میلی متری پوشانده می شود. بهتر است قبل از مشاهده ی نمونه، حدود یک دقیقه صبر کرد تا نمونه تثبیت شود. می توان در دمای اتاق این کار را انجام داد، ولی باید دمای اتاق حدود ۲۰تا۲۵ درجه ی سانتی گراد باشد. چنانچه در شان های مختلف تعداد اسپرمی که شمارش می شود با هم خیلی تفاوت داشته باشد نشان دهنده عدم یکنواختی نمونه است. این نمونه ها باید مجدداً مخلوط شود. عدم یکنواخت بودن معرف وجود موکوس، ویسکوزیته غیر طبیعی، محلول شدن غیر طبیعی و آگلوتیناسیون اسپرم می باشد که بایست در گزارش قید شود(WHO 2010).
۲-۳-۲-۲-۱- آگلوتیناسیون
آگلوتیناسیون یعنی چسبندگی اسپرمهای متحرک به یکدیگر که ممکن است این چسبندگی بین اسپرمها در هر ناحیه از اسپرم اتفاق بیفتد. مانند سر به سر، دم به دم یا دم به قطعه میانی و یا ترکیبی از این چسبندگی ها مشاهده می شود. نمونه های دارای آگلوتیناسیون از مطالعه حذف شدند.
شکل ۲-۱- انواع مختلف آگلوتیناسیون:A : چسبندگی سر به سر اسپرم، B: چسبندگی دم به دم، C: چسبندگی دم به قطعه میانی
- یو و همکاران (۲۰۰۸)، در پژوهشی به بررسی تأثیر فناوری اطلاعات بر قابلیت های زنجیره تأمین و عملکرد شرکت پرداختند. یافته ها نشان دادند، قرارگیری فناوری اطلاعات در سیستم ارتباطات زنجیره تأمین می تواند به ایجاد امکانات بهتر در زنجیره تأمین در زمینههایی مانند تبادل اطلاعات، هماهنگی، یکپارچهسازی فعالیتها و حساسیت تأثیرپذیری زنجیره تأمین منجر شود.
- گاستین و همکاران(۲۰۰۸)، دریافتند که شرکتهای یکپارچه شده بیشتر فرآیندهای کسب وکار خود را کامپیوتری می کنند، بنابراین به فواید مشهودتری مثل صرفهجویی در موجودی و کاهش زمانهای تأخیر دست مییابند. مبتنی بر این مطالعات، فرضیههایی، به صورت زیر تدوین شده است:
فرضیه اهم: ابعاد زنجیره تأمین یکپارچه بر توانمندیهای رقابتی تأثیر دارد.
فرضیه اخص: یکپارچگی داخلی به وسیله یک سیستم کاملاً آشکار از نقطه خرید تا نقطه توزیع در داخل یک سازمان جهت دستیابی به رضایت مشتری در نظر گرفته شده است.
- اسمیت و راسنزویک، بارگلمن و همکاران؛ تید و همکاران(۲۰۰۹)، نشان دادند که یکپارچگی داخلی به طور معناداری نوآوریهای محصول را بهبود میدهد. گریفی نیز، بیان کرد که مکانیزم های یکپارچگی داخلی مثل تیمهای چند وظیفه ای زمان تحویل محصولات جدید را کاهش میدهد.
- بنیتو(۲۰۰۹)، به مطالعه ارتباط بین سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و کارایی عملیاتی در خرید پرداخت. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد، سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات بر کارایی عملیاتی خرید، تأثیر مثبت می گذارد. به طور اساسی برای انجام دادن و نیز ارتقاء دادن بعضی از فعالیتهای خرید توسعه یافته مانند همکاری با تأمینکنندگان، ارزیابی تأمینکنندگان، درگیرکردن تأمینکنندگان در توسعه و طراحی محصول و نیز یکپارچهسازی لجستیک، پذیرش فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین ضروری است.
- سزن(۲۰۰۹)، به بررسی آثار نسبی طراحی، یکپارچهسازی و تسهیم اطلاعات بر کارایی زنجیره تأمین به صورت تجربی پرداخت. بررسی داده ها نشان داد، یکپارچهسازی و تسهیم اطلاعات، روشهایی مطمئن برای افزایش کارایی در زنجیرههای تأمین هستند. همچنین طراحی یک زنجیره تأمین نیز نقشی مهم در دستیابی به سطوح مطلوب کارایی دارد.
- یولنجین و یورای(۲۰۱۰)، به مطالعه پذیرش فناوری اطلاعات در مدیریت زنجیره تأمین پرداختند. در این مطالعه، هدف آنها تعیین کردن میزان استفاده از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین و نیز میزان استفاده از اینترنت(به عنوان یک بعد خاص فناوری اطلاعات) توسط شرکتها بود. نتایج مطالعه نشان داد که ۶۷ درصد از شرکتهای مورد بررسی از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمینشان استفاده می کنند. برای اکثریت شرکت ها ۵۳ درصد(مهمترین دلیل استفاده از فناوری اطلاعات در زنجیرهتأمین، آگاهی از مشتریان) ۱۸درصد از شرکتها، دستیابی به نیازمندیهای مشتریان و بهبود سطوح خدماتدهی، ۱۲ درصد از شرکتها، دستیابی سریع به اطلاعات و بهبود یکپارچهسازی اطلاعاتی و مزیتهای رقابتی و نیز حفظ مزیتهای رقابتی را به عنوان مهمترین دلایل برای استفاده از ۸۱ درصد از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین بیان کردند. همچنین نتایج نشان داد، ۵۶ درصد از شرکتهای استفادهکننده سایت شرکتها از اینترنت استفاده می کنند و اینترنتی دارند. اکثریت شرکتهایی که سایت اینترنتی دارند، از آن برای برقراری ارتباط با مشتریان از طریق پست الکترونیکی، ارائه تبلیغات فروش و فعالیتهای عمومی ارتباطی و نیز ارائه اطلاعات محصولی به صورت دیداری و شفاهی استفاده می کنند.
