شکل۱-۱ پروتئین CD166 و دمین های آن )اولریچ والده و همکاران،۲۰۱۰)
ALCAM قادر است که واکنش متقابل هموفیلیک را همانند هتروفیلیک به کار اندازد. ژن انسانی برای ALCAM روی کروموزم ۳ قرار گرفته است(۳q33، ۱q132) و از ۱۶ exon تشکیل شده است که دارای اندازه ای بیش از kb 200 است. ALCAM یک نوع مولکول غشایی تیپ ۱ است و دارای ۵۰۰ اسید آمینه در ناحیه خارج سلول و ۲۲ اسید آمینه در ناحیه گذرنده از غشا ، ۳۴ اسید آمینه در ناحیه سیتوپلاسمیک و وزن مولکولی KDa ۱۰۵ است. روش های مختلف ژنومیکس و پروتئومیکس مختلف اشاره کرده اند که ALCAM به عنوان هدف مرتبط با آنکولوژی است..جمع بندی های مشابه از ترکیب علامت گذاری، تفکیک پذیری بالا با بهره گرفتن از ژل دو بعدی الکتروفوز و آنالیز اسپکترومتریک توده پروتئین های بیان شده روی سطح سلولهای نرمال و سلولهای سرطلانی بدخیم انجام شده بودند و ALCAM را به عنوان پروتئین بیان شده مختلف و یک مارکر پروتئینی جدید برای بازدارندگی بیماری معرفی می کنند. ALCAM توسط گروه های مختلف به عنوان یک انتی ژن شناسایی شده است که توسط سلول های بنیادی سرطان روده معرفی شده است.
همانطور که بیان شد ALCAM به عنوان مارکرسلول های بنیادی سرطان کولورکتال معرفی شده است.سلول های بنیادی سرطان زیرمجموعه کوچکی از سلول های سرطانی اند که توانایی منحصر به فردی در خود تجدیدی دارند.(یوسوکه شینوزاوا و همکاران،۲۰۱۳)کارامدی و موفقیت درمان سرطان در مرحله ی اول با میزان بریدن توده تومور سنجیده می شود. اما سلول های بنیادی سرطان می توانند بخش خیلی کوچکی از بقایای تومور را تشکیل دهند و با فعالیت خود تومور جدیدی بسازند. روش های متداول شیمی درمانی سلول ها تمایز یافته یا درحال تمایز را که قسمت عمده ی توده تومور را شکل می دهند هدف قرار می دهند اما باید توجه داشت که این سلول ها تنها حجم تومور را می سازند و قادر به تولید سلول های جدید نیستند و در پیشرفت بیماری و رشد تومور نقشی ندارند در حالی که جمعیت سلول های سرطانی که سرطان و رشد تومور را سبب می شوند، دست نخورده و دور از چشم باقی مانده و باعث عود کردن بیماری می شوند.برخی محققان بر این باورند که در مرکز هر توموری تعداد کمی سلول های بنیادی نابهنجار قرار گرفته اند که رشد بافت های بدخیم و ناهنجار را تداوم می بخشند.اگر این نظر درست باشد، می تواند توضیح دهد که چرا تومورها اغلب حتی پس از اینکه به وسیله داروهای ضد سرطان تقریباً تخریب شده اند دوباره بازسازی می شوند. این حالت همچنین یک راهکار متفاوت برای ایجاد داروهای ضد سرطان را نشان می دهد و دال بر آن است که این داروها می بایستی برای از بین بردن سلول های بنیادی سرطانی و نه برای توانایی شان در از بین بردن هر سلولی و کوچک کردن تومورها، انتخاب شوند.
طبق گزارشات صورت گرفته بیش از ۹۰% مرگ و میرهای سرطانی به دلیل متاستاز رخ می دهند .تومورهای اولیه می توانند توسط جراحی یا درمان های مکمل شیمیایی به خوبی درمان شوند، اما سرطان هایی که به مرحله متاستاز رسیده اندبه درمان مقاوم اند. این خصوصیت مقاومت، دلیل فراوانی مرگ رادرمیان افراد دارای متاستاز نشان می دهد. بنابراین درمان موثر سرطان وابستگی زیادی به شناخت کامل فرایند های ایجادکننده متا ستاز وفراهم کردن راهکارهایی برای مقابله با این پدیده دارد. متاستاز به مفهوم رشد، تکثیر و تهاجم سلولهای توموری در مکانهای متفاوت بدن می باشد)محمدرضا نوری دلویی و همکاران ،۱۳۹۱).هم چنین یکی از معظلات اسا سی که برای سرطان کولورکتال در نظر گرفته شده است متاستاز ان به خصوص به بافت های کبد و ریه می باشد.
شکل۱-۴ رنگ امیزی ایمنوهیستوشیمیایی Cd166 در ضایعات اولیه سرطان کولورکتال-A بیان قوی CD166-B بیان ضعیف CD166 (مایکل تاچزی و همکاران،۲۰۱۲)
۱-۳ مساله تحقیق
ALCAM یک عضو از خانواده ایمنو گلوبولین ها است .ALCAM قادر است که واکنش متقابل هموفیلیک را همانند هتروفیلیک به کار اندازد. ژن انسانی برای ALCAM روی کروموزم ۳ قرار گرفته است(۳q33، ۱q132) و از ۱۶ exon تشکیل شده است که دارای اندازه ای بیش از kb 200 است. ALCAM یک نوع مولکول غشایی تیپ ۱ است و دارای ۵۰۰ اسید آمینه در ناحیه خارج سلول و ۲۲ اسید آمینه در ناحیه گذرنده از غشا ، ۳۴ اسید آمینه در ناحیه سیتوپلاسمیک و یک ناحیه مولکولی KDa ۱۰۵ است. روش های مختلف ژنومیکس و پروتئومیکس مختلف اشاره کرده اند که ALCAM به عنوان هدف مرتبط با آنکولوژی است..جمع بندی های مشابه از ترکیب علامت گذاری، تفکیک پذیری بالا با بهره گرفتن از ژل دو بعدی الکتروفوز و آنالیز اسپکترومتریک توده پروتئین های بیان شده روی سطح سلولهای نرمال و سلولهای سرطلانی بدخیم انجام شده بودند و ALCAM را به عنوان پروتئین بیان شده مختلف و یک مارکر پروتئینی جدید برای بازدارندگی بیماری معرفی می کنند… ALCAM توسط گروه های مختلف به عنوان یک انتی ژن شناسایی شده است که توسط سلول های بنیادی سرطان روده معرفی شده است.
همانطور که بیان شد ALCAM به عنوان مارکرسلول های بنیادی سرطان کولورکتال معرفی شده است.سلول های بنیادی سرطان زیرمجموعه کوچکی از سلول های سرطانی اند که توانایی منحصر به فردی در خود تجدیدی دارند.(یوسوکه شینوزاوا و همکاران،۲۰۱۳)کارامدی و موفقیت درمان سرطان در مرحله ی اول با میزان بریدن توده تومور سنجیده می شود. اما سلول های بنیادی سرطان می توانند بخش خیلی کوچکی از بقایای تومور را تشکیل دهند و با فعالیت خود تومور جدیدی بسازند. روش های متداول شیمی درمانی سلول ها تمایز یافته یا درحال تمایز را که قسمت عمده ی توده تومور را شکل می دهند هدف قرار می دهند اما باید توجه داشت که این سلول ها تنها حجم تومور را می سازند و قادر به تولید سلول های جدید نیستند و در پیشرفت بیماری و رشد تومور نقشی ندارند در حالی که جمعیت سلول های سرطانی که سرطان و رشد تومور را سبب می شوند، دست نخورده و دور از چشم باقی مانده و باعث عود کردن بیماری می شوند.برخی محققان بر این باورند که در مرکز هر توموری تعداد کمی سلول های بنیادی نابهنجار قرار گرفته اند که رشد بافت های بدخیم و ناهنجار را تداوم می بخشند.اگر این نظر درست باشد، می تواند توضیح دهد که چرا تومورها اغلب حتی پس از اینکه به وسیله داروهای ضد سرطان تقریباً تخریب شده اند دوباره بازسازی می شوند. این حالت همچنین یک راهکار متفاوت برای ایجاد داروهای ضد سرطان را نشان می دهد و دال بر آن است که این داروها می بایستی برای از بین بردن سلول های بنیادی سرطانی و نه برای توانایی شان در از بین بردن هر سلولی و کوچک کردن تومورها، انتخاب شوند.
طبق گزارشات صورت گرفته بیش از ۹۰% مرگ و میرهای سرطانی به دلیل متاستاز رخ می دهند .تومورهای اولیه می توانند توسط جراحی یا درمان های مکمل شیمیایی به خوبی درمان شوند، اما سرطان هایی که به مرحله متاستاز رسیده اندبه درمان مقاوم اند. این خصوصیت مقاومت، دلیل فراوانی مرگ رادرمیان افراد دارای متاستاز نشان می دهد. بنابراین درمان موثر سرطان وابستگی زیادی به شناخت کامل فرایند های ایجادکننده متا ستاز وفراهم کردن راهکارهایی برای مقابله با این پدیده دارد. متاستاز به مفهوم رشد، تکثیر و تهاجم سلولهای توموری در مکانهای متفاوت بدن می باشد)محمدرضا نوری دلویی و همکاران ،۱۳۹۱).هم چنین یکی از معظلات اسا سی که برای سرطان کولورکتال در نظر گرفته شده است متاستاز ان به خصوص به بافت های کبد و ریه می باشد.
