نتایج حاصله نشان داد که کیفیت خدمت رسانی در بعد همدلی معنادار نمی باشد.
یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که کیفیت خدمت رسانی از طریق بکارگیری مدل سروکوال با خصوصیات دموگرافیک مراجعین به بیمارستان آموزشی درمانی کوثر ارتباط معناداری ندارد.فقط ارتباط معناداری بین محل سکونت افراد و این مدل یافت شد که نشان میدهد افرادی که ساکن شهر هستند در همه ابعاد رضایت کمتری داشتند. در بعد ملموسات نیز ارتباط معناداری بین تحصیلات مراجعین و این مدل وجود دارد. بدین معنا که افرادی که تحصیلات بالاتری داشتند رضایت کمتری از کیفیت ارائه خدمات داشتند.
در ایران تحقیقات زیادی در سازمانهای خدماتی مختلفی با بکارگیری این روش انجام شده است. اما در زمینه تعیین کیفیت خدمات با روش سروکوال درزمینه بیمارستان پژوهشهای زیادی در دسترس نمی باشد . همانطور که میدانیم رضایت بیماران و عقاید آنها در مورد کیفیت خدمت رسانی در بیمارستان یک شاخص معتبر برای اندازه گیری کیفیت خدمات در بیمارستانها می باشد و نیز عدم رضایت آنها فرصتهایی را برای بهبود کیفیت خدمت رسانی در بیمارستان فراهم میکند، با توجه به این مهم محققین را بر آن داشت تا پژوهشیهایی را در زمینه تعیین رضایت بیماران در بیمارستانها با بهره گرفتن از مدل شکاف کیفیت خدمت رسانی (servqual ) انجام دهند .
بر این اساس در یک بیمارستان دانشگاهی در ترکیه با ۴۲۲ فرد بزرگسال مرخص شده مصاحبه ای صورت گرفت و نتایج بیانگر منفی بودن شکاف بین مشاهدات و انتظارات بیماران در ۵ بعد servqual بود. بنابر این در این بیمارستان نیاز به بهبود خدمات احساس مشود و پرستاران برای بهبود خدمت رسانی و در نهایت جلب رضایت بیماران از مراقبتهای پرستاری باید به صورت مرحله ای و گام به گام عمل کنند .(اوزون )
همچنین مطالعه ای توصیفی – مقطعی با بهره گرفتن از پرسشنامه استاندارد servqual در یک بیمارستان دانشگاهی محلی در جنوب اسپانیا صورت گرفت ،نتایج نشان داد، تنها فاکتورهایی که به طور قابل توجه کمترین رضایت بیماران را از مراقبتهای پرستاری باعث شدند عبارت بودند از : سطوح تحصیلات بالا – جنس مونث و ندانستن نام بیمارستان .(گنزالز-والنتین)
از پژوهشهای دیگری که در این زمینه انجام شده است میتوان به ارزیابی کیفیت خدمات در شرکت بیمه ایران اشاره کرد که یک مطالعه موردی بوده است،هدف این پژوهش استفاده از مدل شکاف کیفیت خدمات سروکوال و شناسایی میزان شکاف کیفیت خدمات در ارتباط با ۵ بعد کیفیت خدمات که در پژوهش حاضر نیز بکار گرفته شده است و تعیین بیشترین شکاف در ارتباط با ابعاد کیفیت خدمات بوده است. نتایج این تحقیق نشان داد که کیفیت خدمات شرکت سهامی بیمه ایران براورده کننده انتظارات بیمه گزاران نبوده و بیشترین شکاف مربوط به دو مولفه همدلی و پاسخگویی بوده است و کمترین شکاف مربوط به ابعاد ملموس این شرکتها بود. در نتیجه توجه مدیران بایستی بر بهبود ویژگیهای خدماتی متمرکز شود که مستقیما بر دو مولفه همدلی و پاسخگویی اثر گذار است.
- مطالعه ای با هدف تعیین شکاف کیفیت در خدمات آموزشی به وسیله ابزار اصلاح شده servqual در میان دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در سال۲۰۰۷ صورت گرفت . در این مطالعه مقطعی از ۳۰۰ دانشجو که به طور تصادفی انتخاب شده بودند خواسته شد که به سوالات پرسشنامه servqual پاسخ دهند .
نتایج بیانگر آن بود که در هر ۵ بعد servqual شکاف منفی وجود داشت و بیشترین شکاف در بعد پاسخگویی به میزان ۱.۱۴- و کمترین شکاف مربوط به بعد اعتبار و روایی به میزان ۰.۷۱- می شد .
همچنین تفاوت فاحشی بین مشاهدات و انتظارات دانشجویان در همه ۵ بعد servqual وجود داشت .
P< 0.001.(اقا ملایی)
شکاف منفی در این پزوهش همانند سایر پژوهشها نشان می دهد که انتظارات فراتر از مشاهدات بوده است .بنابراین بهبود در همه این ۵ بعد، نیاز می باشد .
نتیجه کلی که میتوان گرفت این است که در حوزه ادراک،اختلاف معناداربیشتری بین میانگین نظرات نمونه های مورد پژوهش نسبت به ابعاد مختلف کیفیت ومیزان اهمیت هر یک از آنان وجود دارد.این اختلاف در حوزه انتظار کمتر ودر برخی از ابعاد نامحسوس بوده است واز نظر آماری معنادار نمیباشد.دلیل این امر میتواند این باشد که معمولا ادراک هر فرد از کیفیت یک خدمت با ادراک فرد دیگر از کیفیت همان خدمت متفاوت است اما معمولا اکثر افراد انتظارات مشابهی از کیفیت یک خدمت دارند وبیشتر آنان خواهان خدمتی با درجات کیفیت بالا میباشند
۵-۳-نتیجه گیری:
نتیجه کلی که میتوان از بحث حاضر گرفت این است که همواره انتظار افراد از ادراک آنها بالاتر است وکیفیت بهتر انتظارات مشتریان را نیز بالاتر میبرد.
با توجه به پژوهش انجام شده شکاف کیفیت رابطه معناداری با سن، وضعیت بیمه،تعداد دفعات مراجعه وبخش بستری نداشت.
البته ممکن است در پژوهشی دیگر وبا دامنه گسترده تر رابطه معناداری میانserv qual وهر یک از مباحث مطرح گردیده آشکار شود.
بطور کلی در میان ابعاد کیفیت ،،بعدتضمین و امنیت بیشترین امتیاز را دارد واین بدان معنی است که از دیدگاه نمونه های مورد پژوهش در بیمارستان کوثر کیفیت خدمت رسانی در بعد تضمین و امنیت بهتر از سایر ابعاد کیفیت خدمت میباشد وبعد ملموسات در پایین ترین وضعیت قرار دارد.
با توجه به اهمیت نقش کیفیت در بیمارستانهای امروزی مدیریت بیمارستان کوثر بایستی با بهره گرفتن از رویکردی استراتژیک و پویا به مدیریت کیفیت خدمات خود پرداخته وکیفیت را به عنوان منبعی برای تقویت و تفکیک سازی خدمات خود از دیگر رقبا مورد توجه قرار دهد ودر فواصل زمانی مشخصی میزان رضایت مراجعین خود را از خدمات دریافتی مورد ارزیابی قرار دهد.چرا که این امر آنها را قادر به شناسایی نقایص ونقاط قوت خود کرده و به مرور زمان منجر به بهبود کیفیت خدمات آنها می گردد.
بیمارستان کوثر لازم است بطور پیوسته مورد ارزیابی قرار گیرد تا بتواند از مشکلات احتمالی آگاهی یافته
پرتیواتل و همکاران[۱۲۲] (۲۰۰۸) در تحقیق خود که بررسی فعالیتهای خطرپذیر در بین جوانان ورزشکار نخبه پرداخت، رابطه معنیداری را بین ورزشکار رشتههای برخوردی بودن و فعالیتهای خطرپذیر گزارش کرد. وی در این تحقیق عنوان کرد که این نوع ورزش میتواند موقعیت رفتن به فعالیتهای خطرپذیر را فراهم سازد. ورزش به علت رقابتی بودن، خود نوعی خطرکردن است. چراکه احساس دست زدن به خطر و انجام ریسک برای برنده شدن را در ورزشکار تقویت میکند که این مقوله به سطح رقابت ورزشکاران نیز بستگی دارد.