- پارتاسری و هاموند(۲۰۱۰) در مقاله خود با عنوان ورودی و خروجی نوآوری محصول، تأثیر تعدیلکنندگی فرایند نوآوری، دریافتند که یکپارچگی وظیفه ای تأثیر مثبتی روی فراوانی نوآوری محصول دارد.
- بالدوین و هنلنیز(۲۰۱۰)دریافتند که ایدههای نوآورانه بخشهای داخلی مختلف منابع اصلی نوآوری هستند و اغلب ایدههای نوآورانهای که در بخشهای داخلی شرکت صورت میگیرد باعث ایجاد نوآوریهای محصول میگردند.
فصل سوم:
روش شناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه:
در این فصل به بررسی چگونگی روش تحقیق، گردآوری داده ها و تحلیل آنها جهت استفاده از داده های خام در راستای فرضیات تحقیق پرداخته می شود. همچنین تعریف وتفصیل مفاهیم اساسی همچون (جامعه آماری، نمونه گیری و…) ارائه گردیده و مفاهیم اساسی فوق برای تحقیق حاضر بررسی میگردد.
۳-۲ روش تحقیق:
پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش کاربردی میباشد. این پژوهش از نظر منطق اجرای پژوهش از نوع قیاسی، از نظر نحوه اجرای پژوهش کیفی، از نظر نوع داده ها توصیفی، پیمایشی است.
۳-۳ متغیرهای پژوهش:
نام متغیر | نقش متغیر در پژوهش |
نوع متغیر در پژوهش |
مقیاسهای سنجش متغیر در پژوهش |
||||||||
مستقل | وابسته | مداخلهای | زمینهای | کمی | کیفی | اسمی | رتبهای | فاصلهای | نسبتی | ||
پیوسته | گسسته | ||||||||||
یکپارچگی فنآوری اطلاعات | * |
در رابطه ۲-۴، P3 اشاره به نقطه تلاقی حاصل از برخورد منحنیهای حوزه ارسال در زمان بعدی و امتداد مسیر اشاره دارد و d نیز به اندازه گام اشاره دارد. روند مرحله دوم تخمین تخممرغ در شکل۲-۴ نشان داده شده است.
شکل۲-۴: روند دوم مرحله تخمین تخممرغ [۶].
در مرحله ارسال پیام به صورت توزیعشده، توسط حسگرهای موجود در حوزه نگهداشت و ارسال جاری به صورت سیلآسا[۱۱] پیام فعالسازی به حسگرهای موجود در حوزه ارسال زمان بعدی ارسال میگردد تا حسگرهای این حوزه فعال گردند. یک بسته کنترلی برای کنترل کردن تعداد بستههای پخششده در شبکه ارائهشده است. این بسته شامل فیلدهای زمان ارسال بسته، تاریخچهای از مسیر طی شده توسط بسته و نسبت برای کنترل تعداد بستههای ارسالی از این نوع میباشد. در الگوریتم VE-mobicast حسگرهای شبکه به سه ناحیه تقسیم میگردند که این نواحی عبارتند از:
حسگرهای موجود در داخل مسیر حرکتی حوزه تحویل در زمان جاری تا زمان بعدی.
حسگرهای موجود در اجتماع حوزههای ارسال در زمان فعلی و زمان بعدی منهای ناحیه اول.
حسگرهایی موجود در شبکه به جز حسگرهای موجود در اجتماع حوزه ارسال زمان فعلی و زمان فعلی.
شکل۲-۵ تقسیمبندی نواحی سهگانه شبکه را نشان میدهد.
شکل۲-۵: نواحی مختلف تقسیمکننده شبکه، a: ناحیه یک، b: ناحیه دو، c: ناحیه سه [۶].
مرحله ارسال پیام به صورت توزیعشده از دو مرحله تشکیل شده است. در مرحله اول حسگرهای حوزه نگهداشت و ارسال زمان جاری به تمام حسگرهای همسایههای خود که در حوزه ارسال در ناحیه آینده قرار دارند به صورت سیلآسا پیام کنترلی ارسال میگردد. در مرحله دوم حسگرهای دریافتکننده پیام کنترلی، در صورتی که چندین پیام را دریافت کرده باشند پیامها را با یکدیگر ترکیب کرده و پیام جدید را به حسگرهای همسایه خود ارسال میکند و این روند ادامه پیدا میکند تا نسبت بزرگتر از یک گردد. به منظور ترکیب پیامها توسط حسگرهای دریافتکننده پیام کنترلی با توجه به رابطه ۲-۵ نسبت جدیدی برابر با را برای نسبت محاسبه میگردد.
(۲-۵)
رابطه فوق نشان میدهد، اگر حسگر دریافتکننده پیام در ناحیه اول باشد بسته در ابتدای مسیر طولانیترین مسیر خود است. در صورتی که حسگر دریافتکننده پیام کنترلی در ناحیه دوم است بسته در ابتدای کوتاهترین مسیر خود قرار دارد و اگر حسگر دریافتکننده پیام کنترلی در ناحیه سوم قرار داشت، بسته در انتهای مسیر خود است. بنابراین هر چه بسته از حوزههای ارسال زمانهای فعلی و بعدی دور میشوند کمتر ارسال مجدد میشوند.
۲-۲-۳- پروتکل HVE-mobicast
پروتکل HVE-mobicast[12] [۷]، نسخه تغییریافته VE-mobicast است که در این پروتکل ارسال پیام به وسیله خوشهبندی صورت میپذیرد. حوزه ارسال در این الگوریتم در دو مرحله خوشه به خوشه و خوشه به حسگر حرکت می کند. در مرحله خوشه به خوشه، سرخوشه جاری به سرخوشه جدید پیام بیدارباش ارسال میکند تا سرخوشه جدید به حالت فعال برود و در مرحله خوشه به حسگر، سرخوشه جدید به اعضای خوشه خود پیام بیدارباش ارسال میکند تا حسگرهای عضو خود به حالت فعال بروند. با توجه به اینکه پیامرسانی در پروتکل VE-mobicast به صورت حسگر به حسگر میباشد بنابراین پروتکلVE-mobicast به صورت بهینه انرژی را مصرف نمیکند. بنابراین، رویکردهایی مبتنی بر خوشه تعداد حسگرهای محدودتری را فعال کرده که باعث کاهش مصرف انرژی میشود. در این مقاله مناطق ارسال و تحویل همانند پروتکل VE-mobicast تعریفشدهاند با این تفاوت که مناطق به خوشههایی نیز تقسیم گردیدهاند. حسگرها به دو گروه تقسیم میشوند، گروه اول شامل تمام سرخوشهها و گروه دوم شامل تمام حسگرهای عضو این خوشهها میشوند. در ابتدا حسگرهای گروه اول فعال میگردند و پس از یک دوره زمانی حسگرهای عضو این خوشهها فعال میگردند. این امر باعث میشود نسبت به پروتکل VE-mobicast انرژی کمتری مصرف شود.
