ولیدی ، محمدصالح ، بررسی و تبیین ماهیت حقوقی اشتباه قاضی در تشخیص موضوع یا در تطبیق حکم در قانون مجازات اسلامی ، مجله دیدگاه های حقوقی ، ش ۱ ، بهار ۱۳۷۵
- ارسطاطالیس، اخلاق نیکو ماخوس، ص ۱۱۸ به نقل از محمدرضا ظفر ، مبانی عدالت جزایی در حقوق اسلامی، تهران، امیر کبیر ، ج ۱ ، ۱۳۷۷ ، ص ۹۱. ↑
-رستمی، ولی، اجرای احکام مدنی علیه اشخاص حقوقی حقوق عمومی، موانع و راهکارها، فصلنامه حقوق، دوره۴۰، شماره۲،تابستان۱۳۸۹،ص ۱۶۴. ↑
-جمعی از نویسندگان، زیر نظر محمود فتحعلی، درآمدی بر نظام ارزشی و سیاسی اسلام، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۴، ص ۸۸. ↑
-سلطانی، هدایت ا..، مسئولیت مدنی؛ خسارت معنوی، تهران، نورالثقلین، ج اول ۱۳۸۰،ص ۳۱. ↑
-عمیدزنجانی، عباسعلی، آیات الاحکام، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات علوم اسلامی، ۱۳۸۱، ص۷۵. ↑
-کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، الزام های خارج از قرارداد، ضمان قهری، انتشارات دانشگاه تهران،۱۳۸۲،ص۲۴۴. ↑
-کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، وقایع حقوقی، نشر شرکت سهامی انتشار، چ۱۴، ۱۳۸۷، ص۲۴۴. ↑
-پیرآنژل، رساله تعهدات در حقوق سویس، نوشاتل، ش۱۰۹، ۱۹۷۳، ص۳۲۳. ↑
-کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص۲۴۵. ↑
-مازو و شاباس، دروس حقوقی مدنی، تعهدات، چاپ هشتم، ۱۹۹۱، ش۴۰۹. ↑
- قاسم زاده، سیدمرتضی، الزام ها و مسئولیت مبانی بدون قرارداد، نشر میزان، چاپ یک، ۱۳۸۶، ص ۱۶۱. ↑
- فَمَنِ اعتَدی عَلَیکُم فَاعتدوا علیه بِمثل مَا اعتَدی علیکم (آیه۱۹۴ سوره البقره)، فاضل مقداد، کنزالعرفان فی فقه القرآن، قم، نوید اسلام، ج۲، ۱۳۸۴، ص ۸۴. ↑
-ماده ۱۰ قانون مسئولیت مدنی. ↑
-عمید، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۷،ص۹۵۰. ↑
-کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، وقایع حقوقی، شرکت سهامی انتشار، چ۱۴، ۱۳۸۷،ص۱۳. ↑
-قاسم زاده، سیدمرتضی، الزام و مسئولیت مدنی بدون قرارداد، نشر میزان، چ۱، ۱۳۸۶، ص۲۰. ↑
-کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص۱۳۷. ↑
-جمعی از مولفین، دایره المعارف تشیع، نشر یاوران،چاپ اول، ج۳، ۱۳۷۱، ص۵۵۷. ↑
-السعید الخوری، اقرب الموارد ، ایران، انتشارات دارالاسوه، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۲۱۶. ↑
-دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، نشر دانشگاه تهران، چ۲، ج۴، ص۱۴۴. ↑
-نوری، حسین، بیت المال در نهج البلاغه، تهران، نشر بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۶۳ هـ.ش، ص۱. ↑
-قلعجی، محمد، معجم اللغه الفقها، عربستان، انتشارات دارالنفساء، چاپ دوم، ۱۴۰۸، ص۱۱۲. ↑
-جمعی از مولفین، پیشین، ص۵۵۷. ↑
-جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، چ۱۴، ۱۳۸۳، ص ۳۱۹. ↑
-اشتهاری، محمد، بیت المال در اسلام، قم، کانون انتشارات ناصر، ۱۳۵۷، ص ۱۰. ↑
- شاکر الدجیلی، خوله، بیت المال پیدایش و تحولات، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، انتشارات آستان قدس، چ۱، ۱۳۷۹، ص۳۴ و۳۵. ↑
-همان، ص ۳۹. ↑
-خانی، محمد، مبانی فقهی و حقوقی پرداخت دیه از بیت المال، پایان نامه کارشناسی ارشد، مدرسه عالی شهید مطهری، ۸۹-۱۳۸۸، ص۲۰. ↑
-دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم از دوره جدید، ج۹، ۱۳۷۷، ص ۲-۱۴۱۸۳. ↑
-نوربها، رضا، زمینه حقوق جزای عمومی، نشر داد آفرین، ۱۳۸۱، ص ۳۷۱. ↑
-صفایی، حسین، قاسم زاده، مرتضی، حقوق مدنی اشخاص و محجورین، تهران، سمت، ۱۳۸۴، ص ۱۴۶. ↑
-شامبیاتی، هوشنگ، حقوق جزای عمومی، انتشارات مجد، چاپ یازدهم، ج۲، ص۱۵۶. ↑
-صانعی، پرویز، حقوق جزای عمومی، تهران، گنج دانش، چاپ پنجم، ج۲، ۱۳۷۲، ص۲۱. ↑
-قانون تجارت ماده ۵۸۸: «شخص حقوقی می تواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است مگر حقوق و تکالیفی که بالطبیعه فقط انسان می تواند دارای آن باشد مانند حقوق و وظایف ابوت و بنوت و امثال ذلک». ↑
-سلیمان الفاروقی، حارث، المعجم القانونی، بیروت، مکتبه لبنان، سوم، ۱۹۹۱، ص ۷۳۳. ↑
-دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، دوم،ج۱۱ و ۱۳، ۱۳۷۷، ش ۲۰۳۳۵. ↑
-جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۳، ص۶۲۱. ↑
-لپز، ژرار و فیلیزولا، ژینا، بزه دیده و بزه دیده شناسی، ترجمه روح ا… کرد علیوند و احمد محمدی، انتشارات مجد، ۱۳۷۹، ص۹۶. ↑
-حاجی ده آبادی، احمد، از جبران خسارت بزه دیده توسط بزهکار تا جبزان خسارت توسط دولت، مجله فقه و حقوق، ش۹، تابستان ۱۳۸۵، ص۲۱. ↑
-احمدی، ذکرا…، نهاد عاقله در حقوق کیفری اسلام، نشر میزان، چ۱، ۱۳۸۱، صص ۱۴ و ۱۵. ↑
-ابوالقاسم محقق حلی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ترجمه ابوالقاسم ابن احمد یزدی، انتشارات دانشگاه تهران، چ۳، ۱۳۶۶، کتاب دیات، ص ۲۰۶. ↑
-زین الدین بن علی الجعبی العاملی (شهیدثانی)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، تصحیح محمد کلانتر، چ۱، قم، انتشارات داوری، ج۱، ۱۴۱۰ق، ص ۳۰۷. ↑
-همان، ص۳۰۷. ↑
مدیریت ارتباط با مشتری: در این پژوهش مدیریت ارتباط با مشتری توسط آیتمهای زیر مورد ارزیابی قرار میگیرد:
عملکرد خدمات اینترنتی
عملکرد حمایت ازمشتری
عملکرد حمایت از بازاریابی
عملکرد خدمات اینترنتی به وسیله سوالات ۱ تا ۵ ، عملکرد حمایت ازمشتری به وسیله سوالات ۶ تا ۱۰ و عملکرد حمایت از بازاریابی به وسیله سوالات ۱۱ تا ۱۴ پرسشنامه اندازهگیری می شوند.
