۳- ورشکستگی یکی از شرکای ضامن به انحلال شرکت منجر میشود. (بند ه ماده۱۳۶ق.ت) برای انحلال، کافی است که مدیر تصفیه[۶] شریک ورشکسته کتباً تقاضای انحلال شرکت را کرده باشد و از این تقاضا شش ماه گذشته و شرکت، مدیر تصفیه را از تقاضای مزبور منصرف نکرده باشد.(ماده۱۳۸ق.ت)
در این شرکت ورشکستگی یکی از شرکای با مسئولیت محدود منجر به انحلال شرکت نمیشود.(ماده۱۶۱ ق.ت)زیرا در شرکت مختلط غیر سهامی شرکای ضامن مسئول پرداخت تمامی بدهیهای شرکت هستند، در حالی که شریک با مسئولیت محدود در برابر بدهی شرکت، در صورتی که زائد بر سرمایه اش باشد مسئولیتی ندارد. به همین جهت ورشکستگی او نیز تاثیری در ورشکستگی شرکت ندارد.(اسکینی،همان،ص۲۳۱)
البته اگر چنین شریکی سهم خود را از سرمایه شرکت به طور کامل پرداخت نکرده باشد،طلبکاران شرکت میتوانند در صورت ورشکسته شدن او، برای پرداخت بقیه سهمش به او هم مراجعه کنند. در این باره ماده ۱۵۸ میگوید: «در صورت ورشکستگی یکی از شرکای با مسئولیت محدود خود شرکت یا طلبکاران آن با طلبکاران شخصی شریک مزبور متساوی الحقوق خواهند بود.»
۴- فوت و محجوریت شریک یا شرکای تضامنی به انحلال شرکت منجر میشود. (بند ه ماده۱۳۶ق.ت(
پس از فوت یا محجوریت یکی از شرکا ضامن، اگر سایر شرکا تصمیم به باقی ماندن شرکت بگیرند، قائم مقام متوفی یا نماینده محجور باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت یا محجوریت،[۷] رضایت یا عدم رضایت خود را راجع به باقی ماندن شرکت کتباً اعلام نمایند.در صورت اعلام رضایت شرکت باقی خواهد ماند.
نکته:ماده ۱۶۱ قانون تجارت مرگ یا محجوریت شریک با مسئولیت محدود را موجب انحلال مختلط غیر سهامی نمیداند. زیرا این شرکت قائم به وجود شریک یا شرکای ضامن است و شرکای با مسئولیت محدود فقط سرمایه در شرکت میگذارند و حق دخالت در امور شرکت را ندارند.(ستوده تهرانی،همان،ص۲۹۷)
۴-۴- بقای شخصیت حقوق شرکت پس از انحلال
ضرورت بقای شخصیت حقوقی شرکت پس از انحلال با تردیدی رو به رو نیست. پرداخت بدهیها، اجرای تعهدات باقی مانده، وصول مطالبات و تقسیم باقی مانده اموال شرکت میان شرکا از جمله اموری است که انجام آنها بدون پذیرش شخصیت حقوقی برای شرکت غیر ممکن است.
۴-۵- نتایج انحلال شرکت مختلط غیر سهامی
نتیجه انحلال این شرکت، تصفیه اموال شرکت و تقسیم آن میان شرکا است:
الف) تصفیه
پس از انحلال، امور شرکت باید تصفیه گردد یعنی مطالبات وصول شود بدهیها پرداخت شود و دارایی شرکت میان شرکا تقسیم شود. بنابراین تصفیه امور شرکت عبارت است از مجموع عملیاتی که برای وصول مطالبات و پرداخت دیون و تبدیل دارایی شرکت به وجه نقد و تقسیم آن بین شرکا انجام میشود و در هنگام تصفیه در صورتی که شرکت زیان داشته باشد مبلغ اضافی که هر یک از شرکای ضامن باید بدهند نیز باید تعیین گردد. (ستوده تهرانی،همان،ص۳۲۸)
تصفیه امور شرکت مختلط غیر سهامی پس از انحلال، مطابق مواد ۲۰۲ تا ۲۱۸ قانون تجارت مگر در موارد انحلال ناشی از ورشکستگی که تابع مقررات راجع به ورشکستگی خواهد بود.(حسنی،همان،ص۳۳۸)
ب) تقسیم اموال شرکت
قانون تجارت در مورد تقسیم دارایی شرکت میان شرکا مقرراتی را وضع کرده که اجمالاً بررسی میشود:
۱- به موجب ماده ۲۱۱ ق.ت « آن قسمت از دارایی شرکت که در مدت تصفیه مورد نیاز نیست به طور موقت بین شرکا تقسیم می شود.»
۲- همچنین ماده ۲۱۵ ق.ت میگوید تقسیم دارایی شرکت، خواه در حین تصفیه و یا پس از ختم آن، در صورتی امکان دارد که قبلاً سه مرتبه در مجله رسمی و یکی از جراید، اعلام و یک سال از تاریخ انتشار اولین اعلام در مجله گذشته باشد. ماده ۲۱۶ ق.ت نیز تخلف از ماده قبل را موجب مسئولیت متصدیان تصفیه در برابر طلبکاران قرار داده است. در مورد شرکت مختلط غیر سهامی باید دو نکته اساسی ذکر شود(اسکینی،همان،ص۲۳۲)
۱- اگر دارایی این شرکت برای پرداخت بدهی هایش کافی نباشد، طلبکاران شرکت حق دارند بقیهی طلب خود را از دارایی شخصی هر از شرکای ضامن وصول کند. در چنین حالتی، طلبکاران شرکت و طلبکاران شخصی شرکای ضامن، دارای حقوق مساوی هستند. (ماده ۱۵۷ ق.ت) اگر شرکای ضامن بیش از یک نفر باشند، مسئولیت آنها در مقابل طلبکاران و روابط آنها با یکدیگر، تابع مقررات شرکت تضامنی است. (ماده ۱۶۰ ق.ت)
۲- در صورت ورشکستگی این شرکت، دارایی شرکت بین طلبکاران خود شرکت تقسیم میشود و طلبکاران شخصی شرکا در آن حقی ندارند. ماده ۱۵۶ قانون تجارت این نکته را بیان میکند و در پایان اضافه میکند: «سهم الشرکه شرکای با مسئولیت محدود نیز جزء دارایی شرکت محسوب میشود.» این عبارت از این لحاظ اهمیت دارد که اگر شرکت ورشکسته شده باشد، طلبکاران شخصی شریک با مسئولیت محدود، حق توقیف و وصول سهم شریک در شرکت را ندارند، حتی اگر مثلاً به سبب ورشکستگی شریک با مسئولیت محدود، او قادر به پرداخت طلب طلبکاران شخصی خود نباشد.
۴-۶- موارد انحلال شرکت
همان طور که تشکیل شرکت ناشی از ارادۀ شرکاست، انحلال آن نیز با اراده شرکا میسر است. در نهایت ممکن است در طول حیات شرکت، وقایع دیگری حادث شود که انحلال شرکا را ایجاب کند. این موارد را قانون گذار در قانون تجارت پیش بینی کرده است و ما آنها را تحت عناوین زیر بررسی می کنیم:
انحلال مبتنی بر ارادۀ شرکا،
انحلال به سبب از بین رفتن یکی از عناصر شرکت،
انحلال مبتنی بر دلایل موجه،
انحلال به سبب وضعیت یکی از شرکا،
۴-۶-۱- انحلال به سبب از بین رفتن یکی از عناصر شرکت
در بحث راجع به تعریف و خصایص شرکت گفتیم که شرکت قراردادی است که به موجب آن دو یا چند نفر، شخص حقوقی را ایجاد می کنند تا فعالیت خاصی را در مدتی معین به انجام برسانند و در سود و زیان شرکت سهیم شوند. از میان رفتان هر یک از این عناصر تشکیل دهنده شرکت، موجب انحلال آن است.