عیب الگوریتمهای مبتنی بر پیام این است که فرض میگردد هدف با سرعت ثابتی در حرکت است. در صورتی که سرعت هدف افزایش پیدا کند حوزه تحویل زودتر از آن چیزی که مورد انتظار است به حوزه ارسال میرسد، در نتیجه تمام حسگرهای حوزه ارسال فرصت پیدا نمیکنند که فعال گردند و بنابراین اطلاعات اشتباه تولید میگردد. این طرح نیز همانند پروتکل VE-mobicast دارای دو مرحله میباشد. مرحله اول را تخمین تخممرغ و مرحله دوم را ارسال پیام به صورت توزیعشده مینامند. تفاوت پروتکل HVE-mobicast با پروتکل VE-mobicast در مرحله ارسال پیام به صورت توزیعشده میباشد. در مرحله ارسال پیام به صورت توزیعشده تمام حسگرهای موجود در حوزه نگهداشت و ارسال زمان جاری به سرخوشه حوزه ارسال زمان بعدی پیام بیدارباش ارسال میکنند. سرخوشه حوزه ارسال زمان آینده بعد از دریافت پیام بیدارباش به حسگرهای سرخوشه عضو حوزه ارسال در زمان بعدی پیام بیدارباش فعالسازی میفرستد تا تمام حسگرهای این حوزه در گروه یک را فعال سازد. حسگرهای سرخوشه نیز پس از زمانی مشخص برای حسگرهای عضو خود پیام بیدارباش را ارسال می کنند. در پروتکل HVE-mobicast یک بسته کنترلی برای کنترل کردن تعداد بستههای پخششده در شبکه ارائه گردیده است. این بسته شامل فیلدهای زمان ارسال بسته، تاریخچهای از مسیر طی شده توسط آن بر حسب خوشهها و یک شمارنده برای کنترل تعداد بستههای ارسالی از این نوع میباشد. در این الگوریتم همانند الگوریتم VE-mobicast حسگرهای شبکه به سه ناحیه تقسیم میگردند که در هر کدام از این نواحی نحوه ارسال متفاوت است. مرحله ارسال پیام به صورت توزیعشده از پنج مرحله تشکیل شده است. در مرحله اول حسگرها در حوزه نگهداشت و ارسال زمان فعلی به سرخوشه های تمام خوشههای مجاور پیامی را ارسال می کنند. در مرحله دوم هر سرخوشه زمانی را قبل از رسیدن حوزه تحویل و بعد از دریافت تمام بستههای چند پخشی قبل از اینکه حسگرهای درون خوشهاش فعال گردد صبر میکند. در مرحله سوم در صورتی که حسگر همسایه بستهای را دریافت کرد که حسگر همسایه دریافتکننده پیام و حسگر ارسالکننده پیام کنترلی در ناحیه سه باشند آن بسته به سرخوشه بعدی ارسال نمیگردد. در مرحله چهارم با توجه به اینکه سرخوشه در کدام ناحیه باشد و چندین بسته در یافت کرده باشد، با بهره گرفتن از رابطه۲-۵، بسته باهم ادغام میگردند. در مرحله نهایی وقتی زمان انتظار سرخوشه به اتمام رسید، هر سرخوشه حسگرهای عضو خوشه خود را فعال میکند.
۲-۳- رویکرد مبتنی بر درخت
در رویکرد مبتنی بر درخت، حسگرها به صورت مجازی یک درخت تشکیل میدهند و اطلاعات را از هدف جمعآوری کرده و به ریشه درخت مجازی میرسانند. ریشه از این اطلاعات برای هرس کردن درخت یعنی کم کردن حسگرهایی که از هدف دورند و اضافه کردن حسگرهای جدیدی که هدف به آنها نزدیک شده است استفاده میکند. مزیت این روش این است که با توجه به خاصیت بدون دور بودن درخت، داده اضافی به یک حسگر خاص نخواهد رسید.
۲-۳-۱- الگوریتم DCTC
در الگوریتم DCTC[13] [۸]، الگوریتمی برای پردازش داده رهگیری به صورت محلی و ارسال نتایج به حسگر مقصد ارائه گردیده است. در این روش گروهی از حسگرها یک هدف را تشخیص داده و آن را رهگیری میکنند و برای کسب اطلاعات از محیط اطراف آنها با هم تبادل اطلاعات کرده و یکی از آنها(ریشه) اطلاعات مفید را به حسگر چاهک ارسال می کند. این روش بر مبنای یک درخت مجازی بنام درخت همراه استوار است که در شکل۲-۶، نمایی کلی از این طرح نشان داده شده است.
شکل۲-۶: مراحل الگوریتمDCTC ، a: مرحله جمع آوری داده، b: مرحله باز پیکربندی[۸].
