مقدمه ۱۰۴
بحث و بررسی نتایج ۱۱۱
راهکارها و پبشنهادات ۱۱۲
الف) پیشنهادات کاربردی ۱۱۳
ب) پیشنهادات پژوهشی ۱۱۶
منابع ۱۱۷
طرح و بیان مساله
قانون و ضرورت وجود آن برای نظم بخشیدن به زندگی اجتماعی و رعایت حقوق فردی و اجتماعی افراد در جامعه، بر کسی پوشیده نیست. اگر به فلسفه تدوین قوانین برگردیم، می بینیم که قانون را بشر برای رفاه حال خود وضع کرده؛ زیرا در شرایط بیقانونی و آزادی مطلق، آزادی یک عده ممکن است، آزادی افراد دیگر را محدود کند و عملاً چیزی تحت عنوان آزادی مطلق وجود نخواهد داشت. بنابراین، قانون قرارداد بشری بود تا با تعیین حد و مرزهای آزادی افراد، این حق را به صورت عادلانه بین بشر تقسیم کند. بدیهی است که با وضع قانون، عدهای که از نبود آن منتفع بودند، در مقابل آن ایستادگی کنند(فرضی،۱۳۸۵: ۳۶). از جمله قوانین مهم هر کشور، قوانین راهنمایی و رانندگی است که برای اصلاح رفتارهای ترافیکی و نظارت بر آنها وضع شده است. رفتار ترافیکی به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی، بیان کننده میزان تبعیت یا عدم تبعیت افراد یک جامعه از قوانین راهنمایی و رانندگی، هنجارهای ترافیکی و معیارهای ضروری برای تردد و جابجایی افراد و وسایل نقلیه است(خبرنامه پلیس راهور،۱۳۸۲).
روی آوردن روز افزون مردم به زندگی شهری، گسترش زندگی ماشینی و توسعه شهرها موجب افزایش ترافیک شده است. این افزایش جمعیت و وسایل نقلیه، سبب کاهش سرعت جابه جایی و همچنین افزایش تعداد تصادفات ترافیکی شده، به طوری که ضایعات جانی و مالی سنگینی بر جوامع تحمیل نموده است(بنر و همکاران، ۲۰۰۴ ؛ پدن و همکاران ،۲۰۰۴).
بر پایه بررسیهای به عمل آمده، در پدید آمدن تصادفهای رانندگی چهار عامل اصلی موثرند که شامل عامل انسانی، جادهای، وسیله نقلیه و محیط میباشند. تحلیل حوادث جادهای در کشور نشان میدهد که مهترین دلیل بروز تصادفهای رانندگی عامل انسانی است(یعقوبی،۲۰۰۱: ۶۲؛ آیتی،۲۰۱۱: ۴۵). ایران در سال ۱۳۸۵ شاهد کشته شدن بیش از ۲۷هزار نفر در تصادفات و ۲۷۶ هزار نفر مجروح بوده است که سهم عامل انسانی در بروز تصادفات جادهای، بیش از ۹۵ درصد برآورد شده است(لاجنن و همکاران،۲۰۰۴ ؛ صالحی، ۱۳۸۵؛ اسماعیلی،۱۳۸۷)
از پیامدهای مهم پایبندی به انضباط ترافیکی در جامعه، ایجاد یک فضای سالم و امن است که در آن رانندگان با احساس امنیت و به دور از هر گونه حادثه ناگوار، رانندگی کنند.انضباط ترافیکی که ناظر آن پلیس راهنمایی و رانندگی است، میتواند از بروز تصادفات جلوگیری کند یا حداقل از مقدار آمار تصادفات در جامعه بکاهد. با این حال وقوع تصادفات رانندگی بر اثر بروز رفتارهای حادثه ساز و تخلف رانندگان، امری عادی است و در همه جوامع وجود دارد. با این حال، تفاوت اصلی بین کشورها، در نرخ بروز این رفتارها و وقوع حوادث رانندگی، میباشد. به عنوان مثال، ایران از حیث تلفات رانندگی، رتبه دوم را در بین ۱۹۰ کشور جهان دارا است. بر اساس آماری که در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شده است، در کشور ژاپن به ازای هر ۱۰ هزار خودرو، سالانه ۵.۱ نفر جان خود را بر اثر تصادفات از دست داده اند، این در حالیست که این میزان در ایران به ۲۳ نفر در هر ۱۰ هزار خودرو می رسد(سیری،۱۳۸۹).
بر اساس آمارهای داخلی، در سال ۱۳۹۱ تنها در کلان شهر تهران، تعداد تصادفات درون شهری به۷۱۴۳۰ فقره رسیده است که از آن تعداد ۲۵۴ فقره تصادف فوتی، ۲۱۳۹۳ فقره تصادف جرحی و۴۹۷۸۳ فقره تصادف خسارتی بوده است(مرکز اطلاع رسانی راهور فاتب).
در بررسیهای به عمل آمده از رفتارهای ترافیکی، مشاهده میگردد میزان مجازات تخلفات رانندگی در کشور ما به تناسب کشورهای توسعهیافته که از آمار تخلفات رانندگی پائینتری برخوردار هستند،کمتر است(عباسزاده و همکاران،۱۳۹۱).به همین دلیل شاید بتوان ادعا نمود که یکی از دلایل عدم اصلاح رفتارهای ترافیکی افراد، ضعف قوانین بازدارنده و ضمانت اجرایی آنها باشد. در این راستا، اعمال نمره منفی در گواهینامه افرادی که بیست تخلف پرخطر و حادثهساز را در حین رانندگی از خود بروز میدهند، از تاریخ ۱۰/۰۲/۹۰ قابل اجرا گردیده است تا شاید در نقش یک عامل اصلاحی برای رفتار رانندگان خاطی عمل نماید. بر این اساس سوالات تحقیق به صورت زیر، مطرح میشود:
سؤال اصلی
اعمال نمره منفی تا چه اندازه بر رفتار ترافیکی رانندگان تاثیرگذار بوده است؟
سؤالات فرعی
اعمال نمره منفی تا چه اندازه در استمرار تخلف رانندگی تاثیرگذار بوده است؟
اعمال نمره منفی تا چه اندازه در انجام تخلفات حادثه ساز رانندگی تاثیرگذار بوده است؟
اعمال نمره منفی تا چه اندازه در میزان تصادفات تاثیرگذار بوده است؟
ضرورت واهمیت تحقیق
طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، تصادفات رانندگی دومین عامل مرگ و میر در جهان شناخته شده است. شواهد نشان میدهد که سوانح جادهای سالانه جان بیش از ۱.۲ میلیون نفر را در جهان می گیرد و تعداد بسیار بیشتری را راهی بیمارستانها میکند. گاه بسیاری از این افراد توانایی های طبیعی خود را برای تمامی عمر از دست میدهند و بسیاری دیگر به واسطه بیسرپرست شدن خانواده، ضایعات جبران ناپذیری را تحمل میکنند.
مطالعات و گزارشها نشان میدهد که نابسامانیهای ترافیک نه فقط وضعیت زندگی در بسیاری از شهرهای کشورمان، را مختل ساخته، بلکه باعث افزایش انواع گازهای آلاینده، اتلاف وقت، مجروح و کشته شدن تعداد بسیاری از مردم، افزایش خسارات مالی، مصرف سوختهای فصیلی، گرم شدن زمین، تضییع حقوق شهروندی و در نتیجه بر هم خوردن نظم، آسایش و رفاه فردی واجتماعی و… گردیده است. تقریباً در تمامی گزارشهای رسمی و غیر رسمی(جلسات، نشستها، ستادهای ارتقاء فرهنگ ترافیک، مصاحبهها، کمسیونها و جشنوارهها، یافته های تحقیقات و …)گسترش رفتارهای ناهنجار ترافیکی به عنوان نمودی از رفتار نامناسب مدنی و البته تلاش برای ارتقاء فرهنگ ترافیکی مردم، به ویژه رانندگان مورد بحث بوده و هست. از این رو به نظر میرسد که امروزه دیگر رفتارهای ناهنجار ترافیکی رانندگان وسایل نقلیه و در نتیجه اصلاح الگوهای رفتار ترافیکی و ارتقاء اخلاق ترافیکی آنان امری مهم در آمد و شد شهری و نیز رفع نگرانی های مسئولان به ویژه راهنمایی و رانندگی است. چرا که از خلال تغییر الگوهای رفتار ترافیکی نه فقط مشکلات یادشده در بالا تا اندازه زیادی مرتفع میگردد، بلکه میزان نارضایتی مردم به سبب بروز رفتارهای ناهنجار ترافیکی تعدیل گشته، جایگاه پلیس راهنمایی و رانندگی نیز ارتقاء مییابد.