بازاریابی رابطهمند: در این تحقیق بازاریابی رابطهمند توسط آیتمهای زیر مورد ارزیابی قرار میگیرد:
سودمندی
مبادلات مورد انتظار آتی
مشروعیت
روابط متقابل
این چهار آیتم به وسیله سوالات ۱۵ تا ۲۸ پرسشنامه اندازهگیری می شوند.
عملکرد کسب و کار: در این پژوهش عملکرد کسب و کار توسط آیتمهای زیر مورد ارزیابی قرار میگیرد:
مالی
مشتری
فرایند داخلی
رشد و یادگیری
جنبه مالی عملکرد کسب و کار به وسیله سوالات ۲۹ تا ۳۳ ، جنبه مشتری عملکرد کسب و کار به وسیله سوالات ۳۴ تا ۳۷ ، جنبه فرایند داخلی عملکرد کسب و کار به وسیله سوالات ۳۸ تا ۴۱ و جنبه رشد و یادگیری عملکرد کسب و کار به وسیله سوالات ۴۲ تا ۴۵ پرسشنامه اندازهگیری می شوند.
قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی: این تحقیق از لحاظ موضوعی در حوزه مطالعات مدیریت ارتباط با مشتری و تحقیقات بازاریابی قرار دارد. و از آنجا که استراتژیهای مشتری مدارانه در بازاریابی اهمیت روزافزون پیدا کرده جزو تحقیقات استراتژیک و راهبردی محسوب میشود.
قلمرو مکانی: حوزه مکانی این پژوهش، هتلهای شهر تهران است.
قلمرو زمانی: بازه زمانی این تحقیق با لحاظ نمودن فرایند گردآوری اطلاعات، از اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ تا پایان آذرماه همان سال می باشد.
خلاصه فصل
در این فصل، در ابتدا به بیان مسئله و اهمیت و ضرورت انجام تحقیق پرداخته شد. سپس با توجه به چارچوب نظری، مدل ارائه و پرسش اصلی تحقیق و فرضیات مربوط بیان شد و متغیرهای مدل تعریف گردید و در نهایت، قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی تحقیق در جامعه آماری پژوهش، مشخص شد
فصل دوم :
پیشینه و مبانی نظری
مقدمه
این فصل مشتمل بر چهار بخش است.
در بخش اول به بحث پیرامون مباحث و مبانی نظری مدیریت ارتباط با مشتری پرداخته شده است. در قسمت دوم این فصل، در خصوص بازاریابی رابطه مند بحث شده است. بخش سوم با بیان کلیاتی، به مفاهیم مرتبط با هتل ها پرداخته شده است و در آخرین بخش نیز پیشینههای مرتبط با پژوهش به همراه خلاصهای از نتایج آنها ارائه گردیده است.
۲-۱- بخش اول : مدیریت ارتباط با مشتری
اصطلاح مدیریت ارتباط با مشتری[۴۱] (CRM) با مفهوم امروزی آن از ۱۹۹۰ پدید آمد و در قالب یک راهبرد کسب و کار به منظور انتخاب و مدیریت ارزشمندترین ارتباطات با مشتریان تدوین شد. CRM یک فلسفه مشتری محور و فرهنگ پشتیبانی از فرایند های موثر بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش در سازمان می باشد. فرهنگ مشتری محور بر مفهومی ساده از ارتباطات یک به یک بین مشتریان و فروشندگان استوار است. این نگرش، به هر مشتری به چشم یک فرد با خواسته ها، خریدها و نیاز های مربوط به خود نگاه می کند. با بهره گیری از CRM، ارتباط مشتریان با شرکت و نیازمندی های آنها مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. CRM در واقع فرایند گردآوری و یکپارچه سازی اطلاعات به منظور بهره برداری موثر و هدفدار از آن ها می باشد. این اطلاعات می تواند در رابطه با مشتریان، فروش، بازاریابی موثر، حساسیت و نیاز های بازار باشد(الهی و حیدی،۱۳۹۱: ۳). با تغییر پارادایم از محصول محوری به مشتری محوری و با توجه به اینکه در محیط رقابتی امروز استفاده از روش های بازاریابی سنتی، محدودیت های زیادی را برای سازمان ها ایجاد کرده است، مدیریت ارتباط با مشتری برای ایجاد یک رابطه خاص با مشتری و تقویت بازاریابی رابطه مند ارائه شده است. پیتر دراکر[۴۲] بیان می دارد که"هدف یک کسب وکار ایجاد مشتری است". تاکید وی بر اهمیت حفظ و نگهداری مشتریان و رشد عمیق روابط با آنها است. تحقیق انجام شده توسط ریچولد و ساسر[۴۳]، در سال ۱۹۹۶ در مدرسه بازرگانی هاروارد نشان می دهد که بیشتر مشتریان تنها در سال دومی که با شرکت کار می کنند سود آور هستند. در ابتدا مشتریان جدید هزینه بر هستند، هزینه های تبلیغات، بازاریابی، هزینه درک نیاز مشتری و اینکه چگونه می توان با مشتریان بهترین کارکرد را داشت. مدیریت ارتباط با مشتری تنها سلاح قوی است که یک مدیر را از بدست آوردن مشتری و وفادار ماندن آن مطمئن می سازد(اندرسون[۴۴]،۲۰۰۲).
۲-۱-۱- تعریف مدیریت ارتباط با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری یک موضوع میان رشته ای است و بنابراین حوزه های بازاریابی و مدیریت تعاریف متفاوتی از آن ارائه می دهند. از منظر دانش مدیریت، CRM یک استراتژی جامع یا فرایندی است که سازمان را به شناسایی، جذب، حفظ و پرورش مشتریان سودآور از طریق ایجاد و حفظ روابط بلند مدت قادر می سازد(سین و دیگران،۲۰۰۵). کاتلر و آرمسترانگ(۲۰۰۴)، مدیریت ارتباط با مشتری را فرایند کلی ایجاد و حفظ ارتباطات سودمند با مشتری بوسیله ارائه ارزش های مورد نظر مشتریان و جلب رضایت آنها می دانند. در تعریفی دیگر، مدیریت ارتباط با مشتری فرایندی است جهت گردآوری و یکپارچه سازی اطلاعات به منظور بهره برداری موثر و هدفدار از آنها. این اطلاعات می تواند در رابطه با مشتریان ، فروش ، بازاریابی موثر ، حساسیت و یا نیازهای بازار باشد(الهی و حیدری،۱۳۸۴: ۳). براساس دیدگاه بازاریابی رابطه مند، رابطه بین طرفین مبادله، هسته اصلی پدیده بازاریابی قرار می گیرد. در این دیدگاه خریدهای مستمر و فرصتهای فروش مجدد، از طریق مدیریت مناسب روابط پیگیری می شود(کاتلر،۱۳۸۰: ۱۵-۱۷).
مدیریت ارتباط با مشتری متشکل از فرایند کسب و کار، فناوری و نقش های لازم جهت اداره کردن مشتریان در مراحل متعدد چرخه حیات سازمان است. مراحل اجرای آن عبارتند از تجزیه و تحلیل نیازها، طراحی و اجرای استراتژی CRM، طراحی مجدد فعالیت ها با در نظر گرفتن استراتژی CRM، مهندسی مجدد فرایندهای کاری، انتخاب نرم افزار مناسب و ارزیابی و کنترل پس از اجرا. هدف از ایجاد استراتژی های کسب و کار در سازمان ها و شرکت های بازرگانی، برنامه ریزی برای تعیین استراتژیها و فرصت هایی است که شرایط برنده ـ برنده را در فضای رقابتی ایجاد کند که مستلزم ایجاد تغییرات در نحوه انجام تعاملات و ساختار تجاری شرکت است (عباسی و ترکمنی، ۱۳۸۹).
۲-۱-۲- تاریخچه مدیریت ارتباط با مشتری
تاریخچه ظهور مباحث مرتبط به CRM در سه دوره خلاصه می شود.