به منظور تشکیل درخت همراه، هنگامیکه یک هدف داخل شبکه می شود حسگرهایی که آن را تشخیص دادند باید یک ریشه انتخاب کنند. بدین منظور حسگری که از همه به هدف نزدیکتر باشد به عنوان ریشه برگزیده میشود و حسگرهای دیگر حسگرهایی که در فاصله کمتری نسبت به هدف هستند را به عنوان حسگر پدر خود در درخت همراه انتخاب میکنند. همگام با حرکت هدف برخی از حسگرها از آن دور میشوند و باید از این درخت هرس شوند و بجای آنها حسگرهای جدیدی به هدف نزدیک شده که باید به درخت همراه اضافه شوند. در این پروتکل به منظور اضافه کردن و هرس کردن درخت همراه از دو روش محافظهکارانه[۱۴] و بر اساس پیشبینی[۱۵] استفاده میگردد. در روش محافظهکارانه تمام حسگرهایی که فاصله آنها تا هدف از مقدار خاصی بیشتر نیست به درخت اضافه میشوند. این مقدار تابعی از سرعت هدف و شعاع ناحیه نظارت هدف و یک عدد ثابت میباشد. یکی از ویژگیهای مهم درخت همراه میزان پوشش آن است که از تقسیم اندازه اشتراک مجموعه حسگرهایی که در تشخیص یک هدف دخالت دارند(مجموعه حسگرهای درخت همراه) و مجموعه حسگرهایی که میتوانند هدف را شناسایی کنند بر اندازه مجموعه حسگرهای درخت همراه بدست می آید و عدد ثابت با پوشش درخت نسبت مستقیم دارد. همان طور که در شکل۲-۷ مشاهده میگردد، به دلیل گسترش درخت در تمام جهات بدون توجه به جهت حرکت هدف، الگوریتم محافظهکارانه باعث به وجود آمدن افزونگی در ارسال پیام گردیده است. در این پروتکل نیز روشی بر اساس پیشبینی به منظور کاهش افزونگی ناشی از روش اول ارائه گردیده است. در روش بر اساس پیشبینی، مکانهای آینده هدف پیشبینیشده و تنها حسگرهایی که در نواحی تحت نظارت مربوط به مکانهای پیشبینیشده قرار دارند به درخت اضافه میشوند. شعاع دایره حسگرهایی که به درخت اضافه میشوند، شعاع ناحیه تحت نظارت هدف است[۸].
بعد از اضافه کردن و هرس کردن درخت، باز پیکربندی درخت در صورتی که فاصله ریشه تا هدف از یک مقدار ثابت بیشتر شود، رخ خواهد یافت. برای اینکه حسگرهایی موجود در ناحیه تحت نظارت به ریشه این درخت بپیوندند از الگوریتمی استفاده میشود که در آن ریشه، پیام باز پیکربندی را به تمام همسایگانش ارسال کند و این همسایگان این پیام بعلاوه مکان خود و هزینه ارسال پیام از طریق خود به ریشه، را به تمام همسایگان خود ارسال میکند. سپس حسگرهای دریافتکننده برای مدتی صبر کرده تا تمام پیامها را دریافت کنند، سپس همسایهای را که هزینهاش از همه کمتر است را به عنوان پدر خود انتخاب میکنند. این روند تا آنجا ادامه پیدا میکند که تمام حسگرهای موجود در ناحیه تحت نظارت هدف به درخت بپیوندند.
شکل۲-۷: الگوریتمهای هرس کردن درخت، a: الگوریتم محافظهکارانه، b: الگوریتم بر اساس پیشبینی[۹].
به منظور باز پیکربندی درخت همراه روش جدیدی ارائه گردیده است که امکان تغییر ریشه درخت همراه در آن وجود دارد [۹]. در این روش جدید یک درخت همراه در دو مرحله باز پیکربندی میگردد، در مرحله اول ریشه جدید انتخاب می شود و در مرحله دوم باقیمانده درخت برای کاهش سربار انرژی باز پیکربندی میشود. در مرحله اول بعد از تشخیص اجرای الگوریتم باز پیکربندی توسط ریشه، پیامی به حسگر سرخوشه که هدف در آن قرار دارد توسط ریشه ارسال می شود و سرخوشه نیز حسگری را که به هدف نزدیکتر است را به عنوان ریشه انتخاب کرده و پیام تغییر ریشه، را به همسایگان خود ارسال میکند. در این پروتکل مرحله باز پیکربندی به دو صورت باز پیکربندی کامل و باز پیکربندی بر اساس قطع انجام میگیرد. در روش باز پیکربندی کامل الگوریتم باز پیکربندی با ارسال یک پیام باز پیکربندی توسط ریشه به حسگرهای مجاور انجام میگردد. سپس هر حسگری که پیام را دریافت میکند برای مدتی صبر کرده تا تمام پیامها را دریافت کنند، سپس همسایهای را که هزینهاش از همه کمتر است را به عنوان پدر خود انتخاب میکنند. شکل۲-۸ این عملیات را نشان میدهد.
شکل۲-۸: الگوریتم باز پیکربندی کامل، الف:درخت همراه قبل از باز پیکربندی کامل، ب: درخت همراه بعد از باز پیکربندی کامل[۹]
در مرحله باز پیکربندی کامل [۹]، چون تمام حسگرها در باز پیکربندی دخالت دارند باز پیکربندی کامل سربار زیادی را به شبکه تحمیل میکند. بنابراین، یک طرح باز پیکربندی بر اساس قطع[۱۶] ارائهشده است. که در آن تنها قسمت کوچکی از درخت باز پیکربندی میشود. همان طور که در شکل۲-۹ مشاهده میگردد در ابتدا ریشه آینده، پیامی مبنی بر باز پیکربندی به همسایگانش ارسال میکند و حسگرهایی که در ناحیه نظارت مکان هدف هستند و در بازه بین خطوط l1 و l0 قرار دارند، خود را از ریشه قدیم جدا کرده و به ریشه جدید الحاق میکنند.
شکل۲-۹: الگوریتم باز پیکربندی بر اساس قطع، الف: درخت همراه قبل از باز پیکربندی بر اساس قطع، ب: درخت همراه بعد از باز پیکربندی بر اساس قطع[۹].
