۵- انزوای اجتماعی/ بیگانگی :
احساس این که با دیگران متفاوت اند و وصله ناجور اجتماع هستند. در واقع این طرحواره حس متفاوت بودن فرد یا عدم تناسب با اجتماع را در برمیگیرد. فرد از جهان کناره گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا اینکه به جامعه و گروه خاصی تعلق خاطر ندارد(یانگ،۲۰۰۳).
۲-۲-۴-۲٫ حوزه ی دوم: خودگردانی و عملکرد مختل
خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل. این توانایی در مقایسه با افراد هم سن و سال سنجیده می شود. افرادی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد از خودشان و محیط اطرافشان انتظاراتی دارند که در توانایی آنها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد می کند. والدین این افراد برای آنها هر کاری انجام میدادند و به شدت از آنها حمایت میکردند و گاهی برعکس به ندرت از آنها مراقبت یا نگهدار ی مینمودند. افراط و تفریط در حمایت از کودک منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی می شود. والدین این گروه از افراد اغلب به اعتماد به نفس کودک خود لطمه میزنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند. در نتیجه این افراد نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان بدست بیاورند. آنها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و در مهارت های موردنیاز تبحر پیدا کنند لذا از نظر کارایی و کفایت در دوران بزرگسالی مثل یک کودک کم سن وسال عمل می کنند(یانگ،۲۰۰۳).
۶- وابستگی/ بی کفایتی :
احساس اینکه فرد نمیتواند مسئولیتهای روزمره را( مثل مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب، از عهده تکالیف جدید برآمدن و تصمیم گیری صحیح)بدون کمک قابل ملاحظه دیگران، در حد قابل قبولی انجام دهد. این طرحواره اغلب خود را به شکل منفعل بودن و درماندگی افراطی نشان میدهد(یانگ،۲۰۰۳).
۷- اسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری:
افراد با این طرحواره شدیدا میترسند مبادا هر لحظه دچار یک فاجعه شوند ونتوانند با آن مقابله کنند. ترس ها بر یک یا چند جنبه متمرکزند: الف)حوادث پزشکی مانند حملههای قلبی و ابتلا به ایدز، ب)وقایع هیجانی مانند دیوانه شدن، ج)سوانح محیطی مانند گیر افتادن در آسانسور، قربانی جنایت شدن، سقوط هواپیما و زمین لرزه(یانگ،۲۰۰۳).
۸- خودتحول نیافته/ گرفتار :
اشتغال ذهنی بیش از حد در خصوص ارتباط شان با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگیشان (اغلب والدین)دارند و به همین دلیل فردیت و رشد اجتماعی بیماران به آنها وابسته است. غالبا اعتقاد براین است که هیچ یک از افراد این رابطه، بدون حمایت دیگری ، قادر به ادامه زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند . فردی که چنین طرحواره ای دارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگران ادغام شده و هویت جداگانه ای ندارد این طرحواره ممکن است احساساتی مثل غرق شدن در شخصیت طرف مقابل، فقدان هویت و بی هدف بودن زندگی را در بر بگیرد(یانگ،۲۰۰۳).
۹- شکست :
باور به این که فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و این که شکست برای او اجتناب ناپذیر است . فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت (مثل تحصیل، شغل، ورزش و …) غالبا احساس بیکفایتی می کند. افراد دارای این طرحواره اغلب خود را کم هوش، بی استعداد یا نا موفق میدانند(یانگ،۲۰۰۳).
۳-۲-۴-۲٫حوزه ی سوم: محدودیت های مختل
نقص در محدودیت های درونی در خصوص احترام متقابل و خویشتن داری، احساس مسئولیت در قبال دیگران ، یا جهت گیری نسبت به اهداف بلندمدت زندگی. این طرحوارهها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران، همکاری با دیگران، تعهد یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شود. طرحوارههای این حوزه به طور معمول در خانوادههایی به وجود می آید که وجه مشخصه آنها، سهل انگاری افراطی، سردرگمی یا حس برتری است. در برخی موارد کودک ممکن است نتواند ناراحتی عادی یا معمولی را تحمل کند یا این که ممکن است هدایت، جهت مندی و راهنمایی کافی دریافت نکرده باشد(یانگ،۲۰۰۳).
۱۰- استحقاق / بزرگ منشی:
فردی که چنین طرحوارهای دارد معتقد است نسبت به دیگران یک سر و گردن بالاتر است، حقوق ویژه ای برای خود قائل است و تعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند ندارد. اغلب بر این نکته پافشاری می کند که دیگران هرآنچه را که او میخواهد باید برایش فراهم کنند، بدون توجه به اینکه آیا درخواست او منطقی است، چه چیزی از نظر دیگران معقول است، یا اینکه چه هزینه ای برای دیگران دارد . چنین افرادی برای اینکه بتوانند کسب قدرت کنند و یا دیگران را کنترل نمایند تمرکز افراطی بر برتری جویی ( برای مثال موفق ترین، با استعدادترین و ثروتمندترین شدن ) دارند( هدف اولیه کسب توجه یا پذیرش ازسوی دیگران نیست). گاهی اوقات برای این که فرد بتواند تمایلات خود را ارضا کند، بدون همدلی با دیگران و یا بدون توجه به نیازها و احساسات آنها، به رقابت افراطی یا کنترل رفتارهای دیگران روی می آورد (یانگ،۲۰۰۳).