دوره انقلاب صنعتی (تولید دستی تا تولید انبوه): ابتکارات فورد در بکارگیری روش تولید انبوه به جای روش تولید دستی، یکی از مهمترین شاخصهای این دوره می باشد. هر چند تغییر شیوه تولید باعث شد که محدوده انتخاب مشتریان از نظر مشخصه های محصول کاهش یابد (نسبت به تولیدات صنایع دستی) اما محصولات تولید شده به روش جدید از قیمت تمام شده پایین تری برخوردار شدند. به عبارتی دیگر در انتخاب روش تولید انبوه از سوی فورد، افزایش کارایی و صرفه اقتصادی مهمترین اهداف پیش بینی شده بودند(عزیزی و دوستی،۱۳۹۱: ۱۴-۱۵)و(سعادت،۱۳۹۰: ۹-۱۴).
دوره انقلاب کیفیت (تولید انبوه تا بهبود مستمر): این دوره همزمان با ابتکار شرکتهای ژاپنی مبنی بر بهبود مستمر فرآیندها آغاز شد. این امر به نوبه خود به تولید کم هزینه تر و با کیفیت تر محصولات منجر شد. با مطرح شدن روشهایی نوین مدیریت کیفیت مانند TQM این دوره به اوج خود رسید. اما با افزایش تعداد شرکتهای حاضر در عرصه رقابتی و گسترش فرهنگ حفظ و بهبود کیفیت محصول (از طریق ابزارهای مختلف کیفیتی)دیگر این مزیت رقابتی برای شرکتها کارساز نبوده و لزوم یافتن راههای جدیدی برای حفظ مزیت رقابتی احساس می شد.
دوره انقلاب مشتری (بهبود مستمر تا سفارشیسازی انبوه): در این دوره با توجه به افزایش توقع مشتریان، تولید کنندگان ملزم شدند محصولات خود را با هزینه کم، کیفیت بالا و تنوع زیاد تولید کنند. به معنای دیگر تولید کنندگان مجبور بودند توجه خود را از تولید صرف به یافتن راههایی برای رضایت مشتریان سابق خود معطوف نمایند.
۲-۱-۳- فلسفه مدیریت ارتباط با مشتری
پایه فلسفیCRM، بازاریابی رابطه مند، حفظ مشتری، سودآوری و ایجاد رضایت از طریق فرایندهای مدیریت کسب و کار می باشد. تغییر درتقاضای بازار و رقابت شدید منجر به حرکت از بازاریابی معامله ای ابتدایی به بازاریابی رابطه مند گردیده است. مدیریت ارتباط با مشتری یک استراتژی کسب و کار است که میزان تعاملات را بالا برده و هدف آن افزایش سودآوری، بازگشت سرمایه و رضایت مشتری می باشد. با توجه به افزایش شدید رقابت جهانی، بالابردن سهم بازار می تواند بسیار هزینه برتر از پیاده سازی یک CRM موفق باشد جهت دستیابی به CRM یک شرکت باید مجموعه ای از ابزارها، تکنولوژی ها و فرایندها را در جهت ارتقاء ارتباط با مشتری برای بالا بردن فروش انجام دهد(سیبل[۴۵]،۲۰۰۲).
۲-۱-۴- فرایند مدیریت ارتباط با مشتری
کایی تام[۴۶] (۲۰۰۲) مدیریت ارتباط با مشتری را فرآیندی می داند که ماحصل تبدیل اطلاعات و دانش بدست آمده از مشتریان به برنامه ریزی جهت تعامل و ارتباط با آنها می باشد. این فرایند دربرگیرنده چند مولفه مهم است:
بینش حاصل از مشتری(اطلاعات)
ارزش بدست آمده توسط مشتری(دانش)
برنامه ریزی بازاریابی
تعامل با مشتری
تجزیه و تحلیل و پالایش
تعامل با مشتری
اطلاعات حاصل از مشتری
ارزش بدست آمده توسط مشتری(دانش)
برنامه ریزی بازاریابی
تجزیه و تحلیل و پالایش
آلدن و همکاران (۲۰۰۲) در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که، ماهیت کمال گرایی ترکیبی از انتظارات عملکرد و خود ارزیابی است. ظاهرا هنگامی که انتظارات عملکرد به طور نامعقولی بالا است و خود ارزیابی مضر وجود دارد، با یک شکل پاتولوژیک کمال گرایی روبرو هستیم.
نمونه های یک پژوهش آسیایی-آمریکایی، استانداردهای شخصی بالاتر، کنترل سخت گیرانه والدین، فقدان تعامل باز با والدین و توقعات آموزشی بالاتر و بیگانگی عاطفی نسبت به همسالان را گزارش دادند (کاوامورا و همکاران، ۲۰۰۲).
۲-۳-۴- اضطراب اجتماعی و خودکارآمدی
در مطالعه خزایی و همکاران (۱۳۹۳) تحت عنوان مقایسه میزان خودکارآمدی، عزت نفس، اضطراب اجتماعی، کم رویی و پرخاشگری در دانش آموزان با سطوح مختلف جرأت ورزی، چنین نتیجه گیری شد، خودکارآمدی رفتاری وابسته و زیر مجموعه جرأت ورزی است و افراد دارای جرأت ورزی بالا، سطح بالاتری از خودکارآمدی را از خود نشان می دهند.همچنین، اضطراب اجتماعی نیز در در افراد جرأت ورز بالا، متوسط و پایین متفاوت است.
یافته های تحقیق حسنوند عموزاده (۱۳۹۱) نشان داد، عزت نفس، خود کارآمدی و جرأت ورزی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنی داری دارد، ولی کمرویی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری دارد. به علاوه ،کمرویی بهترین پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در پسران دانشجو و عزت نفس بهترین پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در دختران دانشجو بودند.
یافته های پژوهش رئوفی احمد و همکاران(۱۳۹۱) نشان داد که بین اضطراب اجتماعی با سوگیری توجه رابطه مثبت وجود دارد (۰.۰۱>P) و با خودکارآمدی اجتماعی رابطه منفی معنی دار(۰.۰۱>P) وجود دارد.
بر اساس پژوهش استوار (۱۳۸۶) اضطراب اجتماعی با خودکارآمدی (۰.۰۰۰۱>p و ۰.۵۶=r) و پیامد وقوع رویدادهای اجتماعی منفی (۰.۰۱> p و ۰.۴۴=r) همبستگی مثبت و معنی داری دارد. مطابق با مدل های شناختی اضطراب اجتماعی (کلارک و ولز، راپی و هیمبرگ) رابطه مثبتی بین سوگیری های قضاوت در مورد احتمال و پیامد وقوع رویدادهای منفی اجتماعی و اضطراب اجتماعی وجود دارد.
پژوهش ترخان (۱۳۹۱) اهمیت آموزش گروهی مصون سازی در مقابل استرس را در افزایش خودکارآمدی اجتماعی و کاهش اضطراب اجتماعی افراد معتاد را نشان داد. مطالعه او مبین این واقعیت بود که آموزش گروهی مصون سازی در مقابل استرس می تواند موجبات خودکارآمدی بالا و اضطراب اجتماعی پایین افراد معتاد را فراهم سازد.
در بررسی خوشنویسان و افروز (۱۳۹۰)، رابطه خودکارآمدی با اضطراب، استرس و افسردگی مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها نشان داد که بین خودکارآمدی، با افسردگی، اضطراب، استرس و نمره ی کل این مقیاس ها همبستگی معکوس دارد.
یافته های پژوهش غلامی(۱۳۸۹) نشان داد که بین خودکارآمدی اجتماعی و مهارت های اجتماعی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همان طور که پیش بینی شده بود نتایج پژوهش آن ها نشان داد که اضطراب اجتماعی بالا با سطوح پایین خودکارآمدی اجتماعی و مهارت های اجتماعی ارتباط منفی معنی داری دارد.
در پژوهشی دیگر، طاهری فر (۱۳۸۸) به تعیین مدل پیش بینی اضطراب اجتماعی از طریق بررسی برخی متغیرهای پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در دانشجویان پرداخته و به ارتباط معنی دار بین خودکارآمدی اجتماعی و اضطراب اجتماعی دست یافت.