۲-۳-۲- الگوریتم STUN
در الگوریتم STUN[17] [۱۰]، روشی به منظور رهگیری قابلتغییر اندازه[۱۸] در شبکههای حسگر ارائه گردیده است که الگوریتم خود را با تعداد حسگرها و اهداف وفق میدهد. در این الگوریتم به منظور تشکیل درخت همراه از یک الگوریتم سلسله مراتبی استفاده میگردد که توسط آن حسگرها به یکدیگر وصل میگردند. درخت همراه یک درخت دودویی است که ریشه آن نقطه پرسوجو را تشکیل میدهد و برگهای این درخت گرههای حسگر و دیگر رئوس این درخت حسگرهای میانی را تشکیل می دهند. به منظور رهگیری هدف، اطلاعات در مورد حضور یک هدف که توسط گروهی از برگهای درخت جمعآوری میگردد، در حسگرهای میانی مربوط به همان برگها نیز نگهداری میشوند. هنگامیکه دادهای در حسگرهای میانی تغییر یافت، پیامهای به روز کردن مجموعهای از اهداف که توسط یک برگ تشخیص داده شده است بنام پیام مجموعه تشخیص، از برگها به سمت ریشه ارسال میگردد وگرنه در همان حسگر میانی حذف میشوند که این کار موجب کاهش تبادل اطلاعات در شبکه میشود.
در این الگوریتم به منظور ساختن درختهای سلسله مراتبی هرس پیام[۱۹]، از رویه تخلیه و تعادل(DAB)[20] استفاده گردیده است. بدین منظور ابتدا گراف وزن داری به نام گراف حسگر تشکیل میگردد که در این گراف یک حسگر با حسگر دیگری مجاور است در صورتی که هدف بتواند از برد حسی یک حسگر به برد حسی یک حسگر وارد گردد بدون اینکه به برد حسی حسگر سومی وارد شود و هر یال وزنی برابر با ریت تشخیص توسط حسگرهایش به آن تخصیص داده می شود. در مرحله تشکیل درخت سلسله مراتبی، ابتدا آستانههای تخلیه به صورت نزولی مرتب میگردد و در هر مرحله برای هر یک از آستانههای تخلیه یکبار فرایند تخلیه و یکبار فرایند تعادل انجام می شود. در فرایند تخلیه، حسگرهایی از گراف حسگرها که حداقل به یک یال متصلند و وزن آن یال بزرگتر یا مساوی آستانه تخلیه میباشد به درخت اضافه میگردند. در فرایند تعادل زیر درختهای مجاور از طریق یک حسگر میانی ادغام میشوند به طوری که درخت ادغامشده از تمام حالات ادغام ممکن دیگر دارای حسگر کمتری میباشد. در شکل۲-۱۰ یک گراف حسگر و نحوه تشکیل درخت سلسله مراتبی نشان داده شده است.
شکل۲-۱۰: مثالی از شکل گرفتن درخت DAB، a: گراف وزن دار حسگر، b: درخت DAB بعد از اولین مرحله
۲-۳-۳- الگوریتم DAT
در الگوریتم DAT[21] [۱۱]، ابتدا شبکه به صورت یک گراف veroni در نظر گرفته میشود و به وسیله این گراف یک درخت وزن دار تشکیل میگردد که ریشه این درخت حسگر چاهک میباشد. گراف veroni، یک گراف وزن دار است که فضا را به چندین ناحیه تقسیم میکند و در این گراف دو حسگر دارای یال مشترک میباشند اگر و تنها اگر این دو حسگر در شبکه همسایه باشند. به منظور شناسایی هدف توسط یک حسگر با توجه به موقعیت هدف، حسگر چاهک یک پیام جستجو[۲۲] برای حسگری که به هدف نزدیکتر میباشد، از طریق درخت همراه ارسال میگردد و این روند در شکل۲- ۱۱ قسمت (الف) نشان داده شده است. در صورتی که هدف o1 از ناحیه حسگرa خارج گردید و به ناحیه تحت نظارت حسگرb وارد گردید یک پیام dep(o1,a,b) توسط حسگرa به حسگر چاهک ارسال میگردد. در این الگوریتم به منظور شناسایی اهدافی که تحت نظارت آن حسگر هستند، هر کدام از حسگرهای شبکه دارای لیست شناسایی Dlx=(l0,l1,…,lk) هستند که در این لیست l0 اشاره به مجموعهای از اهداف دارد که در ناحیه حسگرx قرار دارند و نیز l1,..,lk اشاره به مجموعهای از اهداف دارند که در ناحیه حسگرهای فرزند حسگرx قرار دارند. در صورتی که پیام dep(o1,a,b) توسط حسگرx دریافت گردید، اگر هدف o1 متعلق به مجموعه L0 باشد آن هدف از لیست L0 حذف میگردد و ارسال پیام از حسگرx به حسگر چاهک تا زمانی ادامه مییابد که هدف در لیست شناسایی آن حسگر نباشد. هنگامیکه هدف در برد حسگرb قرار گرفت، حسگرb پیام arv(o1,b,a) را از طریق درخت همراه به حسگر چاهک ارسال میکند. هر حسگری که در مسیر حسگرb به حسگر چاهک این پیام را دریافت کند، در صورتی که هدف o1 در لیست شناسایی آن حسگر نباشد، آن هدف را به لیست شناسایی حسگر اضافه میکند و پیام arv(o1,b,a) توسط حسگر به سمت گره چاهک ارسال میگردد. همان طور که در شکل۲- ۱۱ قسمت (ب) نشان داده شده است با حرکت هدف۱ از حسگرk به j پیامهای dep(o1,a,b) و arv(o1,b,a) به حسگر چاهک ارسال گردیده است.
شکل۲- ۱۱: الف: ارسال پیام جستجو توسط حسگر چاهک به منظور شناسایی هدف اول، ب: خارج شدن هدف اول از برد حسگرK و وارد شدن آن به برد حسگرG[11].