بدیهى است انواع رفتار رانندگى از نظر میزان خطر و نیز میزان عمد وآگاهى راننده در انجام این گونه رفتارها متفاوت است. رفتار رانندگى، جزئى از رفتار فرهنگى افراد در جوامع است؛ زیرا به ارزشها، عادات، نگرشها و سایر عوامل مربوط است. لذا زمانى مىتوان میزان تصادفات را کاهش داد که رفتار رانندگى پرخطر در یک فرهنگ خاص بررسى شود و متناسب با شناخت حاصل شده، راهکارهای مختلفی در زمینه های متعدد ارائه داد. با وجود این که تاکنون تحقیقات متعددى درباره رفتار رانندگى پرخطر در داخل و خارج کشور انجام شده، ولى در زمینه تاثیر نمره منفی بر رفتارهای ترافیکی افراد، تحقیق جامعی انجام نشده است. لذا انجام چنین مطالعاتی به خاطر مزیتهای شناختی آن، ضرورت قابل ملاحظهای پیدا میکند. مطالعه چنین موضوعی بنا به دلایل ذیل میتواند از اهمیت بسزایی برخوردار باشد:
انجام چنین مطالعاتی خلاءهای قانونی در زمینه رفتارهای ترافیکی را به خوبی نشان خواهد داد و چنانچه تاثیر و رابطه مثبتی بین متغیرهای تحقیق مشاهده شود، میتوان امیدوار بود که از طریق تصویب قوانین بیشتر، رفتارهای ترافیکی افراد را اصلاح نمود و به آنها سمت و سویی خاص بخشید.
این مطالعه با شناسایی تاثیر متغیرهای قانونی و حقوقی بر رفتارهای افراد، مسیر برنامه ریزی و سیاستگذاری را برای تصمیمگیری بهتر سیاستگذاران فراهم میآورد.
این مطالعه زمینه توجه یا عدم توجه به مقوله های اجتماعی و فرهنگی را در اصلاح رفتارهای ترافیکی فراهم خواهد کرد. به عبارت دیگر، چنانچه متغیرهای قانونی(نمره منفی)بر رفتارهای ترافیکی تاثیری نداشته باشند و یا این تاثیر در حد ناچیز باشد، میتوان توجه و تمرکز را بر روی متغیرهای اجتماعی و فرهنگی قرار داد. لذا انجام این پژوهش به ما این امکان را میدهد که بفهمیم، برای اصلاح رفتارهای ترافیکی در حوزههای مورد مطالعه چه اقداماتی را باید پیاده کرد.
چنین مطالعهای میتواند راهکارهایی مناسب جهت اجرای بهتر سیاستهای اجتماعی ارائه کند.
این مطالعه میتواند در ارزشیابی سیاستها و برنامههای پیاده شده یا در حال اجرا کمک نماید.
اهداف تحقیق
هدف اصلی
بررسی میزان تاثیر اعمال نمره منفی رانندگان بر رفتار ترافیکی آنان.
اهداف فرعی
بررسی میزان تاثیراعمال نمره منفی بر استمرار تخلف رانندگی.
بررسی میزان تاثیراعمال نمره منفی بر انجام تخلفات حادثهساز.
بررسی میزان تاثیراعمال نمره منفی بر میزان تصادفات.
مقدمه
این فصل به مبانی نظری پژوهش پرداخته است. در بخش اول به مرور تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع تحقیق پرداخته شده است تا در نهایت بتواند از نتایج این تحقیقات، الگو گرفته و نتایج نهایی این پژوهش را با نتایج حاصل شده از این تحقیقات، مقایسه کند. سپس مفهوم جرم و جرایم رانندگی بررسی و تلاش شده است تا مطالعه تطبیقی در خصوص میزان نمره منفی اختصاص یافته به جرایم رانندگی در کشورهای مورد مطالعه انجام شود. در نهایت چارچوب نظری پژوهش و مدل تحلیلی ارائه شده است.
پیشینه تحقیق
بررسی پیشینه تحقیق، معمولاً نقدی از دانش موجود درباره موضوع پژوهش است.بررسی پیشینه تحقیق اگر به درستی صورت گیرد، به بیان مسئله کمک میکند و یافتههای تحقیق را به پژوهشهای قبلی متصل میسازد. بررسی پیشینه تحقیق مقاصد زیر را برآورده میکند:
تعریف و تحدید مسئله؛
قرار دادن یافتههای تحقیق در چارچوب تحقیقات قبلی؛
اجتناب از دوباره کاری؛
انتخاب روشها و ابزار اندازه گیری دقیقتر(سرمد،۱۳۷۸ : ۵۵).
در خصوص اعمال نمره منفی در گواهینامه رانندگان متخلف و تاثیر آن بر رفتارهای ترافیکی افراد، تحقیق جامعی صورت نگرفته است و به نوعی انجام این تحقیق، نوعی نوآوری در این عرصه محسوب می شود. ولی به منظور الگو گرفتن و بهرهگیری از نتایج تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق،تلاش میکنیم تا مروری بر این یافتهها داشته باشیم و از نتایج این مطالعات در پژوهش حاضر استفاده نماییم:
ساماندهی فضا و پایداری در اصلاح رفتار ترافیکی شهرهای کشور(ضرورت جامع نگری به مقوله رفتار در شهرها)[۱]، عنوان مقاله ای است که توسط علی اکبری(۱۳۸۶) نگاشته شده است. این مقاله با دیدگاه سیستمی و با تاکید بر ضرورت جامع نگری به مقوله رفتار در شهرها، به شناخت مولفه ها و بردارهای فضایی در آسیبشناسی رفتار ترافیکی شهرها تاکید میکند، یعنی آسیب شناسی رفتار ترافیکی را از منظر آسیبشناسی سازمانیابی فضای شهری می نگرد. مبانی نظری این مقاله بر رویکرد سیستمی تاکید دارد و شهر را سیستمی درنظر که از زیرسیستمهای متعددی تشکیل شده است. اجزا، عناصر و روابط درونی هر یک از زیر سیستمها کارکرد و ارتباطات میان زیرسیستمهای شهری، نحوه سازمان یابی فضای شهری را تعریف میکنند. موزونی یا ناموزونی در سازمان یابی فضای شهری هم می تواند در قالب رفتارهای هنجار یا ناهنجار نمود پیدا کند. لذا، از دیدگاه سیستمی، رفتار شهری تجلی گاه نحوه سازمان یابی فضای شهری است.به نظر محقق، در حال حاضر یکی از برجستهترین ناهنجاریهای رفتاری شهرهای ایران در عرصه رفتار ترافیکی آنها بروز کرده است. راهکارها و سیاستهایی که تاکنون برای اصلاح اینگونه رفتارها ارائه شده، غالبا، جزء نگر و معلول نگر بودهاند، یعنی زمینه های بروز ناهنجاری و نیز راه حلهای مقابله با آن را در مقیاس زیرسیستم ترافیکی شهر جستجو کردهاند. نتایج بر این نکته تاکید دارد که ساماندهی فضای شهری و هدایت آن به سوی یک نظم فضایی می تواند اثرات پایداری بر اصلاح رفتار ترافیکی بر جای بگذارد و آن را به سوی رفتار هنجار و قانونمند هدایت کند.
رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و رفتار رانندگی در شهر شیراز[۲]، عنوان مقالهای است که توسط حق شناس و همکاران(۱۳۸۷)نگاشته شده است.هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و نوع رفتار رانندگان در شهر شیراز می باشد، چرا که از دیدگاه نویسندگان، تخلفات رانندگی همواره یکی از علل بروز مشکلات، معضلات و حوادث ترافیکی در همهی جوامع میباشد که بسته به بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و جغرافیایی جوامع میزان و نوع آن متفاوت خواهد بود. گرچه در بروز تخلفات رانندگی، عوامل محیطی- کنترلی، اجرایی و عدم تناسب ساختارهای مواصلاتی با تعداد خودروها و واحدهای عبور و مرور و غیره نیز دخیل میباشد، اما علل انسانی به عنوان اصلیترین عامل، بالاترین درصد علت تخلفات است. در این تحقیق ۵۳۷ آزمودنی مورد بررسی قرار گرفتهاند که شامل ۴۳۷ راننده مرد و ۱۰۰ راننده زن میباشند. آزمودنیها از طریق نمونهگیری در دسترس با مراجعه به مکانهایی چون مرکز تعویض پلاک خودرو و یک درمانگاه تخصصی مرکزی شیراز انتخاب شدهاند. پرسشنامه ها شامل پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه رفتار رانندگی منچستر و پرسشنامه شخصیت نئو FFI بوده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای تحلیل واریانس و همبستگی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهند که ویژگیهای شخصیتی با رفتار رانندگی رابطه معناداری دارد. لذا با توجه به اهمیت رفتار رانندگی در میزان تصادفات، توصیه میشود جهت بهبود وضعیت رانندگی و کاهش میزان تصادفات، ارزیابیهای روانشناختی در هنگام ارائه گواهینامه و پس از آن بهطور دورهای صورت پذیرد و میتوان آموزشهای مخصوصی را برای آسیبپذیران به خطاهای رانندگی، در نظر گرفت.