مسعود نیا (۱۳۸۷) به بررسی رابطه بین خودکارآمدی عمومی و فوبی اجتماعی پرداخت و نشان داد که خودکارآمدی عمومی ۲۰.۱ درصد از واریانس فوبی اجتماعی را تبیین می کند.
غلامی و همکاران (۱۳۸۶) در پژوهشی به بررسی اثر بخشی آموزش گروهی خودکارآمدی بر میزان خودکارآمدی در موقعیت های اجتماعی و هراس اجتماعی دانشجویان دختر پرداختند.نتایج پژوهش نشان داد باور خودکارآمدی در موقعیت های اجتماعی باعث افزایش جرأت و کاهش میزان ناراحتی افراد به هنگام فعالیت های اجتماعی شده و در نتیجه حساسیت آن ها نسبت به دقیق شدن دیگران در عملکرد آن ها را کاهش می دهد.
کوپالا سیبلی[۱۷۸] و همکاران (۲۰۱۴) در یافته های پژوهش خود اظهار کردند، افراد مضطرب اجتماعی خودکارآمدی پایین و وابستگی زیاد به خانواده خود را نشان دادند.
بلک[۱۷۹] و همکاران(۲۰۱۲) در تحقیقاتی که بر روی دانشجویان مضطرب اجتماعی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که عوامل شناختی از جمله خودکارآمدی می تواند نقش مهمی در بهبود مداخلات درمانی به منظور کاهش نوشیدنی های خطرناک در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی داشته باشد و افزایش خودکارآمدی با کاهش اضطراب و به دنبال آن کاهش مصرف الکل همراه خواهد بود.
رودی و همکاران (۲۰۱۲) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که تغییر در خودکارآمدی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می تواند اعتماد به نفس آن ها را افزایش دهد و نتیجه درمانی بهتری داشته باشد.
بریتانی[۱۸۰] و همکاران(۲۰۱۱) به بررسی رابطه میان خودکارآمدی و خود بیانی منفی با اضطراب اجتماعی در ۱۲۶ کودک ۱۱-۱۴ ساله پرداختند. نتایج ارتباط معنی داری بین خود بیانی منفی با خودکارآمدی عمومی و اجتماعی نشان داد. همچنین، نشان داده شد برخلاف خودکارآمدی عمومی، خودکارآمدی اجتماعی اثر میانجی گری کمی بر ارتباط بین خود بیانی منفی با اضطراب اجتم
اعی دارد.
توماسون و سانی[۱۸۱] (۲۰۱۰) با هدف بررسی ارتباط بین شدت اضطراب اجتماعی و همچنین تجارب مربوط به آسیب های اجتماعی و خودکارآمدی، کنترل اجتماعی و راهبردهای مقابله ای نشان داد که خودکارآمدی پایین که بر راهبردهای مقابله ای پایین تکیه دارد، اضطراب اجتماعی تجربه شده در موقعیت اجتماعی را افزایش می دهد.
رودباغ (۲۰۰۶)، به بررسی خودکارآمدی و رفتار اجتماعی پرداخت، نتایج پژوهش وی نشان داد ارتباط معکوس و معناداری بین خودکارآمدی و رفتارهای اجتنابی در افراد مضطرب اجتماعی وجود دارد. آزمودنی هایی که خودکارآمدی پایینی داشتند بیشتر از آزمودنی های دیگر از صحبت کردن در جمع اجتناب می کردند.
در تحقیقی کاپرا و استکا[۱۸۲] (۲۰۰۵) نشان دادند که خودکارآمدی به طور معنی داری با اضطراب و افسردگی رابطه منفی و با رضایتمندی از زندگی، عاطفه مثبت و خوش بینی رابطه مثبت دارد.
اسماری[۱۸۳] و همکاران (۲۰۰۱) در پژوهش خود اظهار کردند، هرچه شایستگی اجتماعی در افراد کمتر باشد، آن ها اضطراب اجتماعی بالاتری را تجربه خواهند کرد.
یافته های پژوهش لیری و آثرتون[۱۸۴] (۱۹۸۹) نشان داد سطوح پایین خودکارآمدی رابطه منفی با سطوح بالای اضطراب اجتماعی در بزرگسالان و همچنین کودکان و نوجوانان دارد.
۲-۴- خلاصه فصل دوم
در این فصل مبانی نظری متغیرهای پژوهش، اضطراب اجتماعی، صفات شخصیتی، ابعاد کمال گرایی و خودکارآمدی بررسی شد. در بخش اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی به عنوان ترس آشکار و پیوسته از موقعیت های اجتماعی و ترس افراطی از تحقیر و خجالت تعریف شد و ویژگی ها، شیوع، شکل گیری و روند اختلال اضطراب اجتماعی، مدل های سبب شناسی این اختلال و ارزیابی مدل ها و در نهایت درمان آن مورد بررسی قرار گرفت.همان طور که اشاره شد، مهم ترین ویژگی این اختلال، ترس یا اضطراب شدید از موقعیت های اجتماعی است که فرد می ترسد مورد بررسی دقیق دیگران قرار بگیرد و به نظر می رسد سن متوسط شروع این اختلال در دوران نوجوانی نگران کننده باشد. در بخش صفات شخصیتی، شخصیت به عنوان مجموعه ای از ویژگی های با دوام و منحصر به فرد که امکان دارد در پاسخ به موقعیت های مختلف تغییر کند، تعریف شد و نظریه های روان تحلیل گری، نو روان کاوی، شناختی، رفتاری، انسان گرایی و رویکرد تحلیل عوامل مربوط به شخصیت و طرح پنج عاملی شخصیت یعنی روان رنجورخویی، برون گرایی، باز بودن به تجربه، مسئولیت پذیری، توافق و ویژگی های هر یک از عوامل اشاره شد.همان گونه که بحث شد، ویژگی روان رنجورخویی به علت داشتن احساسات منفی ترس، غم، برانگیختگی و خشم با اختلالات روانی رابطه بیشتری دارد. در بخش کمال گرایی، کمال گرایی به عنوان توقع بی اندازه شخص از خود یا دیگران در رابطه با کیفیت عملکرد ، معرفی شد و ویژگی های افراد کمال گرا، ابعاد سازش یافته و سازش نایافته کمال گرایی، دیدگاه های نظری مربوط به کمال گرایی، شامل دیدگاه های فروید، هورنای، آدلر، راجرز، الیس و بندورا ، سبب شناسی و عوامل مربوط به والدین، عوامل فردی و عوامل بیولوژیکی موثر در سبب شناسی و مدل تحولی کمال گرایی پرداخته شد. همان گونه که گفته شد، کمال گرایی لزوما عامل منفی به شمار نمی رود بلکه دارای ابعاد سازگارانه و ناسازگارانه است که کمال گرایی سازگارانه شامل تلاش برای عالی بودن، هدفمندی و برخورداری از نظم و سازماندهی است، و کمال گرایی ناسازگارانه شامل نگرانی در مورد اشتباهات، شک و تردید در مورد اقدامات، انتظارات غیرواقع بینانه والدین و انتقاد والدین می باشد. در بخش خودکارآمدی، خودکارآمدی به عنوان قضاوت هایی تعریف شد که شخص درباره توانایی های خود برای انجام دادن کاری ارائه می دهد. ماهیت خودکارآمدی، مولفه های سطح، عمومیت و نیرومندی، فرایندهای شناختی، عاطفی و انتخابی خودکارآمدی و جنبه های مختلف تأثیر باورهای خودکارآمدی بر عملکرد انسان مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به آنچه که در زمینه خودکارآمدی گفته شد، به نظر می رسد احساس کارایی بالا در افراد، ترس از شکست را در آن ها کاهش می دهد، سطح آرزوها را بالا می برد و توانایی حل مسئله را بهبود می بخشد.