الف) انتفای تعدد شرکا
چون در حقوق ایران، برخلاف حقوق بعضی از کشورهای اروپایی، شرکت تک شریک معتبر نیست، شرکت در صورتی تشکیل می شود که لااقل دو نفر بر تشکیل آن توافق کنند و هرگاه پس از تشکیل شرکت، حالت تعدد شرکا از میان برود، یعنی فقط یک شریک در شرکت باقی بماند، شرکت منحل خواهد شد. (اسکینی ۱۳۸۶، ص۲۲۹)
انتفای تعدد شرکا به ویژه زمانی پیش می آید که پدری و فرزند واحد او در یک شرکت شر یک اند و پدر فوت می کند. در این حالت، چون فرزند واحد مالک سهم الشرکه پدر نیز می شود و در نتیجه سهم الشرکه در ید او قرار می گیرد، مالکیت مشاع پایان می پذیرد و دیگر شرکتی وجود ندارد. البته این مورد با موردی که در آن یکی از شرکا فوت می کند، ولی بیش از یک شریک در شرکت باقی می ماند، متفاوت است و خواهیم دید که این وضع الزاماً به انحلال شرکت نمی انجامد. در صورت انتفای تعدد شرکا و تعلق تمام سرمایه به یک شریک، شرکت خود به خود منحل خواهد شد و مراجعه به دادگاه، برای صدور حکم انحلال آن، لازم نیست. هرگاه شریک تنها معاملاتی به نام شرکت انجام دهد، چون شرکت وجود ندارد، طلبکاران می توانند خود وی را طرف معامله تلقی کرده، از اموالش طلبهایشان را برداشت کنند.
ب) حذف نوع شرکت توسط قانونگذار
هرگاه نوع شرکتی که تاکنون وجود داشته است از طریق وضع قانون حذف شود، شرکت منحل خواهد شد، مورد بارز این وضعیت، شرکت های سهامی موضوع قانون تجارت(مصوب ۱۳۱۱) است که پس از گذشت سه سال از تصویب لایحه قانونی ۱۳۴۷، با جانشین کردن شرکتهای سهامی عام و خاص، از قانون گذاری ایران حذف شده است.
از تاریخ تصویب لایحه قانونی ۱۳۴۷، شرکتهای سهامی فقط به صورتی که در این لایحه آمده است، شرکت سهامی تلقی می شوند و هرگاه شرکتهای سهامی موجود در تاریخ لازم الاجرا شدن این لایحه، خود را با مقررات آن وفق نداده و به شرکت سهامی عام یا خاص و یا یکی از شرکتهای دیگر مندرج در قانون تجارت تبدیل نشده باشند، منحل محسوب خواهند شد و از لحاظ مقررات انحلال، مشمول قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ خواهند بود(ماده ۲۸۴ لایحه قانونی ۱۳۴۷)
مسئله ای که مطرح می شود این است که هرگاه یک شرکت سهامی که مطابق مقررات قانون تجارت(مصوب ۱۳۱۱) تشکیل شده، به دستور ماده ۲۸۴ لایحه قانونی عمل نکند به همان صورت سابق ادامه حیات بدهد، چه باید کرد؟ آیا چنین شرکتی را باید مطابق ماده ۲۸۴ لایحه قانونی نادیده گرفت، یا مطابق ماده ۲۲۰ قانون تجارت شرکت تضامنی تلی کرد؟ پاسخ دادن به این سؤال از آن نظر مفید است که هرگاه شرکت را منحل تلقی کنیم، هر شریکی که معامله ای با اشخاص ثالث کرده باشد باید خود به شخصه از عهده تعهدات پذیرفته بر آید؛ چه بنا بر فرض، شرکت وجود ندارد. برعکس، اگر شرکت را شرکت تضامنی تلقی کنیم، علاوه بر اینکه شرکت وجود دارد، شرکا مسئولیت تضامنی خواهد داشت و در نتیجه، هر معامله ای که شریکی کرده باشد، بر عهده شرکای دیگر نیز خواهد بود.
به نظر ما، با توجه به اینکه ماده ۲۸۴ لایحه قانونی ۱۳۴۷، هم بر ماده ۲۲۰ قانون تجارت، وارد است و هم نسبت به آن جنبه خاص دارد، باید درباره موضوع مورد بحث، بر ماده اخیر ترجیح داشته باشد و به عبارت دیگر، هرگاه شرکت سهامی در زمان حکومت قانون تجارت تشکیل شده و بعد از تصویب لایحه قانونی ۱۳۴۷ خود را با لایحه اخیر تطبق نداده باشد، باید نادیده گرفته شود، نه آنکه تضامنی تلقی گردد. البته این امر به زیان اشخاص ثالثی است که با شرکت معامله کرده اند،؛ چه شرکت، بنا بر مادده ۲۸۴ لایحه قانونی منحل است و انحلال آن نیز نیاز به صدور حکم ندارد. بنابراین، شریکی که با اشخاص ثالث ـ حتی به نام شرکت ـ معامله کرده است، به شخصه مسئول اجرای معامله است و طلبکارانی که با او معامله کرده اند فقط به خود او می توانند مراجعه کنند. به نظر ما، قانون گذار بایست ماده ۲۸۴ لایحه قانونی را چنان تنظیم می کرد که با شرکت سهامی سابق، در صورت عدم تطبیق خود با مقررات جدید، شرکت تضامنی تلقی شود(ماده ۲۲۲۰ ق.ت) و یا آنکه منحل شده، شرکا مسئول تضامنی محسوب شوند؛ اما چون قانون گذار هیچ یک از این دو راه را انتخاب نکرده است، اشخاص ثالث، در این مورد به خصوص، مغبون خواهند شد.(ستوده تهرانی ۱۳۸۶، ۲۱)
ج) انتفای موضوع شرکت
همان طور که گفتیم، موضوع شرکت دارای دو مفهوم متفاوت است: مجموعه اموالی که به شرکت آورده می شوند و فعالیت که شرکت برای انجام دادن آن تشکیل می شود. هرگاه موضوع شرکت، به دلیل تحقق هدف شرکت و یا از میان رفتن آن، منتفی شود، همچنین زمانی که انجام دادن مقصودی که شرکت برای آن تشکیل شده بود، غیر ممکن شود و یا نوع فعالیت مندرج در اساسنامه یا شرکتنامه از طرف قانون ممنوع گردد، شرکت منحل خواهد شد. ماده ۱۳۶ قانون تجارت، ناظر به ماده ۹۳ همان قانون، مورد دوم را به عنوان دلیل انحلال ذکر می کند: « وقتی که شرکت مقصودی را که برای آن تشکیل شده بود انجام داده یا انجام آن غیرممکن شده باشد». از میان رفتن کامل دارایی شرکت ـ یعنی مفهوم دیگر موضوع ـ نیز مطابق مقررات عام قانون مدنی موجب از میان رفتن قرارداد شرکت خواهد شد؛ چه تا سرمایه و دارایی نباشد؛ شرکتی هم وجود ندارد. تلف شدن موضوع شرکت، در صورتی موجب انحلال آن خواهد بود که تمام دارایی شرکت از میان برود. در عمل، موضوع شرکت در اساسنامه ها چنان وسیع معین می شود که هیچ گاه نمی تواند منتفی شود. به علاوه، صرف توقف فعالیت شرکت، موجب انحلال قهری آن نیست، مگر آنکه توقف نتیجه اتمام مقصودی باشد که شرکت برای آن تشکیل شده است و یا نتیجه تلف کامل دارایی شرکت باشد. این نکته را که رویه قضایی فرانسه بیان کرده در حقوق ما نیز باید پذیرفت؛ چه بند یک ماده ۹۳ قانون تجارت، ناظر به موردی است که فعالیتی که شرکت برای آن ایجاد شده کاملاً انجام شده باشد و توقف فعالیت شرکت به هر علت دیگری، موجب انحلال شرکت نمی شود.