۲-۴- رویکرد مبتنی بر پیشبینی
۲-۴-۱- الگوریتم TTMB
در الگوریتم TTMB[23][12]، روشی با بهره گرفتن از حسگرهای ناظر و پشتیبان ارائه گردیده است. در این الگوریتم از روشهای رهگیری بر مبنای پیشبینی ساده برای این کار استفاده گردیده است. در روشهای رهگیری مبتنی بر پیش بینی ساده یک حسگر اطلاعات را از دیگر حسگرها دریافت می کند و با اطلاعات خود مقایسه میکند. در این شبکه موجودیتی بنام رهگیر که قصد رهگیری هدفی را دارد تعریف میشود و حسگر پشتیبان نیز در حالاتی که ناظر دچار مشکل میشود جایگزین حسگر ناظر میگردد. فرض میشود که هر ناظر حسگرهای همسایهاش را میشناسد. وقتی یک حسگر توسط رهگیر مورد پرسش[۲۴] قرار میگیرد بررسی میکند که آیا هدف مورد نظر در نزدیکیاش است و یا خیر. در صورت وجود هدف مورد نظر در نزدیکی آن حسگر، حسگر به عنوان ناظر انتخاب میشود. اگر هدف در همسایگی ناظر باشد، ناظر به رهگیری خود ادامه میدهد. در همین هنگام ناظر یک ناظر و پشتیبان جدید را بر اساس مسیر حرکت هدف انتخاب میکند که این دو حسگر به ترتیب متعلق به حسگرهای مجموعه همسایگی جاری و یکی از حسگرهای مجموعه همسایگیهای مجاور میباشد. وقتی هدف از همسایگی ناظر خارج شد ناظر به رهگیر، ناظر جدید را معرفی می کند. زوج حسگرهای ناظر و پشتیبان یک زوج منطقی را تشکیل میدهند که یک لیست پیوندی از آنها که در هر مرحله به صورت تدریجی ساخته میشود مسیر طی شده توسط هدف را تعیین میکند. در این الگوریتم هدف میتواند سرعت متغییری داشته باشد و همچنین، از تبادلات میان حسگری بهره میبرد. اگر حسگری ناظر باشد و هدف در یکی از وجوهی باشد که حسگر ناظر یکی از رئوس آن وجوه میباشد، وجوهی که هدف در آنها نیست وجوه همسایه تلقی میشوند. وجه به چندضلعیهایی گفته میشود که حسگرها رئوس آنها بشمار میآیند. حسگر ناظر اطلاعات مربوط به این وجوه را نگهداری میکند. همسایگان فوری یک ناظر، حسگرهایی میباشند که فاصله آنها تا حسگر ناظر یک پیوند ارتباطی میباشد. بنابراین همسایگان فوری رئوس وجهی هستند که هدف در آن قرار دارد و بقیه رئوس این وجه همسایگان دور ناظر نامیده میشوند. این الگوریتم برای صرفهجویی در مصرف توان از یک ماشین حالت استفاده میکند که دارای سه حالت فعال، بیدار و غیرفعال است که شکل۲-۱۲، ماشین حالت الگوریتم TTMB را نشان میدهد. در حالت فعال حسگرها میتوانند اطلاعات را ارسال و دریافت کنند و همچنین توانایی تشخیص هدف را دارند ولی در حالت بیدارباش حسگر فقط توانایی تشخیص هدف را دارد و در حالت خواب حسگر هیچگونه عملی انجام نمیدهد. در شکل۲-۱۲ حالت S0 اشاره به این دارد که حسگر در حالت فعال قرار دارد، حالت S1 اشاره به این دارد که حسگر در حالت بیدارباش قرار دارد و حالت S2 اشاره به این دارد که حسگر در حالت خواب قرار دارد. در این الگوریتم با بهره گرفتن از مکان کنونی هدف و مکان آن در یک واحد زمانی قبل سرعت و جهت حرکت هدف را به دست می آورد و با بهره گرفتن از یک توزیع دو بعدی گوسی موقعیت آینده هدف پیشبینی میگردد و حسگری که به هدف پیشبینیشده نزدیکتر است به عنوان ناظر جدید انتخاب میگردد. بنابراین در پروتکل TTMB ابتدا رهگیر یک پیام را با روش سیلآسا به تمام حسگرها میفرستد تا از محل هدف مطلع شود. حسگری که به هدف از همه نزدیکتر است به عنوان ناظر انتخاب میشود. در هنگام گم شدن هدف، به منظور شناسایی اهداف گم شده اگر ناظر نتواند هدف را شناسایی کند کارها بدست ناظر پشتیبان سپرده می شود. در صورتی که پشتیبان نیز موفق به شناسایی هدف نگردید، به ناظر قبلی پیامی ارسال میگردد و ناظر قبلی از تمام همسایگان دورن وجهیاش میخواهد تا به دنبال هدف بگردند و اگر آنها نیز موفق به شناسایی هدف نگردیدند از حسگرهای وجوه همسایه ناظر قبلی به منظور شناسایی هدف کمک گرفته می شود و در صورتی که آنها هم هدف را شناسایی نکردند پیامی به رهگیر ارسال میگردد تا پرسش را دوباره تکرار کند.
شکل۲-۱۲: ماشین حالت الگوریتم TTMB [12].
بازارهای جدید شود (کانان[۴]،۲۰۰۹).
زمانی که سازمان ها تصمیم به برون سپاری لجستیک معکوس میگیرند باید این سوال اساسی را پاسخ دهند که آیا یک تامین کننده لجستیک معکوس طرف سوم (۳PRLP[5]) کارآمد، برای شبکه لجستیک مورد نیاز وجود دارد ؟
سازمان ها بدنبال شیوه ای هستند که با بهره گرفتن از آن بتوانند تامین کننده مناسبی را از بین گزینه ها انتخاب نمایند. در این راستا فعالیت های مختلفی صورت پذیرفته است. در این تحقیق نیز سعی شده تا با ارائه مدلی برای انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس، به سازمان ها یاری رساند تا با توجه به جنبه های مختلف در این انتخاب تصمیم مناسب را اخذ نمایند.