۱۱- خویشتن داری ناکافی و خود- انضباطی ناکافی:
افرادی که این طرحواره را دارند نمی توانند برای دستیابی به اهدافشان خویشتنداری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند. از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجانها وتکانه هایشان را کنترل کنند. مشکلات مستمر در خویشتنداری مناسب و تحمل نکردن ناکامی ها در راه دست یابی به اهداف شخصی یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجانها و تکانهها. در شکل های خفیف تر آن، فرد به شدت از ناراحتی اجتناب می کند. فردی که چنین طرحوارهای دارد، درد را تحمل نمیکند، از مسئولیت پذیری گریزان است، به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمیگیرد . این عوامل باعث می شود از رضایت شخصی، تعهد و انسجام شخصیتی چنین فردی جلوگیری شود(یانگ،۲۰۰۳).
۴-۲-۴-۲٫حوزه ی چهارم: دیگر جهت مندی
تمرکز افراطی برتمایلات، احساسات و پاسخ های دیگران به گونه ای که نیازهای خودرا نادیده میگیرد. این کار به منظور دریافت عشق و پذیرش، تداوم ارتباط با دیگران، یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت میگیرد. در این طرحوارهها، فرد معمولا هیجانات و تمایلات طبیعی خود را واپس میزند و نسبت به آنها ناآگاه است. طرحوارههای این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود میآیند که کودک را با قید و شرط پذیرفتهاند: کودک به منظور دست یابی به توجه، عشق و پذیرش دیگران باید جنبه های مهم شخصیت خود را نادیده بگیرد. در بسیاری از این خانواده ها، نیازها و تمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی ، در مقایسه با نیازها و احساسات کودک ارزش بیشتری دارند(یانگ،۲۰۰۳).
۱۲- اطاعت:
افرادی که این طرحواره را دارند کنترل خود را به دیگران میسپارند و در برابر آنها تسلیم میشوند. این کار معمولا برای اجتناب از خشم، محرومیت یا انتقام صورت میگیرد. دو نوع از مهم ترین اطاعتها عبارتند از:
الف) اطاعت از نیازها: سرکوب تمایلات و خواسته های فرد
ب) اطاعت از هیجان ها: سرکوب پاسخ های هیجانی خصوصا خشم.
معمولا این طور به نظر می رسد که تمایلات ، عقاید و احساسات فرد، فاقد ارزشند یا برای دیگران اهمیت ندارند. طرحواره اطاعت معمولا با این برداشت همراه است که نیازها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیست. این طرحواره اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می شود در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیت زیادی دارد. این طرحواره به طور کلی منجر به خشمی می شود که در قالب یک سری نشانه های ناسازگارانه از جمله رفتارهای منفعل – پرخاشگرانه، طغیانهای عاطفی کنترل نشده، علایم روان تنی، کناره گیری از عواطف، برون ریزی و سوء مصرف مواد آشکار می شود(یانگ،۲۰۰۳).
۱۳- ایثارگری:
تمرکز افراطی بر ارضاء نیازهای دیگران با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی خویش. رایج ترین دلایل انجام این کار عبارتند از: جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران، جلوگیری از احساس گناه ناشی از خودخواهی یا تداوم ارتباط با افراد نیازمند. این امر اغلب از حساسیت بیش از حد نسبت به درد و رنج دیگران ناشی می شود. چنین طرحوارهای منجر به این احساس می شود نیازهای فرد ایثارگر به قدر کافی ارضاء نمیشوند و هم چنین باعث رنجش افرادی می شود که او از آنها نگه داری می کند(یانگ،۲۰۰۳).
۱۴- پذیرش جویی/ جلب توجه:
تأکید افراطی درکسب تأیید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد، بیشتر به واکنشهای دیگران وابسته است تا به واکنشهای خودشان. گاهی این طرحواره، با اشتغال ذهنی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیلهای است برای دست یابی فرد به تأیید، تحسین و توجه دیگران( هدف اولیه از دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران، کسب قدرت یا توانایی کنترل کردن دیگران نیست). این طرحواره اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیرقابل اطمینان و ناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی می شود یا اینکه منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به طرد میگردد(یانگ،۲۰۰۳).
۵-۲-۴-۲٫ حوزه ی پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات ، تکانهها و انتخابهای خودانگیخته فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر و درونی شده درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی، ابراز عقیده، آرامش خاطر، روابط نزدیک و سلامتی می شود. طرحوارههای این حوزه به طور معمول در خانوادههایی به وجود می آید که در آنها عصبانیت، توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود: در این خانواده ها بر عملکرد عالی، بی نقص گرایی، وظیفه شناسی، پیروی از قوانین، پنهان سازی هیجانها، اجتناب از اشتباه تاکید می شود، در عین حال که به لذت، خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولا در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد، بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند، همه چیز از هم میپاشد(یانگ،۲۰۰۳).
۱۵- منفی گرایی/ بدبینی:
بر جنبه های منفی زندگی ( درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق، تعارض، گناه، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه، خیانت، کارهایی که اشتباه انجام می شوند و…) تمرکز عمیق و مداوم دارند که همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه ی زندگی یا غفلت از آنها است. این طرحواره معمولا شامل انتظارات افراطی در طیف وسیعی از موقعیتهای کاری، مالی، بین فردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی می شود، به طوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصیاش از هم پاشیده است. اغلب باعث ترس غیر معمول از اشتباه کردن می شود، اشتباهی که ممکن است منجر به ورشکستگی مالی، فقدان، تحقیر و سرافکندگی یا گیرافتادن در یک موقعیت بد بشود. از آنجا که نتایج منفی و بالقوه چنین حالتهایی، اغراق آمیز است، مشخصه این بیماران، نگرانی مزمن، گوش به زنگی، غر زدن یا بلاتکلیفی است(یانگ،۲۰۰۳).