رویکردی جامعه شناسانه به مهندسی ترافیک بررسی تاثیرات فرهنگ و ساختارهای اجتماعی بر ترافیک و مهندسی ترافیک[۳]، عنوان مقالهای است که توسط عبدالرحمانی و همکاران(۱۳۸۹)نگاشته شده است. این مقاله با روش اسنادی و مرور منابع کتابخانهای نگاشته شده است. ایده اصلی این مقاله برجستهسازی یا به عبارت دیگر مقایسه تأثیرات متغیرهای اجتماعی و فرهنگی در مقابل متغیرهای مادی و مهندسی است و نه نادید ه گرفتن عناصر مادی(مهندسی)فرهنگ. به تعبیر دیگر، مقاله حاضر با نقد روش های مهندسی صرف برای حل مشکل ترافیکی کشورمان، به دنبال توضیح این موضوع است که چرا تاکنون با همه تأکیدات بر راهکارهای مهندسی و مهندسان ترافیک، چندان راه به جایی نبردهایم و حالا چه میتوان کرد؟ بنابراین اگر چه به قطع و یقین نمیتوان گفت، اما تا انداز های میتوان نتیجه گرفت که اصرار بیش از پیش بر حوزه های مهندسی ترافیک در جوامع کمتر توسعه یافته(مانند کشورمان)، برای توضیح و تبیین الگوهای رفتار ترافیکی و از آن مهمتر حل مشکلات و رخدادهای نامطلوب ترافیکی، نوعی به بیراهه رفتن و اصل را فدای فرع کردن است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که اگر بخواهیم درک دقیقتری از ترافیک و مشکلات ترافیکی داشته باشیم، ناگزیر از توجه به رویکردهای جامعهشناسانه و بررسی تاثیرات فرهنگ وساختارهای اجتماعی بر ترافیک، همراه با مهندسی ترافیک هستیم؛ زیر ا فرهنگ والگوهای رفتار اجتماعی برآمده از آن میتوانند تا اندازه زیادی بسیاری از طرحهای دقیق و کارآمد مهندسان ترافیک را تحت تاثیر قرار دهند و بالاخره اینکه در وامگیری وکپی برداری صرف از ابزارهای مادی فرهنگ غرب در حوزه ترافیک نهایت دقت و توجه را به خرج داده، پیش از هر عملی امکانات پذیرش و نشر آن از سوی مردم را در کشورمان با توجه به فرهنگ آن بررسی کرد.
کاربرد داده کاوی در بررسی رفتار رانندگان متخلف در کلان شهرها[۴]، عنوان پژوهشی است که توسط جعفری و صمدیان(۱۳۹۱)انجام شده است. از نظر پژوهشگران، بی توجهی به مقررات راهنمایی و رانندگی و قانون گریزی همواره یکی از علل بروز مشکلات، معضلات و حوادث ترافیکی در همه جوامع است که بسته به بافت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی جوامع، میزان و نوع آن متفاوت خواهد بود. گرچه در بروز تخلفات رانندگی عوامل محیطی نیز دخیل می باشد، اما علل انسانی علاوه بر این که به عنوان اصلی ترین عامل بروز علت تخلفات است، میتواند عاملی موثر در جهت تعدیل و رفع سایر نواقص و کمبودها باشد. روش مورد استفاده در این مقاله،تحلیل ثانویه می باشد. بر این اساس، با کاربرد عملی داده کاوی در داده های تخلفات ترافیکی بررسی کرده است که شناسایی رانندگان پرخطر چگونه انجام شده و آیا میتوان با دانستن سوابق تخلفاتی و مشخصه های فردی و محیطی، آنان را شناسایی و قوانین لازم را برای کاهش تخلفات ترافیکی تدوین و اجرا کرد یا خیر؟
در اجرای روش دستهبندی در داده کاوی دو تکنیک شبکه های عصبی و درخت تصمیم در اطلاعات تخلفات به کار گرفته شده است و در انتها برای بهبود نتایج از رویکرد ترکیبی، متشکل از تکنیک خوشهبندی و درخت تصمیم استفاده شده است. نتایج این تحقیق اهمیت دادهکاوی در دامنه تخلفات ترافیکی و دیگر مشخصه های رانندگان را نشان میدهد.
بررسی تأثیر قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی در میزان تخلفات حادثه ساز، مرگ و جرح ناشی از تخلفات پرخطر سوانح ترافیکی کشور[۵]، عنوان تحقیقی است که توسط سوری و همکاران(۱۳۹۱)انجام شده است. در این مطالعه تأثیر قانون جدید رانندگی بر میزان تخلفات حادثه ساز، مرگ و جرح ناشی از تخلفات پرخطر مورد بررسی قرار گرفته است. دریک مطالعه کارآزمایی شاهددار مداخلهای در طول زمان کلیه افرادی که در طی زمان تعریف شده در مطالعه (از اول خرداد ۱۳۹۰ تا پایان آبان همان سال به عنوان گروه بعد از مداخله و شش ماه مشابه سال ۱۳۸۹ به عنوان گروه کنترل) که دچار تصادفات منجر به مصدومیت یا مرگ ناشی از شش تخلف پرخطر: سرعت غیر مجاز، سبقت غیر مجاز، عبور از چراغ قرمز، حرکت مارپیچ، حرکت با دنده عقب در کشور و انجام دو تخلف همزمان حادثه ساز شدهاند، مورد بررسی قرار گرفته اند. نمونه های مورد مطالعه از نمونه های در دسترس از اطلاعات فاوا و پزشکی قانونی جمع آوری شده و تأثیر قانون جدید با عوامل مرتبط با تصادف جرحی و مرگ سنجیده شده است.بر اساس یافتههای تحقیق، مصدومیت و فوت ناشی از سوانح ترافیکی در محورهای درون شهری و برون شهری بعد از اجرای قانون جدید رانندگی، کاهش داشته و این میزان کاهش در طی شش ماه نیز ادامه داشته است. کاهش مصدومیت ناشی از سوانح ترافیکی در گروه سنی ۲۹-۲۰ سال بعد از اجرای قوانین بیشتر از سایر گروه های سنی بوده است. اثر قانون جدید رانندگی بر رخداد فوت(سر صحنه) ناشی از سوانح ترافیکی موید این است که قانون جدید راهنمایی رانندگی موارد فوت را به میزان ۸.۷ درصد و موارد مصدومیت را به میزان ۳۳.۳ درصد کاهش داده است. قانون جدید در موارد مصدومیت بالاترین درصد اثر را در استان هرمزگان ۶۷.۲ و در استان ایلام کمترین درصد اثر ۶۵.۶- را داشته است و در موارد فوت در استان کرمان بیشترین درصد اثر ۹/۵۷ و در استان کرمانشاه کمترین درصد اثر ۵۷.۸- را داشته است.محققان در پایان به این نتیجه رسیده اند که مرحله اول اجرای قانون جدید در کل توانسته است در کاهش تخلفات رانندگی همین طور مصدومیت و مرگ ناشی از سوانح ترافیکی تأثیر مثبت داشته باشد. مداومت در اجرای کامل و صحیح قانون جدید میتواند در تداوم و افزایش اثربخشی آن بسیار موثر باشد. عدم تأثیر قانون جدید در بعضی از استانهای کشور باید بررسی شود.
بررسی ارتباط بین عوامل بازدارنده و میزان رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی[۶]، عنوان پژوهشی است که توسط عباس زاده و همکاران(۱۳۹۱)انجام شده است.با توجه به اینکه عوامل متنوع و متعددی در رعایت مقررات و قوانین راهنمایی نقش دارند، هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی ارتباط بین عوامل بازدارنده و میزان رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی در سطح شهر تبریز است. این تحقیق از نظر کنترل شرایط پژوهش، یک مطالعه پیمایشی و از نظر زمانی یک مطالعه مقطعی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه شهروندان بالای ۱۸ سال است که دارای گواهینامه راهنمائی و رانندگی و صاحب خودرو شخصی هستند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتهاند. ابزار گردآوری داده های تحقیق پرسش نامه است. یافته های این تحقیق نشان میدهد که بین متغیرهای نمره منفی برای تخلفات برای رانندگی پرخطر (r=0.42)، میزان آگاهی از قوانین جدی (r=0.59)، میزان خطر جریمه و مجازات (r=0.526) و میزان رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی رابطه معناداری وجود دارد. تحلیل رگرسیونی نیز نشان میدهد که ۳۷ درصد از تغییرات ملاک یعنی میزان رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی توسط متغیرهای مستقل مورد استفاده تبیین شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد هر چه میزان آگاهی از قوانین و مقررات جدید، دریافت نمره منفی و خطر جریمه و مجازاتها بیشتر باشند، احتمال میزان رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی بیشتر میشود.