درصورتی که در مطالعات دیگر نشان داده شد که ورزشکاران برای جلوگیری از اضطراب و کم کردن تنش خود قبل از مسابقه، سعی میکنند که فعالیتهای فراغتی همراه با آرامش را استفاده نمایند تا از استرس خود جلوگیری کنند (سابو[۱۲۳] و همکاران، ۱۹۹۹).
مطالعات مک اینتیر وپیکرام (۱۹۹۲) نشان داد که ورزشکاران رشتههای مبارزهای (که جزو رشتههای انفرادی برخوردی محسوب میشوند) در اوقات فراغت خود نیز تا حد قابل ملاحظهای از انجام فعالیتهای پرتنش استقبال میکنند و عامل خطرپذیری را در فعالیتهای فراغتی خویش مورد استفاده قرار میدهند.
دونکن و همکاران (۲۰۰۲) در پژوهشی رابطهی بین رفتارهای اجتماعی و ضداجتماعی پسرها و دخترها ۱۰، ۱۲، ۱۴ ساله را مورد مطالعه قرار دادند. فعالیتهای ضداجتماعی در این پژوهش شامل مواد مصرفی (الکل، سیگار و…) و رفتارهای بزهکارانه است و فعالیتهای مورد پسند اجتماع شامل، فعالیت جسمانی، ورزشهای سازمانیافته و ورزشهای تفریحی و فعالیتهای داوطلبانه و مذهبی میباشند. نمونهی مورد استفاده ۳۵۶ نفر با میانگین سنی ۰۶/۱۲ که نیمی از آنها دختر و نیمی پسر بودند. که در شش گروه بر اساس سن و جنس تقسیمبندی شده بودند. برای تعیین فاکتورهای موجود مثل مصرف مواد، رفتارهای انحرافی و فعالیتهای اجتماعی و رابطهی بین متغیرهای موجود اندازهگیری شدند. نتایج رابطهی مستقیمی را بین متغیرها نشان داد که ورزشهای سازمانیافته و روزهائی که فعالیت جسمانی انجام میگرفته رابطهی معکوسی با مصرف مواد مخدر داشته است. همچنین درآمد بالای خانواده و زندگی در خانوادهای که هر دو والدین حضور داشتهاند با کاهش مصرف مواد و رفتارهای بزهکارانه رابطهی مستقیمی را نشان داد.
زمان و نوع فعالیت اوقات فراغت
یافتههای پژوهش رفعت جاه (۱۳۹۰) نشان میدهد معنای فراغت در نظر دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تهران با هم متفاوت است و بیشتر دخترها فراغت را زمانی برای انجام امور دلخواه و فعالانه وبیشتر پسرها فراغت را زمانی برای کسب آرامش و سرگرمی خواهانه دانستهاند.
براساس یافتههای پژوهش علویزاده که به بررسی اوقات فراغت بانوان شهر علویزاده پرداخته است بیشترین زمان فراغت زنها عصرها، شبها و بعد از ظهرها عنوان شده است. فعالیتهای فراغتی مورد علاقه آنان شامل پرداختن به کارهای هنری ۷/۱۶ %، تماشای تلویزیون ۸/۱۷%، گردش در طبیعت ۱/۱۰ %، رفتن به پارک ۱/۱۳% و ورزش ۱/۹ بوده است.
زارعی و تندنویس، تماشای تلوزیون را با کسب ۱۸ درصد از کل امتیازات در بین ۲۰ نوع فعالیت زمان فراغت بین دانشجویان دانشگاه آزاد تهران، رتبه اول را به دست آورد. ضمن آنکه ۳/۱۶ درصد دانشجویان پزشکی استراحت را در اولین اولویت فعالیتهای فراغتی خود معرفی کردند.
در نتایج تحقیق رحمانی (۱۳۸۵) که به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانشجویان دانشگاههای زنجان با تاکید بر نقش تربیت بدنی پرداخته است بیان شده است که در میان فعالیتهای اوقات فراغت، شنیدن موسیقی، تماشای تلوزیون و هم صحبتی با دوستان به ترتیب در اولویتهای اول تا سوم و پرداختن به ورزش در اولویت دهم انتخاب فعالیت اوقات فراغت آنها قرار دارد. از سوی دیگر بررسی روابط بین متغیرها نشان داد که بین نحوه گذران اوقات فراغت دانشجویان سه دانشگاه در فعالیتهای هنری، دیدار اقوام، تمرین ساز و آواز، تماشای ویدئو، قدم زدن، گردش کردن تفاوت معنیداری وجود دارد.
فولادیان و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهشی به مقایسه سوگیری ورزشی (ورزشگرایی) ورزشکاران رشتههای انفرادی و گروهی و ارتباط آن با انگیزه مشارکت ورزشی در ورزشکاران تیمهای ملی منتخب استان خراسان رضوی پرداختند و نتایج نشان داد که بین سوگیری ورزشی ورزشکاران رشتههای تیمی و انفرادی تفاوت معناداری وجود دارد، بهطوری که ورزشکاران رشتههای انفرادی نسبت به تیمی رقابتطلبتر هستند و تمایل به پیروزی در آنها بیشتر است، اما ورزشکاران رشتههای تیمی نسبت به انفرادی هدفگراتر هستند.
۲.۱۹ جمع بندی
در این فصل مبانی نظری وپیشینهی تحقیق با تاکید بر اوقات فراغت و رفتارهای اجتماعی و ضداجتماعی آورده شده است. در بخش مبانینظری به دیدگاهها، نظریهها وآراء فلاسفه و دانشمندان در حوزهی اوقات فراغت پرداخته شد و همچنین به ارتباط اوقات فراغت با جنسیت، والدین و…. اشاره شده است. در بخش پیشینه تحقیق به پژوهشهائی در رابطه با موضوع تحقیق پرداختهایم. اوقات فراغت و موضوعات در ارتباط با آن یکی از مهمترین مباحث روز دنیاست و در بسیاری از جوامع از نحوه صحیح پر کردن اوقات فراغت مردم در جهت فرهنگسازی و هویتسازی بهرهبرداری میشود (حسینی و همکاران، ۱۳۸۴). بزرگترین فایده در حوزههای مختلف فعالیت جسمانی در رابطه با ارتقاء سلامت جسمانی مربوط به فعالیت جسمانی در اوقات فراغت (ال.تی.پی.ای) بوده است. زیرا عامل بالقوه در تغییر رفتار به شمار می رود (بسی، ۲۰۰۰). تحقیقات و مطالعات نشان دادند که برای اصلاح و بهبود رفتار جوانان باید از برنامههای مثبت برای گذران اوقات فراغتشان استفاده نمود، دو موضوع در رابطه با این پیشنهادات و برنامهها پیش میآید که یکی نیازهای اجتماعی جوانان و دیگری کاهش رفتارهای ضد اجتماعی که در برنامه ریزی برای گذران اوقات فراغت جوانان است. برای دستیابی به این اهداف در برنامهها باید از روشهای گوناگونی استفاده نمود که شامل فعالیتهای گوناگون، توسعه مهارتهای رهبری، ایجاد اعتماد به نفس و شرکت در فعالیتهای اجتماعی میباشد.
تحقیقات بسیاری در حوزهی اوقات فراغت و رفتارهای ضداجتماعی در داخل و خارج از ایران انجام شده است. با توجه به زمینهی جرمشناسی، نظریهی فعالیتهای روزمره، تفسیری را برای رابطهی بین فعالیتهای اوقات فراغت و رفتارهای ضداجتماعی ارائه گردیده است و بحث بر سر این موضوع است زمانی را که جوانان با همنوعان خود صرف فعالیتهای اجتماعی با ساختار پائین مینمایند رابطهی مستقیمی با رفتارهای ضداجتماعی دارد برای این که آنان در این موقعیت، فرصتهای کافی برای رفتارهای ضداجتماعی و خلاف عرف جامعه را دارند که شاید توسط همنوعان خود مورد تشویق و تایید قرار بگیرند. در این رابطه میتوان به پژوهش پاسکالا (۲۰۱۰) اشاره کرد. وی در پژوهش خود به این نتیجه رسید که برنامههای منظم ورزشی باعث افزایش هیجانات مثبت، عزتنفس و کاهش نارسایی تفکر میشود، و همچنین گاریتا و همکاران (۲۰۰۸) در پژوهش خود با عنوان بررسی فعالیتهای ورزشی گروهی خارج از برنامههای کلاسی بر روی بهداشت روانی و شادکامی دانشآموزان کشورهای سوئد و ایتالیا پرداختند به این نتیجه دست یافتند که افراد در ورزشهای گروهی بخشی از مهارتهای اجتماعی را فرا گرفته و در زندگی به کار میبرند که این مساله منجر به افزایش بهداشت روانی در آنها شده است. فلمینگ و همکاران (۲۰۰۸) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که مطابق با نظریهی فعالیتهای روزمره، همبستگی بالائی میان فعالیتهای غیرسازمانیافته و رفتارهای ضداجتماعی با رفتار دانش آموزان وجود داشت.