۱۶- بازداری هیجانی:
احساسات و ارتباطات خودانگیختهشان را بطور افراطی محدود می کنند. که معمولا به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی، و از دست دادن کنترل بر تکانههای شخصی صورت میگیرد. شایعترین حوزه هایی که بازداری در مورد آنها اعمال می شود عبارتند از:
الف) بازداری از بروز خشم و پرخاشگری
ب) بازداری از بیان تکانههای مثبت ( از قبیل خوشحالی ، محبت ، برانگیختگی جنسی و بازی )
ج) بازداری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیازهای شخصی
د) تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجانها (یانگ،۲۰۰۳).
۱۷- معیارهای سرسختانه/ عیب جویی افراطی:
باور اساسی این است که فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه درباره رفتار و عملکرد خود باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که تحت فشارند ، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیب جویی می کنند و توقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاه ترین زمان انجام شوند. این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش، سلامتی، احساس ارزشمندی، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شود و معمولا به شکلهای زیر بروز می کند:
الف) بی نقص گرایی، توجه غیرمعمول به جزئیات یا ارزیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با دیگران.
ب) قوانین غیرقابل انعطاف و بایدها، در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیارهای بالا و غیرواقع بینانه اخلاقی ، فرهنگی و مذهبی.
ج) دغدغه زمان و کارآمدی: اشتغال ذهنی با زمان و بازده کار.
۱۸- تنبیه:
افراد دارای این طرحواره بر این باورند که افراد باید به خاطر اشتباهشان، شدیدا تنبیه شوند، اغلب شامل احساس خشم، نابردباری و بی صبری نسبت به کسانی( حتی خود فرد) است که طبق معیارها و انتظارات او عمل نکرده اند.
معمولا این گونه افراد، به دلیل درنظر نگرفتن شرایط ویژه، نادیده گرفتن مشکلات دیگران و عدم همدلی با احساسات آن ها، نمی توانند از اشتباهات خودشان و دیگران چشم پوشی کنند(یانگ،۲۰۰۳).
یانگ(۱۳۹۲)معتقداست طرحواره ها هسته اصلی اختلالات شخصیت،مشکلات منش شناختی خفیفتر و بسیاری از اختلالات محور ۱ قرار بگیرند. خلاصه اینکه طرحواره های ناسازگار اولیه الگوهای هیجانی و شناختی خود اسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند.یانگ(۱۳۹۲)معتقد است رفتار فرد بخشی از طرحواره محسوب نمی شود بلکه رفتارهای ناسازگار اولیه در پاسخ به طرحواره ها بوجود می آیند و از انها نشات میگیرند .طرحوارهها بطور معناداری ناکارامد هستند یعنی با توانایی های فرد برای ارضای نیازهای اساسی به منظور ثبات و ارتباط، خودمختاری، مطلوبیت بیان خود و ظرفیت پذیرش محدودیت های منطقی تداخل دارند(یانگ ۱۹۹۴،به نقل از غیاثی و همکاران،۱۳۹۰).
۵-۲- تنظیم هیجانی
قبل از پرداختن به مفاهیم زیربنای تنظیم هیجانی ابتدا باید به تعریفی از هیجان پرداخت. هیجانها ، نقش حیاتی در زندگی انسان ایفا می کنند و بسیاری از فرآیندهای اجتماعی و شخصی را شکل می دهند . در فرهنگ لغت آکسفورد معنای لغوی هیجان چنین تعریف گردیده است« هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه و هدایت هر حالت ذهنی قدرتمند یا تهییج شده» (گلمن، ۱۳۸۷). واژهی هیجان را برای اشاره به یک احساس، فکر و حالت روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنهای از تمایلات برای عمل بر اساس آن بکار میبرد. از نظر برخی از نظریهپردازان مجموعه ای از هیجانات جهان شمول هستند: مانند خشم، اندوه، ترس، شادمانی، عشق، شگفتی، نفرت، شرم. هر یک از این هیجانات یک هسته واحد دارند. به عبارت دیگر شکل اصلی هر هیجان در افراد مختلف یکسان است. اما در جوامع مختلف تحت تأثیر شرایط فرهنگی خاص آن جامعه، شکل بروز هیجان متفاوت است. امروزه بر اثرات روانشناختی هیجان تأکید زیادی می شود و این موضوع عموما پذیرفته شده است، که هیجان به جای تداخل با سایر ظرفیتهای شناختی، موجب افزایش آنها می شود. علاوهبراین، اتفاق نظرهای زیادی وجود دارد که هیجانها منبع اولیه انگیزش هستند (گلمن،۱۳۸۷).
اما گذشته از این که در اعمالمان تحت تاثیر هیجانات هستیم ، ما به نوبه خود توانایی تنظیم کردن پاسخ های هیجانی را بوسیله مکانیزم های متفاوت داریم (ورتیکا و همکاران ، ۲۰۱۱).
این در مورد انتظار فرج بدون قصد قربت. امّا در انتظار فرج با قصد قربت هم دو حالت میتوان فرض کرد: یکی اینکه انگیزۀ شخص منتظر صرفاً اطاعت امر الهی و کسب رضایت خداوند با این عمل باشد و هیچگونه قصد و نیّتی نسبت به آثار و برکات دنیوی فرج امام u پس از ظهور ایشان نداشته باشد. دوم اینکه آنها هم مدّنظر او باشند ولی به تَبَعِ امتثال امر خداوند و به طفیل تقرّب به سوی او.
وجه مشترک این دو حالت این است که شخص منتظر، فرج امام زمان u را به خاطر رضای خداوند میخواهد و آثار و برکات دنیویِ ظهور تأثیری در نیّت استقلالی او ندارد. پس به روشنی میتوان گفت که هر دو فرد با انتظار فرج خود، خدا را عبادت میکنند و بسته به تفاوتی که در خلوص نیّت خدایی آنها وجود دارد، درجات مختلفی از قصد قربت متصوَّر است که هر درجۀ آن، رتبهای از انتظار فرج را به وجود میآورد. همۀ آنچه دربارۀ نیّت و قصد قربت در آن بیان شد، اینجا هم میتواند مطرح گردد.