د) انقضای مدت شرکت
هرگاه برای شرکت مدت معین شده باشد و با انقضای مدت، شرکا به تمدید آن رضایت ندهند، شرکت منحل می شود. این قاعده کاملاً منطقی است و اگر قانون گذار بر آن تأکید نمی کرد هم قابل اعمال بود؛ چه همان طور که گفته شد، شرکا با تعیین مدت برای شرکت، از قبل چنین توافق کرده اند که هرگاه مدت شرکت به پایان برسد، منحل شود.
هـ) ورشکستگی شرکت
ورشکستگی شرکت تجارتی زمان مصداق دارد که شرکت از تأدیه وجوهی که برعهده دارد برنیاید(۴۱۲ ق.ت). با توجه به اینکه حکم ورشکستگی به طور موقت قابل اجراست(ماده ۴۱۷ ق.ت)، انحلال شرکت از زمانی تحقق پیدا می کند که حکم دادگاه اول صادر شده است و لزومی ندارد که حکم، با گذراندن مراحل قانونی قطعی شده باشد.
از آنجا که شرکت، از تاریخ صدور حکم ورشکستگی، از دخالت در اموال خود ممنوع است(ماده ۴۱۸ ق.ت)، طبیعی است که قانون گذار این قاعده را پیش بینی کرده باشد که در صورت ورشکستگی شرکت، شرکت منحل می شود.
باید توجه کرد که در صورت انحلال شرکت به سبب ورشکستگی، تصفیه اموالش مطابق مقررات مربوط به ورشکستگی انجام می گیرد(ماده ۲۰۲ ق.ت) بنابراین، در صورتی که طلبکاران شرکت ورشکسته توافق کنند با شرکت قرارداد ارفاقی منعقد کنند، شرکت منحل نخواهد شد، مگر آنکه به تعهدات خود به موجب قرارداد ارفاقی عمل نکرده باشد و یا قرارداد ارفاقی به دلیلی باطل اعلام شود.
۴-۶-۲- انحلال به سبب وضعیت یکی از شرکا
از آنجا که در شرکتهای اشخاص، شخصیت شریک اهمیت فراوان دارد، فوت، حجر و عجز شریک از پرداخت دیون شخصی اش، ممکن است موجب انحلال شرکت شود.
الف) فوت و حجر شریک
در صورت فوت یا حجر یکی از شرکای ضامن، شرکت خود به خود منحل می شود مع ذلک، سایر شرکا می توانند بر بقای شرکت با قائم مقام متوفی توافق کنند(مورد ۱۳۶، ۱۳۹، ۱۶۱ و ۱۸۱ ق.ت). همان طور که گفته شد، در صورتی که نظر سایر شرکا بقای شرکت باشد، قائم مقام متوفی باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت، رضایت یا عدم رضایت خود را در مورد بقای شرکت به طور کتبی اعلام کند. در صورتی که قائم مقام متوفی، رضایت خود را اعلام کرد، نسبت به اعمال شرکت در مدت مزبور از نفع و ضرر شریک است، ولی در صورت اعلام عدم رضایت فقط در منافع حاصل در مدت مذکور شریک است و نسبت به ضرر آن مدت سهیم محسوب نمی شود. سکوت تا انقضای مهلت یک ماه مذکور، در حکم اعلام رضایت است(مواد ۱۳۹ و ۱۴۰ ق.ت). برعکس، در شرکت های مختلط غیرسهامی، فوت یا حجر یا ورشکستگی شریک یا شرکای با مسئولیت محدود، موجب انحلال شرکت نمی شود(ماده ۱۶۱ ق.ت)
ب) عجز شریک از پرداخت دیون شخصی
قانون تجارت ایران در مورد عجر یکی از شرکا از پرداخت دیونش دو مورد را از یکدیگر تفکیک کرده است:۱- هرگاه شریک تاجر باشد و قادر به پرداخت دیون خود نباشد، حکم ورشکستگی اش صادر میشود. بند «هـ» ماده ۱۳۶ قانون تجارت، در چنین صورتی، صدور حکم انحلال شرکت را مجاز می داند. مع ذلک در این باره باید به دو نکته اساسی توجه کرد: اول اینکه حکم انحلال در صورتی صادر می شود که مدیر تصفیۀ شریک ورشکسته کتباً تقاضای انحلل شرکت را کرده و از تقاضای مزبورش شش ماه گذشته وشرکت مدیر تصفیه را از تقاضای انحلال منصرف نکرده باشد(ماده۱۳۸ق.ت). انصراف در صورتی حاصل می شود که مدیر تصفیۀ شریک ورشکسته تشخیص دهد که ادامه شرکت به دلیل سود دهی آن به نفع طلبکاران شخصی شریک است.
دوم اینکه با وجود صدور حکم ورشکستگی شریک، سایر شرکا می توانند سهم آن شریک را از دارایی شرکت نقداً تأدیه و شریک ورشکسته را از شرکت خارج کنند(ماده ۱۳۱ق.ت). این راه حل قانون گذار باید مورد تأیید قرار گیرد؛ چه اولاً با پرداخت سهم شریک ورشکسته، شخص جدیدی وارد شرکت نمی شود و در نتیجه، وضع موجود تغییر نمی یابد و ثانیاً علاوه بر شرکا، کارکنان و خدمه شرکت از کار بیکار نمیشوند و مشکل اجتماعی ناشی از بیکاری آنها به وجود نمی آید.
۲- هرگاه شریک عاجز از پرداخت، تاجر نباشد، حکم ورشکستگی او را نمی توان صادر کرد و بنابراین، انحلال شرکت به سبب ورشکستگی مورد پیدا نمی کند. مع ذلک، اگر طلبکاران شخصی شریک نتوانسته باشند طلب خود را از دارایی شخصی او وصول کنند و سهم مدیون از منافع شرکت، کافی برای پرداخت طلب آنها نباشد، می توانند انحلال شرکت را تقاضا کنند؛ مشروط بر اینکه لااقل شش ماه قبل، قصد خود را به وسیله اظهارنامه رسمی به اطلاع شرکت رسانیده باشند. در این صورت، شرکت یا بعضی از شرکا نمیتوانند مادام که حکم نهایی انحلال صادر نشده با پرداخت طلب طلبکاران مزبور تا حدود دارایی مدیون در شرکت، با جلب رضایت آنان به طریق دیگر، از انحلال شرکت جلوگیری کنند(ماده ۱۲۹ق.ت). در فرض اخیر، سایر شرکا می توانند سهم شریک مدیون را از دارایی شرکت نقداً پرداخت کرده، او را از شرکت خارج کنند(ماده ۱۳۱ ق.ت) به هر حال در شرکتهای مختلط غیرسهمی، نه ورشکستگی شریک به مسئولیت محدود موجب انحلال شرکت است و نه عجز او از پرداخت دیون شرکت (هرگاه شریک تاجر نباشد)(ماده ۱۶۱ق.ت)
۴-۷- انحلال مبتنی بر ارادۀ شرکا
در بررسی این مورد باید فرضی که در آن کلیه شرکا انحلال شرکت را می خواهند و فرضی که در آن، انحلال شرکت خواست فقط یک یا چند نفر از شرکاست تفکیک قائل شد.