ارزیابی قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی کشور از نظر کاربران حوزه ترافیک[۷]، عنوان پژوهشی است که توسط سوری و همکاران(۱۳۹۱)انجام شده است. این مطالعه با هدف تعیین نظرات رانندگان، پلیس حاضر در صحنه، کارشناسان و خبرگان مرتبط در مورد قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی کشور انجام شده است. این مطالعه از نظر نوع تحقیق کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع پیمایشی است. در این مطالعه ۸۰۱ نفر شامل ۲۴۱ کارشناس و متخصص حمل و نقل و ۵۶۰ راننده وسیله نقلیه شخصی و عمومی مورد بررسی قرار گرفتهاند و به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های محقق ساخته که جداگانه برای رانندگان و کارشناسان تهیه شده، استفاده شده است. انتخاب رانندگان به صورت تصادفی هدفمند و سهمیهای به نسبت توزیع رانندگان در محورهای بین شهری و بقیه در محورهای درون شهری بودند.نتایج این تحقیق نشان میدهد که از نظر افراد مورد مطالعه، مهمترین برتری قانون جدید و بالاترین تاثیر به ترتیب مربوط به افزایش مبلغ جریمه، درج امتیاز منفی و توقیف خودرو به علت دو تخلف همزمان حادثه ساز است. در خصوص سازگاری میزان جریمه با درآمد، ۷۰.۹ درصد از کارشناسان و خبرگان آن را ناسازگار عنوان کرده اند. ۷۵.۹ درصد از کارشناسان و خبرگان و ۶۶.۸ درصد از رانندگان رضایت بالا و متوسط از قوانین جدید راهنمایی و رانندگی داشتند. بین میزان جریمه با سطح درآمد جامعه و میزان رضایت از قوانین جدید راهنمایی و رانندگی ارتباط معناداری منفی مشاهده شده است. بین کاهش تخلف رانندگی و میزان رضایت از قوانین جدید، ارتباط معنادار منفی مشاهده شد.نتایج این تحقیق نشان میدهد که قوانین جدید راهنمایی و رانندگی کشور فرصتهای ارزشمندی را برای کاهش تخلف و جرح و فوت ناشی از سوانح ترافیکی ایجاد کرده است و نظر مثبت اکثر رانندگان، کارشناسان و متخصصان عرصه ترافیک از قانون جدید، می تواند حامی مناسبی برای اثربخشی بیشتر این قانون در کشور باشد. اعمال جدی، کامل و مستمر اجرای قوانین جدید توسط پلیس، به روز کردن مستمر قانون و افزایش رضایتمندی کاربران، نکتهای اساسی در افزایش موفقیت این قانون در پیشگیری از تخلف و جرح و فوت ناشی از سوانح ترافیکی کشور است.
بررسی و تحلیل عوامل اثرگذار بر بهبود ترافیک در استان هرمزگان[۸]، عنوان مقاله ای پژوهشی است که توسط عبدالرحمانی و حبیب زاده(۱۳۹۲)نگاشته شده است. به زعم نویسندگان، گروهی از محققان حوزه فرهنگ در صدد بهبود و تغییر رفتار ترافیکی با تاکید بر عناصر فرهنگی شدهاند. این برنامهها، تلاشی است جهت به وجود آوردن تغییرات یا اصلاحات اساسی در اخلاق، خلقیات و در یک کلمه، «فرهنگ» ترافیک و این مهم جز از طریق «بررسی عوامل موثر بر شیوه های ارتقاء فرهنگ ترافیک» در بین کلیه شهروندان، به ویژه رانندگان در کلیه شهرهای بزرگ و کوچک کشور، حاصل نخواهد شد. لذا این تحقیق نیز با تاکید بر تاثیرات آموزش، تنظیم رفتار ترافیکی، تعاملات بین سازمانی، رسانه های جمعی و جامعه پذیری، به دنبال بررسی عوامل اثرگذار بر بهبود فرهنگ ترافیک در استان هرمزگان میباشد. مقاله حاضر با بهره گرفتن از روش کمی و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. نمونه آماری این پژوهش ۲۱۰ نفر از رانندگان استان هرمزگان میباشند تا از طریق جمعآوری اطلاعات از آنان، اثرات متغیرهای پیش گفته را بر بهبودی وضعیت ترافیکی، آزمون نماید. یافتهها حاکی از است که تمامی موارد پیش گفته، به ویژه محتوا و برنامههای رسانه ها، بیشترین اثر را در بهبودی رفتار ترافیکی دارد. بر همین اساس، تنظیم رفتار ترافیکی(به کارگیری قوه قهریه و جریمه) از سوی راهنمایی و رانندگی در فرهنگ سازی ترافیک، باید با تامل بیشتر صورت گیرد.
ارزیابی نقش فرهنگسازی ترافیکی در راستای کاهش آثار تصادفات و ارتقای نظم و امنیت اجتماعی[۹]،عنوان مقالهای است که توسط پورمعلم و جعفری نسب(۱۳۹۲) نگاشته شده است. هدف اصلی این مقاله بررسی نقش فرهنگ در کاهش آثار تصادفات رانندگی میباشد. از نظر محقق، ضرورت این تحقیق ناشی از آن است که تصادفات رانندگی و ایمنی ترافیک در کشور ما، به مسألهای بسیار حساس تبدیل شده است، به طوری که ذهن اکثر مردم و مسؤولان را به خود مشغول کرده است. از سوی دیگر، تحقیقات نشان دادهاند که عامل انسانی بیشترین سهم را در بروز تصادفات رانندگی به خود اختصاص داده است. بر این اساس، در این مقاله راهکارهای ارتقای سطح ایمنی ترافیک و حمل و نقل از طریق فرهنگسازی و آموزش رفتارهای ترافیکی به کاربران راهها، در قالب سه سناریو بررسی شده است. در سناریوی شماره یک، اهمیت و نقش فرهنگ و رفتار ترافیکی در بهبود ایمنی و روانسازی حمل و نقل ارزیابی و فرایند AHP در تصمیمسازی برای بهسازی رفتار و فرهنگ ترافیکی بررسی شده است. آنالیز و تحلیل مسأله نیز به کمک نرمافزار (Expert Choice) صورت پذیرفته است. سناریوی شماره دو، عوامل مؤثر بر فرهنگ ترافیک از دیدگاه مدیران و مسؤولان پلیس و شهرداری را بررسی کرده و در سناریوی شماره سه، نحوه تعیین نیازهای آموزشی شهروندان در زمینه ترافیک در شهر اصفهان بحث شده است. نتایج حاصل از تحلیل و ارزیابی نشان میدهد که در میان تدابیر و سیاستهای مختلف برای بهسازی رفتار و فرهنگ ترافیکی در راستای بهبود ایمنی و روانسازی حمل و نقل، عنصر «آموزش و فرهنگ سازی در میان اقشار مختلف جامعه» بیشترین سهم را در میان مؤلفههای دیگر داراست.
در جدول زیر خلاصه ای از نتایج تحقیقات بررسی شده، گزارش شده است:
جدول(۱-۲): خلاصه مطالعات انجام شده در حوزه موضوع پژوهش
فصل اول
کـلیـات
مقدمه:
یکی از عمده ترین مسایل کشورهای در حال گذار، دگرگونی معانی، ارزش ها و عقاید مشترک حاکم بر این جوامع است.نتیجه تغییر این عقاید مشترک که کارکرد انسجام را در نظام اجتماعی بر عهده دارند ایجاد نوعی چند گونگی و تکثر در لایه های زیرین و درون ذهنی افراد است. اگرچه تکثر به خودی خود امری نامطلوب محسوب نمی گردد اما مسئله از آنجایی آغاز می شود که این چند گونگی در باورها و عقاید و لایه های درون ذهنی افراد صورت پذیرد و دیگر هیچ اصل و تعریف واحدی وجود نداشته باشد که این باورهای مختلف حول آن نظام یابند. در این هنگام است که جامعه عرصه بروز نگرشها و کنشهای مختلف و متفاوت و حتی گاه متناقض گشته و انسجام و یگانگی نظام اجتماعی دست خوش چالش های جدی و مهمی می گردد.
اصل «حجاب» برای زنان که در جوامع اسلامی مطرح است از جمله همین ارزشها و عقایدی است که از دیرباز در جامعه ما وجود داشته و در دورههای مختلف تاریخی به صورتهای مختلفی بروز و ظهور کرده است.
بیان مسئله:
توجه به اخبار روزنامهها و صدا و سیما و همینطور مشاهدات معمولی و روزمره بیانگر این امر است که پوشش دختران و زنان ایرانی مخصوصاً در دهه های اخیر نسبت به آنچه که در نسخ دینی موجود است، دچار تحول و دگرگونی شده است؛ هم اکنون نیز این امر از حیث آنکه به عنوان یکه «مسئله» یاد میشود مورد توجه محافل گوناگونی واقع شده و سعی در چاره جویی برای آن می شود.
آنچه که در قرآن به عنوان مهمترین منبع دینی آورده شده صورتی کلی است که جزئیات آن توسط مفسرین، مراجع و صاحبنظران به گونههای نسبتاً متفاوتی عملیاتی و بیان گردیده است. اگرچه غالب این تعاریف بر حداقل پوشش (یعنی پوشیدگی همه بدن به جز چهره و دستها از مچ به پایین) اتفاق نظر دارند، اما به نظر میرسد در عمل این تعاریف کمتر در ظاهر افراد دیده میشود.
از آنجایی که دیدگاهها و نگرش افراد درباره موضوعات مقدمهای بر کنش آنها محسوب میگردد؛ لذا یافتن پاسخ این پرسش که افراد جامعه چه تعریفی از واژه «باحجاب» دارند میتواند گام موثری در این مسیر باشد.
حال سوالی که در این تحقیق بدان پرداخته خواهد شد این است که اولاً : «تعریف تحلیلی افراد تا چه میزان به تعریف اسمی واژه «با حجاب» نزدیک است؟
ثانیاً: «افراد در عمل تا چه میزان به تعریف اسمی واژه «باحجاب» نزدیک می شوند؟»
اهمیت مسئله:
قدر مسلم تفاوت تعاریف قراردادی و تحلیلی افراد از واژه «باحجاب» دو گونه مسئله رابرای ما متصور میسازد:
اول اینکه تعاریف دینی موجود از واژه «باحجاب» همگی قابل اجرا و مناسب بوده اما نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه، طی مراحل جامعهپذیری افراد به درستی نتوانسته این تعاریف را در میان افراد درونی سازد. و یا نظام هنجارساز جامعه دارای عملکرد ضعیفی بوده است به گونهای که سایر منابع هنجارساز (داخلی یا خارجی) دست به هنجارسازی و ارائه تعاریف جایگزین در این باره زدهاند.