مراتب انتظار با توجه به متعلَّق انتظار
تا اینجا درجات انتظار فرج امام عصر u را با در نظر گرفتن عامل قصد قربت در آن بررسی کردیم. به همین موضوع از دیدگاه دیگری هم میتوانیم نظر کنیم تا بُعد جدیدی از آن بر ما گشوده شود. آن دیدگاه عبارت است از اینکه منتظر ظهور امام u قلباً در انتظار فرج چه کسی یا چه کسانی است. هرچه آن شخص یا اشخاص نزد خداوند قدر و منزلت والاتری داشته باشند و فرج آنها بیشتر محبوب پروردگار باشد، انتظار فرج آنها با ظهور امام عصر u ارزش بالاتری پیدا میکند و در پیشگاه الهی عبادت با فضیلتتری تلقّی میگردد.
ظهور امام زمان (عج) فرج همۀ مؤمنان در عالم بلکه همۀ مظلومان و حتی فرج غیر انسانها هم هست. اینکه منتظر ظهور حضرت، انتظار فرج چه کسانی را دارد، ارزش آن را کاملاً متفاوت میکند و مراتب مختلفی از انتظار فرج را به وجود میآورد.
۱-انتظار فرج امام زمان به جهت رهایی از گرفتاریهای شخصی
اولین رتبه این است که مؤمنی از گرفتاریهای شخصی خود به ستوه آمده و در انتظار فرج الهی نسبت به آنها باشد. چنین شخصی همۀ فکر و همّتش، خلاصی خودش از گرفتاریهایش میباشد و به غیر خود- از گرفتاران -توجّه خاصّ ندارد.
اینکه انسان رفع گرفتاریهایش را از خدا بخواهد و خلاصی از آنها را ظهور امام عصر u بداند، بسیار ارزشمند است و در مقایسه با آن که در گرفتاریهای خود به خدا توجّه نمیکند یا رفعِ آن را به ظهور امام uنمیبیند، از رتبۀ ایمانی بسیار بالایی برخوردار است؛ ولی در عین حال چون فقط خودش را میبیند و تنها به سعادت خویش میاندیشد، از این لحاظ رتبۀ بالایی ندارد.
۲-انتظار فرج امام زمان به جهت رفع، گرفتاری از همه مؤمنان
دومین مرتبه این است که مؤمن به خاطر رفع گرفتاری از همۀ مؤمنان در روی کرۀ زمین، ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را انتظار میکشد. چنین فردی یقین دارد که راه نجات مؤمنان به طور کامل ـ از سختیها و ناراحتیهای زمان غیبت در سطح جهان، همانا ظهور امام غایب u است، لذا رنجها و گرفتاریهای همۀ مؤمنان او را رنج میدهد و برای فرج آنها در انتظار ظهور مولایش به سر میبرد. این حالت نسبت به حالت قبلی در رتبۀ بالاتری است و فضیلتی که انتظار فرج برای این فرد دارد، بیش از کسی است که فقط به فکر مشکلات خودش میباشد.
۳-انتظار فرج امام زمان برای رفع گرفتاری همه مظلومان و مستضعفان عالم
رتبه سوم این است که مؤمن نه فقط به مشکلات و گرفتاریهای اهل ایمان توجّه داشته باشد، بلکه به فکر همۀ مظلومان و مستضعفان عالم باشد و رهایی آنها را با فرج حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف از خداوند طلب کند. امام عصر u متعلّق به همۀ انسانها هستند و فقط امام شیعیان نیستند. درست است که غیر شیعه نه شناختی از امام زمان u دارند و نه در گرفتاریهای خود به ظهور ایشان میاندیشند، ولی مؤمنان میدانند که امام آنها با ظهور خویش نه فقط شیعیان را بلکه همۀ انسانهای ستمدیده و رنج کشیده را از زیر ظلم و ستم مستکبران و زورگویان عالم نجات میبخشد. در دعای بسیار زیبایی که از حضرت صادق u به نام «دعای عهد» به ما رسیده است، چنین میخوانیم:
«و اجْعَلْهُ اللهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِک و ناصراً لِمَنْ لا یََجِدُ له ناصراً غیرَک،[۴۶]و خداوندا، ایشان (امام زمان u) را پناه بندگان ستمیدیدۀ خود و یاور کسانی که جز یاری ندارند، قرار بده.
در این عبارات امام u برای همۀ بندگان مظلوم خداوندـ چه مؤمن و چه غیر مؤمن ـ و همۀ کسانی که یار و یاوری جز پروردگار عالم ندارند، دعا کردهاند و رهایی آنها را از ظلم و ستمی که به ناحق بر ایشان میرود، با ظهور امام عصر u درخواست کردهاند. پس مؤمن باید سطح خواستِ خود را بالاتر از حدّ مؤمنان آورده و انتظار گشایش در امور همۀ مستضعفان عالم را در فرج مولایش حضرت مهدی u داشته باشد.
۴- انتظار فرج امام زمان برای رفع گرفتاری از همه مخلوقات
این مرتبه از انتظار فرج بالاتر از رتبههای قبلی است. رتبۀ بالاتر هم این است که یک مؤمن فقط به رهایی انسانهای مظلوم عالم نیندیشد، بلکه ظهور امام خود را برای رفع گرفتاری از همۀ مخلوقات الهی اعمّ از انسانها و غیر انسانها بخواهد. غیر انسانها شامل فرشتگان، جنّیان، حیوانات، گیاهان و جمادات میگردد. اعتقاد قطعی شیعه این است که ظهور امام uفرج همۀ اینهاست[۴۷]. و در حدیثی همۀ اهل آسمان و اهل زمین از ظهور حضرت خشنود میگردند. نمونهای از فرمایشات حضرت امیر u چنین است:
«لو قَد قامَ قائِمُنا لَأَنْزَلَتْ السّماءُ قَطْرَها و لَأَخْرَجَتِ الاَرضُ نَباتَها… و اصْطَلَحَتِ السِّباعُ و البهائمُ[۴۸]؛ اگر قائم ما (اهل بیت) قیام کند، آسمان باران خود را (به طور کامل) فرو میریزد و زمین گیاهانش را (در سطح وسیع و فراگیر) میرویاند… و حیوانات درنده و اهلی با یکدیگر سازش میکنند».