در این مطالعه ما در نظر داریم با آنالیز بیوانفورماتیکی ، کلونینگ و بیان پروتئین سطحی CD166 ، پتانسیل موجود برای بهبود روش های تشخیص مثل تولید کیت های تشخیصی جهت تشخیص زودهنگام و پیش از بدخیم شدن سلول های سرطانی کولورکتال و همچنین گشایشی در تولید واکسن علیه سرطان کولورکتال را بررسی کنیم. در این مطالعه فرضیه های زیر مطرح شد.
توالی مورد نظر را می توان از طریق نرم افزارهای بیوانفورماتیکی بهینه کرد.
مولکول سنتز شده می تواند در میزبان مناسب کولون و بیان شود.
فصل دوم : مروری بر تحقیقات انجام شده
۲-۱ ۱۶۶ CD در درمان سرطان
افزایش دلایل و شواهد مبنی بر اینکه انواع سرطان ها ناشی از جمعیت های کوچک سلول های بنیادی سرطان[۱۵] () بوده که در شیمی درمانی های متداول می توانند زنده بمانند و قادر به بازسازی تومور اصلی می باشند ، توسعه درمان های جدید را که CSC را هدف قرار داده تسریع می کند . سلول های CRC [۱۶] نشان دهنده مارکرهای CSC شناخته شده ، ضمن بررسی با داروهای شیمیایی درمانی در محیط آزمایشگاه ، ماندگاری بیشتر یا قابلیت رشد بیشتر تومور در بافت زنده را نشان نمی دهند . ( مانوئل گیوسپه[۱۷] و همکاران ،۲۰۱۲ ، سالمون اوفوری و جودی کینگ[۱۸]،۲۰۰۸، یوسوکه شینوزاوا و همکاران،۲۰۱۳؛ محمدرضا نوری دلویی و همکاران ،۱۳۹۱)
این پروتئین در تعامل سلول- سلول از نوع هموفیلیک و هتروفیلیک نقش دارد.در نوع هموفیلیک واکنش می دهد .(اولریچ CD6) و در تعامل هتروفیلیک با ALCAM-ALCAM با خودش (
وایدله و همکاران،۲۰۱۰؛ اریک اندرسون و همکاران[۱۹]،۲۰۱۱؛کاترینا فانالی و همکاران[۲۰] ،۲۰۱۴)
مولکول فعال چسبند به لکوسیت( CD166 و ALCAM ) بر اساس گزارش های تحقیقاتی در رشد سرطان کولورتال (CRC) و فعالیت خاص آن به عنوان نشانه سلول پایه سرطان ، مورد توجه می باشد. (ویچرت و همکاران[۲۱]،۲۰۰۴)
در دو نوع تعامل سلول –سلول هموفیلیک [۲۲]و ALCAMاین نکته مشخص گردیده است که
هتروفیلیک[۲۳] به عنوان میانجی عمل می کند.. مشخص شده گلیکوزیلاسیون[۲۴] پس از ترجمه هیچ اثری بروی خاصیت اتصالی هموفیلیک ندارد.(گیادو اسوارت[۲۵]،۲۰۰۲)
ALCAM در بیماران مبتلا به CRC ظاهر می شود و می توان از آن به عنوان شاخص تشخیصی استفاده کرد. ALCAM در بیشتر زخم های اولیه (۷۶ درصد) و ثانویه (۶۲ درصد) CRC ظاهر می شود. ظاهر شدن بیشتر آن در تومورهای متمایز ، بیشتر نشان دهنده نقش احتمالی آن در مراحل اولیه رشد تومور بوده و کاهش آن با چسبندگی سلولی کمتر و در نتیجه پتانسیل بیشتر متاستاژ تومور همراه است . ( تاچزی[۲۶] و همکاران ،۲۰۱۲)
میانگین نسبت ظاهر شدن ۱۶۶ CD (ALCAM) در سرطان کولورتال به لحاظ ایمونولیستوشیمیایی ۵۶ درصد می باشد . به طور خاص در سرطان کولورتال نتایج نشان دهنده ظاهر شدن (۱۶۶ CD مثبت به عنوان شاخص مستقل با ایجاد تومور کوچکتر بوده که با این حال در نزدیکی غدد لنفاوی به شدت گسترش یافته اند . بر اساس بررسی های منتشر شده ، موقعیت های سلولی مختلف ۱۶۶ CD (ALCAM ) از ارزش تشخیص قابل توجهی برخوردار است. (چائونی [۲۷]و همکاران ،۲۰۱۳)
متاستاز و عود مجدد سرطان کولورکتال بعد از درمان به سلول های بنیادی مربوط می شود. از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ ، نمونه های کولکتومی[۲۸] ( برداشتن تمام یا بخشی از روده بزرگ ) بیماران مبتلا به سرطان روده که در دانشگاه علوم پزشکی بابل در ایران انجام شده بود بررسی شدند . نتایج نشان داد که بیان ۱۶۶ CD در بیشتر از دو سوم بیماران دیده می شود . ۱۶۶ CD هم می تواند بیان سیتوپلاسمی داشته باشد هم می تواند بیان غشایی . بیان غشایی شاخص ۱۶۶ CD در سرطان کولورکتال بیشتر مربوط به راست روده می شود. (شافعی[۲۹] و همکاران ، ۲۰۱۳)
۱۶۶ CD که به عنوان مولکول چسبندگی سلول لوکوسیت فعال شده (ALCAM) نیز شناخته شده ، توسط انواع سلول ها در چندین بافت ظاهر می شود . با وجود این ، نقش ۱۶۶ CD در سلول های بدخیم به ویژه در سرطان لوزالمعده مورد اختلاف است . روش های ایمونوهیستوشیمی و سیتومتری جریان را جهت آنالیز بیان ۱۶۶ CD در بافت های جراحی شده لوزالمعده در رشته های سلول سرطان لوزالمعده انجام دادند. آنالیزهای کلی RT-PCR و میکروآرایه را نیز جهت ارزیابی سطوح بیان ۱۶۶cD و ژن های مربوطه در سلول های کشت شده انجام دادند . روش ایمونوهیستوشیمی بیان بالای ۱۶۶CD در بافت های سرطان لوزالمعده را در مقایسه با نمونه های کنترل لوزالمعده نرمال را نشان داد . سیتومتری جریان نشان داد که ۱۶۶ CD در ۲/۷۰ -۸/۳۳ درصد سلول ها در بافت های جراحی شده لوزالمعده و ۵/۹۹-۰ درصد رشته های سلولی سرطان لوزالمعده ظاهر شد . سلول های سرطانی لوزالمعده ۱۶۶ CD مثبت شدیدا تومورزا می باشند،در حالی که سلول های سرطانی لوزالمعده ۱۶۶CD منفی فعالیت های تهاجمی و جابجایی نسبتا قوی تری را نشان می دهند . ( فوجی وارا[۳۰] و همکاران ،۲۰۱۴)
یکی از اهداف شیمی درمانی رساندن داروها در دوزهای مؤثر بصورتی ایمن و اثرگذار به جایگاه های وجود بیماری بدون تأثیر بر بافت های سالم است. برای بهبود انتقال داروها امروزه از نانوتکنولوژی استفاده می شود که عوارض جانبی را کاهش داده ، سمی شدن داروها را به حداقل می رساند و راندمان درمان را بالا می برد. با این حال به دلیل تنوع در ترکیبات کربوهیدراتی موجود در ساختمان آنتی بادی ها که می تواند موجب سمی شدن آنتی بادی شده و خطر استفاده از چنین آنتی بادی هایی را بالا ببرد و همچنین به دلیل این که نیمه ، عمر اکثر آنتی بادی در سرم بسیار کوتاه است ، دانشمندان به فکر استفاده از عامل دیگری به جای آنتی بادی ها افتادند. اپتامرهای RNA ای جایگزین مناسبی به نظر می رسیدند .
امتیاز این مولکول ها ، تولید ارزان تر و استحکام و ماندگاری بالاتر نسبت به آنتی بادی ها است .این اپتامرها بعداز اتصال با پروتئین سطحی از طریق اندوسیتوز وارد سلول می شوند ، بنابراین می توانند به عنوان یک انتقال دهنده داروهای شیمی درمانی ، سم ها و رادیوایزوتوپ های درمانی به کار گرفته شوند ، اما این اپتامرها قادر بودند پروتئین های سطحی شاخص سرطان را در مقیاس خیلی کم را نیز شناسایی کنند. و بافت های طبیعی بدن را نیز مورد هدف قرار دهند . ( لی[۳۱] و همکاران ،۲۰۱۴) میانگین سن ابتلا به سرطان طی سال های اخیر روندی نزولی داشته است ؛ به طوری که سن متوسط بیماران در سال ۱۳۸۰ حدود ۹/۶۰ سال و در سال ۱۳۸۴ حدود ۳/۵۷ سال بوده است ؛ به طوری که بیشترین سرطان ها در گروه سنی ۷۵-۷۰ سال مشاهده می شود. ( محقق و همکاران ،۲۰۰۸) در سرطان کولورکتال افرادی که در زمان تشخیص بیماری ، دچار متاستاز تومور به سایر ارگان ها بوده اند ، خطر مرگ در آنها ۴ برابر موارد عدم بروز متاستاز است. ( ژو[۳۲] و همکاران،۲۰۰۶ ،هان[۳۳] و همکاران ،۲۰۰۶)
بسیاری از پژوهش نشان داده اند که نوعی همبستگی قوی میان وسعت نفوذ تومور به دیواره روده و بقاء بیماران در سرطان کولورکتال وجود دارد. ( ایا[۳۴] و همکاران ،۲۰۰۳،هی[۳۵] و همکاران ،۲۰۰۲)
فصل سوم : مواد و روش ها
در انجام این پایان نامه از عوامل زیر استفاده کردیم :
۳-۱-۱ باکتری مورد استفاده
در این پایان نامه در مرحله کلونینگ ژن CD166 از باکتری E.coli سویه TOP10 و در مرحله ی ساب کلونینگ از باکتری E.coli سویه (DE3) BL21 استفاده شد . این باکتری ها ابتدا بصورت لیوفیلزه بودند و برای استفاده از آن ، پودر باکتری را به ۵ میلی لیتر محیط کشت مایع LB اضافه کردیم و در دمای ۳۷ درجه سانتی گراد به مدت یک شبانه روز کشت داده شدند.