۴-۳-۱) مسائل نمونه استفاده شده برای تنظیم پارامترها ۷۵
۴-۳-۲) تنظیم پارامترها ۷۷
۴-۴) نتایج محاسباتی ۷۹
۴-۴-۱) مسائل با ۳۰ فعالیت ۸۰
۴-۴-۲) مسائل با ۶۰ فعالیت ۸۲
۴-۴-۳) مسائل با ۹۰ و ۱۲۰ فعالیت ۸۴
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات آتی
۵-۱) نتیجه گیری کلی ۸۶
۵-۲) پیشنهادات ۸۷
۵-۲-۱) تعریف مسائل جدید مرتبط و بررسی آنها با الگوریتم ASO 87
۵-۲-۲) استفاده از روش های فراابتکاری دیگر برای حل مساله مورد بررسی ۸۸
۹۰
۹۴
فهرست جدول ها و شکلها
جدول ۱‑۱: علائم استاندارد مورد استفاده در مسئله زمانبندی پروژه ۶
جدول ۴‑۱: مراحل انجام عملگر crossover2 69
جدول ۴‑۲: تنظیم پارامترهای متغیر برای مسائل دارای ۳۰، ۶۰ و ۹۰ فعالیت ۷۳
جدول ۴‑۳: مسائل انتخاب شده برای انتخاب پارامترها برای ۳۰، ۶۰ و ۹۰ فعالیت ۷۵
جدول ۴‑۴: مسائل انتخاب شده برای انتخاب پارامترها برای ۱۲۰ فعالیت ۷۶
جدول ۴‑۵: عاملها و سطوح آنها برای تنظیم پارامترهای الگوریتم ASO 77
جدول ۴‑۶: طرح L16 تاگوچی برای الگوریتم ASO 77
جدول ۴‑۷: سطوح بهینه بدست آمده ۷۸
جدول ۴‑۸: مقایسه الگوریتم ASO طراحی شده با الگوریتمهای دیگر برای مسائل سری ۳۰ فعالیت ۸۱
جدول ۴‑۹: درصد میانگین انحراف از کران پایین بدست آمده تا سال ۲۰۰۶ برای سری ۶۰ فعالیت ۸۳
شکل ۳‑۱: فلوچارت الگوریتم ASO 57
شکل ۴‑۱: شکل شماتیک یک مثال از مساله RCPSP 63
شکل ۴‑۲: ساختار جواب مرتبط با مثال شکل ۴-۱ ۶۳
شکل ۴‑۳: نحوه انجام عملگر Crossover1 68
شکل ۴‑۴: نحوه انجام عملگر Crossover2 69
شکل ۴‑۵: نمودار نسبت S/N برای هر سطح عامل ۷۸
شکل ۴‑۶: نمودار مجموع تابع هدفهای مسائل آزمایش شده ۷۹
فصل اول
مفاهیم وکلیات زمانبندی پروژه
مقدمه
قدمت مدیریت پروژه بدون توجه به دانش مدیریت پروژه[۱]، حداقل به ۴۵۰۰ سال پیش برمیگردد، سازندگان اهرام مصر و معابد مایا در آمریکای مرکزی اغلب به عنوان اولین مدیران پروژه دنیا محسوب می شوند]۱[. پیدایش مدیریت پروژه به عنوان یک علم از جنگ جهانی اول آغاز شد به طوریکه در سال ۱۹۱۷، هنری ال .گانت[۲] نمودار معروف گانت چارت[۳] را ابداع کرد. بعد از سال ۱۹۵۰ سایر تکنیک های معروف مدیریت پروزه مانند روش مسیر بحرانی[۴] و … توسعه یافت. علم مدیریت پروژه به طور ویژه در دهه های گذشته از مهمترین و کاربردیترین موضوعات مورد توجه بوده است. با پیشرفت علوم و پیجیده تر شدن ساختارهای پروژه های تعریف شده در بخش های مختلف علمی وتجربی، مدیریت پروژه دائما به عنوان یک جزء لاینفک در کلیت پروژه خودنمایی میکند. در دنیای امروز با افزایش فضای رقابتی، تحویل به موقع کالا یا خدمات با کیفیت مورد نظر با رعایت محدودیتهای مختلف مانند نیروی کار، سرمایه و …، بسیار با اهمیت جلوه میکند. با توجه به صرفه جویی حاصل از مدیریت پروژه در زمان و منابع و هزینه، علاقه مندان به این رشته در سراسر جهان به طور تصاعدی در حال افزایش است. در میان اجزای مختلف مدیریت پروژه، زمان بندی پروژه[۵] به جهت اهمیت و نقش به سزای آن در سطح مدیریت کلان برنامه ریزی پروژه های مختلف جایگاه ویژه ای را به خوداختصاص داده است. از بعد عملی با بهبود زمان بندی پروژه که جزئی از مدیریت پروژه است، سود شرکت ها به خصوص شرکت هایی که کار تولید و فروش را به طور همزمان انجام میدهند(تولید به مصرف) به میزان چشمگیری افزایش می یابد. از کاربردهای عملی زمان بندی پروژه می توان در زمینه های توسعه نرم افزار، برنامه ریزی در سازمان های حمل و نقل و کارهای عمرانی و بسیاری زمینه های دیگر اشاره کرد. زمان بندی پروژه علاوه بر بعد عملی، از بعد نظری و تحقیقاتی نیز بسیار حائز اهمیت است و در سال های اخیر، تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. از آنجاییکه بسیاری از مسائل بهینه سازی معروف حالت خاصی از مسائل مطرح در زمانبندی پروژه هستند، این مقوله یک زمینه تحقیقاتی جذاب برای علاقه مندان علم تحقیق در عملیات است، به عنوان مثال مسئله زمانبندی کارکارگاهی[۶] (jssp) که یکی از معروف ترین مسایل بهینه سازی ترکیبی است که حالت خاصی از مسئله زمانبندی با محدودیت منابع است که در آن منابع مسئله فقط ماشین ها هستند.