عالیترین مرتبه انتظار فرج امام عصر (عج)
امّا مرتبه پنجمی هم در انتظار فرج امام زمان u میتوانیم داشته باشیم که از همۀ مراتب قبلی بالاتر و بافضیلتتر است و در عین آنکه همۀ آنها را شامل میشود ولی بسیار کاملتر و در پیشگاه الهی عبادتِ با عظمتتری محسوب میشود. این مرتبه را میتوان بالاترین درجۀ انتظار فرج برای مؤمنان و منتظران دانست.
این مرتبه از آنِ کسی است که فرج امام عصر u را به خاطر خود ایشان از خداوند طلب میکند و در انتظار رفع گرفتاری از خود امام u میباشد. اگر وجود مقدّس ایشان با هر مؤمنی و بلکه مجموع همۀ مؤمنان ـ غیر سیزده معصوم دیگرـ مقایسه شود، قدر و منزلت ایشان از سایرین بالاتر است و وجود مقدّسشان در پیشگاه الهی از همه عزیرتر و محترمتر میباشد، بنابراین انتظار فرج ایشان و سرور و خوشحالی حضرتش در مقایسه با فرج سایرین، نزد خداوند عبادتی بافضیلتتر میباشد.
اگر مظلومان و مستضعفان روی کرۀ زمین را در نظر بگیریم، هیچ مستضعف و مظلومی را ستمدیدهتر از اهل بیت (علیهمالسلام)ـ و در این زمان حضرت مهدی u نمیتوان یافت. بزرگی هر ظلمی متناسب با میزان حقّی که از مظلوم پایمال میشود، سنجیده میشود. هر قدر حقّ بیشتر و بزرگتری از فرد ضایع و تباه گردد، ظلمی که به او رفته بیشتر و بزرگتر است.
پس از خدای متعال- که بزرگترین حقوق را بر بندگانش داردـ کسی جز اهل بیت علیهمالسلام صاحب حقّ عظیم بر همۀ انسانهاـ و بلکه همۀ موجودات- نیست و اگر گفته شود که حقوق ایشان از مجموع همۀ حقوقی که سایر انسانها بر گردن یکدیگر دارند بالاتر است، سخن مبالغهآمیزی نخواهد بود.
بنابراین میتوان فهمید که حضرت بقیه الله u به عنوان تنها باقیماندۀ خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلامـ در رأس همۀ مظلومان عالم قرار دارند، چون ظلمی که به ایشان رفته و میرود بیش از همۀ ظلمهای دیگر در عالم میباشد. در زیارت حضرت امیرالمؤمنین u از زبان حضرت ابی الحسن u چنین میخوانیم:
«السلام علیک یا ولیَّ اللهِ. اَشْهَدُ أنّک أنت اَوَّلُ مَظْلومٍ و اَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقَّه»
سلام بر تو ای ولیّ خدا. شهادت میدهم که تو اولین مظلوم و اولین کسی هستی که حقّ او را غصب کردهاند.
«اوّل» در عبارت معصوم u اوّل زمانی نیست. چون قبل از ایشان انبیا و اولیای الهی و در رأس همه آنها سیّد الانبیاء و خاتم المرسلین e مورد ظلم و ستم فراوان قرار گرفته بودند. «اوّل» در اینجا، اوّلِ رتبی است و دلالت بر بالاترین درجۀ مظلومیّت میکند. و در این رتبه بین ایشان و سایر اهل بیت علیهمالسلام تفاوتی نیست، با وجود اینکه هر کدام در زمان خود به صورتهای مختلفی مورد ظلم قرار گرفتهاند. امام عصر u وارث همۀ انبیا و اولیا در این زمینه هستند و مظلومیّت را از جدّ غریب خود امیرمؤمنان u به ارث بردهاند. پس ایشان هم به همان معنایی که امیر عالم u، اوّل مظلوم بودند، اوّل مظلوم عالم در این زمان هستند.
بالاتر از هر مظلومیّتی این است که کسی را از حقوق مسلّم خود محروم کنند و چنین وانمود کنند که او هیچگونه حقّی نداشته است. متأسفاته نسبت به پیامبر eو اهل بیت ایشان در طول تاریخ چنین ظلمی صورت گرفته است. لذا این ذوات مقدّسه غیر از اینکه مورد انواع ظلمها واقع شدهاند، «مستضعف» نیز بودهاند.
«مستضعف» با «ضعیف» تفاوت دارد. ضعیف یعنی ناتوان؛ ولی مستضعف یعنی کسی که ناتوان شمرده شده است. ائمّه علیهمالسلام ضعیف نبودهاند ولی اطلاق «مستضعف» به ایشان میتوان کرد، چون در طول تاریخ «ضعیف شمرده شده» بودهاند. اینها از حقوق خویش توسط ظالمان محروم نگه داشته و به گونهای با آنها رفتار شده است که گویی صاحب هیچ حقّی نبودهاند، لذا رفتاری با ایشان صورت گرفته که با ضعیفان صورت میگیرد. بنابراین در عین حال که نمیتوان آنها را «ضعیف» دانست، امّا «مستضعف» نامیده شدهاند. این تعبیر در قرآن کریم به ایشان اطلاق شده است:
«و نُریدُ أنْ نَمُنَّ عَلی الّذین اسْتُضْعِفُوا فی الاَرضِ و نَجْعَلَهُم اَئِمَّهً و نَجْعَلَهُم الوارثین». [۴۹]
و ما میخواهیم بر کسانی که در زمین ضعیف شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.