رواج مشکلات رفتاری در بین جوانان میتواند دلیل خوبی برای مطالعهی رابطهی بین فعالیتهای اجتماعی و ضداجتماعی جوانان باشد. در این رابطه استامس و همکاران (۲۰۰۹) طی یک مطالعهی مروری از ۵۴ مطالعهی تجربی درباره ی تاثیر ورزش بر رفتار ورزشکاران انجام دادند، این مطالعهی مروری نشان داد که بین عضویت ورزشی و رفتار ضداجتماعی رابطهی معنیدار مثبت وجود دارد و رابطهی معنیدار منفی را با کارهای جنایی نشان داد. و همچنین کاووسانو (۲۰۰۸) در پژوهشی نشان داد که ذات و طبیعت ورزش از فرصتهای فراوانی برای هر دو رفتارهای مورد پسند اجتماع و رفتارهای ضد اجتماعی تشکیل یافته است. علاوه بر این استر و همکاران (۲۰۰۸) به مطالعهی زمینههای آشکار و پنهان رفتارهای اجتماعی و ضداجتماعی در بازیکنان جوان فوتبال پرداختهاند نتایج این پژوهش نشان داد که ۲۱ درصد مربوط به رفتارهای ضداجتماعی پنهان، ۸درصد آن رفتارهای ضداجتماعی آشکار و ۱۴ درصد مربوط به رفتارهای اجتماعی بود. همچنین دونکن و همکاران (۲۰۰۲) در پژوهشی نشان دادند که ورزشهای سازمانیافته و روزهائی که فعالیت جسمانی انجام میگرفته است رابطهی معکوسی با مصرف مواد مخدر داشته است. همچنین درآمد بالای خانواده و زندگی در خانوادهای که هر دو والدین حضور داشتهاند با کاهش مصرف مواد و رفتارهای بزهکارانه رابطهی مستقیمی را نشان داد. ملاحظه میشود که پژوهشهایی روی اوقات فراغت و فعالیتهای ضد اجتماعی انجام شده و نتایج آن بیانکنندهی رابطهی نوع فعالیت اوقات فراغت و فعالیتهای ضداجتماعی است. اما تا کنون پژوهشی با هدف تعیین رابطهی نوع فعالیت (با تاکید بر فعالیت ورزشی)با فعالیتهای ضداجتماعی در اوقات فراغت انجام نشده است. به همین دلیل پژوهش حاضر به دنبال تعیین رابطهی فعالیتهای ورزشی انفرادی و اجتماعی با رفتارهای ضداجتماعی است.هدف آن است که با بدست آوردن اطلاعات دقیق وتجزیه وتحلیل آنها دیدگاههای سنتی را تعدیل وبخشی از ابهامات را روشن نماییم.
فصل سوم:
روش شناسایی تحقیق (متدولوژی)
۳.۱ روش تحقیق
تحقیق حاضر به روش توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است.
۳.۲ جامعهی آماری
جامعهی آماری تحقیق شامل تمامی ورزشکاران ورزشهای تیمی و انفرادی تیمهای ملی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۲ میباشد که تعداد آنها با توجه به آمار کمیته ملی المپیک و فدراسیونهای ورزشی ۲۳ رشته ورزشی تیمی و انفرادی، ۳۴۰ نفر میباشند.
۳.۳ نمونه آماری و روش نمونهگیری
نمونهی آماری پژوهش حاضر شامل ۲۰۰ نفر از ورزشکاران تیمهای ملی در رشتههای تیمی و انفرادی میباشد که طبق جدول مورگان برای جامعهی ۳۴۰ نفری نمونهای به تعداد ۱۸۱ نفر انتخاب میشود که محقق به احتمال ناقص یا مخدوش شدن برخی از پرسشنامهها تعداد ۲۰۰ پرسشنامه را در بین ورزشکاران پخش کرده و در نهایت تعداد ۱۹۷ پرسشنامه را در تجزیه و تحلیل آماری خود مورد استفاده قرار داده است.
۳.۴ جمع آوری اطلاعات
۳.۴.۱ ابزار اندازهگیری، اعتبار و پایائی
روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و استفاده از پرسشنامهی محقق ساخت به همراه ویژگیهای فردی خواهد بود. که این پرسشنامه بر اساس شاخصهای تحقیقات پیشین و شاخصهائی که در فصلنامهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران آمده تنظیم شده. رفتارهای ضداجتماعی در ایران بر طبق تحقیقات معاونت امنیتی نیروی انتظامی شامل خودکشی، دعوا کردن، مدگرائی و خیابانگردی، دوستی با جنس مخالف، آزار حیوانات، سیگار کشیدن، صدمه زدن به اموال عمومی، عدم مسولیتپذیری و سوءاستفاده از اعتماد دیگران، عدم ندامت از رفتارهای بد خود و در نهایت ترجیح فعالیتهای شبانه به روزانه میباشد. (فصلنامهی مطالعات امنیت اجتماعی ویژهی نیروی انتظامی). پرسشنامه شامل سوالاتی برای جمع آوری ویژگیهای فردی و ۲۳ سوال بسته که با مقیاس پنج گزینهای لیکرت طرح شدهاند.
۳.۴.۲ روائی و پایائی
برای تعیین روایی محتوا از مدل لاوشی (۱۹۷۵)، استفاده گردید، به این ترتیب که پرسشنامه در اختیار گروه متخصصان و کارشناسان قرار میگیرد، و از آنها خواسته میشود که نظرات خود را درباره هر گویه در مقیاس قضاوتی که تعیین شده است، لحاظ نمایند. اعضای گروه کارشناسان و متخصصان در این پژوهش از ۱۰ نفر تشکیل شده بود. پرسشنامه ارائه شده به گروه متخصصان با مقیاس لیکرت چهار رتبهای از« ارتباط ندارد تا بسیار مرتبط است» با نمرهگذاری ۱ تا ۴، طراحی و در اختیار متخصصان قرار گرفت و از آنها خواسته شد، نظرات خود را راجع به ارتباط گویهها با متغیر پژوهش، گویهای که لازم است اضافه یا حذف شود، غلط املایی، نگارشی و ادبی لحاظ نمایند. روایی محتوا توسط گروه متخصصان بالاتر از ۸۴/۰، گزارش شده است که نشان دهنده روایی محتوای خوب پرسشنامه میباشد.
برای محاسبه پایایی پرسشنامه از دو روش آزمون – بازآزمون و پایایی درونی در محیط نرم افزار SPSS استفاده شد. برای محاسبه پایایی آزمون- بازآزمون پرسشنامه بین ۱۵ نفر از جامعه آماری در دو مرحله متفاوت با فاصله زمانی۱۰روز توزیع و جمع آوری شد. پس از جمع آوری دادهها، میانگین دادههای محاسبه و همبستگی بین میانگینها محاسبه شد، که برابر با ۹۱/۰ بدست آمد. بر اساس مطالعات قبلی، محدودهی قابل قبول از مقادیر ضریب همبستگی آزمون- بازآزمون، ۴۰/۰ به پایین ضعیف، ۴۰/۰- ۵۹/۰ متوسط، ۶۰/۰-۷۴/۰ خوب و ۷۴/۰ به بالاتر، بسیار خوب میباشد (فلیز[۱۲۴]، ۱۹۸۱). همچنین ضریب پایایی درونی با بهره گرفتن از آزمون آلفا کرونباخ برای پرسشنامه ۸۷/۰ بدست آمده، که بر اساس مطالعات قبلی محدودهی قابل قبول از مقادیر ضریب آلفا (α)، ۶۴/۰- ۶۰/۰حداقل قابل قبول، ۷۰/۰- ۶۵/۰ قابل قبول است، ۷۴/۰-۷۰/۰ خوب، ۸۰/۰-۷۵/۰ بسیار خوب، و۸۰/۰ به بالاتر، عالی است (دولیس[۱۲۵]، ۲۰۰۳).