۳-۱-۲ پلاسمید
در مرحله ی ساب کلونینگ از پلاسمید بیانی (pet-28a) که دارای پارامترهای بیان کننده و همچنین جایگاه های برش آنزیمی دلخواه است استفاده کردیم. این پلاسمید دارای جایگاه های مختلف برای انواع آنزیم های محدود کننده می باشد که می توان ژن موردنظر را به کمک آنها وارد پلاسمید کرد. همچنین دارای ژن مقاومت به آنتی بیوتیک کانامایسین است که به باکتری ترانسفورم شده امکان بقاء را در محیط حاوی کانامایسین می دهد. جهت بیان قطعه ژن کلون شده در آن هم دارای پارامترهای بیانی مانند پروموتر lac می باشد که در حضور القاگر IPTG شروع به بیان ژن موردنظر می کند. در شکل ۳-۱ ، نقشه ژنی پلاسمید pet-28a نشان داده شده است.
۳-۱-۳ آنزیم ها
از آنزیم های محدودالاثر (Ncol) و (Xhol) که از شرکت فرمنتاز[۳۶] لیتوانی تهیه شدند و از آنزیم اتصال دهنده T4 DNA Ligase هم در مرحله ی Ligation استفاده گردید. این آنزیم ها در شرایط دمایی ۲۰ درجه سانتیگراد نگهداری شدند.
۳-۱-۴ کیت های آزمایشگاهی
کیت استخراج DNA از ژل و کیت استخراج پلاسمید از شرکت فرمنتاز لیتوانی تهیه شدند و در شرایط دمایی ۴ درجه سانتیگراد نگهداری شدند.
۳-۱-۵ آنتی بیوتیک ها
آنتی بیوتیک های آمپی سیلین و کانامایسین نیز با غلظت مناسب تهیه کردیم و در تیوب های ۵/۱ میلی لیتری تقسیم گردید و در شرایط دمایی ۲۰ درجه سانتیگراد نگهداری شدند.
۳-۱-۶ محیط کشت باکتری
در این مطالعه از محیط کشت های LB آگار و محیط کشت آگار جهت تکثیر باکتری استفاده شد.
۳-۱-۷ ژل الکتروفورز
پودر آگارز Low شرکت هیسپانلب[۳۷] تهیه شد و جهت ساختن ژل الکتروفورز مورد استفاده قرار گرفت.
۳-۱-۸ مواد شیمیایی
کلیه مواد شیمیایی از شرکت مرک آلمان با درجه ی خلوص بیولوژی مولکولی تهیه گردید و در مراحل مختلف از جمله تولید ژل الکتروفورز (SDS-Page) مورد استفاده قرار گرفت.
۴ـ۳ـ۲ـ مقوله دوم (فضیلتها و ارزشهای اخلاقی)
مقوله دوم (فضیلتها و ارزشهای اخلاقی) شامل ۵ کد تحلیلی میباشد که در جداول (۴ـ۶)؛ الی (۴ـ۹)، نحوه توزیع دادههای آن آمده است.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد (۲ـ۱)، (عفو و بخشش) بهکار رفته، ۱۰ مورد میباشد که حدود ۹% دادههای مقوله دوم را شامل میشود.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد (۲ـ۲)، (وفای به عهد و وفاداری) بهکار رفته، ۶۷ مورد میباشد که حدود ۶۰% دادههای مقوله دوم را شامل میشود. این دادهها در میان همه کدهای تحلیلی این پژوهش نیز در رتبه اول فراوانی جای دارد.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد ۲ـ۳ (اخلاقمداری) بهکار رفته، ۱۹ مورد میباشد که حدود ۱۷% دادههای مقوله دوم را شامل میشود.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد (۲ـ۴)، (عدل و عدالت) بهکار رفته، ۱۶ مورد میباشد که حدود ۱۴% دادههای مقوله دوم را شامل میشود.
۴ـ۳ـ۳ـ مقوله سوم (ظلمستیزی)
مقوله سوم (ظلمستیزی) شامل ۵ کد تحلیلی میباشد که در جداول شماره (۴ـ۱۰)؛ الی (۴ـ۱۳)، نحوه توزیع دادههای مربوط به آنها مشاهده میشود.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد (۳ـ۱)، (مبارزه با ظلم) بهکار رفته، ۴۶ مورد میباشد که حدود ۲۹% دادههای مقوله سوم را شامل میشود.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد ۳ـ۲ (جهاد) به کار رفته، ۴۸ مورد میباشد که حدود ۵/۳۰% دادههای مقوله سوم را شامل میشود.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد (۳ـ۳)، (ایثار و شهادت) بهکار رفته، ۴۷ مورد میباشد که حدود ۵/۲۹% دادههای مقوله سوم را شامل میشود.
تعداد ابیات و مصراعهایی که در آنها کلمات و مضامین مربوط به کد (۳ـ۴)، (آزادی) بهکار رفته، ۱۸ مورد میباشد که حدود ۱۱% دادههای مقوله سوم را شامل میشود.
۴ـ۴ـ تحلیل تبیینی دادهها
برای تحلیل تبیینی دادههای پژوهش حاضر دو کار اساسی صورت گرفته است که عبارت است از «روش تحلیل ارزشیابی» و تحلیل دادهها با بهره گرفتن از آزمون آماری «x^2» و بهرهگیری از نرمافزار spss.
۴ـ۴ـ۱ـ روش تحلیل ارزشیابی برای تحلیل تبیینی دادهها
تحلیل دادهها با بهره گرفتن از روش «تحلیل ارزشیابی» یکی از مهمترین شیوههای تحلیل محتوا میباشد (رفیعپور، ۱۳۹۲).
هدف از بهکارگیری این روش تحلیل، این میباشد که با تحلیل کمی متن مورد بررسی، بتوان به نوع گرایش و ارزشگذاریها و میزان شدت و ضعف توجه استاد شهریار، مورد ارزیابی قرار داده و به آن پی برد.
مهمترین شرط بهکارگیری این شیوه آن است که محتوای مورد بررسی باید از جملاتی تشکیل شده باشد که در آن: یک موضوع و پدیده مورد داوری و گرایش، یک خبر یا مفهوم عامیانه و یک فعل وجود داشته باشد.
در مرحله اول، باید جملاتی که دارای چند محتوا هستند، به جملات یک محتوایی تجزیه شوند. از آنجا که ممکن است، گرایشهای تحلیلگر و کدگذار بر روی ارزشیابی و قضاوت او درباره موضوع داوری تأثیر بگذارد، باید موضوع داوری با علائم یا حروف الفبا جایگزین شود. در مرحله بعدی، جهت و شدت بار ارزشی هریک از مفهومهای عامیانه و همچنین فعلهای بهکار برده شده را مشخص میکنیم. بدینمنظور:
جهت بار ارزشی با علائم + یا ـ تعیین و شدت بار ارزشی از صفر تا ۳ ارزیابی می شود.
سؤالی که اکنون مطرح است، آنست که در چه مواقعی ما برای بار ارزشی فعل و یا یک مفهوم عامیانه نمره ۳ یا کمتر میدهیم. بدین منظور این قاعده درنظر گرفته شده است که در نمرهگذاری فعلهای زمان حال، نمره ۳، فعلهای کمکی نمره ۲، فعلهایی که رابطه فرضی بین موضوع و مفهوم عامیانه برقرار میکنند، نمره ۱ میگیرند (رفیعپور، ۱۳۸۵).
ارزیابی شدت بار ارزشی مفهومهای عامیانه نیز تقریباً به نسبت شدید ـ متوسط ـ ضعیف انجام میگیرد. بهمنظور سنجش گرایش بیان شده نسبت به هریک از موضوعات مورد گرایش و داوری، یک شاخص (index) ساخته می شود که بین ۳+ تا ۳ـ قرار خواهد گرفت. معمولترین شیوه شاخصسازی در تکنیک تحلیل محتوا براساس فرمول زیر انجام میگیرد: (همان).
جمع حاصلضرب نمرات فعلها در نمرات مفاهیم عامیانه |
تعداد جملات × ۳ |
جدول (۴ـ۱۴): تحلیل ارزشیابی دادههای مربوط به کد تحلیلی ۱ـ۱ (مذمت تفرقه)
از مقوله اول (انسجام و همبستگی)
ردیف | موضوع داوری | مفهوم یا مضمون | نمره مفهوم | فعل | نمره فعل | حاصلضرب نمرات |
۱ | مذمت تفرقه | مه بیمهر عهد خود را شکست و با سنگ تفرقه محبت من را |
« فصل سوم»
بررسی افراز و رویه عملی آن
تبیین مفهوم افراز
تفاوت تفکیک و افراز
مقایسه تفکیک و افراز در املاک
قانون افراز و فروش املاک مشاع
صلاحیت اداره ثبت در رسیدگی به افراز املاک
افراز املاک مشاع
مراحل انجام افراز
روش افراز املاک
نکات مورد توجه در افراز
سه رکن اساسی و مهم افراز
تفاوت های افراز در دادگاه ها با افراز در اداره ثبت
نکات عمده در مورد افراز
مواردمنع افراز و هزینه های آن
شرایط افراز املاک مشاعی که در وثیقه میباشد.