دوم اینکه این تعاریف قراردادی و دینی آن طور که باید و شاید مطابق ضرورتها و نیازمندیهای زمان و مکان از متون دینی استخراج نشده و لذا افراد، خود، دست به تغییراتی در این تعاریف زدهاند تا آن را با شرایط روز خود منطبق سازند.
هریک از مفروضات بیان شده که درست باشد نیازمند بکارگیری تدابیر مناسب در جهت همسانسازی نظام کنش افراد و نظام هنجاری جامعه می باشد تا شاهد کاهش انسجام و یگانگی در جامعه نباشیم.
اهداف تحقیق:
هدف از انجام این تحقیق که با دو روش “اسنادی” و پیمایشی صورت می پذیرد یافتن پاسخهایی مناسب به سوالات تحقیق است. همچنین یافتن این پاسخها میتواند ما را در رسیدن، نگاهی واقع بینانه نسبت به بخشی از مسئله اجتماعی «بدحجابی» یاری دهد.
تعریف مفاهیم:
تعریف اسمی: تعریف اسمی تعریفی است که طی آن معنی یک واژه به وسیله صفات مشخصی به طور قراردادی تعیین گردد. (رفیع پور، کندوکاوها وپنداشتهها)
این تعاریف قراردادی است و به همین دلیل چیزی درباره واقعیت بیان نمی کند و لذا نه درست هستند و نه غلط.(همان)
تعریف تحلیلی: گاهی لازم است معانی واژههای مورد استفاده (مثلاً در یک پرسشنامه) را قبلاً بررسی کرده و معانی معمول آن واژهها را در گروه یا جامعه مورد نظر تعیین نمود. اینگونه بررسی و تعیین معانی را “همپل"، «تحلیل معنی» و اوپ ، «تعریف تحلیلی» می نامد و تفاوت آن با تعریف اسمی در این است که تحلیل معنی یا تعریف تحلیلی یک امر قراردادی نیست بلکه یک امر تحقیقی است. یعنی به صورت تجربی بررسی میشود که فلان واژه در بین افراد یک جامعه دارای چه معنی یا معانی است و لذا در تعریف تحلیلی برعکس تعریف اسمی درباره یک امر واقع (واقعیت) صحبت می شود. (همان)
تعریف اسمی واژه «با حجاب»: دکتر مطهری در کتاب حجاب خود پس از بررسی آیات و روایات و تفاسیر گوناگون به این تعریف می رسد: «برای زن پوشانیدن چهره و دستها تا مچ واجب نیست. حتی آشکار بودن آرایشهای عادی و معمولی که در این قسمتها وجود دارد نظیر سورمه و خضاب که معمولاً زن از آنها خالی نیست و پاک کردن آنها یک عمل فوقالعاده به شمار میرود نیز مانعی ندارد». پس «با حجاب» بودن یعنی مطابقت با این ویژگیها.
تعریف تحلیلی واژه «با حجاب» : این تعریف شامل آن تعریفی میشود که افراد جامعه آماری به صورت نظری آن را عنوان می کنند و همینطور در عمل آن را انجام میدهند.
فصل دوم
پیشینه تحقیق
در این فصل تلاش میشود تا حاصل تحقیقات انجام شده در رابطه با این موضوع که تاکنون انجام شده و نتایج آن قابل استفاده و رهگشا در انجام این تحقیق میباشد گردآوری و ارائه گردد:
پژوهشی در مجموعه WVS (پیمایش ارزشهای جهانی) توسط “منصور معدل” از دانشگاه میشیگان و «آزادارمکی» از دانشگاه تهران انجام شده است.
در این پیمایش با نمونههایی که از سه کشور «مصر» ، «ایران» و «اردن» گرفته شده است به باورهای دینی دینداری، هویت ملی و ایستارها نسبت به فرهنگ غرب، خانواده و روابط جنسیتی تحلیل و مقایسه شده است.
نتیجه اصلی که ایشان از تحقیق خود میگیرند این است که «ماهیت رژیم حاکم» یک عامل مهم برای اختلاف جهان بینی مردم این سه کشور است. بین این سه کشور حکومت ایران، «حکومت تئوکراسی» و «دین سالاری» است. حکومتهای مصر و اردن و خصوصاً حکومت مصر، سکولار است. به جهت اینکه این حکومتها در درجات متفاوتی از اقتدار طلبی هستند، گروههای مخالف بیانات فرهنگی خود را در واکنش به جهت گیریهای فرهنگی رژیمهایشان تنظیم می کنند. به همین علت در ایران جایی که جامعه تحت تسلط رژیم کاملاً دینی اداره شده است مردم کمتر دینی. کمتر ضد غرب، بیشتر سکولار و بیشتر هوادار ارزشهای مدرنیسم هستند تا مردم مصر و اردن که حکومتشان سکولار و به طور قطعی هوادار غرب است.
پژوهشگران مذکور معتقدند یافتههای تجربی آنها با پژوهشهای تاریخی موجود همخوانی دارد. شواهد تاریخی متعدد حاکی از آن است که جهتگیریها و خط مشیهای فرهنگی دولت نقش تعیینکنندهای در روند فرهنگی جامعه دارد.
ایشان موارد مختلفی را از تاریخ کشورهای اسلامی ذکر میکنند که در آنها مداخله فرهنگی حکومتهای سکولار با ایدئولوژی تهاجمی، سبب سیاسی شدن دین و شکلگیری بنیادگرایی اسلامی شده است.
تحقیق مورد بحث علاوه بر نتایجی در مورد اختلاف جهان بینی مردم این سه کشور اسلامی به نتایجی هم در مورد اختلاف جهان بینی مردم در هر یک از این سه کشور میرسد. در این مورد نتایج به دست آمده حاکی از آن است که عوامل تعیین کننده عبارتند از: تنوعی از صفات اجتماعی پاسخگو مانند پایگاه اجتماعی، اقتصادی، جنس و سن و تحصیلات؛ که سن و تحصیلات نشانههای خوبی برای راستای تغییر فرهنگی هستند.
در عین حال تحصیلات اثر قابل ملاحظهتری روی دیدگاههای فردی دارد. تأثیر متغیر سن و تحصیلات در این سه کشور یکسان نیست. در ایران پاسخگویان جوانتر و دارای تحصیلات بالاتر بیشتر ملیگرا بیشتر سکولار و کمتر دینی هستند. در مصر و اردن این اثرات (تأثیر سن و تحصیلات روی دین) قابل توجه و مشخص نیست. جالب است که در هر سه کشور سطح تحصیلات با اعتماد به مسجد و اعتماد به دولت رابطه معکوس دارد.
پژوهشگران با قدری احتیاط نتیجه میگیرند که معنی این رابطه منفی در ایران سکولاریسم بیشتر و دینداری کمتر است ولی در اردن و مصر تلاش دینی بیشتر را میفهماند.
خانواده، دانشگاه و جامعه پذیری دینی: (طالبان ۱۳۷۸)
محقق میخواهد به این سوال پاسخ دهد که آیا تأثیر تحصیلات تنها بر افراد تحصیل کرده است یا اینکه دامنه نفوذ آن به فرزندان آنها نیز کشیده خواهد شد؟
نتایج تجربی بیانگر آن است که دینداری فرزندان خانوادههای تحصیل کرده به نسبت دیگران از میزان ضعیفتری برخوردار است. ولی در هر صورت متوسط دینداری در جامعه ایران بالا و نزد این خانوارها هم بالاتر از متوسط مقیاس دینداری بوده است.
دانشگاه ، دین، سیاست : (رجبزاده، ۱۳۷۹ ۲۰۰-۱۸۳)
این پژوهش میکوشد به این سوال اساسی پاسخ گوید که باورها و ارزشهای دین در این روایات رسمی و سنتی آن تحت تأثیر فرهنگ دانشگاه چه سمت و سویی پیدا میکنند؟ و در جریان این چالش چه باورها و ارزشهایی به عنوان راه حل چالش مورد پذیرش افراد قرار میگیرد یا قابلیت پذیرش بیشتری مییابند؟
در باب دین ورزی در این تحقیق مولفههای گوناگونی مورد توجه قرار گرفته است که مهمترین آنها عبارتند از: «راه شناخت خدا» ، «جهان بینی»، «نگاه افراد به دین» (سنتی، تجربه درونی، مادی گرایانه، عقل گرایانه). «تلقی افراد از کارکرد معرفت شناختی دین»، «جایگاه روحانیت در دین» ، «مناسک گرایی» ، «تکثرگرایی»، «تفسیرپذیری سکولاریزاسیون».
ابعاد دین در این پژوهش براساس مولفههایی نوع بندی شده که در ارتباط با بحث ارزشها و باورهای علم قرار میگیرند. برخی از مهمترین یافتههای این پژوهش را به این شرح میتوان خلاصه کرد:
پاسخگویان به تعدد راههای شناخت معتقدند.