نتایج بدست آمده حاکی از آن میباشد، که پرسشنامه از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و روایی و پایایی آن تایید میشود.
۳.۴.۳ روش اجرا (توزیع و جمع آوری پرسشنامه)
ابتدا با مدیریت اردوهای تیمهای ملی هماهنگی لازم به عمل آمد. سپس محقق به همراه دستیاران در محل اردوهای فوق حضور یافت و در روزهای معین و برنامهریزی شده اقدام به توزیع و جمع آوری پرسشنامهها کرد. قبل از توزیع آموزشهای لازم برای دستیاران ارائه شد و به ورزشکاران توضیحات مرتبط با نحوهی تکمیل پرسشنامه ارائه گردید. شایان ذکر است زمان توزیع و جمع آوری پرسشنامه بین ساعات غیرتمرینی بوده که ورزشکاران در حال استراحت و خارج از زمین یا فضای تمرین بودند.
۳.۵ تعریف عملیاتی متغیرها
در این قسمت تعاریف مختلف مفاهیم اساسی پژوهش حاضر مورد بررسی قرار میگیرد. این مفاهیم عبارت از رفتارهای ضداجتماعی، ورزشکار، اوقات فراغت است.
رفتارهای ضداجتماعی: در ایران بر طبق تحقیقات معاونت امنیتی نیروی انتظامی انواع رفتارهای ضداجتماعی شامل خودکشی، دعوا کردن، مدگرائی و خیابانگردی، دوستی با جنس مخالف، آزار حیوانات، سیگار کشیدن، صدمه زدن به اموال عمومی، عدم مسولیتپذیری و سوء استفاده از اعتماد دیگران، عدم ندامت از رفتارهای بد خود و در نهایت ترجیح فعالیتهای شبانه به روزانه میباشد. (فصلنامهی مطالعات امنیت اجتماعی ویژهی نیروی انتظامی) و در این پژوهش که پرسشنامه به صورت محقق ساخت بوده است سوالات در چارچوب این مفاهیم گنجانده شده است.
اوقات فراغت: برخی از پژوهشگران بر این باورند که پدیدهی فراغت در سراسر تاریخ زندگی بشر وجود داشته و خاص زمان مشخصی نیست. اما برخی دیگر فراغت را پدیدهای میدانند که با تمدن صنعتی پیوند دارد و معتقدند که فراغت دارای دو ویژگی و شرط خاص است که عبارتند از: ۱-تحت تاثیر مراسم اجباری و الزامات فرهنگی و اجتماعی نیست بلکه با اراده و اختیار فرد سپری میشود (براوون، ۱۹۹۶).
۲- از سایر فعالیتهای ضروری زندگی روزمره نظیر خوردن متمایز است (دومازیه، ۱۳۵۲).
چنانچه این دو شرط ملاک باشد، اوقات فراغت در جوامع پیش صنعتی وجود نداشته، زیرا افراد در گذران فراغت خود نظیر تفریحات و سرگرمیها همواره به نوعی تابع الزامات فرهنگی و اجتماعی بودند (فکوهی و انصاری، ۱۳۸۲). کاپلان معتقد است هیچ چیزی را نمی توان فی نفسه (برای همه) به عنوان فراغت تلقی کرد و تقریبا هر چیزی را (چنان چه رضایت بخش باشد) میتوان فراغت دانست. مطابق این الگوی انسانگرایانه، فراغت فینفسه هدف تلقی شده و حالتی از بودن به شمار میآید (تورکیلدسون، ۱۳۸۲).
در تحقیق حاضر، فراغت به مجموعهای از مشغولیتها گفته میشود که ورزشکاران رشتههای تیمی و انفرادی در اوقات فراغت خود انجام میدهند.
ورزشکار: در این تحقیق ورزشکار به افرادی گفته میشود که دارای دست کم دو سال سابقه عضویت در تیمهای ملی (انفرادی- تیمی) باشند.
۳.۶ روشهای آماری
به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه، عملیات آماری طی دو مرحله انجام خواهد گرفت:
۳.۶.۱ مرحلهی اول: استفاده از آمار توصیفی
از روشهای آمار توصیفی، میانگین، واریانس، انحراف استاندارد، حداقل، حداکثر، دامنه تغییرات، فراوانی و درصد در نرمافزار SPSS16 استفاده شد و نیز برای توصیف بهتر دادهها از برنامه Exell در رسم نمودارها استفاده شد.
۳.۶.۲ مرحلهی دوم : استفاده از آمار استنباطی
در تحلیل استنباطی دادهها بعد از ارزیابی توسط آزمون کلوموگروف اسمیرنف و تست لوین در نرمافزار SPSS16 از آزمونهای تحلیل واریانس یکطرفه ANOVA، آزمون تعقیبی Bonferroni، آزمون Fisher’s Exact و آزمون t مستقل استفاده شد.
فصل چهارم:
تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق
۴.۱ مقدمه
در این فصل ابتدا با بهره گرفتن از روشهای آمار توصیفی یافتههای پژوهش در قالب جدولها و نمودارهایی (سن، جنسیت، رشته ورزشی، سطح فعالیت، سطح تحصیلات، شغل، محل زندگی، محل تولد، زمان اوقات فراغت، ساعات اوقات فراغت و اولویتهای اوقات فراغت) ارائه میشود و در ادامه تجزیه و تحلیل دادهها در قالب دو بخش بررسی نرمال بودن دادها و فرضیههای تحقیق (پنج فرضیه) بررسی میشود.
۴.۲ توصیف یافتههای تحقیق
۴.۱ جدول تعداد و کیفیت پرسشنامههای دریافت شده
جامعه آماری عبارت است از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صنعت مشترک باشند. معمولاً درهر پژوهش ،جامعه مورد بررسی یک جامعه آماری است.جامعه آماری به مجموعه افراد، اشیاء و یا به طور کلی پدیده هایی اطلاق می شود که محقق می تواند نتیجه مطالعه خود را به کلیه آنها تعمیم دهد و آحاد جامعه آماری دارای ویژگی های مشترکی هستند که آنها را از سایر پدیده های خارج از قلمرو جامعه آماری مشخص می سازد، این ویژگی ها را صفت مشترک جامعه آماری می گویند(متانی،۱۳۸۶،۱۰۸).
جامعه آماری این تحقیق از نوع نامحدود کل مشتریان گلاب قمصر کاشان می باشند.
۳-۳. حجم نمونه آماری
برای تعیین حجم نمونه نیز با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری از فرمول حجم نمونه میانگین جامعه استفاده شده است و ضمناً بر اساس نمونه گیری ۲۰ تایی مقدماتی، میزان واریانس ۰.۳۵ به دست آمده است. بنابراین در سطح تشخیص ۰.۰۵ و خطای ۰.۰۵ درصد حجم نمونه تحقیق به صورت زیر محاسبه شد.
محاسبه حجم نمونه :
پارامترهای موجوددر فرمول به صورت زیر می باشد:
: مقدار متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان در نظر گرفته شده می باشد. در این تحقیق سطح اطمینان ۹۵% درنظر گرفته شده است. در اینصورت Z متناظر با ۹۵%، ۹۶/۱ می باشد.
d: میزان اشتباه مجازی می باشد که مقدار آن بر اساس تحقیقاتی که قبلاً صورت گرفته است مشخص می شود. در این تحقیق مقدار d برابر ۰.۰۵ در نظر گرفته شده است.
n: تعداد نمونه آماری.
: واریانس نمونه
حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول بالا تقریبا برابر ۱۹۰ نفر می باشند که نشان دهنده حداقل تعداد نمونه مورد نیاز می باشد. ولی با این حال پس از توزیع پرسشنامه به مشتریان، تعداد ۳۰۰ پرسشنامه به دست آمده است.
۳-۴.روش گردآوری داده ها
کتابخانه ای:در این تحقیق برای گردآوری داده ها جهت تکمیل بخش پیشینه و مبانی نظری تحقیق، از کتب فارسی ولاتین،مقالات وسایت های اینترنتی استفاده شده است.
پرسشنامه: در این تحقیق، اطلاعات کمی از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است.
۳-۵.ابزار تحقیق
از متداولترین روش های جمع آوری اطلاعات در تحقیقات توصیفی و از شاخه میدانی، پرسشنامه آمده است. در این تحقیق از پرسشنامه چند گزینه ای استفاده شده است.