این آیه در قرآن ضمن داستان بنیاسرائیل آمده است، ولی چنانکه حضرت سیّدالعابدین u فرمودهاند، اشاره به اهل بیت uفرمودهاند، اشاره به اهل بیت علیهمالسلام و پیروان ایشان دارد:
«و الّذی بَعَثَ محمّداً eبِالحَقِّ بشیراً و نذیراً، إنّ الاّبْرارَ مِنّا اَهْلَ البَیْتِ و شیعَتَهم بِمَنْزِلَهِ مُوسی وَ شیعتِهِ. و إنَّ عَدُوَّنا و اَشیاعَهُم بِمَنْزِلَهِ فرعَون و اَشیاعِهِ»[۵۰]
قسم به آن که پیامبر e را به حق بعنوان بشیر و نذیر مبعوث کرد، همانا نیکان از ما اهل بیت و شیعیان ایشان به منزلۀ حضرت موسی و شیعیانش و دشمنانِ ما و پیروانشان به منزلۀ فرعون و پیروان او هستند.
از همین جهت در تفسیر آیۀ شریفه از امام امیرالمؤمنین uچنین نقل شده است:
«هم آلُ محمّدٍ e یَبْعَثُ اللهُ مَهدیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهم فَیُعِزُّهُم و یُذِلُّ عَدُوَّهم» [۵۱]
مستضعفین در آیه آل محمّد e هستند که خداوند مهدیِ ایشان را پس از (گذشت دوران) سختی و مشقت آنها مبعوث میفرماید، پس او آنها را عزّت داده و دشمن آنها را ذلیل و خوار میسازد.
احادیث متعددی در این موضوع ذکر شده است که علاقمندان میتوانند به تفاسیر روایی در ذیل این آیه رجوع کنند.
به هر حال اگر کسی در انتظار فرج مستضعفان میباشد، باید متوجّه باشد که در رأس همۀ آنها وجود مقدّس امام زمان u هستند و اگر فرج ایشان از ناحیۀ خداوند برسد، فرج همۀ مستضعفان عالم نیز رسیده است. و به طور خلاصه میتوان گفت که فرج امام زمان u فرج همۀ آسمانیان و زمینیان ـ اعمّ از فرشتگان و جنّیان و حیوانات و گیاهان و جمادات میباشد، پس کسی که انتظار فرج ایشان را در این مرتبه (مرتبۀ پنجم) داشته باشد، در حقیقت همۀ مراتب قبلی و بالاتر از آنها را هم داراست و عبادتی فوق همۀ عبادتها انجام میدهد.[۵۲]
انواع انتظار
بر اساس روایات انتظار فرج و چشم داشتن به ظهور باید با مواظبت بر وظایف شرعی و فضایل اخلاقی توأم باشد، بلکه آمادگی برای درک عنصر امام زمان u در مفهوم انتظار نهفته است. در اینجاست که بحث انتظار مورد اختلاف قرار میگیرد و خود باعث شده برداشتهای متفاوتی از مسأله انتظار صورت گیرد که عمدتاً به دو نوع تلقی از انتظار باز میگردد.
۱-انتظار سازنده
انتظار سازنده تحرک بخش و تعهد آور و مسئولانه همان انتظار راستینی است که در روایات از آن به عنوان با فضیلتترین عبارت یاد شده است.
سازنده و مسؤولانه آن است که حرکت بخش و سازنده باشد و موجب تحوّل و آماده سازی معنوی فرهنگی شده، و باعث ترقّی و تعالی در همه ارزشها در ابعاد مختلف الهی و انسانی شود، چرا که هر انقلابی وقتی به پیروزی میرسد، که برای به ثمر رسیدن آن در ابعاد گوناگون، زمینه سازی شده باشد؛ مثلاً انقلاب اسلامی ایران به رهبری قائد بزرگ حضرت امام خمینی-قدّس سرّه- به سادگی به پیروزی نرسید، بلکه حضرت امام برای آن ز حمتها کشید، سالها در زندان و تبعید به سر برد و به مردم آگاهی بخشید و یاران او نیز چنین کردند، تا پس از این زمینه سازیها، انقلاب به پیروزی رسید.[۵۳]
از آیات و روایات استفاده میشود که ظهور مهدی موعود حلقهای از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهائی اهل حق منتهی میشود سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد آیاتی که بدانها در روایات استفاده شده است. نشان میدهد که مهدی موعود مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است و مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است.
ظهور مهدی موعود منتی است بر مستضعان و خوار شمرده شدگان و وسیلهای است برای پیشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمهای برای وارث شدن خلافت الهی در روی زمین است. « وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»[۵۴]
ظهور مهدی موعود تحقق بخش و عدهای است که خداوند متعال از قدیمیترین زمانها در کتب آسمانی به صالحان و متقین داده است که زمین از آنان است و پایان، تنها به متقین تعلق دارد. « وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ »[۵۵]
حدیث معروف که میفرماید: «یَملَأُ الله بِهِ الارضَ قسسطاً وعَدلاً کَما مُلئت ظلماً و جوراً نیز شاهد مدعای ماست در این حدیث نیز تکیه بر روی ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و میرساند که قیام مهدی برای حمایت مظلومانی است که استحقاق حمایت دارند. بدیهی است که اگر گفته شده بود «یملأ الله به الارضَ ایماناً و توحیداً و صلاحاً بعدَ ما مُلِئَت کفراً و شرکاً و فساداً مستلزم این نبود که لزوماً گروهی مستحق حمایت وجود داشته باشد در آن صورت استنباط میشد که قیام مهدی موعود برای نجات حق از دست رفته و به صفر رسیده است نه برای گروه اهل حق و لو به صورت یک اقلیت. پس سخن در این است که گروه سعدا و گروه اشقیاء هر کدام به نهایت کار خود برسند سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط اشقیاء به منتهی درجه شقاوت برسند.