طبق استاندارد PMBOK 2008 [۷]مدیریت پروزه شامل ۴۲ فرایند است که زمان بندی پروژه تنها یکی از این فرایندها محسوب می شود. در یک تقسیم بندی کلی تر بر طبق استاندارد PMBOK 2008 مدیریت پروژه شامل ۵ مجموع فرایند اصلی به شرح ذیل است:
-
- فرایندهای آغازین
-
- فرایندهای برنامه ریزی
-
- فرایندهای اجرا
-
- فرایندهای کنترلی
-
- فرایندهای اختتامی
زمان بندی پروژه که موضوع اصلی در این پایان نامه است، طبق این تقسیم بندی در گروه فرایندهای برنامه ریزی قرار میگیرید. زمان بندی پروژه به صورت تعیین توالی زمانی، جهت انجام یک سری فعالیت های وابسته به هم که تشکیل دهنده پروژه هستند تعریف می شود. منظور از وابستگی فعالیتها ، وجود روابط تقدمی در انجام آنهاست، بدین معنا که ممکن است انجام یک فعالیت وابسته به انجام یک یا چند فعالیت دیگر باشد، که در این حالت گفته می شود که پروژه دارای محدودیتهای تقدمی است. تعیین این برنامه زمانبندی میتواند تحت یک هدف و یا چند هدف خاص صورت گیرد. علاوه بر محدودیت های تقدمی که در تمام پروژه ها بین فعالیت ها موجود هستند، نوع دیگری از محدودیتها تحت عنوان محدودیت منابع نیز ممکن است در پروژه وجود داشته باشد. مسائل زمانبندی پروژه که فقط محدودیت تقدمی در آن وجود داشته باشد، به مسائل زمانبندی پروژه بدون محدودیت منابع معروف هستند. در مسائل زمانبندی پروژه اگر علاوه بر محدودیت تقدمی، محدودیت منابع نیز وجود داشته باشد، به مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع[۸] (RCPSP) معروفند. اولین مدل ها و روش های زمانبندی پروژه که برای مقیاس بزرگ (بیش از صد فعالیت) طراحی شده اند به اواخر دهه ۱۹۵۰ برمیگردد. از معروفترین این روشها میتوان به روش مسیر بحرانی اشاره کرد که درسال ۱۹۶۱ توسط کلی[۹] برای پروژه هایی که دارای فعالیت هایی با زمان های قطعی و مشخص هستند طراحی شد.از روش های معروف دیگر در زمانبندی پروژه میتوان به روش تکنیک ارزیابی و بازنگری پروژه[۱۰] (PERT) اشاره کرد که در سال ۱۹۵۶ توسط مالکولم[۱۱] ابداع شد و برای پروژه هایی که دارای فعالیتهایی با زمان غیر قطعی و احتمالی هستند به وجود آمد. روش تکنیک ارزیابی و بازنگری گرافیکی[۱۲] در سال ۱۹۶۷ توسط پریتسکر[۱۳] و هاپ[۱۴] ابداع شد که در آن فعالیت های پروژه به صورت احتمالی هستند. روش ها و مدل های اولیه زمانبندی پروژه که به سه روش مهم آن اشاره شد، برای پروژه هایی طراحی شده بودند که فقط دارای محدودیت تقدمی بین فعالیتها هستند در حالیکه در دنیای واقعی یکی از مهمترین مشکلات زمانبندی پروژه با محدودیت منابع است. از اواخر ۱۹۶۰، مدلهای زمانبندی پروژه که در آن هم محدودیت تقدمی و هم محدودیت منابع به طور همزمان مد نظر گرفته می شد گسترش یافتند. حل این نوع مسائل نسبت به مدل های قبلی بسیار سخت بود به طوریکه روش های یادشده برای حل این نوع مسائل کارایی نداشت، در این نوع مسائل جدید زمان حل مسئله با افزایش فعالیتها به صورت نمایی افزایش می یافت و در نتیجه در مسائل بزرگ(بیش از صد فعالیت) به خاطر بزرگ شدن فضای جستجو استفاده از روش های دقیق نیز از لحاظ زمانی مرقون به صرفه نبود چراکه این نوع مسائل به خصوص در ابعاد بزرگ جزء مسائل بهینه سازی NP-hard [۱۵] محسوب می شدند. مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع در حالت کلاسیک (RCPSP) ساده ترین نوع مسائل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع است که در ابعاد بزرگ (بیش از صد فعالیت) هیچ روش دقیقی برای حل آن وجو ندارد. بلازویچ[۱۶] ثابت کرد که مسئله PCPSP به عنوان تعمیمی از مسئله JSSP یک مسئله NP-hard است به طوریکه زمان لازم برای یافتن جواب بهینه توسط بهترین روش های دقیق برای شبکه های مشتمل بر بیش از سی فعالیت بسیار زیاد است]۲[. در نتیجه محققان برای حل مسئله RCPSP در ابعاد بزرگ به روش های ابتکاری[۱۷] و فراابتکاری[۱۸] روی آوردند، چرا که این روشها نیاز به پیمودن کل فضای جستجو ندارند و میتوان با آنها در زمان معقول به جواب نزدیک به بهینه رسید. به همین خاطر ما در این پایان نامه سعی داریم تا از الگوریتم جدید فراابتکاری بهینه سازی جامعه نامنظم (ASO) [۱۹] که در سال ۲۰۱۱ توسط احمدی جاوید[۲۰] به وجود آمده]۳[، برای اولین بار برای حل مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع در حالت کلاسیک به کار بگیریم و نتایج آن را با بهترین الگوریتم های معروف، که قبلا بکار گرفته شده مقایسه کنیم.
۱-۱)اجزای زمانبندی پروژه
اجزای یک مسئله زمانبندی پروژه در سه جزء خلاصه می شود که عبارتند از : فعالبت ها، منابع و روابط تقدمی. در ادامه به طور اجمالی به بررسی هر یک از این اجزا میپردازیم. قبل از ادامه بحث در این قسمت، جدول ۱ -۱ را به عنوان جدول استادارد علائم مورد استفاده در این پایان نامه معرفی میکنیم.
جدول ۰۱‑۱: علائم استاندارد مورد استفاده در مسئله زمانبندی پروژه
نماد |
این عملگر شبیه به عملگر دو نقطهای است، با این تفاوت که به جای دو نقطه، چند نقطه برای تقاطع انتخاب میگردد. تقاطع در بخشهای شکسته شده دو کروموزوم به صورت یک در میان انجام میگیرد.
۴-۳-۶-۴) تقاطع یکنواخت:
براساس این عملگر، یک ژن از هر دو الد به طور مستقل از سایر ژنها، شانس برابر برای حضور در کروموزوم یک فرزند را دارند. در این حالت، براساس یک توزیع تصادفی باینری مشخص میگردد که یگ ژن از کدام والد انتخاب گردد. مثلاً اگر توزیع باینری ۱ را نشان داد، آن ژن از والد اول و اگر ۰ بود از والد دوم انتخاب میگردد. این عمل برای تمامی ژنهای یک فرزند انجام میگردد. در نتیجه، فرزندان ترکیبی از ژنهای والدین خواهند بود. شکل ۴-۶ یک مثال از تولید فرزندان با بهره گرفتن از عملگر تقاطع یکنواخت را نشان میدهد. در این شکل، در صورتی که عدد تصادفی ۱ باشد، ژن فرزند از والد اول و در صورتی که صفر باشد، از والد دوم انتخاب میگردد. برای فرزند دوم، عکس فرزند اول در نظر گرفته شده است.
۱ ۰ ۱ ۱ ۰ ۰ ۱ ۱ | والد ۱ |
۰ ۰ ۰ ۱ ۱ ۰ ۱ ۰ | والد ۲ |
۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۱ ۱ ۰ | مقدار تصادفی |
۱ ۰ ۰ ۱ ۱ ۰ ۱ ۰ | فرزند ۲ |
۰ ۰ ۱ ۱ ۰ ۰ ۱ ۱ | فرزند ۱ |
شکل۴-۶: نمونهای از عملگر تقاطع یکنواخت
۴-۳-۶-۷) تقاطع مرتب:[۵۸]
از تقاطع دو نقطهای مرتب زمانی استفاده میشود که مسأله مبتنی بر ترتیب (برای مثال، مسأله بالانس خط مونتاژ U شکل و غیره) باشد. با دو والد داده شده، دو نقطه تقاطع تصادفی انتخاب میگردد که آنها را به سه قسمت چپ، وسط و راست تقسیم میکند. عملگر به این ترتیب عمل می کند: فرزند ۱ سمت چپ و راست را از والد اول و قسمت وسط آن براساس ژنهای قسمت وسط والد ۱ به نحوی که ترتیب آن براساس والد ۲ باشد تعیین میگردد. فرایند مشابه برای فرزند دوم صورت میگیرد. یک مثال از تقاطع مرتب در شکل ۴-۷ نمایش داده شده است.