دانشجویانی که از پایگاه اجتماعی اقتصادی بالاتری برخوردارند نظر منفیتری نسبت به دین سنتی دارند.
گرایش به سوی مخالفت با نقش سنتی روحانیت و ملازمه آن با دین در دانشجویان مشهود است. و نوعی کاهش باور به مرجعیت روحانیت در شناخت دین وجود دارد.
قبول و موافقت با تکثرگرایی، گرایش کلی جمعیت است و روابط بین متغیرها حاکی از دخالت عوامل درون دانشگاهی و روابط ضعیف با عوامل فرا دانشگاهی است.
در خصوص مناسک گرایی در دین، همانند تلقی سنتی از دین و نگاه به مرجعیت روحانیت نوعی قطب بندی در سطح افراد دانشگاهی (اجتماعی) محسوس است. در این رابطه متغیرهای «پایگاه اقتصادی- اجتماعی» افراد «سطح توسعه یافتگی» منطقه زندگی افراد نقش اساسی دارند. (همان ۲۰۳-۹۲)
فعالیتهای مذهبی:
در تحقیقاتی که در ذیل عنوان کلی فوق و یا به عنوان جزیی از یک مفهوم کلیتر در سالهای اخیر صورت پذیرفته نکته مهمی مشاهده میشود، در مورد عرصه مناسکی دین به خصوص مناسکی که بخش زیادی از آن جنبه جمعی دارد و با تعامل و پیوند با دیگران همراه است، تعاملات و پیوندهایی که در خلال آن اجتماع دینی تداوم مییابد با این واقعیت جدید در جامعه ایران مواجه میشویم که نوعی تحول از سمت دین و مناسک جمعی به سوی فردگرایی در دین مشهود است.
محقق پیش بینی میکند با رشد تجدد و افزایش سطح توسعه یافتگی عرصه دین فردی در بخشهایی از جامعه گسترش بیشتری یابد که با توجه به گسترش مولفه اصلی آن یعنی تحصیلات در سالهای آتی انتظار توسعه بیشتر آن میرود. (رجبزاده، ۱۳۸۰)
در تحقیق دیگری که باعنوان «بررسی عوامل موثر بر رعایت حجاب دانشآموزان دختر دبیرستانی یزد» انجام شده است؛ کم بودن تعداد افراد خانواده، تربیت و تولد فرزندان در خانواده عامل موثر بر رعایت حجاب نیستند. سن والدین و سطح تحصیلات پدران تأثیری در رعایت حجاب ندارد هرچند که سطح تحصیلات مادران موثر است. مادران خانهدار و بازنشسته دارای فرزندانی با رعایت حجاب میباشند و مادران شاغل در زمینه حفظ حجاب فرزندانشان موفقیت کمتری دارند:
بر اساس اطلاعات به دست آمده از جدول (۸-۴) مجموع فراوانی واحدهای تحلیل شده مربوط به اخلاق زیست محیطی در کتب درسی مذکور ۱۱ فراوانی است که به طور متوسط در هر کتاب ۵٫۵ مصداق میباشد.که با نتایج پژوهش پارسا،بیات و احمدی(۱۳۹۱) همخوانی دارد. نتیجه حاصل از بررسی این سؤال به تفکیک کتب درسی به شرح زیر است:
-
- در کتاب تعلیمات اجتماعی پایه پنجم ۱٫۰۴ درصد از جملهها حاوی مطالبی است که در آن به اخلاق زیست محیطی پرداخته شده است. از این میزان، حفظ و گسترش محیط زیست و تفکر در آیات الهی ۰٫۵۲درصد تاکید را به خود اختصاص داده اند.و خرده مقیاسهای ایجاد امنیت در گستره گیاهی ،حیوانی و انسانی و استفاده مناسب و متعادل از نعمت ها در این کتاب حتی یک فراوانی را به خود اختصاص ندادهاند.
-
- در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی ۳٫۸۲درصد از جملهها حاوی مطالبی است که در آن به اخلاق زیست محیطی پرداخته شده است . از این میزان، تفکر در آیات الهی ۱٫۲۸درصد بیشترین تاکید ایجاد امنیت در گستره گیاهی ،حیوانی و انسانی و استفاده مناسب و متعادل از نعمت ها با ۰٫۴۲ درصد، کمترین تاکید را به خود اختصاص داده اند و خرده مقیاسحفظ و گسترش محیط زیست ۱٫۷ درصد تاکید را به خود اختصاص دادهاست .
بحث و نتیجهگیری
نتایج این پژوهش نشان میدهد که در هر صفحه از کتب درسی اجتماعی پایه پنجم وششم ابتدایی، به طور متوسط ۴٫۱۱ مصداق از حوزه های اخلاق آمده است. یافتههای این پژوهش با نتایج پژوهشهای همامی و یونسی(۱۳۹۰)، حسینی سارانی(۱۳۹۰)، ساکر (۲۰۱۴) و فورمن (۲۰۰۴) همخوان است. زیرا نتایج پژوهش همامی و یونسی(۱۳۹۰) نشان داد که تاکید بر اصل توحید محوری در اخلاق و پایبندی بر روش رفع رذائل اخلاقی و نه دفع آن تمامی امور فردی و اجتماعی انسان را در طول یکدیگر برای رسیدن به یک هدف مشترک که توحید باشدرا در بر می گیرد . ﻧﺘﺎﻳﺞ پژوهش حسینی سارانی(۱۳۹۰) ﻧﺸﺎﻥ داد ﮐﻪ در کتب اجتماعی دوره اول متوسطه(راهنمایی) در مجموع محتوای کتب درسی به میزان ۱۲/۱۳ درصد به اخلاق توجه شده است. نتایج پژوهش ساکر (۲۰۱۴) نشان داد که در مدارس ابتدایی باید آموزش اخلاق را بر راستای حرکت اخلاق در خانواده و جامعه هم سو کرد. و نیز نتایج پژوهش فورمن (۲۰۰۴) نشان داد که مرکز اصلی آموزش اخلاق اجتماعی به کودکان مدرسه می باشد.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که در بین حوزه های (انواع) اخلاق ، اخلاق فردی در این کتب بیشترین تاکید را به خود اختصاص داده است. طبق اطلاعات به دست آمده به طور متوسط ۱۲٫۳۵ درصد از محتوای این کتابها حاوی مطالبی است که در آنها بر این حوزه پرداخته شده است. پس از اخلاق فردی به اخلاق اجتماعی با ۹٫۶۲ درصد ، اخلاق زیست محیطی با ۲٫۴۴ درصد ، اخلاق الهی ۱٫۹۹ درصد تاکید شده است. و بر اخلاق خانوادگی هیچ تاکیدی صورت نگرفته است. خداوند متعال در قرآن کریم مهر و محبت را از آثار قدرت و نعمتهای بزرگ برشمرده و میفرماید: «یکی از نشانههای خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا با آنان انس بگیرید و در میانتان محبت و مهربانی برقرار کرد و هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانهها و عبرتهایی وجود دارد». (روم/ ۲۱).در منابع دینی، رعایت احترام در حق افراد خانواده جزو حقوق آنها شمرده شده است (مجلسی ،۱۳۶۳ ،ج۷۱:۴) . صبر، راستگویی، تکریم، احترام متقابل، مدارا با یکدیگر، دلسوزی و مهربانی و مثبتاندیشی و خوشبینی، از مهمترین آموزهها و رفتارهای اخلاقی هستند که بر کارآمدی خانواده تأثیر مستقیم دارند ( رشیدپور،۱۳۴۰ ) . به نظر میرسد لازم است که در تدوین محتوای این کتب به اخلاق خانوادگی و الهی توجه بیشتری صورت گیرد.
در این زمینه کتاب تعلیمات اجتماعی پایه پنجم ابتدایی با ۲۹٫۸۴ درصد تاکید، بر حوزه های اخلاق به خود اختصاص داده است، این کتاب به طور میانگین ۳٫۵۶ مصداق در هر صفحه بر حوزه های اخلاق تاکید دارد . که این مقدار ۰٫۵۵ مصداق کمتر از میانگین مجموع هر دو کتاب درسی است و از این نظر نسبت به کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم سهم کمتری را به خود اختصاص داده است. در این کتاب به اخلاق اجتماعی نسبت به سایر حوزه های اخلاق توجه بیشتری شده است و پس از آن اخلاق فردی در جایگاه دوم قرار دارد ، در این کتاب به اخلاق زیست محیطی کمتر توجه شده و بر اخلاق خانوادگی تاکیدی صورت نگرفته است .
در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی ۲۲٫۹۸ درصد به حوزه های اخلاق توجه شده است. در این کتاب به طور متوسط ۴٫۹ مصداق در هر صفحه به حوزه های اخلاق پرداخته شده است که ۰٫۸ مصداق بیشتر از میانگین هر دو کتاب است. در این کتاب به اخلاق فردی نسبت به سایر حوزه های اخلاق توجه بیشتری شده است و پس از آن اخلاق اجتماعی در جایگاه دوم قرار دارد.در این کتاب به اخلاق الهی توجه کمتری شده است و مانند کتاب تعلیمات اجتماعی پنجم بر اخلاق خانوادگی تاکیدی صورت نگرفته است ، بنابراین با توجه به اهمیت مقولهی اخلاق خانوادگی که پیش از این ذکر شد، ﻟﺰﻭﻡ ﺑﺎﺯﻧﮕﺮﻱ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺍﺻﻼﺣﺎﺗﻲ ﺩﺭﺧﺼﻮﺹ محتوای اخلاقی این کتاب، مخصوصا در مورد سه حوزه اخلاق خانوادگی ،الهی و زیست محیطی ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲﺷﻮﺩ.