بیان مساله
لجستیک معکوس فرایند جمع آوری و انتقال کالاهای برگشتی و نحوه برخورد مناسب با این نوع اقلام و انجام تمامی عملیات مرتبط با مصرف دوباره کالا و مواد به منظور افزایش بهره وری، سود دهی و کارآمدی سازمان است. این امر به شناسایی نیازها، کسب اطلاعات، خواسته ها، یرنامه ها و مراحلی است که از سوی مشتری به سوی تولید کنندگان و تامین کنندگان جریان دارد نیازمند میباشد. لجستیک معکوس نیازمند همکاری نزدیک واحد های تولید، بازاریابی، امور مالی و سیستم های اطلاعاتی در منابع انسانی است. این امر از آن جهت است که از بروز تضاد ها و نا هماهنگی ها تا حد امکان جلوگیری گردد. از این رو انتخاب صحیح تامین کننده در لجستیک معکوس میتواند بخش بزرگی از مشکلات در این عرصه را کاهش داده و یا حذف نماید.
مساله ای که در اینجا مطرح میشود این است که یک سازمان چگونه میتواند از بین تامین کنندگانی که در این زمینه وجود دارند یکی را به عنوان تامین کننده منتخب برگزیند؟
هریک از تامین کنندگان دارای شاخص هایی هستند که میتوان از آن جمله به موارد زیر اشاره نمود:
کیفیت[۶](عملکرد محصول، درستی محصول، آگاهی کیفی تامین کننده، … )
توزیع [۷](مقصود توانایی تامین کننده در انجام وظیفه مطابق جدول زمانبندی توزیع، انعطاف پذیری و قابلیت اطمینان توزیع می باشد)
هزینه لجستیک معکوس[۸] (هزینه بازبینی موجودی، حمل ونقل، بسته بندی، …)
ظرفیت فنی و مهندسی[۹] (دارا بودن نیروی انسانی ماهر، ظرفیت برای ایجاد لجستیک معکوس، …)
انتخاب بهترین تامین کننده لجستیک معکوس با بهره گرفتن از نظرات کارشناسان و با بررسی عوامل پیشگفته توسط گروه تصمیم گیرندگان[۱۰] صورت میگیرد. برخی از این شاخص ها توسط متغیر های زبانی توصیف میگردند که این متغیر ها باید به مقادیر کمی تبدیل شوند که این کار از طریق وزن دهی در محیط فازی انجام میگیرد.
استفاده از تئوری مجموعه های فازی[۱۱] در کار با ابهامات انسانی و اظهارنظر در تصمیم گیری ها میتواند مفید واقع گردد. در اینجا باید به این نکته توجه داشت که وزن شاخص ها باید به دو صورت مورد بررسی قرار گیرد. یکی وزن مطلق و دیگری وزن ناشی از تاثیر گذاری شاخص ها بر یکدیگر می باشد. در هر صورت روند انتخاب با تعیین معیارهای مناسب و از طریق تعیین روابط بین آنها آغاز میگردد.
در این تحقیق ابتدا معیار هایی که برای انتخاب ۳PRLP لازم میباشد، مشخص میگردد و پس از وزن دهی به شاخص ها سازمان باید در مورد انتخاب تامین کننده تصمیم گیری نماید. با توجه به اینکه ممکن است انتخاب در شرایط ابهام و غیر مطمئن صورت بگیرد، لذا مدل در فضای فازی پیاده میگردد. همچنین ساختار روابط بین شاخص ها با بهره گرفتن از روش DEMATEL[12] فازی مشخص میگردد و با بهره گرفتن از روش VIKOR فازی، تامین کننده لجستیک معکوس انتخاب میشود.
اهمیت و ضرورت تحقیق
امروزه مدیریت کارکرد های لجستیکی در سازمان ها و تشکیلات مدرن را میتوان تصمیم گیری پیرامون توزیع کامل کالاها و خدمات شرکت عنوان نمود. از طرفی آنچه در مدیریت مورد توجه می باشد به حداکثر رساندن ارزش افزوده کالا ها و خدمات و کاهش هزینه های شرکت میباشد. از این رو شرکت ها تمایل دارند تا از خدمات شرکت های تامین کننده لجستیک معکوس استفاده نمایند. از جمله دلایل برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
شرکت های تامین کننده لجستیک معکوس طرف سوم(۳PRLP) دارای سیستم اطلاعاتی پیشرفته، قابلیت حمل و نقل ابزار، تجهیزات جابه جایی مواد و امکانات انبارداری برای ارائه کامل خدمات زنجیره تامین معکوس هستند.
لجستیک معکوس نمیتواند هسته فعالیت های یک شرکت باشد و ممکن است در اثر این فعالیت های فرعی و ثانویه، وظایف اصلی سازمان به خوبی انجام نگیرد. با برون سپاری لجستیک معکوس شرکت ها میتوانند بر فعالیت های اصلی خود متمرکز شوند.
برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس می تواند هزینه ها را کاهش دهد. یک ۳PRLP میتواند مزیت های اقتصادی را نصیب شرکت کند که برای شرکت از طرق دیگر نمیتواند به آن دست یابد.
شرکت ها میتوانند با برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس، سرمایه اولیه برای شرکت را کاهش داده و سرمایه گذاری برای فعالیت های تولیدی را گسترش دهند.
برون سپاری لجستیک معکوس زمان چرخه و عملکرد بهبود پیدا میکند و بدین وسیله رضایتمندی مشتری در بازار فروش افزایش پیدا مینماید.
ارزیابی و انتخاب یک تامین کننده لجستیک معکوس، از آنجا که شامل معیارها و مدل های تصمیم گیری متفاوت و پیچیده میباشد، امری حساس و دشوار می باشد.
در این زمینه فعالیت های مختلفی صورت گرفته است و در کارهای کمی از مدل های تصمیم گیری چند معیاره استفاده شده است. این کار اغلب با فرض شرایط قطعی انجام شده است. از این رو لازم به نظر میرسد که باید مسئله در شرایط عدم قطعیت(فضای فازی) و بر اساس مدل های تصمیم گیری چند معیاره[۱۳] بررسی گردد.
اهداف تحقیق
تامین کنندگان لجستیک معکوس به یکی از نقش های مهم در لجستیک معکوس تبدیل شده اند. از زمانی که عملیات بازگشت کالا به اطلاعات، تجهیزات و زیر بنای اقتصادی تخصصی نیاز پیدا کرده است، صنعت به تامین کنندگان لجستیک معکوس روی آورده است.