در ادامه ی مفاهیم نظری به تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در زمینه متغیر های پژوهش نیز اشاره شد. در این بررسی ها صفت شخصیت روان رنجورخویی بیشترین نقش پیش بینی کنندگی اختلالات روانی بخصوص اختلال اضطراب اجتماعی، و در بین ابعاد کمال گرایی، کمال گرایی ناسازگارانه، و همچنین خودکارآمدی پایین بیشترین ارتباط را با اختلال اضطراب اجتماعی دارند.
فصل سوم:
روش پژوهش
۳-۱- مقدمه
در این فصل ابتدا طرح پژوهش، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری توضیح داده می شود. سپس ابزارهای اندازه گیری معرفی شده و روش اجرا توضیح داده می شود و در نهایت شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات معرفی می گردد.
۳-۲- روش پژوهش
روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است.تحقیقات همبستگی شامل کلیه تحقیقاتی است که در آن ها سعی می شود رابطه بین متغیرهای مختلف با بهره گرفتن از ضریب همبستگی، کشف یا تعیین شود. هدف روش تحقیق همبستگی مطالعه حدود تغییرات
یک یا چند متغیر با حدود تغییرات یک یا چند متغیر دیگر است. به عبارت دیگر هدف تحقیق همبستگی پی بردن به تغییرات متغیرهای پیش بین بر متغیر ملاک است.
۳-۳- جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد دختر و پسر دانشگاه کاشان، سال تحصیلی۹۴-۹۳ بود.تعداد کل دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه ۱۹۵۴ ، تعداد کل دختران ۱۰۷۰نفر و تعداد کل پسران ۸۸۴ بود.
۳-۴- گروه نمونه، حجم گروه نمونه و روش نمونه گیری
نمونه از کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه کاشان که در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ مشغول به تحصیل بودند انتخاب گردیده است.
حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول برآورد حجم نمونه مورگان (مورگان؛ ۱۹۷۰؛ به نقل از نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۱) ۳۲۲ نفر تعیین شد. نمونه پژوهش شامل ۱۶۷ دانشجوی دختر و ۱۵۶ دانشجوی پسر از دانشکده های علوم انسانی، فنی-مهندسی، علوم پایه، پردیس دانشگاهی، واحد خواهران، نانو و معماری و هنر که به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب گردیدند.
تعداد گروه نمونه به تفکیک هر دانشکده در جدول ۳-۱ آمده است:
جدول۳-۱ تعداد گروه نمونه به تفکیک دانشکده ها
دانشکده | تعداد کل | تعداد نمونه | دانشجویان دختر | دانشجویان پسر |
علوم انسانی | ۴۵۶ | ۷۶ | ۵۱ | ۲۵ |
۲-۲-۱۴-۲ محیط
در بسیاری از اوقات نقش مهم و تعیین کننده فرهنگ سازمانی را محیط پیرامون تعیین می کند. سازمان برای موجودیت و بقاء حیات نیاز به فعالیت دارد. نحوه فعالیت سازمان بایستی هم در جهت اهداف خود باشد و هم این که نیازهای بیرون و خارج از خود را برآورده سازد که در بسیاری از موارد این دو در یک جهت هستند.
محیط، تعریف کننده سیاست سازمان و نحوه دستیابی به آن است و بطور غیر رسمی در شکل دادن فرهنگ سازمان نقش به سزایی دارد.(ابطحی و خیراندیش ۱۳۹۱ : ۱۷۸)
۲-۲-۱۴-۳ کارکنان
آنچه مسلم است باید افرادی که برای کار در سازمان و فعالیت در جهت اهداف از پیش تعیین شده سازمان انتخاب می شوند، در خور سازمان باشند. انتخاب افرادی که با فرهنگ سازمان و آن روش و عملکرد اولیه ای که توسط سازندگان ایجاد شده است هماهنگ نباشند و همسو و هم جهت با آن حرکت نکنند و فرهنگ اولیه سازمان را نپذیرند. اگر از افراد رده بالای سازمان و جزء مدیران سازمان قرار گیرند می توانندفرهنگ سازمان را تغییر داده و جزء ریشه ها و منابع فرهنگ جاری سازمان قرار گیرند.
بنابراین، چون افراد و اعضای سازمان که به خدمت سازمان در می آیند نقش مهمی در ایجاد فرهنگ و تغییر فرهنگ قبلی در سازمان دارند سازمانها یک روند خاصی در انتخاب افراد خصوصاً مدیران بکار می گیرند تا کسانی را به کار بگیرند که در خور سازمان باشند و ارزش ها و هنجارها و رسوم سازمان را بپذیرند و ضمناً سعی می کنند کسانی را که همسویی با فرهنگ سازمان ندارند و درصدد تغییر آن هستند از سازمان کنار گذارند.(صفر زاده و دارابی ۱۳۹۱ : ۳۰)
۲-۲-۱۵ انواع فرهنگ سازمانی
با توجه به اینکه سازمانهای از نظر فرهنگی متفاوتند و از طرف دیگر عوامل متعددی بر فرهنگ سازمانی اثر دارد، لذا در سازمانها فرهنگ های متفاوت وجود دارد. بنابراین در اینجا به طور مختصر به برخی از این تقسیم بندی ها اشاره می شود.
در یک تقسیم بندی فرهنگ به سه قسمت تقسیم می شود:
۲-۲-۱۵-۱ فرهنگ قوی :
فرهنگ قوی بوسیله ارزشهای هسته ای سازمان نمایان می گردد، ارزشهایی که شدیداً در پی حفظ آنها و سهیم شدن در آن هستند. هر قدر تعداد اعضای متعهد به ارزشهای غالب زیاد و میزان تعهد آنها زیاد، آن فرهنگ قوی تر خواهد بود.
به نظر رابینز «یک فرهنگ قوی نشان دهنده توافق بالایی در بین اعضا ، در مورد چیزی می باشدکه سازمان به خاطر آن به وجود آمده است. چنین اتفاق نظری در هدف پیوستگی، وفاداری و تعهد سازمانی را ایجاد می کند. این ویژگیها به نوبه خود تمایل کارکنان برای ترک سازمان را کاهش می دهد» (رابینز، ۲۰۰۵: ۲۳۱).
فرهنگ قوی به سه دلیل به دنبال تسهیل عملکرد می باشد:
اولاً: این فرهنگها به وسیله انسجام اهداف معین می گردند، به عبارت دیگر، یک سری اهداف برای همه کارکنان مشترک است.
ثانیاً: فرهنگهای قوی با ایجاد ارزشهای مشترک بین اعضای سازمان سطح بالایی از انگیزش را بوجود می آورند.
ثالثاً: فرهنگ های قوی، کنترل را بدون ایجاد اثرات ظالمانه که در بوروکراسی دیده می شود، اعمال می نمایند .
۲-۲-۱۵-۲ فرهنگ میانه:
اینگونه فرهنگ ها حد فاصله بین دو فرهنگ قوی و ضعیف هستند، بعضی دارای تعداد اعضای متعهد ضعیف و کم هستند، برخی دیگر نیز دارای اعضای کم اما با تعهد بالا و قوی هستند (ایران زاده ۱۳۷۷ : ۴۵).
۲-۲-۱۵-۳ فرهنگ ضعیف:
در این نوع سازمانها افراد تعهد کمتری به سازمان خود احساس می کنند و در این نوع فرهنگ از طریق ابهامات، تضادها و تناقضاتی که در سازمان وجود دارد مشخص می شود.
اما در جای دیگر فرهنگ را به چهار دسته به شرح ذیل تقسیم بندی کرده اند:
الف)- فرهنگ انعطاف پذیر: ویژگی بارز این فرهنگ تأکید بر محیط خارجی از طریق انعطاف پذیری در جهت تأمین خواسته های مشتری است. این فرهنگ مشوق هنجارهایی است که توافق سازمانی را در شناسایی و تغییر علائمی که از محیط دریافت می کند به پاسخ های رفتاری افزایش می دهد.