با توجه به همه این اوصاف نتیجه این پژوهش تاییدکننده این ایده است که در این کتابها گرچه در زمینه توجه به اخلاق نقصهایی همچون عدم توجه به اخلاق اجتماعی و توجه کم به اخلاق الهی و زیست محیطی و تمرکز بر دو حوزه اخلاق اجتماعی و فردی شده است، ولی برنامه ریزان و مولفین کتب درسی کتب اجتماعی ابتدایی با توجه به پژوهشهای انجام شده در زمینه توجه به اخلاق، تاکید قابل ملاحظهای بر این جنبه از تربیت دارند.
پیشنهاداها
پیشنهاداهای کاربردی
با توجه به تاکید کمی که در کتب اجتماعی پایه پنجم وششم ابتدایی به اخلاق خانوادگی شده است، به مؤلفین این کتابها پیشنهاد میشود که در تنظیم محتوای آنها، به این حوزه تاکید بیشتری داشته باشند.
به مولفین کتاب تعلیمات اجتماعی پایه پنجم ابتدایی پیشنهاد می شود که در تدوین نسخه جدید این کتاب بر اخلاق زیست محیطی تاکید بیشتری داشته باشند.
به مولفین کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی پیشنهاد می شود که در تدوین نسخه جدید این کتاب بر اخلاق الهی تاکید بیشتری داشته باشند.
پیشنهادات پژوهشی
پیشنهاد میگردد پژوهشی با عنوان «بررسی میزان توجه به حوزه های اخلاق در دوره متوسطه اول (یا دوره متوسطهی دوم)»، انجام گیرد.
پیشنهاد می شود پژوهشی با عنوان «بررسی میزان توجه حوزه های اخلاق در محتوای کتب درسی از منظر معلمان»، صورت گیرد.
پیشنهاد می شود پژوهشی با عنوان «بررسی میزان توجه به حوزه های اخلاق در فعالیتهای فوق برنامه مدارس»، انجام گیرد.
پیشنهاد می شود پژوهشی انجام شود که در آن جایگاه اخلاق در برنامهی درسی کنونی کشورمان را با کشورهای دیگر مقایسه کند.
محدودیتهای پژوهش
پژوهش حاضر دارای محدودیتها و موانعی بوده است که با بهره گرفتن از تمهیدات لازم و استفاده از نتایج سایر تحقیقات سعی در رفع آنها گردیده است. از مهمترین محدودیتهای پژوهش حاضر میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
محدودیتهای در کنترل پژوهشگر
محدود کردن این پژوهش به کتب اجتماعی .
محدود کردن این پژوهش به پایه پنجم وششم.
عدم بررسی نظرات متخصصین و مؤلفین کتب درسی در تهیه چک لیست یا پرسشنامه معکوس.
پژوهش حاضر تنها به تحلیل محتوای کتب اجتماعی پایه پنجم وششم پرداخته است، لذا در تعمیم نتایج آن به دورهی ابتدایی و یا کل برنامهدرسی پایه پنجم وششم ابتدایی، باید جانب احتیاط را رعایت کرد.
محدودیتهای خارج از کنترل پژوهشگر
ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻣﺸﺎﺑﻪ که به روش تحلیل محتوا انجام شده باشد.
دسترسی مشکل به پژوهش های انگلیسی مرتبط با موضوع.
ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻳﮏ ﭼﮏ ﻟﻴﺴﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻭ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ حوزه های اخلاق
محدودیت زمان انجام پژوهش
منابع فارسی
قرآن کریم.
آزاد ،حجت اله(۱۳۸۹)اخلاق اجتماعی،تهران ،نشریه فرهنگ کوثر،ش۸۳٫
ا لهی، بهران (۱۳۷۶) «مبانی معنویت فطری»، مترجمین: ملیکا مابرن و فرزاد یمینی،تهران:علوم نوین.
ابن مسکویه ، احمدبن محمد (۱۳۷۵) تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق ، تهران ، موسسه تحقیقات و :معارف اهل البیت (ع)
اتکینسون، آر. اف(۱۳۶۹)، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوی نیا، تهران: ترجمه و نشر کتابف.
احمدی ، علی اصغر و فراهانی ، محمد تقی (۱۳۸۷)روان شناسی عمومی،تهران:دانشگاه.
احمدیپور، مهدی و همکاران( ۱۳۸۵)، شناخت اخلاق اسلامی، تهران:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
ارفع، کاظم(۱۳۶۸)، شرح دعای مکارم اخلاقتهران: فیض کاشانی.
اشنایدر، سوزان سی واژن سوئی بارسو (۱۳۷۹)، مدیریت در پهنه فرهنگ ها ترجمه، محمد اعرابی و داود ،تهران:بیتا.
امید، مسعود،(۱۳۸۱) درآمدی بر فلسفه اخلاق از دیدگاه متفکران مسلمان معاصر ایرانی، تبریز:دانشگاه.
امینی ، ابراهیم(۱۳۸۴)، اسلام و تعلیم تربیت، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
بارنارد، چستر (۱۳۶۸) وظیفه های مدیران، ترجمه، محمدعلی طوسی، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی.
باقری، خسرو(۱۳۷۷)، مبانی شیوههای تربیت اخلاقی، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
بروشور
وسایل سمعی و بصری
علائم و نشانه (Symbols and logos )
فروشندگی
مذاکرات فروش
شرکت در نمایشگاه
گزارش سالانه
نشریه داخلی
ارتباط با رسانه های گروهی
سخنرانی
وقایع ویژه
همیاری به سازمان های عام المنفعه
مدیریت بحران
نفوذ در قوه مقننه و مقامات دولتی
نمونه کالا
تخفیف پیش از خرید (coupon )
تخفیف بعد از خرید یا پس دادن بخشی از پول (Rebates or cash refound offeres )
تخفیف(خط زدن قیمت واقعی و نوشتن قیمت جدید)
کالاهای مجانی یا خیلی ارزان (Premium )
هدایای تبلیغاتی
پاداش به مشتریان وفادار(Patronage rewards )
نمایش های خاص کالا در محل فروش
مسابقه، قرعه کشی و بازی
شرکت در نمایشگاه
کاتالوگ
پست
تله مارکتینگ
خرید الکترونیکی
خرید تلویزیونی
فکس
پست الکترونیکی
پست صوتی
شکل شماره (۳-۲) ابزار تبلیغات و ارتباطات بازاریابی (منبع: اسماعیل پور، ۱۳۸۴)
بازاریابی خدمات :
بازاریابی توریستی در حیطه بازاریابی خدمات است. به این دلیل که هدف گردشگر و توریست از سفر به نقاط گوناگون صرفاً خرید کالا یا محصولات فیزیکی و قابل لمس نیست. بلکه بیشترین هدف او از این مسافرت بهره مندی از جاذبه هایی است که در این «مقاصد»[۷] نهفته است. جاذبه معنوی حاصل از زیارت کعبه، طبیعت بکر و پاکی که در طلب گام برداشتن در آن ، سودای سفر در سر گردشگر جای می گیرد، بقایای تمدنی کهن که گشت و گذار در آن کنجکاوی را ارضا می کند، سواحل زیبایی که صدای امواج آن به روان مسافران آرامش می بخشد، استفاده از آب های گرم معدنی با خواص درمانی که روح و جسم آدمی را تسکین می بخشد و نشاط و شادی منشأ گرفته از مشارکت جمعی در رویداد گردشگری، عناصری هستند که مردمان را به سفر به مقاصد مختلف جذب می کنند. از طرف دیگر هر چه مسافران به عنوان متقاضیان بهره مندی از محصولات مقاصد، علاقمند و مشتاق هستند ، مقاصد نیز می کوشند، با احداث راه های دسترسی مناسب ، تامین امکانات اقامتی، غذا و امنیت ، تربیت راهنمایان در این راستا، که همه این فعالیت ها به نوعی در حیطه خدمات است، موجب افزایش مسافر و گردشگر و رونق روز افزون صنعت توریسم در منطقه شان باشند.
طبیعت و ویژگی های خدمت :
یک خدمت فعالیت یا عملکردی است که یک طرف به طرف دیگر عرضه می کند و اساساً غیرقابل لمس است و موجب ایجاد مالکیت در چیزی نمی شود. تولید خدمت می تواند در ارتباط با کالای فیزیکی باشد یا نباشد. فعالیت هایی نظیر کرایه اتاقی در یک هتل، پس انداز پول در بانک، مسافرت با یک هواپیما، اصلاح مو، تعمیر ماشین، تماشای مسابقه ورزشی، دیدن فیلم، خشک شویی کردن لباس، مشاوره با یک حقوقدان، تماماً موید یک خدمت هستند.