تحقیق حاضر با بهره گرفتن از پرسش نامه ای که توسط گریس و اکاس ارائه شده، انجام می گردد.در اجزای اصلی و کلیدی بخش مدل SBL، متغیرها به عنوان عوامل پنهان هستند که بدین معناست آنها را نمی توان بطور مستقیم مشاهده و رصد نمود و نیازمند این هستند که با شاخص های چندگانه ای اندازه گیری شوند.برای اینکه اطمینان پیدا کنیم که ابعاد برند به تصویر کشیده شده در مدل SBL برای مصرف کنندگان خدمات بااهمیت است و مقیاس ها و آیتم ها دارای اعتبار و اطمینان خوبی هستند و نتایج با یافته های پیشین قابل مقایسه هستند و روش انتخابی برای ابعاد برند جهت تایید برند و همگان سازی برند مبتنی بر تحقیقات پیشین بود (گروه تحقیقی گرس&اکاس ،نیکل پیلوسوف،۲۰۰۹).
پرسش نامه تحقیق دارای۲۴سؤال، برای سنجش۵ متغیر مطرح شده در این تحقیق است که درجدول۳-۱ مشخص شده است.تمام سؤالات بکار رفته در بخش ساختاربندی های بخش مدل SBL از طریق مقیاس لیکرت(Likert)سنجیده شدند که از شماره۱=کاملا مخالف تا شماره۵=کاملا موافق متغیر است.
۳-۱.شماره گویه های هر شاخص درپرسشنامه
متغیرها | شماره گویه ها |
نام برند | ۱ |
قیمت محصول | ۲-۳ |
محیط | ۴-۵ |
محصول اصلی | ۶-۷ |
خدمت کارکنان | ۸-۹-۱۰ |
احساسات | ۱۱-۱۲ |
برداشت شخصی | ۱۳ |
عنوان صفحه
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵. ۱. بحث و نتیجهگیری ۱۳۲
۵. ۲. تنگناهای پیش پا و افقهای پیشروی رویکرد هرمنوتیک ۱۴۷
۵. ۳. پیشنهادههای پژوهشی ۱۴۹
۵. ۴. پیشنهادههای کاربردی ۱۵۰
-
- ۵. محدودیتهای پژوهش ۱۵۰
فهرست منابع
منابع فارسی ۱۵۱
منابع انگلیسی ۱۵۷
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول شماره ۱: ویژگیهای رویکردهای فلسفی حلقه کندوکاو ۱۴۳
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار شماره ۱: سیر تاریخی و گرایشهای هرمنوتیک ۱۳۳
نمودار شماره ۲: رویکردهای نظری (فبک) ۱۳۴
نمودار شماره ۳: چرخه فهم در هرمنوتیک فلسفی گادامر ۱۳۵
نمودار شماره ۴: جایگاه ادبیات در رویکردهای نظری (فبک) ۱۳۸
نمودار شماره ۵: ارتباط رویکردهای حلقه کندوکاو هرمنوتیکی ۱۴۴
نمودار شماره ۶: حلقه کندوکاو هرمنوتیکی برمبنای هرمنوتیک فلسفی گادامر ۱۴۶
فصل اول
کلیات و مقدمه
۱. ۱. گشایش
چهار سال حضور در کلاسهای فلسفه کافی بود تا در ابتدای امر عبارت فلسفه برای کودکان[۱] برایم نامأنوس و عجیب، اما معصومانه، جلوه کند و مجال هرگونه ارتباطی را ممکن نبینم؛ گویی در حیات فلسفه جایی برای او نبود و فلسفه را هم از جانب کودکان خریداری نیست؛ آخر فلسفه کجا و کودک کجا! اما امروز بر آنم تا کودکانمان را به ضیافت فلسفه فراخوانم.
به گمانم، میتوان تربیت انسانهای آگاه و هشیار که تفکر خود را بر پایه استدلال صحیح و منطق بنا نهاده و در برخورد با دنیاهای پیرامون خود با اندیشهای جامع و عمیق، جوانب مختلف امور را بررسی و البته از قابلیت انعطاف بالایی در مواجهه با مسائل زندگی برخوردار هستند را، یکی از اصلیترین اهداف نظامهای تعلیم و تربیت دانست.
فیشر،[۲]پرورش مهارتهای تفکر در کودکان را گامی مهم در این عرصه میداند (فیشر، ۱۳۸۵: ۹).
در این زمینه، جنبش فلسفه برای کودکان به عنوان جدیدترین رویکرد موجود، عهدهدار چنین رسالتی است (باقری و دهنوی، ۱۳۸۸: ۱۲).
این برنامه را متیو لیپمن[۳] در اواخر دهه ۱۹۶۰ بر اساس تفکرات دیویی[۴] و ویگوتسکی[۵] بنیان نهاد. لیپمن، استدلال میکند که اگر ما بخواهیم کودکانمان در آینده به بزرگسالانی اندیشمند تبدیل شوند، باید آنها را تشویق کنیم تا کودکانی اندیشهورز باشند (فیشر، ۱۳۸۵: ۲۷۲).
سپس در گفتوگو با ناجی میافزاید، آنچه فلسفه برای کودکان نامیده میشود، تلاشی است برای بسط فلسفه، با این هدف که بتوان آن را همانند نوعی آموزش به کار برد. این نوع فلسفه، آموزشی است که در آن از فلسفه برای برانگیختن ذهن کودک در جهت پاسخگویی به نیاز و اشتیاقش به معنا بهره برده میشود. وی در ادامه فلسفه برای کودکان را به عنوان گامی فراتر از تفکر انتقادی[۶] معرفی میکند (لیپمن، ۱۳۸۸: ۲۸).
جهانی بر این باور است، لیپمن هوای آن را در سر دارد که با بهره گرفتن از داستانهای دارای مضامین فلسفی به پرسشهایی که در طول تاریخ فلسفه ذهن فیلسوفان را به خود مشغول داشته است به شیوهای بدیع پاسخ گوید (جهانی، ۱۳۸۲: ۷۱).
با این وجود لیپمن توانست از گذر همنشینی کودک و فلسفه، البته با مراد معنایی خاص، به ترویج اخلاق و عقلانیت بپردازد. به گمانم این نیاز اساسی امروز جامعه ما و هر جامعه دیگری است که در پی داشتن فردایی بهتر است.
همانند بسیاری از کشورهای جهان، به فلسفه برای کودکان در سالهای اخیر در ایران نیز توجه شده است. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأسیس گروهی به نام «فکر پروری برای کودکان و نوجوان» (فبک)، به معرفی و ترویج این برنامه در ایران میپردازد. به این منظور، گفتوگوهایی با بنیانگذاران این برنامه صورت گرفته، نشستها و کارگاههای مختلفی برگزار شده و کتابها، مقالهها و پایاننامههایی نیز تألیف شده است اما این آغاز راه است و نیاز به پژوهش در این حوزه همواره احساس میشود.
پژوهش حاضر بر آن است تا از گذر رویکردهای برنامه فلسفه برای کودکان، مجالی برای ارتباط حوزههای مختلف فلسفه، با این برنامه بیابد و به قابلیت رویکردهای بومی توجه کند.
۱. ۲. بیان مسأله
کمتوجهی نظام آموزشی ما به آموختن راه و رسم اندیشهورزی و تقویت ویژگی تأمّل و دقّت در کودکان و جوانان و پرورش حساسیت آنها در تشخیص خطا و صواب، لزوم توجه به تلاشها و تجربیات موفق در این زمینه را ضروری میسازد، فلسفه برای کودکان چند وقتی است که در ادبیات فلسفی ما حضوری پررنگ دارد.
این برنامه را میتوان از جمله بنیادیترین اقدامات کار فلسفی با کودکان دانست که هماکنون در بیش از سی کشور جهان توجه بسیاری از متفکران، محققان و مربیان تعلیم و تربیت را در سالهای اخیر به خود معطوف کرده است (جهانی، ۱۳۸۲: ۷۱).
بهبود توانایی تعقل، پرورش و تقویت خلاقیت، تقویت ارزشهای اخلاقی، تقویت خودآگاهی و پرورش تفکر انتقادی از اهداف این برنامه به شمار میآید و از مؤلفههای آن میتوان به اجتماع کاوشگری[۷]، کتابهای درسی داستان و معلمان تغییر نقش داده اشاره کرد (ناجی، ۱۳۸۵: ۷-۶).