Parent 1 : 4 2 | 1 3 | 6 5 Child 1 : 4 2 | 3 1 | 6 5
Parent 2 : 2 3 | 1 4 | 5 6 Child 2 : 2 3 | 4 1 | 5 6
شکل۴-۷: نمونهای از عملگر مرتب [۱]
۴-۳-۷) جهش:
بعد از تقاطع، کروموزومها تحت اپراتور جهش قرار میگیرند. عملگر جهش از افتادن الگوریتم در بهینه محلی جلوگیری مینماید. اگر عملگر تقاطعی برای کاوش روی راه حل های اخیر در جهت یافتن راهحل بهتر به کار گرفته شده است، عملگر جهش برای کمک به جستجوی کل فضای جستو در نظر گرفته میشود. جهش موجبی میگردد که گوناگونی جمعیت حفظ شده و ساختار ژنتیکی جدیدی در جمعیت با تغییرات تصادفی بعضی از ژنها به وجود آید. عملگر جهش با حفظ گوناگونی جمعیت موجب میگردد که از افتادن الگوریتم در بهینه محلی جلوگیری گردد.
شکلهای متعددی از جهش برای انواع مختلف نمایش راهحل وجود دارد. برای یک نمایش باینری، یک جهش ساده میتواند به صورت عکس مقدار هر ژن با احتمال کوچکی تعریف گردد. احتمال جهش، معمولاً در حدود ۱ / L در نظر گرفته میشود که L طول کروموزوم است. در زیر بعضی از عملگرهای جهش شرح داده میشود.
۱) معکوسکردن:[۵۹]
۲) تعویض:[۶۰]
۴) احتمال جهش:
۴-۳-۸) جابهجایی:[۶۱]
جابهجایی آخرین مرحله از چرخه تولیدمثل است. دو والد از یک جمعیت با اندازه ثابت، انتخاب شده و دو فرزند را به وجود آوردهاند. نمیتوان کل این چهار کروموزوم را به جمعیت برگرداند و در نتیجه باید دو کروموزوم حذف گردد. به عبارت دیگر، زمانی که فرزندان تولید شدند، باید روشی تعریف گردد که براساس آن مشخص گردد که کدام یک از اعضاء فعلی جمعیت باید حذف شده و چه فرزندانی باید جانشین آنها شود. این روش بر همگرایی الگوریتم ژنتیک تأثیر زیادی خواهد داشت. روشهای مختلفی برای انتخاب جمعیت جدید وجود دارد که به طور مثال میتوان از دو روش زیر نام برد.
تمام اعضای جمعیت جدید از میان کروموزومهای فرزندان انتخاب شوند.
تعدادی از افراد جمعیت مرحله بعد، همان افراد جمعیت مرحله قبل بوده و بقیه از میان فرزندان جدید انتخاب گردند. البته در هر مورد، شایستهترین کروموزومها انتخاب میشود.
تحقیقات نشان داده است که حذف همه کروموزومهای جمعیت مرحله قبل و انتخاب جمعیت جدید از میان فرزندان، ممکن است بسیاری از جوابهای مناسب را که در میان جمعیت مرحله قبل وجود دارد، حذف نماید.
۴-۳-۸) قاعده توقف:
قواعد توقف متعددی برای الگوریتم ژنتیک وجود دارد که در زیر خلاصه به بعضی از آنها اشاره مینماییم.
حداکثر تولیدنسل. با بهره گرفتن از این قاعده، الگوریتم ژنتیک زمانی متوقف میگردد که تعداد مشخصی از تولید نسل اتفاق افتاده باشد. مثلاًٌ شمارنده تولید نسل به عدد خاصی مثل ۱۰۰ برسد.
زمان سپری شده. زمانی که فرایند الگوریتم ژنتیک زمان خاصی را سپری کرد، الگوریتم متوقف میگردد.
۴-۳ الگوریتم حرکت جمعی پرندگان (pso)
فرض کنید شما و گروهی از دوستانتان به دنبال گنج می گردید. هر یک از اعضای گروه یک فلزیاب و یک بی سیم دارد که می تواند مکان و وضعیت کار خود را به همسایگان نزدیک خود اطلاع بدهد. بنابراین شما می دانید آیا همسایگانتان از شما به گنج نزدیکترند یا نه؟ پس اگر همسایه ای به گنج نزدیکتر بود شما می توانید به طرف او حرکت کنید. با چنین کاری شانس شما برای رسیدن به گنج بیشتر می شود و همچنین گنج زودتر از زمانی که شما تنها باشید، پیدا می شود.
۱۵٫۵
۵
۳٫۸
دی
۱۲٫۴
۲٫۷
۴
بهمن
۱۲٫۷
۲٫۵
۲٫۸
اسفند
۱۴٫۳
۴٫۶
۲٫۴
سالانه
۲۱٫۳
۱۰٫۸
۸
جدول۳-۱بارندگی لاهیجان و شاه شهیدان جدول۳-۲حداقل و حداکثر دمای لاهیجان و شاه شهیدان
ماخد:اداره هواشناسی گیلان
- با مشاهده آمارها در جدول متوسط دمای حداقل وحداکثر ماهانه،ملاحظه می شود بالاترین حد دمای حد اقل در ایستگاه لاهیجان مرداد با۲/۱۹ درجه است که به تدریج کاهش پیدا کرده ودر بهمن ماه به پایین ترین حد خود یعنی ۵/۲ درجه می رسد.در صورتی که در ایستگاه شاه شهیدان حد اکثر دما در مرداد ماه ۸/۱۳ درجه وحداقل ان در ماه اسفند با ۴/۲ درجه سانتی گراد ملاحظه گردیده است.
-
- دربخشی از باریکه شمالی شهرستان سیاهکل خاک های تشکیل شده،عمدتا حاصل جلگه های آبرفتی رودخانه ای ورسوبی است که خاک های عمیق تا نیمه عمیق را تشکیل می دهد.مشکل عمده خاکها فقدان زهکشی مناسب است.این خاک ها بهترین نوع خاک های ناحیه محسوب می شود.استعداد وکار بری اراضی در شرایط فعلی اکثرا تحت پوشش کشت برنج وباغ وصیفی کاری است.استعداد اراضی پس از انجام عملیات عمرانی احداث وتکمیل سیستم زهکشی مناسب،توان زیادی را برای کشت دارا می باشد.