ب)- فرهنگ رسالت (مأموریت): این فرهنگ برای سازمانی مناسب استکه کارش خدمت به محیط است، اما نیاز به تغییر سریع ندارد. این نوع فرهنگ اهمیت زیادی برای نگرش مشترک نسبت به اهداف سازمان قائل است.
ج)- فرهنگ مشارکتی: این فرهنگ در درجه اول بر دخالت و مشارکت اعضای سازمان و بر انتظارات آنها از محیط که به سرعت در حال تغییر است تأکید دارد. فرهنگ مشارکت در سطح عالی مشابه گروه کنترل است. این فرهنگ بیش از هر فرهنگ دیگری بر نیازهای کارکنان به عنوان مسیر دستیابی به عملکرد بالا تأکید دارد. هدف این فرهنگ ایجاد حس مشارکت، مسئولیت و تعهد در کارکنان است.
د)- فرهنگ سازگاری: فرهنگ سازگاری از یک روش منظم برای فعالیت های اقتصادی حمایت می کند. در این فرهنگ، مشارکت های فردی تا حدودی اندک است اما پیوستگی، همسویی و انسجام و همکاری بین اعضا بر این نقصان غالب می آید. به عنوان نمونه از یک فرهنگ سازگاری یا انسجام می توان شرکت های بیمه را نام برد (مشبکی ۱۳۸۰ : ۹۸).
در جای دیگر فرهنگ های سازمانی را به دو دسته تقسیم می کنند:
۱- فرهنگ مکانیکی:
در سازمانهای با فرهنگ مکانیکی باورهای مشترک بیشتر به ساختارهای رسمی، قوانین و مقررات، دستورالعمل و روش های استاندارد مربوط می شود.
۲- فرهنگ ارگانیکی:
در فرهنگ ارگانیکی، باورهای مشترک عمدتاً بر ساختارهای غیر رسمی و همچنین برنتایج و عملکرد نه بر وسیله و ابزار تأکید دارند(آقاجانی و کجوری ۱۳۸۳ : ۱۵۳).
۲-۲-۱۶ تئوری های فرهنگ سازمانی
۲-۲-۱۶-۱ فرهنگ قوی و فرهنگ ضعیف (دیل و کندی)
مسئله تمایز بین فرهنگ قوی و فرهنگ ضعیف به نحو فزاینده ای گسترش یافته است. صفت مشخصه ی فرهنگ قوی مشترک بودن در مفروضات و ارزش ها است. هر چه اعضا ارزش های اساسی را بیشتر بپذیرند و تعهدشان به آن ارزش ها بیشتر باشد، فرهنگ قوی تر خواهد بود. «دیل و کندی» چهار عنصر قوی یک فرهنگ قوی را به ترتیب زیر معرفی کردند:
الف) ارزش ها
ب) قهرمانان
ج) آداب و رسوم
د) شبکه فرهنگی
با قرار دادن معیارها در کنار هم ماتریس چهار قسمتی به دست می آید که بیانگر سه نوع فرهنگ سازمانی به شرح ذیل می باشند:
۱- فرهنگ قوی: که در آن تعداد اعضای متعهد به ارزش های غالب زیاد و میزان تعهد آنها نیز قوی می باشد؛
۲- فرهنگ میانه: این گونه فرهنگ ها حد فاصل دو فرهنگ قوی و ضعیف قرار می گیرد؛
۳- فرهنگ ضعیف: فرهنگ هایی هستند که تعداد اعضای متعهدشان محدود و اندک است.
فرهنگ قوی | فرهنگ میانه |
۲-۱-۲ افشای مالی
افشای اطلاعات عبارت است ازافشای اطلاعات اضافی مربوط به تجزیه و تحلیل مدیریت، یادداشتهای توضیحی و صورتهای مکمل، مفهوم عمومی تر افشاء توزیع و ارائه اطلاعات است.حسابداران تمایل دارند از مفهوم محدودتری استفاده کنند و افشای اطلاعات مالی در مورد یک شرکت را گزارشگری مالی سالانه این شرکتها می دانند. مسائلی که در مورد عرضه اطلاعات در ترازنامه،صورت سود و زیان و صورت گردش وجوه نقد بیان می شوند، مطابق دستورالعمل های ارائه شده، قابل شناسایی و اندازه گیری هستند.مقدار اطلاعاتی که باید افشاء شود به مهارت استفاده کننده بستگی دارد.سه مفهومی که از افشاء برداشت می شود عبارت است از افشای کافی، منصفانه و کامل. اصطلاح افشاء کافی بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار میگیرد که به حداقل مقدار افشاء، اشاره دارد و با هدف گمراه کننده نبودن صورتهای مالی مطابقت میکند. افشای منصفانه به هدف اخلاقی برخورد مساوی با همه استفاده کنندگان بالقوه در ارتباط با افشای اطلاعات مالی اشاره و افشای کامل به ارائه کلیه اطلاعات مربوط اشاره دارد (احمدپور،۱۳۸۶،۱۲).
بحث افشا در گزارشگری مالی یکی از مباحث اصلی حسابداری است که بر کلیه جوانب گزارشگری مالی تاثیر دارد و بر اساس آن باید کلیه واقعیت های با اهمیت و مربوط در باره رویدادها و فعالیتهای مالی در گزارش تهیه شده توسط واحد تجاری به نحوی افشا گردد که اولاً امکان اتخاذ تصمیمهای آگاهانه را برای استفاده کننده از صورتهای مالی فراهم نماید و ثانیاً باعث گمراهی آنان نشود. افشا در گزارشهای مالی مستلزم ارائه اطلاعاتی است که بیانگر بازدهی سرمایه موسسه و عملیات آن باشد. اطلاعات مزبور باید دربرگیرنده چنان اطلاعاتی باشد که قابلیت برآورد سود سهام سالهای آینده و همچنین روند تغییرها و بازگشت سرمایه را برای استفاده کنندگان امکان پذیر سازد. موارد افشاء مبنایی جهت تجزیه و تحلیل وقایع مالی و تفسیری است که توسط سرمایه گذاران صورت می گیرد. به هر حال سرمایه گذاران برای انتخاب سهام و سرمایه گذاری به اطلاعات مناسبی در ارتباط با ترکیب های سرمایه گذاریها و سهام جهت ارزیابی ریسک شرکتهای تجاری، نیازمند هستند. بستانکاران و نهادهای دولتی عموماً قدرت فراهم کردن اطلاعات اضافی مورد نیاز خود را دارند.
در رابطه با افشای اطلاعات سوال هایی مطرح می باشد که اهم آنها به شرح زیر است :
اطلاعات برای چه کسانی افشا گردد؟
هدف از افشای اطلاعات چیست؟
چه میزان از اطلاعات بایستی افشا شود؟
علاوه بر سوال های مزبور این سوال های که چگونه و چه موقع اطلاعات مالی باید افشا گردد نیز حائز اهمیت می باشد. زیرا افشا اطلاعات بموقع مربوط مانع بی خبری از وقایع مهم و موجب اعتماد بیشتر استفاده کنندگان از گزارشهای مالی می گردد. صورتهای مالی اساسا برای صاحبان سهام ، سایر سرمایه گذاران،اعتبار دهندگان و سایر بستانکاران تهیه و ارائه می شود اما کارکنان، مشتریان، ارگان های دولتی و سایرین نیز به خوبی از گزارشهای سالانه و یادداشتهای توضیحی آن استفاده برده و جزء استفاده کنندگان از صورتهای مالی قرار می- گیرند. تصمیم های سرمایه گذاران بیشتر در ارتباط باخرید، فروش یا نگهداری سهام می باشد و تصمیم گیریهای اعتبار دهندگان اساساً به افزایش مدت و میزان اعتبار اعطایی به واحد تجاری مربوط میگردد. تصمیم های سهامداران معمولا به استخدام، استمرار و یا انفصال مدیریت و همچنین تایید یا عدم تایید سیاستهای آنها در زمینه تغییرهای عمده ایجاد شده مربوط می شود.هدف از ارائه اطلاعات به کارکنان، مشتریان و سایرین به طور مشخص فرموله نشده است اما با وجود این اغلب فرض شده که اطلاعات مفید برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان برای دیگران نیز مفید می باشد(عسگری، ۲۸۰،۱۳۸۶- ۲۷۹).