خسرونژاد (۱۳۸۴) با نگاهی موشکافانه و عمیق، ورود به عرصه نظری فلسفه برای کودکان را نیازمند سه پیشفرض میداند؛ یکی فرضهایی درباره کودکان؛ دوم، فرض یا فرضهایی درباره فلسفه؛ سوم، فرض یا فرضهایی در مورد چیستی ادبیات کودک (خسرونژاد، ۱۳۸۴: ۷۵).
رویکرد لیپمن یکی از پرطرفدارترین رویکردهای کار فلسفی با کودکان است. لیپمن در گفتوگو با ناجی، صراحتاً اظهار میکند که فلسفه برای کودک برانگیزاننده است و اشتیاق کودک را برای فکرکردن برمیانگیزاند. بنابراین، فلسفه وسیلهای است برای برانگیختن تفکر در تمام زمینههای برنامه درسی (ناجی، ۱۳۸۹: ۲۸).
پیداست که در این رویکرد، امکان آموزش فلسفه به کودک، البته در معنایی که به فلسفه نسبت داده میشود، وجود دارد (خسرونژاد، ۱۳۹۱: ۳).
خسرونژاد معتقد است هر چند این رویکرد در پیشبرد برنامههای خویش، همواره از ادبیات کودک سود برده، اما هیچگاه تأملی نظری بر این مفهوم نداشته است. عمده بحثهای صاحبنظران این نهضت، درباره مفاهیم کودک، فلسفه و نظریه تربیتی بوده است و ادبیات صرفاً ابزاری در نظر گرفته شده که مقصدی جز خودش، در اینجا تربیت تفکر فلسفی، دارد (خسرونژاد، ۱۳۸۶: ۱۰۹).
در قلمرو کار فلسفی با کودکان، گرت بی. متیوز[۸] متفکر دیگری است که میتوان مدعی شد فرضهای متفاوتی در مورد مفاهیم سهگانه فلسفه، کودکی و ادبیات کودک دارد. وی در گفتوگو با ناجی، بهترین راه برای متقاعد شدن به این امر که کودکان افکار فلسفی دارند، ارائه تعریفی از فلسفه و بررسی شواهدی که مصداق این تعریف باشد، نمیداند؛ بلکه معتقد است باید ببینیم چیزهایی که کودکان میگویند یا میپرسند، با مطالبی که برخی از فیلسوفان، زمانی مطرح کرده یا پرسیدهاند شباهتی دارد یا نه (متیوز ۱۳۹۰ :۱۵).
متیوز، کودکان را فیلسوفان طبیعی میداند (خسرونژاد، ۱۳۸۴: ۲۷). در این رویکرد کودک، بالطبع باشندهای فلسفی است.
خسرونژاد پیرامون جایگاه و نقش ادبیات در این رویکرد میافزاید، متیوز بیآنکه آشکارا بیان و ادعا کرده باشد، در نهضت فلسفه برای کودکان، رویکرد متفاوتی را برای تبیین معنا و نقش ادبیات کودک بنا نهاده است. آنچه متیوز مدافع آن یا به عبارت بهتر مکتشف آن است، گونه ادبی ویژه و ازپیشآفریدهشدهای در ادبیات کودک است که بهخودیخود و برای خود، فلسفی است و از اینرو، پاسخگوی نیاز ذاتی کودکان به فلسفیدن نیز هست (خسرونژاد،۱۳۸۶: ۱۲۱).
خسرونژاد از فعالان و پژوهشگران فلسفه برای کودکان در ایران، خود نیز با فرضهای متفاوت دیگری پا به این عرصه نهاده است، رویکرد خسرونژاد، تنها رویکرد بومی کار فلسفی با کودکان در سطح ملی است. در این رویکرد، منظور از اندیشه فلسفی، گونهای از اندیشه است که دربرگیرنده سه ویژگی جامعیت، ژرفا و انعطافپذیری است و چون هر سه این ویژگیها برخاسته از توانایی ذهنی تمرکززدایی است، برای تقویت اندیشه فلسفی کودکان، باید بکوشیم این توانایی را پرورش دهیم (خسرونژاد،۱۳۹۰: ۲۰).
فرض این رویکرد درباره کودک، برگرفته از دیدگاه پیاژه[۹] است. براساس دیدگاه پیاژه، تمرکزگرایی و تمرکززدایی جزء فطرت کودک است؛ بنابراین، آگاهیهای ما از راه نوسانِ پیوسته ذهن، میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی تشکیل و تکمیل میشود (همان).
رویکرد داستانهای فکری ایرانی[۱۰] بر این باور است هرگونه اثر ادبی کودک، بهویژه داستان کودک، نهتنها شاخهای از آن، بلکه همه آن حتی افسانههای ایرانی، قابلیت تمرکززدایی بسیار بالایی دارند و ذهن را بین تمرکزگرایی و تمرکززدایی نوسان میدهند؛ بنابراین، قدم گذاشتن در جهان داستان و فهم معنای آن کاری فلسفی است؛ بر این اساس، باید کودک را به سمت ادبیات ببریم و ادبیات را برای او معنا کنیم (خسرونژاد،۱۳۹۱: ۴).
به نظر میرسد رویکردهای برنامه فلسفه برای کودکان، بنا به نوع نگاه نظری و اهمیتی که به کتابهای داستان و اجتماع کاوشگری میدهند، میتوانند وارد قلمرو هرمنوتیک شوند.
مسعودی (۱۳۸۶) هرمنوتیک[۱۱] را شاخهای از فلسفه نظری میداند که حدیث فهم و تفسیر را بازخوانیِ عقلانی میکند و بر فهم متون، تمرکزی اصولی و مبنایی دارد (مسعودی، ۱۳۸۶: ۱۳). با این وجود، واعظی (۱۳۸۰) معتقد است: این واژه در طول تاریخ کوتاه استعمال خویش بهعنوان شاخهای از دانش، به حجمی از تفکر اشاره و دلالت دارد که از فرط تنوع، کمتر انضباط میپذیرد. مولف سپس میافزاید، فهرست عناوینی که تحت این نام بررسی میشود، بسیار گسترده و ناهمگون است و هر یک به نوبه خود معرف و نشاندهنده دیدگاهی خاص در باب اهداف و وظایف این شاخه معرفتی است (واعظی،۱۳۸۰: ۲۶).
اگر از ارائه تعریف دقیق و جامع صرفنظر کنیم، این امکان وجود دارد که برای تبیین اجمالی این نکته که هرمنوتیک به چه سنخ مباحثی میپردازد، تعاریفی تسامحی ارائه دهیم.
پالمر[۱۲] به روایت واعظی (۱۳۸۰) با همین هدف، هرمنوتیک را چنین تعریف میکند:
رگرسیون ریج بیزی: رگرسیون ریج مشابه حداقل مربعات معمولی بوده با این تفاوت، درصورتیکه تعداد اثرات از تعداد مشاهدات بیشتر باشد محدودیتی نداشته و همچنین زمانی که بین نشانگرها همبستگی باشد نیز دارای پایداری عددی (numerical stability) است. مدل رگرسیون ریج به این صورت است: . برآورد اثرات نشانگرها ( ) را میتوان با بهره گرفتن از معادله روبهرو تخمین زد . که در اینجا یک ناظم برای پارامتر کنترل کننده بهمنظور توازن بین نکویی برازش (اندازه گیری شده بهوسیله مجموع مربعات خطا) و پیچیدگی مدل (که بهوسیله مجموع مربعات اثرات نشانگرها ( ) قابل اندازهگیری است) میباشد. لامبدا به قطر ماتریس ضرایب اضافه می شود. درصورتیکه لامبدا به سمت بینهایت میل کند، برابر صفر خواهد شد. از طرف دیگر، اگر لامبدا برابر صفر باشد برآوردهای این روش مشابه OLS خواهد بود. این مدل در فرم ماتریسی: خواهد بود که در اینجا D برابر ماتریس قطری بوده که برای برابر یک و برای بقیه عناصر صفر خواهد بود. وقتی کل عناصر این ماتریس صفر باشد مدل مشابه OLS خواهد بود. اضافه کردن ضرایب به قطر ماتریس، ضرایب برآوردها را به سمت صفر سوق میدهد. این کار هرچند که اریبی را تحریک کرده ولی واریانس برآوردها را کاهش میدهد. برآوردهای بیزی رگرسیون ریج مساوی است با توزیع پسین شرطی ضرایب رگرسیونی مدل بیزی که باشد. و بهترتیب واریانس باقیمانده و اثرات نشانگری میباشند. اختصاص دادن پیش فرضها (Prior) به هرکدام از این پارامترهای واریانس، منجر به استنباط و استنتاج پارامترهای نامعلوم از داده های آموزشی می شود که بهمنظور برآورد کردن اثرات نشانگرها مورد استفاده قرار میگیرد.