در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق میشوند بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمیشوند و در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمینههایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبدهای را پرورش میدهد، این خود میرساند که نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است بلکه فرضاً اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشند از نظر کیفیت ارزندهترین اهل ایمانند و در ردیف یاران سید الشهداء و در نتیجه در پس یک انتظار سازنده و امید آفرین است که اهل حق هر چند اقلیت پرورش مییابد.[۵۶]
امامان و رهبران معصوم الهی در تبین تصویر صحیح انتظار آن را از مقوله عمل به حساب آوردهاند و لذا پیامبر e میفرماید: «اَفضلُ اعمالِ امّتی انتظار و فرج» افضل اعمال امت من انتظار فرج است.
اهمیت آمادگی و زمینه سازی را میتوان در پیام امام صادقu یافت که فرمود: «لَیَعِدَنَّ اَحَدَکُملِخروجِ القائِم و لو سَهماً؛ باید هر کدام از شما برای خروج قائم آمادگی پیدا کند اگر چه با تهیه کردن یک تیر باشد.»[۵۷]
۲-۳-۲-۳-۵- رویکرد خصایص
این نظریات افراد را بر اساس برخی ویژگیهای خاص شخصیتی طبقه بندی میکنند:
کریس آرگریس[۹۳]( (۱۹۵۷): بر اساس خصایص بلوغ و عدم بلوغ افراد به ارائه یک مدل از شخصیت محیط کار پرداخت. وی معتقد بود افراد در هر سنی که باشند میتوانند به درجه ای از رشد دست یابند.
آلپورت[۹۴](۱۰۳۷، ۱۹۶۱، ۱۹۶۶). خصایص را به عنوان خطوط راهنمایی میداند که به رفتار دوام میبخشند.خصایص ترتیبی، خصایص مرکزی و خصایص ثانویه
نورمن[۹۵] (۱۹۶۳) ، دیگمان [۹۶](۱۹۹۰ )، کاستا و مک کرین [۹۷](۱۹۸۵) نیز خصایص شخصیتی ۵ بزرگ را شناسایی کردند گه مشتمل بر ۵ دسته از ویژگیهای شخصیتی افراد شامل برون گرایی، توافق، وجدان، ثبات عاطفی، و تجربه پذیری بود.
پویایی شخصیتی، که بر عوامل شخصیتی تأثیر گذار بر رفتار افراد دلالت دارند، بر گرفته از نظریات زیگموند فروید است (۱۸۵۶-۱۹۳۹). عقاید وی در ارتباط با این نظریه شامل انگیزش نا آگانه، رشد و توسعه و ساختار شخصیت است. او بر متغیر های نا آگاهانه بروز رفتار تأکید دارد. از نظر او شخصیت فرایند تعامل بین سه عنصر شخصیت یعنی، خود، من و من برتر است.
۲-۳-۲-۳-۶-رویکرد انسان شناسانه
این نظریه بیان میکند که برداشت از خود یک قسمت مهم از شخصیت فرد محسوب میشود.
کارل راجرز[۹۸](۱۹۵۹) به عنوان مثال معتقد بود که نیروی انگیزشی مرکزی در درون یک فرد نیاز غریزی برای بالفعل نمودن و تحقق برترین قابلیتهای بالقوه فرد است. این نظریه بر روی اخلاقیات، با اخلاق بودن، ایمان مذهبی و دیگر خصایص متمایز کننده مثل فلسفه، زیبایی شناختی، خلاقیت و نوآوری متمرکز است.
۲-۳-۲-۳-۷-رویکرد التقاطی یا تلفیقی
برخی از محققان بین شخصیت و ویژگیهای فرهنگی یک فرد هم بستگی یافته اند.
بریسلین[۹۹](۱۹۸۱) به عنوان مثال، کشف کرد که آیا رفتار یافت شده در یک فرهنگ در فرهنگ دیگر هم رخ می کند یا خیر.
تراندیس[۱۰۰](۱۹۹۰) نیز دو ویژگی مهم را مورد بررسی قرار داد: فردیت گرایی و جمع گرایی.
۲-۳-۲-۳-۸-رویکردهای مربوط به رشد
کریس آرگریس، دانیل لوینسون و شی هی به طور منظم طرق رشد شخصیت در طی زمان را بررسی نمودند. آرگریس بیان میکند که افراد در طول یک زنجیره ابعاد از غیر بالغ به بالغ توسعه مییابند و لوینسون و شی هی نیز شخصیت افراد را به طور مرحله ای بررسی کردند. به عنوان مثال، مدل شی هی در مورد ۳ مرحله سن ۱۸-۳۰، ۳۰-۴۵ و ۴۵-۸۵ بود. نتایج نشانگر این بود که شخصیتها طی زمان توسعه مییابند و به این صورت نیازها و زوایای شخصیتی افرادی که در ابتدا وارد سازمان میشوند در حالیکه مراحل مختلف را طی میکنند یا به بلوغ میرسند تغییر میکند.
۲-۳-۲-۳-۹- رویکرد خصایص اجتماعی، ادراک شخصی و ثبات عاطفی
خصایص اجتماعی شامل خصایص سطح فردی میباشند که روش یا طریقی را که فرد در هنگام تعامل با زمینه های اجتماعی مختلف در برابر افراد ظاهر میشود را نشان میدهد و انعکاسگر روشی است که یک فرد به جمع آوری و ارزیابی اطلاعات در حل مسائل و تصمیم گیری میپردازد.