۲-۱-۳ اهداف افشا در گزارشگری مالی
هدف از افشا در گزارشهای مالی و صورتهای مالی به نیاز استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری بر می گردد. چنانچه استفاده کنندگان خارجی از صورتهای مالی دارای نیازها و علایق یکسان باشند، در این صورت بیان اهداف افشا در صورتهای مالی ساده خواهد بود. به علت اینکه ازصورتهای مالی استفاده کنندگان مختلفی بهره می گیرند لذا به نیاز برخی از استفاده کنندگان تاکید بیشتری می شود. امروزه گزارشهای مالی بر سرمایه گذاران بالقوه و اعتبار دهندگان بیشتر از آنهایی که قبلاً منابع مالی خود را در شرکت بکار گرفته اند تاکید می کنند. به طور کلی هدف افشای اطلاعات به هدفهای صورتهای مالی که به سه دسته کلی (هدفهای خاص، هدفهای عمومی و هدفهای کلی) درAPB NO.4 ، تقسیم بندی شده است بر می گردد. که البته در حال حاضر به بعضی از این اهداف توجه کمتری می شود مثلا هزینه های اجتماعی در حالیکه برای جامعه افشای آن موضوع بسیار با اهمیتی می باشد، از صورتهای مالی حذف شده است(عسگری،۱۳۸۶،۲۸۰ - ۲۷۹).
۲-۱-۴ میزان اطلاعاتی که باید افشا شود
میزان اطلاعاتی که باید افشا شود تنها به خبرگی استفاده کنندگان از گزارشهای مالی بستگی ندارد بلکه به معیارهای مطلوب و پذیرفته شده افشا نیز وابسته است. سه مفهوم افشا عموما مورد بحث و بررسی است:
افشاء کافی
افشاء مطلوب
افشاء کامل
بیشترین نظریه ارائه شده مربوط به افشا کافی می باشد. اما این حداقل افشای مورد نیاز است. به بیان دیگر تهیه صورتهای مالی نباید گمراه کننده باشد. مفاهیم مثبت بیشتر دربرگیرنده افشای مطلوب و کافی است. افشای مطلوب شامل یک موضوعیت اخلاقی ارائه دهندگان آن است که باید شامل نیازهای اطلاعات مربوط باشد.بعضی نیز افشای کامل را به معنی ارائه اطلاعات غیر ضروری دانسته،لذا آنرا مناسب نمی دانند.ارائه اطلاعات کم اهمیت در گزارشگری مالی در حجم زیاد باعث می گردد که اطلاعات با اهمیت تر تحت الشعاع آنها قرار گرفته و در نتیجه تفسیر گزارشها را با مشکل روبرو می سازد، با این وجود برای سرمایه گذاران و دیگر استفاده کنندگان اطلاعات با اهمیت و مناسب بایستی به طور کافی، مطلوب و کامل افشا شود.
در واقع اختلاف شکل مثبت صورتهای مالی جهت استفاده کنندگان که شامل اطلاعات مربوط و با اهمیت است آنها را در شرایط مناسبی جهت اخذ تصمیم با توجه به اصل فزونی منافع بر مخارج قرار می دهد. حذف اطلاعات زائد و بی اهمیت باعث می گردد که صورتهای مالی در شکلی قابل فهم و پر محتوی تهیه گردد. رعایت اصل افشا از طریق ارائه اطلاعات مربوط و با اهمیت در متن صورتهای مالی، به شکل انعکاس در داخل پرانتز و یا به صورت یادداشتها و جداول توضیحی صورتهای مالی به عنوان جزء لاینفک صورتهای مزبور،تحقق می یابد.مربوط ترین و با اهمیت ترین اطلاعات باید همواره در متن صورتهای مالی ارائه شود. مشروط بر اینکه چنین ارائه ای مقدور باشد. یادداشتها و جداول توضیحی صورتهای مالی وسیله ای برای افشای آن گروه از اطلاعات با اهمیت و مربوط است که نمی توان آنها را از انعکاس در متن صورتهای مالی به گونه ای ارائه کرد که مطلوبیت صورتهای مزبور همچنان حفظ شود.
باید توجه داشت که صورتهای مالی نتیجه پردازش انبوهی از اطلاعات مالی است که به سیستم حسابداری وارد می شود. هدف از خلاصه کردن و طبقه بندی اطلاعات در صورتهای مالی، ارائه خلاصه ای سودمند و مفید از اطلاعات مالی است. بدیهی است ارائه اطلاعات به شکل تفصیلی و بدون طبقه بندی در صورتهای مالی موجب می گردد که اطلاعات ارائه شده نامفهوم باشد، در نتیجه استفاده کنندگان از صورتهای مالی برای دستیابی به اطلاعات مورد نظر خود با مشکل مواجه می گردند. از طرف دیگر استفاده کنندگان از صورتهای مالی دارای اهداف و علایق یکسان نیستند و لذا طبقه بندی و تلخیص اطلاعات موجب می گردد برخی اطلاعات که برای گروه های خاصی از استفاده کنندگان با ارزش است حذف شود. گرچه طبقه بندی و تلخیص اطلاعات در صورتهای مالی مفید و لازم است اما باید از اتکاء مطلق به برخی اطلاعات نهایی منعکس در صورتهای مالی نظیر سود خالص، سود هر سهم و جمع داراییها پرهیز شود. هر چند اطلاعات خلاصه شده ممکن است به عنوان شاخص کلی در مورد ارزیابی مثلا بازده سرمایه گذاری و عملکرد شرکت سودمند واقع گردد و برای مقایسه با شرکت دیگر بکار رود، در شرکتهای بزرگ اطلاعات منعکس شده در صورتهای مالی نتیجه تلخیص عملیات و رویدادهای مالی بسیار ناهمگنی است، لذا برای تصمیم گیری های سرمایه گذاری و اعطای اعتبار یا سایر تصمیم های مشابه ، بررسی و توجه به هریک از اقلام مورد نظر، جمع های فرعی مربوط به گروه بندی های منعکس در هر یک از صورتهای مالی یا بخشهای متشکله صورتهای مالی مزبور می- تواند سودمند تر از جمعهای کلی و نتایج نهایی باشد.
به هر حال طبقه بندی و تلخیص و تفکیک اطلاعات مالی به گروههایی همگن ، تحلیل اطلاعات مالی برای دستیابی به هدفهای گزارشگری مالی نظیر پیش بینی منابع و زمان بندی گردش آتی وجوه نقد و ابهام های آنرا امکان پذیر می سازد. تجربه نشان داده است که شرکتها میلی به افزایش میزان افشا در صورتهای مالی خود ندارند. لیکن افشای اطلاعات یک امر حیاتی برای اخذ تصمیم های بهینه توسط سرمایه گذاران و نیز برای بقای سرمایه می باشد. افشای بموقع اطلاعات مربوط، مانع از غافل گیر شدن سهامداران از دورنمای آینده موسسه می گردد. همچنین افشای بموقع اطلاعات، سهامداران را نسبت به اطلاعات موجود مطمئن تر می سازد، از طرف دیگر افشا کننده اطلاعات باید در رابطه با مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران آگاهی کافی داشته باشد (عسگری، ۲۸۰،۱۳۸۶- ۲۷۹).