بیز LASSO: یکی دیگر از توزیعهای آماری برای اثرات SNP ها که بهعنوان توزیع پیشین روشهای بیزی بهکار میرود توزیع دونمایی میباشد. این توزیع مانند توزیع t دارای دم درازی است اما دارای تعداد بیشتری اثرات کوچک غیرصفر است. روش عامل انتخاب و افت حداقل مطلق (LASSO) از توزیع دونمایی برای توزیع اثرات QTL (مشروط به پارامتر تنظیم کننده لامبدا) استفاده می کند. برآوردهای LASSO میتوانند از مدل توزیع پسین بیزی تحت توزیع پیشین دونمایی مستقل برای اثرات QTL ها استنتاج و استنباط شوند. توزیع دونمایی همچنین می تواند بهعنوان توزیع مختلطی از توزیع نرمال با واریانس نمونه گیری شده از یک توزیع نمایی بیان شود.
بیز لاسو، شکل خاصی از حداقل مربعات جریمه شده است که مجموع مربعات باقیمانده را حداقل می کند. برآورد اثرات SNP در بیز LASSO تراکم پیشین توزیع دونمایی به این صورت بیان می شود.
که بوده و میزان افت را تعیین میکند. مقادیر بالای لامبدا تعداد بیشتری از ضرایب را صفر در نظر میگیرد و مقادیر پایینتر لامبدا منجر به نزدیکی برآوردها به OLS خواهد شد. در استنباط بیزی ضرایب رگرسیون: خواهند بود.
بردار ضرایب رگرسیون در بیز LASSO: مطابق پارک و کاسِلا (۲۰۰۸) توزیع پیشین شرطی اثرات نشانگرها ( ) با واریانس پیشین اختصاصی مارکر به این صورت تعریف می شود: این توزیع پیشین، افت برآورد اختصاصی اثرات نشانگرها را تحریک میکند که مقدار بسط آن به بستگی دارد. پارامتر واریانس ( برابر واریانس نشانگرها است: رِسِنده و همکاران، ۲۰۱۲) بهعنوان توزیعهای پیشین مستقل و یگانه نمایی و بهصورت: . در نظر گرفته می شود (پارک و کاسِلا، ۲۰۰۸). که با این فرضیات توزیع پیشین حاشیهای ضرایب رگرسیون به این صورت خواهد بود. که توزیع دونمایی است. این توزیع دارای تراکم بیشتری در صفر بوده که نشاندهنده اینست که دارای افت شدیدی برای مارکرهای با اثر نسبتاً کوچک و افت پایینتر برای مارکرهای با اثر قابل ملاحظه میباشد.
در بیز LASSO توزیع پیشین واریانس اثرات نشانگرها به این صورت است:
بنابراین، و میباشد.
بیز A: در این روش توزیع اثرات SNP ها بهصورت توزیع t فرض می شود. به این مفهوم که در این توزیع مفروض است همانند BLUP تمام SNP ها دارای اثرات اندکی باشند هرچند که شکل دنبهای توزیع فرض شده اجازه میدهد که برخی از SNP ها در حالت عدم لینکاژی با QTL های متوسط تا بزرگ اثر باشند. در این حالت اثرات SNP از توزیع نرمال نمونه گیری شده ولی واریانس این اثرات از توزیع کای اسکوار مقیاسبندی شده معکوس (مشابه معکوس گاما میباشد) نمونهگیری خواهد شد:
که در اینجا r برابر درجه آزادی و s مساوی پارامتر مقیاس است. این فرمول نشان میدهد که اثرات SNP ها از توزیع t نمونهگیری شده اند. مقادیر پارامترهای توزیع کای اسکوار معکوس مقیاسبندی شده (r و s) میتوانند برای متغیر تصادفی X به این صورت تعریف شوند.
از ترکیب دو معادله بالا حاصل می شود: .
بنابراین با بهره گرفتن از میانگین و واریانس مورد انتظار میتوان دو هایپر پارامتر r و s را برای توزیع کای اسکوار معکوس مقیاسبندی شده تعریف کرد.
درصورتیکه درجه آزادی افزایش یابد توزیع t به توزیع نرمال نزدیک می شود. ولی در حالت پایین بودن درجه آزادی، بیشتر SNP ها با اثر اندک و تعداد کمی از آنها با اثر عمده در نظر گرفته می شود. این حالت برای بیشتر صفات تقریب واقعیتری از اثرات SNP نسبت به (نمونهگیری اثرات QTL از) توزیع نرمال میباشد.
در بیز A توزیع پیشین واریانس بهصورت توزیع کای اسکوار معکوس مقیاسبندی شده در نظر گرفته شده که در اینجا s پارامتر مقیاس و v درجه آزادی میباشد. در این حالت وقتی اطلاعات توزیع پیشین و اطلاعات داده ها با هم ترکیب می شود توزیع پسین نیز بهصورت توزیع کای اسکوار معکوس شده مقیاسبندی شده خواهد بود
که در اینجا n برابر تعداد اثرات نشانگرها میباشد. همچنین واریانس خطای توزیع پیشین بهصورت است که توزیع شرطی آن به این صورت خواهد بود:
بیز B: در این مدل فرض بر این است که فقط قسمتی (بخشی) از جایگاههای ژنی، کل واریانس ژنتیکی را تشریح می کنند و بسیاری از جایگاههای ژنی نقشی در واریانس ژنتیکی ندارند. مدل آماری بیز B را میتوان بهصورت زیر نوشت:
که y فنوتیپ حیوان i بوده، : میانگین، k تعداد جایگاههای مارکری، x ژنوتیپ مارکر در جایگاه j (i اُمین آلل) که بهصورت ۰ و ۱ و ۲ (تعداد کپیهای آلل SNP که حیوان i حمل می کند) کد گذاری میشوند. نیز اثر جایگزینی آللی در جایگاه j و متغیر موردنظر و اختصاصی این مدل است که یک متغیر ۰ و ۱ بوده و نشاندهنده عدم حضور (با احتمالπ) یا حضور (با احتمال۱-π) جایگاه j در مدل میباشد.
فرض اصلی این روش، این است که بسیاری از SNP ها در مناطق ژنومی قرار گرفتهاند که فاقد QTL بوده و تاثیری بر صفت ندارند. در حالیکه فقط بخش اندکی از SNP ها در حالت LD با QTL بوده و درنتیجه دارای اثر هستند. بهطورکلی π نشاندهنده نسبت قابلانتظاری از SNP هاست که در حالت عدم لینکاژی با QTL ها نسبت به تعداد کل SNP ها است. اثرات SNP از توزیع t نمونه گیری شده ولی واریانس اثرات با احتمال π از توده صفر و با احتمال π ۱- ازتوزیع کای اسکوار معکوس مقیاسبندی شده (مِوویسِن و همکاران، ۲۰۰۱) نمونه گیری خواهند شد:
در روش بیز B مشکل مشخص بودن مقدار π وجود دارد. درصورتیکه مقداری که انتخاب می شود با توزیع حقیقی اثرات SNP ناسازگار و متناقض باشد بهطور معنیداری بر میزان صحت اثرات برآورد شده تاثیر منفی خواهد داشت. برای حل مشکل از قبل معین بودن π، از روش نمونه گیری ارائه شده توسط فرناندو (۲۰۰۹)، از توزیع پیشین یکنـــواخت (=uniform(0,1)π) استفاده و در کنار تمام پارامترهای دیگر در تکرارهای MCMC نمونه گیری خواهد شد. زمانی که یک همگرایی حاصل شد پارامتر برابر میانگین توزیع پسین خودش در نظر گرفته خواهد شد و الگوریتمها مجدداً برای برآورد اثرات SNP بهکار گرفته خواهند شد.