شرایطی که ملک یا ساختمان قابل افراز نباشد
تفاوتهای تفکیک با افراز از جنبه امور ثبتی
نظریه های حقوقی مربوط به افراز و فروش املاک مشاع
اقدام مراجع ثبتی به افراز و تفکیک عرصه های بدون سند، بدون نقشه مصوب شهرداری
۳-۱-تبیین مفهوم افراز
افراز در لغت به معنی جدا کردن چیزی ازچیز دیگر(در لغت عین تفکیک می باشد) تقسیم در لغت به معنی جدا کردن جیزی از چیز دیگر.
تفکیک حصه هر یک از شرکا ملک مشاع .یعنی از طریق تراضی شرکاء یا از طریق حکم دادگاه در صورتیکه بین همه شرکا تراضی واقع نشود تقسیم اجباری مستند. ماده۵۹۱ قانون مدنی تقسیم در معنی افراز نیز استدلال شده است ودر اینجا منظور از ان تبدیل سهم مشاع به مفروزاست(ماده۵۹۱ قانون مدنی هرگاه تمام شرکا به تقسیم مال مشترک راضی نباشد تقسیم به نحوی که شرکا تراضی نمایند بعمل می اید ودرصورت عدم توافق بین شرکا حاکم اجبار به تقسیم می کند و مشروط به انکه تقسیم مشتمل بر ضرر نباشد که به این صورت احیا وجایز نیست) در صورتیکه اگر یک یا چند نفر از شرکا راضی به تقسیم نباشند . حسب قسمت اخیر ماده ۵۹۱ قانون مدنی.دعوی افراز.دعوی شریک ملک مشاع باشریک دیگر است به منظورتقسیم مال مزبور درصورت عدم تراضی بر تقسیم (در این صورت حاکم اجبار به تقسیم می کند)مشروط بدانیم که تقسیم محتمل برضرر نباشد ودر این راستا قانون افراز و فروش املاک مشاع درآذر ماه ۱۳۵۷ تصویب وبه موجب ان اداره ثبت مرجع نخستین رسیدگی در دعاوی افراز املاک تعیین گردید.
(مطابق ماده ۵۹۳ قانون مدنی ضرری که مانع تقسیم می شود . عبارتست از نقصان فاحش نسبت به مقداری که عادتا قابل مسامحه نباشد )
افراز در مقابل اشاعه است و مبنای آن، این است که مال غیر منقولی را که مشاع بین دو یا چند شریک است، نسبت به سهم آنان جدا کننده و برای هر یک از آنان سند، مالکیت جداگانه صادر نمایند. مانند اینکه مردی سه دانگ مشاع از ششدانگ ملک خود را به موجب سند بیعی که در دفتر خانه اسناد رسمی تنظیم و به ثبت رسیده است، یعنی سند قطعی غیر منقول به زن خود بفروشد. در این صورت ششدانگ ملک از تاریخ تنظیم سند و ثبت آن در دفتر املاک اداره ثبت، دو مالک مشاع داردمرد نسبت به سه دانگ مشاع و زن نسبت به سه دانگ مشاع پس زن به استناد سند نامبرده میتواند از اداره ثبت درخواست کند که سهم مشاع او را از ملک افراز نماید. اداره ثبت در پاسخ به این تقاضا، ملک را از حالت اشاعه خارج و سهم متقاضی را از آن شخص جدا مینماید به این ترتیب، سهم مرد نیز از این ملک، معین و جدا میشود. در این وضعیت، خواه زن بعد از تنظیم سند و ثبت آن، سند مالکیت مشاعی گرفته باشد یا نه میتواند درخواست کند که اداره ثبت، سند مالکیت مفروز ملک را صادر و به او تسلیم نماید. باید دانست که هر گاه اداره ثبت، درخواست افراز را منطبق با مقررات قانونی نداند، به کلیه شرکاء ملک ابلاغ میکند و آنها میتوانند از این تصمیم اداره ثبت ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ آن، به دادگاه عمومی شکایت کنند. لازم به یادآوری است که جهت افراز و تفکیک ملک موانعی وجود دارد که به آنها اشاره میگردد.
۳-۱-۱-تفاوت تفکیک و افراز
تفاوت افراز و تفکیک از نظر ماهیتی و شکلی عبارتست از مواردی که به بعضی از آنها بصورت اجمالی اشاره میشود و به تعداد دیگر از آنها در حین مبحث انجام شده اشاره میشود.
در تفکیک وجود حالت اشاعه بر خلاف افراز ضروری نیست یعنی یک شخص هم میتواند شخصا تقاضای تفکیک ملک کند. در تفکیک با رضایت و تفاهم مالکان مشاع صورت میگیرد اما در افراز معمولا محصول عدم تفاوت و رضایت وجود اختلاف و برای از بین بردن حالت اشاعه است. در تفکیک به سهم کلی شرکاء در ششدانگ توجهی نمیشود و بعد از تفکیک در هنگام تنظیم تقسیم نامه رعایت حقوق و سهم مالکان مشاع منظور میگردد. اما در افراز توجه به سهم و شرکاء لازم و ضروری است و اگر ممکن نباشد افراز تبدیل به تعدیل میشود و باید به بهای اضافی تقدیم و در صورتمجلس افراز قید میشود.
در تفکیک فقط ملک تقسیم میشود ولی در افراز سهام شرکاء هم تعیین میشود.وضعیت مالکین در تفکیک دخالتی ندارد ولی در افراز اگر یکی از شرکاء محجور یا غایب باشد به صلاحیت مادهی ۳۱۳ امور حسبی باید در دادگاه افراز را اجرا کند. طبق رأی وحدت رویه شماره ۳۵۳۰- مورخ۱۵/۱/۶۰ هیأتعمومی دیوانعالی کشور درصورتیکه بین شرکاء محجوریا غایب مفقود الاثری باشد امر افراز راجع به آن بدین شرح میباشد.
نظر به اینکه مقنن به لحاظ حفظ حقوق محجورین و غایب مفقودالاثر و رعایت مصلحت آن طبق قسمت اخیر ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی مقدر داشته است که در تقسیم که اگر بین وراث محجور یا غایب باشد تقسیم متوسط نمایندگان آنها در دادگاه بعمل آید و با توجه به ماده ۳۳۶ همین قانون که بموجب آن مقررات قانون امور حسبی راجع به تقسیم سایر اموال نیز جاری خواهد بودو نظر به انکه ماده اول قانون افراز و فروش املاک مشاع که قانون عام است. و بر طبق آن افراز املاکی که جریان ثبتی آن خاتمه یافته است در صلاحیت امور ثبتی محل شناخته شده علی الوصول پاسخ ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی که قانون خاص است نمیباشد نظرشعبه پنجم دیوان عالی کشور که تقسیم املاک محجورین و غایب مفقود الاثر را از صلاحیت واحد ثبتی خارج دانسته و در صلاحیت دادگاه شناخته است. صحیح و مطابق با موازین قانونی است این رأی بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه مصوب تیر ماه ۱۳۴۸ شعب دیوانعالی کشور و دادگاه در موارد مشابه لازم الاتباع است.
اگر بعد از تفکیک تقسیم نامه به توافق شرکاء تنظیم نشود تفکیک بی فایده و باطل است و به ناچار باید افراز صورت گیرد.
اعتراض به جریان تفکیک باعث توقف ان می شود در همه حال بارضایت معترض ادامه می یابد ولی به اعتراضات در جریان افراز ترتیب اثر نمی دهد واعتراضات بعد از افراز وآنهم توسط مراجع قضایی پیگیری می شود.
صورت مجلس تفکیکی ملک با انتقال قطعه یا قطعاتی از آن به غیر یا انتقال سهم مشاعی به شریک دیگر یا تنظیم تقسیم نامه کلی تنظیم سندی قطعی بروی ان اعتبار پیدا می کند ولی افراز با صدور حکم و گذر مهلت اعتراض اثر خود را مییابد. به عبارتی تفکیک اقدامی دو مرحله ای و افراز یک مرحلهای است، تفکیک در اداره ثبت در حالت عادی صورت میگیرد بر خلاف افراز که بنا به مورد در اداره ثبت یا دادگاه باید انجام شود. بنا به مورد یعنی اینکه هر گاه شرکاء در خصوص ملک و تقسیم آن تراضی نداشته باشند و نتوانند باهم توافق به تقسیم کنند ناچارا اقدام به افراز مینمایند حال اگر ملک دارای سابقه ثبتی باشد افراز در صلاحیت اداره ثبت اسناد املاک است واگر ملک دارای سابقه ثبتی نباشد افراز در صلاحیت دادگاه میباشد.
یکی دیگر از تفاوتهای افراز و تفکیک این است که در افراز رأی صادر میشود و در تفکیک صورتمجلس تفکیکی پس به عبارتی در افراز اجبار حاکم است و در تفکیک مسامحه حاکم است.
حالت اشاعه در تفکیک کلا از بین نمیرود اما در افراز سهم متقاضی از حالت اشاعه بیرون میآید. یعنی اینکه در تفکیک ملک قسمتهایی ممکن است بصورت مشاعی در همه شرکاء از آن استفاده کنند یا اینکه در تفکیک ممکن است مالک یک نفر باشد. مثلا در تفکیک آپارتمان قسمتهای مشترک در استفاده هنوز پس از تفکیک بصورت مشاعی باقی مانده است.