یک شرکت باید در هنگام طراحی برنامه های بازاریابی، چهارویژگی خدمات را در نظر بگیرد:
غیرقابل لمس بودن، تفکیک ناپذیری ، متغیر بودن و قابلیت اتلاف، در زیر به هر کدام از این ویژگیها خواهیم پرداخت.
غیرقابل لمس بودن (Intangibility ) :
غیرقابل لمس بودن خدمات بدین معنی است که خدمات را قبل از اینکه خریده شوند نمی توان دید، چشید، احساس کرد، شنید یا بوئید. برای مثال افرادی که در زیر عمل جراحی پلاستیک قرار می گیرند نتیجه را قبل از خرید نمی توانند ببینند، یا مسافرین هواپیما هیچ چیز در دست ندارند جز یک بلیط و قول اینکه صحیح و سالم به مقصد می رسند.
برای کاهش این عدم اطمینان، خریداران به دنبال نشانه های کیفیت خدمات می گردند. آنها کیفیت را از مکان ، فرد، تجهیزات، وسایل ارتباطی و قیمت که آنها را می توانند ببینند استنباط می کنند. بنابراین وظیفه ارائه کننده سرویس است که با روش هایی سرویس را قابل لمس گرداند. در حالی که بازاریابان کالا تلاش می کنند که غیرقابل لمس ها را به کالاهای قابل لمس خود اضافه کنند، بازاریابان خدمت سعی در اضافه کردن نشانه های قابل لمس به خدمات غیرقابل لمس خود دارند.
تفکیک ناپذیری (Inseparability ) :
کالاهای فیزیکی ابتدا تولید شده، سپس انبار گشته، به فروش می رسند و سرانجام مصرف می گردند. در مقابل، خدمات ابتدا به فروش رسیده ، سپس ارائه می شوند و در همان زمان هم مصرف می گردند. تفکیک ناپذیری خدمات بدین معنی است که خدمات نمی توانند از افراد و یا ابزارهای ارائه کننده آنها جدا باشند. اگر یک شخص خدمتی را ارائه دهد، خود آن شخص جزئی از آن خدمت به شمار می رود. از آن جا که خریدار هم در خدمت ارائه شده حضور دارد، روابط متقابل ارائه کننده و خریدار خدمت هم صورت به خصوصی از خدماتی است که در داد و ستد ارائه می شوند. ارائه دهنده و خریدار هر دو در نتیجه خدمت تاثیرگذار هستند.
در مورد تفریح (نمایش، سرگرمی) و خدمات تخصصی، خریداران توجه زیادی به شخصی که ارائه دهنده خدمت است دارند. به عنوان مثال اگر خواننده ای مریض شود و به جای او خواننده دیگری کنسرت او را اجرا کند، کار مشابهی انجام نمی شود. یا دفاع حقوقی که توسط یک وکیل انجام می شود با دفاعی که توسط وکیل دیگر انجام می شود تفاوت دارد. هنگامی که خریداران ، یک ارائه دهنده خدمت را به دیگری ترجیج دهند از قیمت برای جیره بندی وقت محدود ارائه دهنده خدمت استفاده می شود. از این رو به یک وکیل سرشناس بیشتر از وکلایی که از ناموری و شهرت کمتری برخوردار هستند حق الزحمه پیشنهاد می شود.
به علت غیرقابل تفکیک بودن خدمات از ارائه دهندگان شان، وقت محدود ارائه دهنده خدمت، اغلب میزان و مقدار خدمتی را که از جانب خریدار می تواند پیشنهاد شود تحت تاثیر قرار می دهد. استراتژی های مختلفی برای رهایی از مشکل محدودیت وقت ارائه دهنده خدمت یافت می شوند. اول اینکه ارائه دهنده خدمت می تواند کار با یک گروه بزرگتر را بیاموزد. به عنوان مثال، برخی از روان کاوها از درمان فردی بیماران خود به درمان گروهی آنها تا گروه های ۳۰۰ نفری که در تالار و هتل ها ویزیت می شوند رو می آورند.
دوم این که ارائه دهندگان خدمت می توانند کارکردن سریع را بیاموزند. روان کاوها می توانند فقط ۳۰ دقیقه را صرف یک بیمار کنند و بدین ترتیب بیماران بیشتری را ببینند و سرانجام سازمان یا تشکیلات خدماتی می توانند ارائه دهندگان خدمت بیشتری را تعلیم دهند.
-
-
- روایی تحقیق (کیفی)[۲۷۴]
-
در تحقیقات کیفی، روایی نسبت به تحقیقات کمی، برجستهتر[۲۷۵] است. ماکسول(۱۹۹۶)، اظهار میدارد که این برجستگی به دلیل توصیف[۲۷۶]، توضیح[۲۷۷] و تفسیر[۲۷۸] تحقیق است. سه نوع روائی در این تحقیقات مطرح هستند. روائی درونی[۲۷۹]قابلیت تعمیم[۲۸۰] و ارتباط [۲۸۱](دایمون و هالوی، ۲۰۰۲: ۹۰). لینکن[۲۸۲] و گوبا(۱۹۸۵) نیز چهار معیار زیر را برای پژوهش کیفی(طبیعت گرایانه) برشمردهاند. جالب این است که آنها معیارهایشان را با چهار معیار پژوهش کمّی متعارف(روایی درونی و بیرونی، اعتبار و عینیت) جفت کرده و پیوند دادهاند(جدول شمارهی ۳-۲).
۱۸جدول ۳-۲٫ تناظر معیارهای ارزیابی پژوهش کمّی و پژوهش کیفی
پژوهش کمی
پژوهش کیفی
شیوههای اطمینان از کیفیت
روایی درونی
قابل قبول بودن
چک کردن اعضا، درگیر شدن طولانی مدت در میدان، چند جانبهنگری دادهها
روایی بیرونی
انتقال پذیری
وصف مفصل محیط و شرکتکنندگان
اعتبار
قابلیت اطمینان
بازرسی، مستندسازی پژوهشگر در خصوص دادهها، روشها و تصمیمات، چندجانبهنگری پژوهشگر
عینیت
تأیید پذیری
بازرسی و انعکاسی بودن
منبع: اقتباس از بالینگر، ۲۰۰۶
روایی درونی از طریق ارائه نتایج به دست آمده به آزمون شوندگان(مشارکتکنندگان در تحقیق)، انجام میگیرد. اگر آنها نیز یافتهها را مورد تایید قرار دهند، میتوان نسبت به روائی تحقیق بیشتر مطمئن گردید. در این تحقیق، ارائه بازخورد به آزمون شوندگان و قراردادن آنها در مسیر تحقیق بطوری که بر نحوه پاسخگوئی آنها تاثیر نگذارد به منظور افزایش روائی داخلی اقدام گردید. ضمنا پس از انجام هر مصاحبه الگوی بدست آمده تا آن مرحله ارائه می شد و در صورتی که مصاحبه شوند نکاتی را نسبت به الگو داشت مورد بحث قرار می داد. این کار پس از انجام مصاحبه انجام می شد تا مصاحبه خالی از هر گونه پیش فرض و جهت گیری انجام شود.
- انتقالپذیری[۲۸۳]: انتقال پذیری جایگزین مفهوم روایی بیرونی است. به جای هدفگیری برای نمونهگیری تصادفی و استدلالی احتمالی، پژوهشگران کیفی به ارائه یک تصویر مفصل از زمینهای که پژوهش در آن انجام شده است، ترغیب میشوند. در اینجا هدف، دادن اطلاعات کافی به خواننده است برای قضاوت دربارهی کاربردپذیری یافتهها در محیطهای دیگر. این تحقیق در سازمانهای نظارتی کشور انجام شده است، اما با توجه به اینکه تعداد معتنابهی از مصاحبه شوندگان دارای تجربیات مفید در سازمان های دیگر نیز داشتند، احتمال انتقال مفاهیم به سایر سازمان ها را افزایش داده است. برای همین منظور جایگاه سازمانی و تخصص هر یک از مصاحبه شوندگان نیز در جدول ۳-۳ آورده شده است.
- قابلیت اطمینان[۲۸۴]: این مفهوم جایگزین ایدهی اعتبار است و پژوهشگران را ترغیب میکند بازبینی را ممکن کنند(مستندسازی دادهها، روشها و تصمیمات مربوط به پژوهش) که این میتواند امکان موشکافی و رسیدگی سایر پژوهشگران را ممکن کند. در این تحقیق به منظور سهولت ممیزی و بازبینی، کلیه مصاحبه ها ضبط شده و نکات کلیدی آنها استخراج گردیده است. برای سهولت پیگیری، بین نکات کلیدی، کدهای باز و مقوله ها از نشانگرهای عطف و ربط استفاده شده است.
- تأیید پذیری[۲۸۵]: تأییدپذیری جایگزین مفهوم عینیت است و به رسیدگی و بازرسی به عنوان ابزاری برای اثبات کیفیت استناد میکند؛ برای مثال پژوهشگر میتواند یک تحلیل انعکاسی خودانتقادی را از روششناسی به کار رفته در پژوهش فراهم آورد. تکنیکهایی مانند چندجانبهنگری(برای دادهها، پژوهشگر و زمینه) نیز میتوانند ابزار مفیدی برای تأییدپذیری باشند. همانگونه که قبلا نیز گفته شد، در این پژوهش، علاوه بر داده های کیفی از مراجعه به داده های کمی نیز استفاده شده است.