اراضی واقع در ضلع جنوبی شهر ستان سیاهکل که شامل کوههاست،اکثرا بدون پوشش خاکی یا خاک های کم عمق همراه با بیرون زدگی سنگی بسیار زیاد می باشد.این دسته از اراضی شهرستان سیاهکل استعداد درختچه ها وبوته های مناطق آلپی،چراگاه فصلی وقطعات کوچک دیم کاری در حاشیه رودخانه هارا دارند.(اداره کل منابع طبیعی گیلان۱۳۸۰)
شکل۳- ۴ نقشه خاکهای شهرستان سیاهکل ماخذ : سازمان جهاد کشاورزی
- از نظر پوشش گیاهی شهرستان سیاهکل دارای غنی ترین جنگل ها در منطقه شمال است . به طوری که اکوتون های گیاهی ( مرزهای انتقالی ) اشکوب های گیاهی با افزایش ارتفاع تغییرات گونه ای را به خوبی نشان می دهد . توضیح آنکه در ارتفاع تا ۵۰۰ متر گونه های توسکا ، لرک ، ممرز ، انجیلی و پلت در ارتفاعات ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر گونه های افرا، راش در ارتفاعات ۱۲۰۰ متر به بالا درختان جنگلی با گونه های خشکی پسند اوری ، بلوط ، زال زالک کم کم ناپدید گردیده و گونه های مرتعی آتری پلکس ، درحنه و سپس مرتع جایگزین آنها می شود . منطقه دیلمان و اسپیلی در چنین شرایطی می باشند . و از ارتفاع ۱۵۰۰ متر به بالا شرایط آب و هوایی خشک تر شده و گونه های گیاهی خشکی پسند مرتعی تا جنوب منطقه گسترده شده اند .
از ارتفاع ۲۰۰۰ متر به بالا با توجه به جهت دامنه ها و شرایط حرارتی و اکولوژیک ، دامنه ها از پوشش گیاهی خالی شده و به صورت زمین خشک درآمده است .
جنگل های شهرستان سیاهکل در قسمت جنوبی این شهرستان از منطقه جنگلی رادار پشته تا منک رود و اشکراب تا ارتفاع ۲۰۰۰ متر از سطح دریا ادامه می یابد . مساحت جنگل های مزبور به ۳۴۲۲۱ هکتار می رسد . وسعت مراتع استان ۲۷۴۴۰ هکتار برآورد شده است .
بهره برداری های بی رویه و غیر علمی ، بیش از دو سوم جنگل های سیاهکل را به صورت مخروبه و نیمه مخروبه درآورده است . بر آورد های کارشناسی در این منطقه موجودی جنگل را حدود ۱۲۰ متر مکعب در هکتار نشان می دهد که فاقد ارزش تجارتی است . حدود یک سوم از جنگل های مزبور در ارتفاعات ، از لونک به بالا وضع بهتری دارند . موجودی این بخش به ۲۵۰ متر مکعب در هکتار می رسد .
شکل۳-۵ نقشه کاربری اراضی شهرستان سیاهکل ماخذ : سازمان جهاد کشاورزی
اتخاذ استراتژی دانش مناسب- اتخاذ استراتژی مدیریت دانش و همسوسازی آن با استراتژی کسب و کار- توجه به استراتژی نو آوری -میزان حمایت کارکنان دانشی و خبره سازمان از استراتژی مدیریت دانش (محقق) - ترسیم دورنمای سازمان دانش محور (محقق) -میزان حمایت و پشتیبانی استراتژی مدیریت دانش از یک مسئله حیاتی کسب و کار (محقق) - تعیین مأموریت سازمان مبتنی بر دانش (محقق).
Maier & Remus( 2002) , Earl( 2001) , Skyrme and Amidon(1997) ,Earl, (2001) , Chourides et al, (2003) , Wong (2005) , Akhavan et al.(2006) , Akhavan and Jafari (2006) , Hung et al.(2005) , Yang (2007) , Akhavan et al(2009) , and
Chang et al ( 2009).
رهنورد و محمدی (۱۳۸۸).
فرآیندهای مدیریت دانش
این تحقیق بر مبنای ادبیات موضوع فرایند های شناسایی و اعتبار سنجی دانش، سازماندهی دانش، اشتراک گذاری دانش، به کار گیری دانش، نوآوری دانش و تجاری سازی دانش را به عنوان چرخه مدیریت دانش به منظور موفقیت مدیریت دانش در سازمان دانش محور پیشنهاد می کند.
Holsapple and Joshi(2000 ), Bhatt(2000) , Wong & Aspinwall ( 2005) ,Akhavan & Jafari ( 2006) ,
Chen& Lin( 2004).
Alavi & Leidner (2001).
Liao et al(2010) , OECD ( 2000) ,Yang(2005) , Yang (2007) ,Toivonen, (2006),Kasch & Dowling ( 2008) , and Wong et al , 2007.
پور عزت و همکاران، (۱۳۸۹).
همانطور که مشاهده میشود جدول ۳-۱ شامل عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش و شاخصهای عوامل مذکور در سازمانهای دانش محور میباشد. این شاخصها با توجه به وابستگی و ماهیتشان در ذیل هر یک از عوامل حیاتی قرار گرفتهاند. در ادامه به ارائه توضیحاتی در خصوص عوامل حیاتی مستخرج شده و شاخصهای آنها میپردازیم.
- پشتیبانی و تعهد مدیریت عالی
پشتیبانی و تعهد مدیریت عالی سازمان دانش محور برای موفقیت مدیریت دانش مانند اجرای هرگونه سیستم و برنامه جدید در سازمانها نیازمند حمایت فعال و همه جانبه مدیریت ارشد است. از همه مهمتر این که مدیریت ارشد باید پشتیبانی و تعهد مستمر خود را در خصوص آغاز و حفظ تلاشها در جهت اجرای مدیریت دانش را به نمایش بگذارد (Chung et al. , 2005; Hung et al., 2005; and Chang et al., 2009). درک اهمیت اجرای مدیریت دانش برای موفقیت کسب و کار از سوی مدیریت عالی سازمان و سرمایه گزاری و رفع محدودیت منابع نقش مهمی را میتواند در موفقیت مدیریت دانش در سازمان دانش محور ایفاء نماید.
- ساختار و زیرساختهای سازمانی
یکی از عوامل موثر به عنوان عامل حیاتی موفقیت در توسعه مدیریت دانش در سازمانهای دانش محور، تحول در ساختار و زیرساختهای سازمانی آنها میباشد. به نحوی که این سازمانها میبایست به سمت ساختار سازمانی پویا، منعطف و تخت همراه با ساختاری غیر رسمی و کاهش تمرکزگرایی حرکت نمایند. ساختار مناسب میتواند تسهیل کننده اکتشاف دانش جدید و حامی رفتار جمعی باشد. همچنین موجب بهبود فرآیندهای مبادله و تسهیم دانش میشود (Wu et al , 2008; Jemielniak & Kociatkiewicz , 2009; OECD, 2000; and Liao, 2010 ). علاوه بر این توصیه میشود سازمانها برای رسیدن به بلوغ دانشی، سمت سازمانی به عنوان مدیر عالی دانش (Chief Knowledge Officer) طراحی کنند (Akhavan et al., 2006).
همچنین ساختار کار ترکیبی فرصتهایی برای یادگیری کارکنان از همکارانشان ایجاد میکند. به وسیله کار با یکدیگر، اشتراک گذاری دانش، افراد میتوانستند کانالهای ارتباطی و همکاری برقرار کنند تا بتوانند خبرگی و دانش خود را مبادله نمایند. زمانی که سازمانها از سطح بالاتری از ترکیب برخوردار باشند، آنها تمایل بیشتری به تعامل اجتماعی دارند (Chen & Huang, 2007).