و یکی دیگر از تفاوتهای تفکیک و افراز این است که اعتراض به تفکیک در اداره ثبت انجام میگیرد و اعتراض به افراز در دادگاه بعمل میآید.
۳-۱-۲-مقایسه تفکیک وافراز در املاک
اصطلاح تفکیک در حقوق جدید ایران پدید آمده است وبه مفهوم افراز وتقسیم می باشد واز نظر عملکردی تفکیک وافراز هیچ فرقی با هم ندارند تنها تفاوت آن در تعداد شرکاء وعلت انجام آن می باشد به عنوان مثال در افراز باید حالت اشاعه وجود داشته باشد وهمچنین در افراز تعداد مالکین مشاعی باید از ۲ نفر بیشتر باشد ودر صورتیکه در تفکیک حالت اشاعه وتعداد کاربرد ندارد وهمانطور که گفته شد در نوع عملکرد از این دو مسئله به بعد، افراز وتفکیک تقریبا مشابه اقدام میگردد پس در خصوص نحوه تفکیک در املاک به شرح ذیل می باشد متقاضی بایدبا مراجعه به دفترخانه اسناد رسمی واخذ تقاضای تفکیک، آن را ضمیه نقشه تفکیک ملک خودنموده و به ثبت محل تسلیم کند (ودر صورتیکه چند نفر شریک باشندو اختلاف در تقسیم پیش آمده باشد در اینجا رسم تفکیک به افراز عوض می شود) تقاضا پس از ثبت در دفتر اندیکاتور جهت ضمیمه شدن به پرونده به شعبه بایگانی ارسال می گردد چنانچه ملک دارای سابقه باشد به یکی از نماینده ونقشه برداران ثبت ارجاع می شود و اگر فاقد سابقه باشد همین درخواست به دادگستری عودت داده می شود. چنانچه ملک دارای سابقه باشد خود اداره ثبت اقدام به ادامه تفکیک ملک نموده و پس از مقایسه محل ترسیم کروکی محل آنرا جهت اظهار نظر به شهرداری ارسال وچنانچه ظرف مدت دو ماه از تاریخ ارسال نقشه واطمینان از وصول نقشه به شهرداری پاسخی در یافت ننمایند اداره ثبت خود راسا اقدام به تفکیک می کند. (حال اینکه همین ارسال پاسخ که در دستورالعمل های صادره به اداره ثبت به مدت دو ماه مهلت به شهرداری داده شده است در ماده ۶ قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی این مذت را چهار ماه تعریف کرده اند که خود تناقض است که سبب ایجاد سر درگمی در عوامل اجرائی شده است ) پس از وصول پاسخ شهرداری به نقشه تائید شده نماینده ونقشه بردار جهت بررسی .مطابقت وضع موجود با کروکی تائید شده شهرداری (ماده ۱۰۱) به محل عازم میشوند.
در بند ۳۸۳ بخشنامه های ثبتی به منظور ایجاد وحدت رویه در مورد تفکیک و افراز واملاک واحدهای ثبتی خاطر نشان نموده است که ادارات ثبت مکلفند تفکیک اراضی محدوده قانونی شهر وحریم ان عمل تفکیک وافراز را در اجرای ماده ۱۵۴ اصلاحی قانون ثبت طبق نقشه ای انجام دهد که بر اساس ماده ۱۰۱ قانون اصلاحی شهرداری به تصویب شهرداری رسیده باشد.در مورد تفکیک ساختمانهایی که به صورت آپارتمان می باشد وبا توجه به گواهی پایان کار وقانون تملک آپارتمانها وآئین نامه آن اقدام شود چرا که به دیده شده است که اینکه آپارتمانها در خصوص اختصاص پارکینگها بصورت خطی دچار مشکلات فراوان شده اند.وهمچنین در مورد تفکیک چند ساختمان جدا از هم در یک قطعه زمینه احداث گردیده چنانچه بر طبق گواهی پایان کار این ساختمانها دارای مشترکات از قبیل راهروها – انبارها وتابلوهای آب وبرق- مرکز حرارت وغیره باشند ویااینکه شهرداری در گواهی صادره عرصه را قابل تفکیک نداند ادارات ثبت بایستی فقط نسبت به تفکیک اعیان ساختمانها با رعایت ضوابت مقرر در قانون تملک آپارتمانها اقدام نمایند.ودر مواردی که این قبیل ساختمانها بر اساس گواهی پایان کار دارای مشترکات نباشند ادارات ثبت راسا نسبت به تفکیک عرصه واعیان اقدام خواهند نمود.در اینجا سوال مطرح می شود که چگونه و در چه شرایطی شهرداری در گواهی فورا اعلام می کند که عرصه قابل تفکیک نمی باشد.(جواب شهرداری در صورتیکه عرصه به متراژ تایید شده مسکن وشهرسازی و یا سازمان شهرداری ها نباشد (کمتر از حد مصوب ) باشد با تفکیک عرصه موافقت نمی کند وتنها اجازه تفکیک اعیانی را میدهد. که پارامتر های مورد تایید مسکن و شهرسازی درقسمت دوم پایان نامه تحت عنوان نقش تفکیک در توسعه شهرسازی و جامعه ی شهری به نظرتان خواهد رسید .
مسئله_ قواعد عمومی حاکم بر جامعه این چنین می باشد که معمولا مالک پس از اینکه مراحل قانونی ساختمان سازی قبلا اخذ پروانه از شهرداری وپایان کار دراتمام کار ساختمان سازی انجام شد بطوری که بتوان به آن ملک مسکونی گفت.برای اخذ سند مالکیت ملک مسکونی خود به اداره ثبت مراجعه می نماید . ولی در بعضی موارد وقتی مالک برای اخذ پایان کار ساختمان به شهرداری مراجعه می نماید قضیه عملکرد کاملا عکس می شود یعنی شهرداری برای دادن پایان کار به مالک آن را مشروط به اخذ سند مالکیت می کند این درچه مواقعی اتفاق می افتد؟
این مسئله مربوط می شود به املاک مشاعی مسکونی که مالکین آنها بدون رعایت ضوابط تفکیکی اراضی وبدون اجرای ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ، ملک خود را در محل تقسیم وبه اندازه سهم مشاعی در تصرف داشته ودر قطعات متصرفی نیز قبل از سال ۱۳۷۰ بصورت مسکونی احداث بنا نموده اند. این موضوع به دو صورت قابل انجام می باشد.
۱- در مورادی که کلیه مالکین حضور داشته وتقاضای تفکیک دارند
۲- در مواردی که مالکین تک تک برای تفکیک واخذ سند مراجعه نمایند.
در مورد اول یعنی مواردی که کلیه مالکین حضور داشته باشند وتقاضای تفکیک کنند پس از اخذ عوارض تفکیک ورعایت ضوابط گذربندی طرح تفکیکی با توجه به کروکی طرح شده براساس ماده ۱۰۱ قانون شهرداری پس از تنظیم صورتمجلس تفکیکی واحدهای ساخته شده ورسیدگی به تخلفات ساختمانی هر قطعه بصورت جداگانه رسیدگی می گردد.
در مورد دوم در موردی که مراجعه کلیه و مالکیت قطعات مقدور نباشد مالکیت هر قطعه بصورت انفرادی مراجعه نمایند مشروط به رعایت ضوابط گذربندی یعنی اینکه ملک مزبور به یک گذر ثبتی ویا گذر طرح تفصیلی مشرف باشد با رعایت تراکم واخذ تعهد از مالک مبنی بر پاسخگویی به کلیه اعتراضات مجاورین ودعاوی احتمالی اشخاص حقیقی وحقوقی اقدام به صدور پروانه مشروطه می نماید(منظور اینکه پروانه هیچ حقی اعم از حق مالکانه وسایر حقوق ایجاد نمی کند ) واینجا اگر فرد احداث کننده ملک، درخواست گواهی عدم خلاف پس از رسیدگی به تخلفات نماید. در اینصورت صدور گواهی پایان ساختمان موکول به ارائه سند مالکیت خواهد بود چرا که شهرداری هنوز در خصوص مالکیت عرصه دچار تردید می باشد واین تردید زمانی رفع میگردد که سند مالکیت از طرف احداث کننده به شهرداری ارائه شود.
طبق ماده واحد ، لایحه قانونی راجع به تفکیک وافراز اراضی مورد سازمانی عمرانی اراضی شهری کشور مصوب ۲۲/۱۰/۵۸ سازمان عمران نسبت به اراضی که به موجب قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری وکیفیت عمران آن مصوب ۵/۴/۵۸ همه یا قسمتی از آن در تصرف دولت قرار میگیرد از نظر تفکیک وافراز نیاز به جلب حمایت مالکین قبلی نخواهد بود.
در صورتیکه ساختمانهای احداثی قبل از سال ۱۳۴۹، مستند به تبصره ۸ ماده ۲۰ اصلاحی قانون شهرداریها، واحدهای ثبتی راسا مبادرت به انجام تفکیک و افراز خواهند نمود مرجع تشخیص احداث بنا در سالهای قبل از سال ۱۳۴۹ شهرداری است وملاک عمل ثبت اسناد گواهی صادره از مرجع مذکور خواهد بود.
۳-۱-۳-قانون افراز وفروش املاک مشاع
ماده اول: افراز املاک مشاع که جریان ثبتی آنها خاتمه یا فته است اعم از اینکه در دفتر املاک ثبت شده یا نشده باشد در صورتی که مورد تقاضای یک یا چید شریک باشد با واحد ثبتی عملی خواهد بود ملک مذکور در حوزه آن واقع شده است. واحد ثبتی با رعایت کلیه قوانین ومقررات ملک مورد تقاضا را افراز می نمایند.