۲-۱-۵ تاثیر اطلاعات و تغییرها بر خط مشی افشا بر استفاده کنندگان
اطلاعاتی که در صورت های مالی گزارش می شود تاثیرهای زیر را بر استفاده کنندگان از آن دارد:
-
- اگر اطلاعات نامربوط در گزارشها و صورتهای مالی اضافه شود بازده تصمیم گیری کاهش می یابد.
-
- استفاده کنندگان از صورتهای مالی معمولاً راهنمای فرعی را بیش از واقعیت تخمین می زنند به این معنی که آنها بر این عقیده هستند که اهمیت اطلاعات فرعی بیش از آن چیزی است که آنها واقعاً در عمل قائل شده اند.
-
- استفاده کنندگان از صورتهای مالی معمولاً برای اطلاعاتی که به هم وابسته هستند بیش از میزان لازم ارزش قائل می شوند. مانند حجم فروش شرکت، مقدار کالای ساخته شده.
-
- استفاده کنندگان از صورتهای مالی بیش از آنچه که باور دارند به چند متغیر اصلی متکی می باشند.
مسئله ای که در تغییر دادن شکل و یا وسعت افشاگریهای حسابداری وجود دارد این است که باید یک زمان یادگیری برای تحلیل گران و استفاده کنندگان از صورتهای مالی در نظر گرفته شود تا اینکه خود را باشکل و یا تکنیک های جدید تطبیق دهند و اغلب این زمان در دوره ای که تغییر رخ می دهد ضرورت پیدا می کند. رویه مورد استفاده و توجیهی که ارجحیت روش جدید را نشان دهد باید ذکر گردد و در این مورد استفاده کنندگانی که معمولاً داده ها در دسترس آنهاست با انتقادهای خود حتی ممکن است در بهبود انجام تغییر کمک نمایند. مطالعه های انجام شده هنوز نشان نداده اند که استفاده کنندگان از صورتهای مالی قادر به انتفاع از اطلاعات مربوط به موارد تغییر در افشاگری باشند. اگر بقیه شرایط درست باشند، دلیل فقدان استفاده از اطلاعات ، عدم آموزش استفاده کنندگان در بهره گیری از کارایی های اطلاعات جدید می باشد. در نتیجه گزارشهایی که در فواصل معینی تهیه شده و مورد استفاده قرار می گیرند شلوغی اضافه ای را علاوه بر اطلاعات مورد لزوم ایجاد می نمایند که اگر این مشکل پذیرفته شود، راهنمای استفاده کنندگان از صورتهای مالی برای دستیابی به منافع پیشنهاد شده ، ضروری می باشد. مشکل دیگر بوجود آمده در ارتباط با پردازش اطلاعات انسانی در مورد تغییرها در شکل یا روش افشای اطلاعات این است که افراد از یک دوره به دوره دیگر ثبوت رفتار منظمی را ارائه می دهند. و این بدان معناست که به اطلاعات خلاصه شده به این دید نگریسته می شود که در دوره های مختلف به یک شکل مشابه تهیه می شوند. بدین لحاظ رعایت ثبات و یکنواختی در افشاگری مالی می تواند ضرورت یابد و از تغییرها در افشاگری مالی بکاهد مگر اینکه احتیاط لازم برای به اطلاع عموم رساندن تغییرها بعمل آید.
۲-۱-۶ مفاهیم افشای مالی
موضوع بار اطلاعات و مفهوم بار اضافی اطلاعات برای حسابداران موضوع تازه ای نیست. خواه ناخواه با درک مستقیم خوب، بصیرت کافی، قابلیت تطبیق و یا به طور تصادفی، حسابدار روش های مختلفی برای کاهش بار اطلاعات ایجاد می نماید. به طوریکه انتظار می رود تاثیرهای حداقل روی اطلاعات انتقال داده شده داشته باشد. که برای این منظور چهار روش مورد استفاده می باشد :
سازمان بار اطلاعات۱ [۲۱]
تراکم۲ [۲۲]
چارچوب۳ [۲۳]
برآورد اولیه۴ [۲۴]
“سازمان بار اطلاعات ” به ساختار تحلیلی و بیان تعاریف مناسبی بر می گردد که طی آن داده ها می- تواند به یک روش معمولی و معنی دار برای استفاده کننده، نشان داده شود."تراکم” بر جمع جبری اجزا یک طبقه، به شکلی که استفاده کننده نیاز دارد بر می گردد و اطلاعات متراکم به اطلاعات جزئی سازمان یافته ترجیح داده می شود."چارچوب” مربوط به روشی است که اطلاعات ارائه می شود. چارچوب باید امکان پردازش ظرفیتهای مختلف استفاده کننده و نیازهای داده ای او را فراهم آورد. “برآورد اولیه” فرایند حرکت از مجموعه اطلاعات به ستاده هایی است که فرض می شود هم در مباحث معمولی از قبیل قابلیت سودآوری و هم جهت خواسته های افشاء مالی مانند درآمد هر سهم مفید باشد.هر کدام از این تکنیک ها مفید می باشند و حجم اطلاعات مرتبط با یکدیگر را کاهش می دهند. همچنین آنها باید بتوانند اجزاء بار اضافی اطلاعات را برای استفاده کنندگان از داده های مالی مشخص کنند. به هر حال استفاده کنندگان داده های جدیدی را درخواست می کنند و یکسری داده های بالقوه مفید، به درخواست حسابرسان مستقل، مراکز دولتی، تحلیل گران مالی و مراکز آموزشی باید افشا شود. همچنین از بعضی جهت ها، حرفه حسابداری باید تشخیص دهد که بسیاری از داده ها می تواند برای استفاده کننده به جای مفید بودن حتی مضر واقع شوند. سوال این است که چه مقدار از بار اطلاعات را استفاده کننده به طور کارا (موثر) جذب می کند؟
در رابطه به سوال فوق این سوال مطرح می شود که حسابدار جهت برقراری ساده ترین ارتباط با استفاده کننده چطور می تواند از توانایی های او بهترین بهره گیری را نماید؟
۲-۲ هموار سازی سود:
تعاریف هموارسازی سود
تعاریف متعددی از هموارسازی سود توسط صاحبنظران و محققین حسابداری ارائه شده است که اکثر آنها از نظر مفهومی مشابهت دارند. برخی از این تعاریف عبارتند از:
“هموارسازی سود به عنوان کاهش آگاهانه نوسانات سود در حدود سطحی که برای شرکت سطح نرمال محسوب می گردد، تعریف می شود. “
“هموارسازی سود به عنوان روشی که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات جریان اقلام سود گزارش شده در حول سود مورد نظر پیش بینی شده استفاده می شود، تعریف می گردد. “
“هموارسازی سود:اعمال و اقدامات ارادی و آگاهانه ای است که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات سود با بهره گرفتن از تکنیکهای مشخص حسابداری انجام می پذیرد. “
“هموارسازی سودمی تواند به عنوان روشی تعریف شود که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات اقلام سود گزارش شده به وسیله حساب آرائی ساختگی (حسابداری)یا واقعی (معاملاتی)بکار گرفته می شود تا آنرا در حدود جریان سود مورد نظر برساند")بدری ۱۳۸۷ص. ۶۷).
۲-۳ انواع هموارسازی سود
با وجود تحقیقات گسترده به نظر می رسد هنوز پژوهشگران به تعریف جامع و فراگیری از هموارسازی سود دست نیافته اند. شاید وجود انواع مختلف سودهای هموار یکی از دلایل آن باشد.
ایکل معتقد است: یک جریان سود هموار، یا بطور طبیعی هموار است یا این که عمداً هموار شده است. در حالت اخیر هموارسازی، می تواند واقعی باشد و یا مصنوعی. این روابط در نمودار زیر ترسیم شده است:
جریان سود هموار
بطور طبیعی هموار است بطور عمدی هموار شده است
هموارسازی واقعی هموارسازی مصنوعی
نمودار ۱-۲ هموارسازی سود منبع:( ایکل،۱۹۸۱،ص۶۹)۱[۲۵]
۲-۳-۱ سود هموار طبیعی۲[۲۶]