- توسعه سرمایه انسانی و اجتماعی
همچنین توسعه سرمایه انسانی و اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت مدیریت دانش محسوب میشود که در سازمانهای دانش محور نقشی کلیدی دارد. بخشی از این مسئله به داشتن یا تربیت کردن کارکنان دانشی یا خبره بر میگردد. (Swart & Kinnie, 2003 ; Akhavan et al, 2009; OECD, 2000 ;and Den Hertog, 2000). در سازمانهای دانش محور به کارکنان رده پایین به عنوان منابع غنی ایدههای جدید نگریسته میشود ( (OECD, 2000. علاوه بر این، سازمانهایی که تلاش دارند خود کنترلی و خود ارزیابی در کارکنان نهادینه شود، با موفقیت بیشتری در مدیریت دانش روبرو هستند (Jemielniak & Kociatkiewicz, 2009) . سازمانهای دانش محور مزیت رقابتی خود را از سرمایه انسانی و اجتماعی به دست میآورند که دارایی منحصر به فرد آنها میباشد. سرمایه انسانی شامل دانش ضمنی و صریح فردی کارگران دانش میباشد، در حالی که سرمایه اجتماعی به دانشی که در روابط سازمانی و رویههای آن است اشاره دارد (Swart& Kinnie , 2003). مدیریت دانش در سازمانهای دانش محور همچنین شامل مدیریت محققان، خبرگان به عنوان فرایند سازماندهی و توانمند سازی مدیریت و کاربرد میباشد (Akhavan et al , 2009). علاوه بر آن مواردی همچون آموزش روشهای حل مسأله، خلاقیت، یادگیری گروهی و انتقال دانش، الزامی بودن انتشار تحقیقات، جذب و ارتقاء افراد بر اساس صلاحیت دانشی و ایجاد انگیزه و سیستم پاداش میتواند از عوامل تأثیرگذار در موفقیت مدیریت دانش در سازمانهای دانشمحور باشد.
- فرهنگ سازمانی
عامل دیگر اثرگذار به عنوان عامل حیاتی موفقیت، فرهنگ سازمانی میباشد. فرهنگ مبتنی بر دانش درجهای از فرهنگ سازمانی را توصیف میکند که از دانش به عنوان دارایی و منبع ارزشمند حمایت میکند. فرهنگ مهمترین عامل برای موفقیت مدیریت دانش میباشد (Chang& .Chuang, 2010 ) با وجود جو نوآوری در سازمان زمانی که افراد و گروههای کاری با یک مشکل مواجه میشوند آنها به طور فعال و تهاجمی با دیگر اعضای گروه یا افراد دیگر تعامل و راه حل مناسب را پیدا میکنند. در این شرایط محیطی سازمان، افراد تمایل بیشتری به اشتراک گذاری دانش برای رسیدن به فکرهای خلاقانه بین اعضای سازمان دارند (Chen& Lin , 2004; and Liao 2010) . فرآیندهای نوآوری به عنوان فرایند سازماندهی و توانمند سازی مدیریت دانش کاربرد دارد (Akhavan et al, 2009). در سازمان دانش محور از هرکسی انتظار میرود در نوآوری مشارکت نماید ( OECD, 2000) . بیشتر دانش سازمانی به افراد چسبیده است و در نتیجه فرایند مدیریت دانش به طور گستردهای به رفتار کارکنان در سازمان بستگی دارد (Kimble& Boudon , 2008 ) . علاوه بر این جو ریسک پذیری، وجود شفافیت، اعتماد و فرهنگ باز، جایگاه برتر برای ایده پردازان و نواندیشان و قصد همکاری با دیگران بدون چشم داشت نیز میتواند از شاخص موثر در این عامل باشد. به طور کلی، سازمانهای دانش محور از دیگر سازمانها یادگیری بهتری دارند (Jemielniak & Kociatkiewicz, 2009) ، لذا یاد گیری مداوم نیز شایان توجه است.
- الگوبرداری و اندازه گیری عملکرد
الگوبرداری و اندازه گیری عملکرد در تعدادی از مطالعات قبلی به عنوان یکی از عوامل موفقیت مدیریت دانش در نظر گرفته شده است. مقایسه مداوم با رقیبان موفق و بهبود فرآیندهای داخلی منجر به عملکرد بهتر و بهره وری میشود. تشویق کارکنان برای الگو برداری از بهترین عملیات و تجارب دیگر سازمانهای دانش محور، ارزیابی تأثیر اجرای مدیریت دانش بر روی عملکرد سازمان، پیگیری و پایش میزان پیشرفت اجرای مدیریت دانش، اندازه گیری مزایای حاصل از یک پروژه یا ابتکار مدیریت دانش به عنوان شاخصهای این عامل بیان شده است ( Hung et al 2005; Akhavan et al, 2009). آموزش روشهای الگوبرداری، مقایسه فرآیندهای کاری سازمانهای دانش محور، تدوین استانداردهای ارتقاء و اشتراک گذاری دانش و ارزیابی آمادگی سازمان برای مدیریت دانش را میتوان به شاخصهای فوق اضافه نمود.
- زیر ساختارهای سیستمهای اطلاعاتی
عواملی که اشاره به زیر ساختارهای سیستمهای اطلاعاتی مورد نیاز برای موفقیت مدیریت دانش دارند از جمله عواملی هستند که تقریباً در تمامی منابع و مراجع مرتبط با عوامل اساسی موفقیت مدیریت دانش به عنوان عوامل شایان توجه ذکر شدهاند. محققین این حوزه در ذیل این دسته مواردی نظیر ابزار فناوری برای مستند سازی تحقیق دانش، سیستمهای کاربر پسند، زیرساخت IT، آموزش استفاده از IT، سایتهای داخلی، پایگاه داده، مخازن دانش، ساز و کارهای بحث مجازی، شبکههایی برای توزیع منابع اطلاعاتی و یکپارچه کردن مدیریت دانش و سیستمهای فعلی را ذکر کردهاند. (Wong ,2005; Wang , 2002; Moffett et al,2003; Akhavan and Jafari , 2006; and Hung et al, 2005).
استفاده از[۴۰] DSS و[۴۱] ES به عنوان یکی از توانمند سازهای فنی مدیریت دانش و ایجاد شبکههای خبرگی و بانک اطلاعات خبرگان درون و برون سازمانی را میتوان از دیگر شاخصهای موفقیت مدیریت دانش در سازمانهای دانش محور ذکر نمود.
- کار تیمی و گروههای تعامل اجتماعی
عامل موثر دیگر بر موفقیت مدیریت دانش در سازمانهای دانش محور مربوط به کار تیمی و گروههای تعامل اجتماعی میشوند. مطالعات قبلی بر اهمیت تعامل اجتماعی بین اشخاص برای ایجاد رفتار مدیریت دانش میان افراد تاکید کردهاست. تعامل اجتماعی به اندازهای اشاره دارد که اعضای سازمان با یکدیگر از نظر اعتماد، ارتباط و هماهنگی تعامل دارند. تعامل افراد با یکدیگر، مبادله و جذب دانش را بهبود میبخشد. زمانی که افراد ارتباط بیشتری با یکدیگر دارند، قابلیت انتقال دانش به طور گستردهتری تسهیل میشود (Liao , 2010). نظر به اینکه دانش در سازمانهای دانش محور به کارکنان دانشی بسیار چسبیده و تخصصی میباشد و کدگذاری آن بسیار مشکل میباشد اتخاذ رویکرد تعاملی یکی از عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمانهای دانش محور میباشد (Wen & Yingchun, 2009 ). در سازمانهای دانش محور کار مبتنی بر پروژه و توانایی حل مسائل از طریق ایجاد تیمهای دانشمحور اهمیت بسیار دارد( Jemielniak & Kociatkiewicz, 2009) . روشهایی مثل طوفان مغزی و کار میان وظیفهای نیز از دیگر شاخصهای تأثیر گذار بر موفقیت مدیریت دانش در سازمانهای دانش محور میباشد.