تبصره : نسبت به ملک مشاع که برای آن سند مالکیت معارض صادر گردید،تازمانی که رفع تعارض نشده اقدام به افراز نخواهد شد.
ماده دوم : تصمیم واحد ثبتی قابل اعتراض از طرف هر یک از شرکاءدر دادگاه شهرستان محل وقوع ملک است مهلت اعتراض ده روز از تاریخ ابلاغ تصمیم مورد اعتراض می باشد. دادگاه شهرستان به دعوی رسیدگی کرده وحکم مقتضی صادر خواهد نمود حکم دادگاه شهرستان قابل شکایت فرجامی است.
ماده سوم : هزینه تفکیک مفروز ماده ۱۵۰ قانون اصلاحی ثبت اسناد واملاک در موقع اجرای تصمیم قطعی برافراز به وسیله واحد ثبتی دریافت خواهد شد.
سطح معنی داری
۰۰۰/۰
تعداد
۳۵۰
۳۵۰
جدول (۱۳-۴): همبستگی بین بهزیستی روانشناختی و خستگی روانی
با توجه به نتایج به دست آمده ازجدول ماتریس همبستگی، می توان گفت که با اطمینان ۹۹/۰ یا سطح خطای ۱/۰ بین بهزیستی روانشناختی و بعد خستگی روانی متغیر دلزدگی زناشویی رابطه وجود داردکه در حد متوسطی می باشد، از طرفی مقدار این رابطه که که برابر با ۵۸۹/۰- است به صورت معکوس (منفی) می باشد، بدین معنی که با بالارفتن بهزیستی روانشناختی، خستگی روانی پایین می آید و برعکس.
فصل پنجم
نتیجه گیری
مقدمه:
در این فصل ابتدا خلاصه ای از تحقیق را بیان می کنیم و سپس نتایج حاصل از اجرای پژوهش تبیین و استنباط می شود. بدین منظور فرضیه های پژوهش را به طور جداگانه بررسی خواهیم نمود و سر انجام محدودیتها و پیشنهادات پژوهش ارائه خواهد گردید.
خلاصه تحقیق:
تحقیق کنونی به بررسی مقایسه ای بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیرشاغل پرداخته است. ابزارهای به کار گرفته شده در این پزوهش، پرسشنامه ۸۴ سوالی بهزیستی روانشناختی ریف و ۲۱ سوالی دلزدگی زناشویی پاینز (CBM) می باشد، جهت دستیابی به اهداف تحقیق و آزمون فرضیه ها، از جامعه آماری زنان شاغل و غیرشاغل یک نمونه ۳۵۰ نفری ازطریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شدند و با بهره گرفتن از روش های آماری T مستقل و ضریب همبستگی پیرسون داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
بررسی فرضیه های پژوهش و مقایسه آنها با تحقیقات گذشته:
فرضیه ۱: بین بهزیستی روانشناختی زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون T مستقل استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۶-۴ و ۷-۴) نشان می دهد، بین میانگین های زنان شاغل (۸۴۵۲/۳۵۹) و غیر شاغل (۲۷۶۵/۳۴۶) در مقوله بهزیستی روانشناختی تفاوت وجود دارد به صورتی که نزدیک ۱۴ نمره در میزان میانگین ها بین دو گروه تفاوت وجود دارد. و زنان شاغل نسبت به زنان غیر شاغل بهزیستی روانشناختی بهتری دارند و همچنین با توجه به اینکه T مشاهده شده (۳٫۰۹۴) بادرجه آزادی ۳۴۸ در سطح معناداری (۰٫۰۰۲) از ۰٫۰۱ درصد کوچکتر است می توان نتیجه گرفت که بین بهزیستی روانشناختی زنان شاغل و غیر شاغل از لحاظ آماری تفاوت معنادار وجود دارد و به عبارتی دیگر زنان غیرشاغل دارای بهزیستی روانشناختی پایین تری از زنان شاغل هستند.
یافته های این پژوهش نشان می دهد که بهزیستی روانشناختی زنان شاغل بالاتر از زنان غیر شاغل یا خانه دار می باشد. این نتیجه همسو با تحقیقات کالیک[۱۱۶] (۲۰۰۱)، اسریماتی وکیران کومور (۲۰۱۰)، هافمن و یونگبلاد[۱۱۷](۱۹۹۹) و مونتظر مقبول[۱۱۸](۲۰۱۴) می باشد. یافته های تحقیق حاضر از ابعاد و دیدگاه های مختلف قابل توجیه است، یکی از این ابعاد بحث مربوط به نیازهای انسان، نحوه ارضای آنها و تاثیرشان بر کارکردهای مختلف انسان است. نیاز را باید یکی از عوامل موثر بر سلامت روانی انسان ها معرفی کرد، عدم ارضای نیاز های اساسی و یا ارضای نامناسب آنها می تواند بر سلامت روانی اثر سوء داشته باشد.
در چهارچوب مدل های رویکرد مثبت، به فرضیه اعتلای نقش، نظریه بسط نقش و فرضیه تجمع نقش می توان استناد نمود که طی آن نقش اشتغال که به عنوان نقش جدیدی به نقشهای سنتی اضافه شده، به عنوان یک امر مثبت و پرفایده در نظر گرفته می شود. در این جا مکانیزم تاثیر گذاری مثبت نقش اشتغال از طریق عزت نفس افزایش یافته، درآمد بیشتر، کسب حمایت اجتماعی گسترده تر که با اشتغال در ازای درآمد همبسته است در جهت ارتقای سلامت زنان مورد تاکید قرار می گیرد (احمدنیا، ۱۳۸۳). جاهودا[۱۱۹] بیان می کند که اشتغال پنج دسته از تجربه روانشناختی که برای بهزیستی ضروری است را فراهم می کند و گسترش بیکاری افراد را از این تجارب محروم می کند. این تجارب شامل سازماندهی زمان، ارتباط اجتماعی، تلاش مشترک یا هدف، وضعیت یا هویت اجتماعی و فعالیت عادی هستند (هاورث[۱۲۰]، ۱۹۹۷).
همسو با یافته های این فرضیه می توان به تحقیقاتی اشاره کرد: در تحقیقی که اسریماتی[۱۲۱] و کیران کومار[۱۲۲] (۲۰۱۰) برای مقایسه بهزیستی روانشناختی زنان شاغل در سازمان های مختلف انجام دادند به این نتیجه رسیدند که معلمان از بیشترین میزان بهزیستی روانشناختی برخوردار بودند که این نتیجه در همه خرده مقیاس ها نیز خود را نشان می داد. زنان شاغل در بانک ها بهزیستی روانشناختی متوسط را نشان دادند و زنان شاغل در بخش صنعت از کمترین میزان بهزیستی روانشناختی برخوردار بودند. همچنین در پژوهشی که آقاپور و محمدی (۱۳۸۸) برای مقایسه افسردگی پس از زایمان زنان شاغل و خانه دار و رابطه آن با حمایت اجتماعی و سازگاری زناشویی انجام دادند تفاوت معنی داری بین افسردگی زنان شاغل با زنان خانه دار یافتند به طوری که افسردگی زنان شاغل کم تر از زنان غیر شاغل بوده است. همچنین بر خلاف یافته های این فرضیه های پژوهشی می توان به تحقیقات، (زالودیا[۱۲۳]،۲۰۱۳) که برای مقایسه سلامت روان زنان شاغل و خانه دار انجام داد اشاره کرد. او در این پژوهش ۴۰ زن شاغل را با ۴۰ زن خانه دار مقایسه کرده است. یافته های این پژوهش میزان سلامت روان را در زنان خانه دار بهتر از زنان شاغل ارزیابی کرده است. دل آرام، صفدری، فروزنده، اکبری(۱۳۸۴) پژوهشی برای مقایسه سلامت روان زنان شاغل و غیر شاغل تحت پوشش مراکز بهداشتی-درمانی شهر کرد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که سلامت روانی زنان شاغل و خانه دارتفاوت معنی داری باهم ندارد.
احساس بهزیستی هم دارای مولفه های عاطفی و هم مولفه های شناختی است. افراد با احساس بهزیستی بالا به طور عمده ای هیجانات مثبت را تجربه می کنند و از حوادث و وقایع پیرامون خود ارزیابی مثبتی دارند، در حالیکه افراد با بهزیستی پایین حوادث و موقعیت زندگیشان را نامطلوب ارزیابی می کنند و بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می کنند. هرچه فرد زمان بیشتری را برای هیجانات مثبت صرف کند به همان نسبت زمان کمتری را برای هیجانات منفی باقی می گذارد. باید توجه داشت که هیجانات مثبت و منفی حالات دوقطبی نیستند که فقدان یکی وجود دیگری را تضمین کند؛ یعنی احساس رضامندی مثبت با فقدان هیجانات منفی پدید نمی آید و عدم حضور هیجانات منفی لزوما حضور هیجانات مثبت را به همراه نمی آورد، بلکه برخورداری از هیجانات مثبت خود به شرایط و امکانات دیگری نیازمند است (کرمی نوری، مکری، محمدی فر و یزدانی، ۱۳۸۱).
فرضیه ۲: بین دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون T مستقل استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۸-۴ و ۹-۴) نشان می دهد، بین میانگین های زنان شاغل (۹۳۱/۵۵) غیر شاغل (۳۲۹۱/۵۹) در مقوله دلزدگی زناشویی تفاوت وجود دارد به صورتی که نزدیک ۴ نمره در میزان میانگین ها بین دو گروه تفاوت وجود دارد و زنان شاغل از زنان غیر شاغل دلزدگی زناشویی کمتری را تجربه می کنند و همچنین با توجه به اینکه T مشاهده شده (۹۸۱/۱-) بادرجه آزادی ۳۴۸ در سطح معناداری (۰۴۸/۰) از ۰٫۰۵ درصد کوچکتر است می توان نتیجه گرفت که بین دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل از لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود دارد.