بدلیل محدودیت منابع بسیاری از شرکت ها ظرفیت و یا تمایل وارد شدن به حیطه لجستیک معکوس را ندارند. بنابراین همه یا بخشی از فعالیت های لجستیک معکوس را به تامین کنندگان واگذار مینمایند. با توجه به اینکه معیار های مختلفی در انتخاب وجود دارد، انتخاب تامین کننده به کاری پیچیده تبدیل میشود. شرکت ها برای مقابله با این موضوع از راه های مختلف استفاده میکنند. مهمترین موضوع در روند انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس، انتخاب و استفاده از یک مدل مناسب تصمیم گیری میباشد.
هدف این تحقیق بیان یک روند تصمیم گیری فازی برای مقابله با مسئله انتخاب تامین کننده در زنجیره تامین معکوس است. در طی سال های اخیر انتخاب تامین کننده به یک مساله استراتژیک برای شرکت ها مبدل گردیده است و این امر با گسترش بیشتر لجستیک معکوس در کشور اهمیت بیشتری نیز پیدا خواهد نمود.
این تصمیم گیری های معمولا پیچیده و بی ساختار هستند. در این راستا معیار های کمی و کیفی مانند کیفیت، قیمت، انعطاف پذیری، تحویل و … باید در انتخاب تامین کننده مناسب مورد توجه قرار گرفته و لحاظ گردد.
در این جا مقادیر زبانی برای تخمین رتبه بندی و وزن این معیارها به کار برده میشود. مقادیر زبانی با بهره گرفتن از اعداد فازی مثلثی[۱۴] به مقادیر کمی تبدیل میشوند. سپس مدل تصمیم گیری چند معیاره برای انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس مناسب، مورد استفاده قرار میگیرد.
در این تحقیق درجه اهمیت مختلفی برای تصمیم گیرندگان حاضر در گروه تصمیم گیری فرض شده است و از متوسط گیری موزون فازی شهودی[۱۵](IFWA) برای جمع کردن همه نظرات شخصی تصمیم گیرندگان درباره رتبه بندی اهمیت معیارها و گزینه ها استفاده شده است.
در پایان این تحقیق سعی داریم تا بتوانیم:
شاخص ها و معیارهایی را که برای انتخاب تامین کننده تاثیر گذار هستند، شناسایی و تعیین شود.
وزن هریک از شاخص ها به طور مطلق و نسبی و وزن ناشی از تاثیر شاخص ها بر یکدیگر در محیط فازی تعیین شود.
مدلی با بهره گرفتن از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره مناسب در محیط فازی جهت ارزیابی و اولویت بندی تامین کنندگان ارائه شود.
سوالات تحقیق
سوال اصلی این تحقیق عبارتست از اینکه: چه شاخص هایی برای ارزیابی و انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس وجود دارد؟
سوالات فرعی تحقیق را میتوان به صورت زیر بیان نمود:
از چه طریقی میتوان یک گزینه به عنوان تامین کننده برای لجستیک معکوس در محیط فازی با بهره گرفتن از ترکیب DEMATEL و VIKOR انتخاب نمود؟
ارزیابی و اولویت بندی شاخص ها در محیط فازی چگونه انجام میشود؟
وزن مطلق و وزن نسبی شاخص ها و میزان تاثیر گذاری آنها بر یکدیگر به چه صورتی مشخص میشود؟
چگونه میتوان یک تصمیم درست در زمینه انتخاب تامین کننده لجستیک معکوس اتخاذ کرد؟
شرح واژه ها و اصطلاحات
زنجیره تامین:
یک زنجیره تامین سلسله ای از سازمان ها ست. یعنی امکانات، وظایف و فعالیت های آنان در تولید و تحول یک محصول یا خدمت درگیر میباشد. این سلسله از تامین کنندگان مواد خام آغاز شده و تا مشتری نهایی ادامه می یابد. (عالم تبریز،۱۳۸۸)
لجستیک:
بنا بر تعریف انجمن مدیریت لجستیک، لجستیک عبارت است از فرایند برنامه ریزی، به کارگیری و کنترل اثربخش و کارآمد جریان و ذخیره کالاها، خدمات و اطلاعات مربوطه از نقطه شروع تا نقطه مصرف به منظور تطابق با نیازهای مشتری. (جوانمرد،۱۳۸۳)
لجستیک معکوس:
یک اصطلاح و عبارت کلی است که در سطحی گسترده، دربرگیرنده تمام عملیات مرتبط با مصرف مجدد کالا و مواد می باشد. لجستیک را میتوان لجستیک مرتبط با کالاهای عودتی یا برگشتی دانست. به عبارتی لجستیک معکوس را میتوان به صورت زیر تعریف کرد:
“انتقال دقیق، به موقع و درست مواد، اقلام و کالاهای قابل استفاده از انتهایی ترین نقطه و آخرین مصرف کننده از طریق زنجیره تامین به واحد مورد نظر.” مهم ترین اصل در لجستیک معکوس این است که بسیاری از مواد که اصطلاحا غیرقابل استفاده یا فاقد کاربرد برای مصرف کننده هستند، دارای ارزش بوده و با لندکی اصلاح و مرمت میتوانند مجددا وارد زنجیره تامین شوند. (عالم تبریز،۱۳۸۸)
برون سپاری:
تصمیم گیری یک سازمان درباره خرید یا تولید کالا و خدمات از خارج از سازمان برون سپاری نامیده میشود. برون سپاری لجستیک نیز از این قاعده مستثنا نیست. به ایم معنا که اگر شرکتی قعالیت اجستیکی خود را ارزان تر از دیگران انجام دهد اجرای آن را خود بر عهده میگیرد. در غیر این صورت باید فعالیت های مذکور را به سازمان های دیگر بسپارد. برون سپاری لجستیکی تصمیمی برای خرید خدمات لجستیک از یک منبع خارح از سازمان است و این زمانی انجام میشود که یک سازمان اجازه دهد تا یک شرکت تخصصی دیگر وظایف غیر اصلی را برای سازمان انجام دهد. (وود و مورفی، ۲۰۰۴)