بیز C: این روش شکلی از بیز B است. فقط بهجای اینکه از توزیع پیشین t برای اثرات نشانگرها استفاده کند از توزیع نرمال استفاده میشود و ازاینرو، توزیع پسین اثرت نشانگری هم نرمال خواهد بود.
۳-۷- برآورد ارزشهای اصلاحی ژنومی
در هریک از سناریوهای مورد مطالعه، ارزشهای اصلاحی ژنومی برای هریک از افراد جمعیت کاندیدا، با بهره گرفتن از مجموع اثرات نشانگرها (بر حسب ژنوتیپ فرد در هر جایگاه) برآورد گردید. بنابراین، بردار ارزشهای اصلاحی ژنومی برآورد شده برابر است با:
GEBV=Xg
که در این رابطه، GEBV بردار ارزشهای اصلاحی ژنومی (با ابعاد n*1) میباشد. X ماتریس طرح با ابعاد n*m بوده که n تعداد فرد و m تعداد نشانگر میباشد. این ماتریس اثرات نشانگری را به ژنوتیپ نشانگرها مرتبط میسازد همچنین g بردار اثرات برآورد شده برای چند شکلیهای تک نوکلئوتیدی با ابعاد m*1 (m: تعداد نشانگر) میباشد که با بهره گرفتن از روشهای مختلف برآورد شده است. برای اجرای روشهای بیزی، از بسته نرم افزاری BGLR (دِ لوس کامپوس و پِرِز، ۲۰۱۳) و الگوریتم نمونهگیری گیبس برای نمونهگیری توزیع پسین شرطی اثرات نشانگری استفاده شد. استنباط اثرات نشانگری با بهره گرفتن از زنجیرههای ۱۲۰۰۰ نمونه ای (۲۰۰۰ نمونه اولیه گرمکنندگی و ۱۰۰۰۰ نمونه بعدی برای استنباطهای توزیع پسین) صورت گرفت.
۳-۸- مقایسه صحت روشها
بهمنظور بررسی صحت ارزشهای اصلاحی ژنومی برآورد شده با بهره گرفتن از روشهای مورد مطالعه، از همبستگی پیرسون ارزشهای اصلاحی برآورد شده و ارزش اصلاحی حقیقی استفاده گردید. هر سناریوی شبیهسازی شده ۱۰ بار تکرار شد و میانگین ۱۰ ضریب همبستگی بهدستآمده بهعنوان معیار صحت مدل درنظر گرفته شد.
۳-۹- استنباط ژنوتیپی
در بخش دیگر این پژوهش، تاثیر استنباط SNP ها بر صحت ارزشهای اصلاحی ژنومی مورد ارزیابی قرار گرفت. به همین منظور، پس از شبیهسازی جمعیتهای پایه، تاریخی، مرجع و تایید، ژنوتیپهای جمعیت مرجع بهعنوان پانل مرجع در نظر گرفته شدند. بهطوریکه پس از ذخیره ژنوتیپهای جمعیت تایید و اعمال درصدهای مختلف حذف، برای استنباط ژنوتیپهای ازدسترفته از ژنوتیپهای جمعیت مرجع بهعنوان راهنما استفاده شد. در این مطالعه، در ژنوتیپ حیوانات تایید، اطلاعات ژنوتیپی ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۷۰ و ۹۰ درصد از نشانگرها حذف و با بهره گرفتن از دو روش تخصیص تصادفی و روش جنگل تصادفی استنباط شدند.
۳-۱۰- روشهای استنباط ژنوتیپی
۳-۱۰-۱-روش تخصیص تصادفی
این روش بر مبنای فرض تعادل هاردی-واینبرگ عمل می کند و ژنوتیپهای ازدسترفته را بر اساس فراوانی آللی و ژنوتیپی در پانل راهنما استنباط می کند. با فرض دو آلل و سه ژنوتیپ در هر جایگاه نشانگری، اگر فراوانی آلل ۱ و ۰ بهترتیب p و ۱-p باشد درنتیجه ژنوتیپ ازدسترفته را بر اساس احتمال ژنوتیپها در هر جایگاه نمونه گیری می کند. نمونه گیری از فضای نمونه توزیع فراوانی ژنوتیپها به این صورت میباشد:
استنباط ژنوتیپها به روش تخصیص تصادفی با بهره گرفتن از بسته synbreed Version 0.10-4 (ویمر و همکاران، ۲۰۱۴) انجام شد.
۳-۱۰-۲- روش جنگل تصادفی
ماتریس نشانگری X حاوی عناصر Xij (ژنوتیپ نشانگر j ام برای فرد i ام) را در نظر بگیرید. ۱) ابتدا در ماتریس X نشانگرها بر اساس درصد اطلاعات ژنوتیپی ازدسترفته رتبه بندی میشوند و سپس اطلاعات از دسترفته بهوسیله روش MNI (Mean Neighbor Imputation) که روشی حد واسط است استنباط میشوند. MNI یک استنباط اولیه از ژنوتیپ از دست رفته نشانگر j (j امین SNP) را بهدست میدهد که بهعنوان یک پیش برآورد برای RF قلمداد می شود. ۲) سپس در هر نشانگر j که حاوی ژنوتیپهای ازدسترفته است (Xmis، در این مرحله ژنوتیپ استنباط شده توسط MNI)، اطلاعات معلوم (Xobs) برای ایجاد یک RF با مثلاً ۱۰۰ درخت مورد استفاده قرار میگیرد (۱۰۰Ψ….۱Ψ). هر درخت با بهره گرفتن از یک نمونه از Xobs ها شروع به رشد می کند و در هر گره انشعاب صورت میگیرد تا در نهایت به گرههای پایانی میرسیم. ۳) Xmisها با میانگینگیری از نتیجه ۱۰۰ درخت و بهصورت زیر استنباط میشوند:
در رابطه فوق X یک بردار ورودی است که حاوی اطلاعات ژنوتیپی برای نشانگر j است. ۴) اطلاعات ژنوتیپی نشانگر j در ماتریس X با بهره گرفتن از مقادیر در اصطلاح update می شود. (۵) مراحل ۲ تا ۴ برای نشانگرهای بعدی تکرار میشوند تا زمانی که همه ژنوتیپهای ازدسترفته استنباط شوند. این الگوریتم با بهره گرفتن از تابع missForest بسته نرم افزاری randomForest Version 4.6-10 (لیاو، ۲۰۱۴) بهکار گرفته شد.
۳-۱۱- صحت استنباط ژنوتیپ
برای سنجش صحت ژنوتیپهای استنباط شده روشهای متعددی ارائه شده است. برخی از آنها مانند شاخص درصد ژنوتیپهای بهدرستی استنباط شده بهشدت وابسته به فراوانی آللی است (هیکی و همکاران، ۲۰۱۲). بنابراین، نتایج حاصله ممکن است اریب باشند. در این مطالعه از همبستگی بین ژنوتیپهای استنباط شده با ژنوتیپهای واقعی استفاده شد. این شاخص توسط هیکی و همکاران (۲۰۱۲) که نقاط قوت و ضعف شاخص های مختلف را بررسی کردند، بهعنوان بهترین شاخص برای ارزیابی عملکرد روشهای مختلف استنباط ژنوتیپ پیشنهاد شده است.
۳-۱۲- صحت پیش بینی ارزشهای اصلاحی ژنومی حاصل از ژنوتیپ استنباط شده
جهت بررسی تاثیر استنباط ژنوتیپ بر صحت پیش بینی ارزشهای اصلاحی ژنومی، ابتدا اثرات نشانگری برای هرکدام از جایگاهها برآورد و سپس ارزشهای اصلاحی ژنومی در جمعیت تایید برای هرکدام از افراد برآورد شد (GEBV). در مرحله بعد، پس از استنباط ژنوتیپهای ازدسترفته مجدداً ارزشهای اصلاحی برای حیوانات کاندیدا برآورد شد (GEBV_GI). بهمنظور بررسی کارایی استنباط ژنوتیپی در برنامه های اصلاح نژادی و تاثیر استنباط ژنوتیپی بر صحت ارزشهای اصلاحی ژنومی برآورد شده از همبستگی بین GEBV و GEBV_GI استفاده شد. دو روش فوقالذکر، در درصدهای مختلف حذف (۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۷۰ و ۹۰ درصد) و نیز در سطوح مختلف عدم تعادل لینکاژی (۱/۰، ۲/۰ و ۳/۰) مقایسه شدند.
فصل چهارم