همسو با یافته های این تحقیق می توان به تحقیقات مشابه دیگری اشاره نمود: روگرز و دبوئر[۱۲۴] (۲۰۰۱) در پژوهشی با عنوان تغییرات در درآمد زنان و تاثیر آن بر خرسندی زناشویی و بهزیستی روانشناختی و ریسک طلاق؛ داده های ۱۰۴۷ نفر فرد متاهل را بررسی کردند که در طول مرحله میانی ازدواجشان بودند و یک مطالعه طولی پانل را از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۷ انجام دادند مدل سازی معادلات ساختاری برای ارزیابی افزایش در آمد نسبی و مطلق زنان متاهل از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ و تاثیر آن در خرسندی و بهزیستی در مردان و زنان متاهل در سال ۱۹۸۸ارزیابی کردند. تحلیل داده های آنها نشان داد که چطور این تغییرات بر احتمال طلاق در سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ تاثیر دارد روگرز و دبوئر معتقدندکه افزایش در درآمد نسبی و مطلق به طور معنی داری خرسندی یا شادمانی زناشویی و بهزیستی را افزایش می دهد. آنها در پژوهششان به این نتیجه رسیدند که احتمال طلاق با افزایش در آمد زنان متاهل رابطه معنی داری ندارد. با این حال افزایش درآمد زنان ممکن است به صورت غیر مستقیم احتمال طلاق را از طریق افزایش شادمانی یا خرسندی زناشویی کمتر می کند. موسوی (۱۳۸۵) در پژوهشی که با عنوان مقایسه ی سویه های متفاوت رضامندی از زندگی زناشویی در بین زنان شاغل و خانه دار که بین زنان شاغل و خانه دار انجام داد به این نتیجه رسید که رضایت زناشویی زنان شاغل بیشتر از زنان خانه دار می باشد و عوامل تهدید کننده ی ازدواج در آنها کمتر از زنان خانه دار میباشد همچنین زنان شاغل از پیوند جنسیشان نیز راضی تر بودند و نیز مطالعات آسیایی نشان داد که زنان شاغل به علت برخورداری از هوش هیجانی بالا از زندگی زناشویی خود رضایت بیشتری دارند( متولی، ازگلی، بختیاری، علوی مجد، ۱۳۸۸). جهانگیر (۱۳۹۱) در مقایسه عملکرد خانواده و رضامندی زناشویی بین زنان شاغل و غیر شاغل به این نتیجه رسید که زنان شاغل عملکرد خانواده و رضایت مندی زناشویی بالاتری را از زنان غیر شاغل تجربه می کنند. در تحقیقی که پرینس کوک و همکاران[۱۲۵] (۲۰۱۳) در بین ۱۱ کشور غربی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که فقط در ایالات متحده اشتغال زنان با افزایش ریسک طلاق همراه است و در استرالیا، فلاندر، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند و بریتانیا اشتغال زنان تاثیر معنی داری بر ریسک طلاق در زنان نداشت و در فنلاند و نروژ و سوئد ریسک طلاق در زنان شاغل به طور معنی داری کمتر از زنان غیرشاغل بود.
طرفداران اشتغال زنان با رویکرد مثبت نقش سازنده و مفیدی را برای اشتغال زنان قائل می شوند. این گروه از افراد، برخلاف گروه اول، بر این باورند که استقلال مالی به کاهش وابستگی زنان به مردان، افزایش اقتدار، عزت نفس و تغییر موقعیت اجتماعی زنان منجر می شود. از نظر آن ها پیامدهای مثبت اشتغال زنان در بسیاری از ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بیشتر از آن پیامدهای منفی است که مخالفان اشتغال زنان مطرح می کنند و پیامد های اشتغال زنان این موارد ذکر شده است: ۱٫ ایجاد روحیه اعتماد به نفس و استقلال در زنان ۲٫ کمک به درک مسائل زنان و حل این مسائل ۳٫ حضور فعال در عرصه های اجتماعی ۴٫ آشنایی بیشتر با روش های افزایش بهره وری امکانات مادی و معنوی خانواده ۵٫ افزایش توان مدیریتی زنان در خانواده و جامعه ۶٫ استفاده از اوقات فراغت و جلوگیری از آسیب پذیری اجتماعی بر اثر فقر و نیاز مالی ۷٫ کمک به اقتصاد خانواده ۸٫ کمک به شادابی و سلامت روح و جلوگیری از افسردگی بر اثر بیکاری و یکنواختی زندگی روزمره (بابایی فرد، ۱۳۹۲). همچنین تحقیقات دیگری یافته های متفاوتی را گزارش کرده اند: امیری مجد و زری مقدم (۱۳۸۹) در پژوهشی که با عنوان رابطه شادکامی و رضایت زناشویی در بین زنان شاغل و خانه دار شهر اراک که بین زنان معلم و خانه دار انجام دادند به این نتیجه رسیدند که رضایت زناشویی زنان شاغل با زنان خانه دار تفاوتی ندارد اگرچه بین میزان شادکامی و رضایت زناشویی در بین هر دو گروه رابطه مثبت معناداری وجود داشت. صادق مقدم، عسگری، معروضی، شمس و طهماسبی (۱۳۸۵) در پژوهشی که میزان رضایت از زندگی زناشویی در زنان شاغل و خانه دار و همسران آنها در شهر گناباد را می سنجید به این نتیجه رسیدند که رضایت از زندگی زنان شاغل و همسرانشان با رضایت از زندگی زنان خانه دار و همسرانشان تفاوت معناداری ندارد. در پژوهشی که خدابخشی کولایی، ادیب راد، صالح صدق پور (۲۰۱۰) با نمونه متفاوتی با عنوان مقایسه باورهای ارتباطی و دلزدگی زناشویی در زنان متقاضی طلاق و عادی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که دلزدگی زناشویی بین زنان متقاضی طلاق و زنان خواهان ادامه زندگی متفاوت است و زنان متقاضی طلاق دلزدگی زناشویی بالاتری داشتند.
.
فرضیه ۳: بین میزان بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان رابطه وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۱۰-۴) نشان می دهد بین بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی رابطه معکوس معنادار وجود دارد یعنی با بالا رفتن بهزیستی روانشناختی بین افراد،دلزدگی زناشویی پایین می آید و برعکس. میزان این رابطه بین این دو متغیر برابر با ۵۴۰/.- است که این میزان برابر همبستگی مناسبی بین این دو متغیر می باشد.
نتایج تحقیقات مشابه رابطه مثبتی را بین بهزیستی و متغیرهای مرتبط با زندگی زناشویی نشان داده است که دلزدگی و سلامت جسمی و روانی (آهولا[۱۲۶] ، ۲۰۰۷؛ ملامد ، شیرون ، توکر ، برلینر و شاپیرا[۱۲۷] ، ۲۰۰۶)؛ بهزیستی روانی و رضایت زناشویی (تورس[۱۲۸]، ۱۹۹۷)؛ بهزیستی روانی و کیفیت زندگی (هلمز و بوهلر[۱۲۹] ،۲۰۰۷)؛ بهزیستی روانی و رضایت زناشویی (ایمان و یادعلی جمالویی، (۱۳۹۱)؛ بهزیستی و سازگاری زناشویی (درویزه و کهکی، ۱۳۸۷)؛ رابطه معنی داری وجود دارد. همسو با یافته های این تحقیق می توان به یافته های مشابه نیز اشاره کرد: درتحقیقی که میلخونت[۱۳۰]، دنی[۱۳۱]، آمراتونگا[۱۳۲]، رابینسون[۱۳۳]، مری[۱۳۴] (۲۰۰۸) با عنوان فرسودگی و بهزیستی: آزمایش پرسشنامه فرسودگی کوپنهاگن بر معلمان نیوزلند انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین فرسودگی و بهزیستی معلمان رابطه منفی وجود دارد. بهمنی، آریا منش، بهمنی، غلامی (۲۰۱۳) در پژوهش خود با عنوان برابری و رضایت زناشویی در زنان شاغل و غیر شاغل ایران که بر روی ۱۰۰ نفر انجام شد رابطه معناداری بین برابری و رضایت زناشویی پیدا کردند و همچنین تفاوت معنی داری بین زنان شاغل و غیر شاغل در تساوی حقوق وجود داشت بدین معنی که زنان شاغل احساس برابری بیشتری در ارتباطات زناشویی شان داشتند. رحیمی (۱۳۸۳) در تحقیقی که برای بررسی رابطه تعارض زناشویی با سلامت روانی زوجین انجام داد و ۱۰۰ نفر از زنان و مردان متاهل را مورد بررسی قرار داد به این نتیجه رسید که تعارض زناشویی با سلامت روانی رابطه منفی معناداری دارد و هر چهار مقیاس سلامت روانی یعنی مشکلات روان تنی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی با تعارض اجتماعی رابطه داشتند.
در همه خانواده ها با درآمدهای متفاوت، چه در خانواده های با درآمد بالا و چه در خانواده های با درآمد پایین تنیدگی شماره یک تنیدگی مالی و اقتصادی بوده است (کوران،۱۳۷۵؛ به نقل نویدی، ادیب راد، صباغیان،۱۳۸۵). نظر به اینکه تامین مخارج زندگی یکی از مسائل مهم در زندگی زوجین است با کسب درآمد بیشتر زوجین بیشتر می توانند نیازها و مایحتاج زندگی خود را برآورده سازند. لذا افزایش درآمد می تواند باعث کاهش میزان دلزدگی زناشویی شود. البته به این نکته باید توجه کرد که اگر افزایش میزان درآمد همراه با افزایش میزان ساعات کار در شبانه روز و مشغله های فراوان کاری باشد این امر، خود غفلت از امورات زندگی خانوادگی را موجب شده که در نتیجه منجر به افزایش میزان دلزدگی زناشویی می شود (نویدی، ادیب راد، صباغیان،۱۳۸۵).
فرضیه ۴: بین بهزیستی روانشناختی و خستگی جسمانی رابطه وجود دارد.
جهت بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن از فصل چهارم آمده است.
همچنانکه جدول شماره (۱۱-۴) نشان می دهد بین بهزیستی روانشناختی و بعدخستگی جسمانی دلزدگی زناشویی رابطه معکوس معنادار وجود دارد یعنی با بالا رفتن بهزیستی روانشناختی بین افراد، خستگی جسمانی پایین می آید و برعکس. میزان این رابطه بین این دو متغیر برابر با ۴۴۱/.- است که این میزان برابر همبستگی نرمالی بین این دو متغیر می باشد.
یکی از علایم شایع که به عنوان یک تجربه معمول نیز شناخته شده است، احساس ذهنی از ضعف، کمبود انرژی و فرسودگی است که از آن به عنوان ضعف یاد می کنند؛ به عبارت دیگر خستگی یک احساس طاقت فرسایی از فرسودگی و کمبود انرژی است که انجام هرگونه فعالیت فیزیکی و شناختی را مختل می سازد. این ناتوانی در انجام و حفظ عملکرد بهینه، در دنیای پژوهشی به علل متعددی چون برهم زدن نظم چرخه خواب و بیداری، ریتم های بیولوژیک بدن و بار کاری نسبت داده شده است. علاوه بر این موارد فاکتور های متعدد دیگری در بروز خستگی نقش دارد؛ برای مثال مشاهده شده که شیوع خستگی در میان زنان به طور معناداری بالاتر از مردان است یا آنکه خستگی در میان جمعیت هایی با طبقات اجتماعی و اقتصادی بالاتر نسبت به گروه مقابل کمتر است. با وجود آن که خستگی به عنوان یک مفهوم گسترده ۷/۰ شناخته شده است و شیوع آن در میان جمعیت عادی ۴۵/۰ تخمین زده شده است، اما متأسفانه تا کنون تعریفی از آن ارائه نشده که مورد قبول همگان قرار گیرد. به گونه ای که در هر یک از مطالعات انجام شده در زمینه خستگی، محققان بسته به هدف خود، خستگی را تعریف و بر اساس آن روشی را برای اندازه گیری کمی یا کیفی آن به کار بردهاند. اگرچه نمی توان نقش خستگی را به عنوان یک علامت بالینی در تشخیص و افتراق بیماری های یاد شده نادیده گرفت، اما بایستی به این نکته نیز توجه نمود که خستگی میتواند به عنوان یک عامل تهدید زای مالی و جانی، جوامع انسانی را متحمل خسارات زیان باری کند. (خانی جزنی، صارمی، کاوسی، شیرزاد، رضاپور، ۱۳۹۱).
همسو با یافته های این تحقیق می توان به یافته های مشابه نیز اشاره کرد: در تحقیقی که عباسی، مهدی زاده، مقدم (۱۳۹۲) با عنوان خستگی و ارتباط آن با سلامت روان در مصدومین شیمیایی مبتلا به برونشیولیت انسدادی انجام دادند رابطه معناداری را بین خستگی وسلامت روان مشاهده کردند. فورتیر بروچو[۱۳۵]، بیلیو بوننو[۱۳۶]، ایورز[۱۳۷]، مورین[۱۳۸] (۲۰۱۰) در پژوهش خود با عنوان ارتباط بی خوابی و خستگی و کیفیت مرتبط با سلامتی در زندگی افراد مبتلا به بی خوابی به این نتیجه رسیدند که خستگی شدید با اختلال بزرگتر در کیفیت سلامتی در زندگی مرتبط است. از نظر آنها خستگی و کیفیت سلامتی در زندگی با هم جدا هستند اما ساختار های مرتبطی دارند.
شواهد نشان می دهد که فرسودگی بر سلامت جسمانی تاثیر منفی دارد و علاوه بر آن، به عنوان یک عامل خطرساز برای بروز بیماری های جسمانی و اختلال های بدنی شناخته شده است (شیروم، ملامید، توکر، برلینز و شاپیرا، ۲۰۰۵؛ به نقل از بشلیده، تقی پور، هاشمی شیخ شبانی، جزایری، ۱۳۹۰).
فرضیه ۵: بین بهزیستی روانشناختی و خستگی عاطفی رابطه وجود دارد.
۲)مسائل زیست محیطی
۳)محدودیتهای بودجه و سرمایه
۴)بهره برداری نیروی انسانی
۵)MTBFفاصله بین دو خرابی تجهیز
۶)[۳۷]MTTRمتوسط زمان تعمیرات هر تجهیز
در مقاله ای تحت عنوان کاربرد منطق فازی در مسایل تعویض (رییسی ، شهیدیان ،۱۳۸۷) دو معیاری که برای تعویض قطعه در نظر گرفته شده است شامل موارد ذیل میباشد:
درجه حساسیت قطعه برای دستگاه
قیمت قطعه تعویضی
درجه حساسیت قطعه بیانگر میزان تأثیر قطعه مورد نظر بر روی عملکرد دستگاه و سایر قطعات آن میباشد . برای مثال در صورت عدم تعویض به موقع پیستون، سیلندر هم آسیب میبیند
معیار دوم قیمت قطعه تعویضی میباشد که یکی از فاکتورهای مهم در مسایل تعویض است. . خروجی مدل ” ضرورت تعویض ” میباشد که بیانگر این مطلب است که در صورت عدم تعویض قطعه خط تولید چقدر متضرر میگردد .
برنامه نگهداری وتعمیرات توصیه شده
برنامه ریزی نگهداری وتعمیرات
قابلیت اطمینان
تشخیص متخصص سیستم
امکانات نگهداری وتعمیرات
بهره وری مورد نیاز
محیط زیست
تجهیزات جایگزینی
طراحی آینده
نوع سوخت
سرمایه گذاری برای قسمتهای قابل تعویض در دسترس
ارزش زمان کارکرد تجهیز
سیکل کاری
شکل ۲-۱عوامل موثر در برنامه ریزی تعمیرات ) رضایی سیامک ، پور بیک یعقوب،۱۳۸۷(
در نهایت به منظور جمع بندی نهایی معیارهای استفاده شده از ادبیات تحقیق می توان به ۱۵ شاخص در ذیل اشاره نمود:
هزینه تجهیز
ایمنی تجهیز
اثر تجهیز در کیفیت محصول
قابلیت تعمیر پذیری
قابلیت اطمینان
قابلیت دسترسی
توجیه پذیری
ارزش افزوده
مسائل زیست محیطی
محدودیتهای بودجه و سرمایه
بهره برداری نیروی انسانی
[۳۸]MTBFفاصله بین دو خرابی تجهیز
[۳۹]MTTRمتوسط زمان تعمیرات هر تجهیز
در جه حساسیت قطعه برای دستگاه
قیمت قطعه تعویضی
۲-۶- مدلهای تصمیمگیری ریاضی
۲-۶-۱- تکنیکهای تصمیمگیری ریاضیMCDM[40]
مدلهای بهینه سازی از دوران نهضت صنعتی در جهان و به خصوص از زمان جنگ دوم جهانی مورد توجه ریاضی دانان و دست اندرکاران صنعت بوده است .تاکید اصلی بر مدلهای کلاسیک بهینه سازی ،داشتن یک معیار (یا یک تابع هدف )می باشد بطوری که مدل مذکور می تواند در مجموع به صورت خطی ،غیر خطی ویا مخلوط باشد اما توجه محققین در دهه های اخیر معطوف به مدلهای چند معیار (MCDM) برای سنجش تصمیمگیریهای پیچیده گردیده است در اینگونه تصمیمگیریها ممکن است به جای استفاده از یک معیار سنجش بهینگی از چندین معیار سنجش استفاده گردد.
این مدل تصمیمگیری به دو دسته مدلهای چند هدفه ([۴۱]MODM)و مدلهای چند شاخصه (MADM)تقسیم می گردند .مدلهای چند هدفه به منظور طراحی به کار گرفته می شوند در حالیکه مدلهای چند شاخصه به منظور انتخاب گزینه برتر استفاده می گردند. (اصغر پور ، ۱۳۸۳)
۲-۶-۲- ارزیابی و بررسی مدلهای [۴۲]MADM
دو دسته عمده از روشهای مختلف در پروسه تحلیل کردن اطلاعات موجود از یک مساله MADM وجود دارد :یک دسته از روشها ی منشعب از مدلی مشهور به مدل غیر جبرانی و دسته دیگر منشعب از مدل دیگری معروف به مدل جبرانی می باشد.
الف) مدل غیر جبرانی: شامل روشهایی می شود که در آنها مبادله در بین شاخصها مجاز نیست یعنی مثلا نقطه ضعف موجود در یک شاخص توسط مزیت موجود از شاخص دیگر جبران نمی شود در این روشها هر شاخص به تنهایی مطرح بوده و مقایسات بر اساس شاخص به شاخص صورت می پذیرد.