ادراک شخصی روشی را منعکس میکند که فرد تمایل دارد تا از طریق آن موقعیت فیزیکی و اجتماعی خویش و هم چنین باورهای اصلی و جهت گیری فردی در مورد برخی مسائل را مورد بررسی قرار دهد. این بخش برکانون کنترل افراد تمرکز دارد. افراد بر حسب مسؤلیت پذیری خود در برابر رفتار خود و عواقب آن متفاوتند. روتر (۱۹۶۶) یک بعد شخصیتی را شناسایی کرد که بر اساس آن افراد تمایل دارند تا دلیل رفتار خود را به خود یا عوامل محیطی نسبت دهند. این خصیصه رفتاری به طور مشخص الگوهای رفتاری مختلفی را پدید میآورد.
کانون کنترل داخلی- افراد معتقدند که آنها وقایع و پیامد هایی را که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد را کنترل میکنند.
کانون کنترل خارجی- افراد معتقدند که عملکرد آنها حاصل شرایطی است که خارج از کنترل آنها میباشد.
خودکامگی و خشک اندیشی-هر دو به غیر قابل انعطاف بودن یا منعطف بودن باورهای فرد اطلاق میشود. فردی که خودکامه است حامی ارزشهای سنتی است و از اقتدار مشخصی پیروی میکند. این فرد، فردی است سخت (غیر منعطف) که از احساسات شخصی دوری میکند. فردی که خشک اندیش است و جهان را مکانی تهدید آور تلقی میکند. این فرد اقتدار قانونی را مورد توجه قرار میدهد و افراد دیگر را بر اساس اینکه چقدر با مراجع قانونی مورد قبول موافق هستند، قبول یا رد میکند(شرمرهورن و همکاران، ۲۰۰۳).
نیرنگ بازی- برگرفته از عقاید نیکولو ماکیاول است (کریستی و فلورنس، ۱۹۷۰). فردی که دارای خصایص بالای نیرنگ بازی است، با موقعیتها به طور منطقی برخورد میکند وبرای رسیدن به اهداف فردی قابل اعتماد است و اغلب به ندرت تحت تأثیر روابط دوستی و عقاید دیگران قرار میگیرد. چنین فردی در نفوذ بر دیگران مهارت دارد.
خودکنترلی-انعکاسگر توانایی فرد برای سازگاری رفتار خود با عوامل محیطی است. افرادی که دارای خود کنترلی بالایی هستند نسبت به موقعیتهای خارجی حساس بوده و در موقعیتهای متفاوت رفتار متفاوتی از خود بروز میدهند و ظاهری متفاوت با آنچه هستند را نشان میدهند. و در مقابل آنها افرادی که کنترل کمتری بر خویشتن دارند قادر به تغییر رفتار خود نیستند. آنها معتقدند که” آنچه می بینی همانست که درک میکنی.”
سازگاری عاطفی به میزانی اطلاق میشود که یک فرد یا فشار عاطفی را تجربه میکند، یا اعمال غیر قابل قبولی را به نمایش میگذارد. در این مورد جهت گیری نوع آ و ب متداول است. افراد با شخصیت نوع آ ناصبور ، متمایل به تحقق اهداف و کمالگرا هستند و بر خلاف آنها افراد با شخصیت نوع ب آسان گیرتر و درمورد وقایع روزانه کمتر رقابتی میباشند.
۲-۳-۲-۴- نقش شخصیت در رفتار
بنابراین میتوان گفت، شخصیت مجموعه یا ترکیبی از خصایص و ویژگیهاست، که طبیعت منحصر به فرد یک نفر را در زمان تعامل فرد با دیگران منعکس میکند. شخصیت را میتوان مجموعه ای از ارزشها تلقی کرد، که افراد بر اساس آنها عکس العمل نشان میدهند یا با دیگران تعامل پیدا کرده و اغلب بر حسب خصایص قابل اندازه گیری شرح داده میشوند. از طرفی هر شرایطی متفاوت است و این تفاوتها ممکن است در ظاهر خیلی کوچک به نظر برسند ولی زمانی که با بهره گرفتن از صافی فرایندهای شناختی میگذرند، ممکن است به تفاوتهای فردی بسیار بزرگی منجر شوند و پیامدهای رفتاری متنوعی را به بار آورند. بنابراین افراد ثابت و ایستا نیستند تا در همه شرایط یکسان عمل کنند بلکه دائم در حال تغییر و انعطاف هستند (رابینز و جاج، ۲۰۰۸) و به این صورت شخصیت افراد بر رفتار آنها تأثیر میگذارد.
۲-۳-۳- هوش
۲-۳-۳-۱- تعاریف مختلف در باب هوش
تعاریفی که از واژه هوش در متون مختلف وجود دارد به ابعاد مهم مختلفی از آن اشاره دارد. درفرهنگ لغت واژه هوش به معنای قابلیت ذهن برای درک اصول، واقعیتها، حقایق یا معانی، بدست آوردن دانش و کاربرد آن در عمل، توانایی یادگیری و ادراک جامع است که برای درک و کنار آمدن با مسائل کاربرد دارد (فرهنگ لغت دانشجو[۱۰۱]، ۲۰۰۶). هوش یک قابلیت ذهنی عمومی است، که شامل توانایی برای استدلال، برنامه ریزی، حل مسائل، تفکر انتزاعی، درک ایده های پیچیده، یادگیری سریع و یادگیری از طریق تجربه ها میباشد (ای یونگ، ۲۰۱۱). پیش از این هوش یک قابلیت درونی تصورمیشد که به نظر از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشود. ولی تحقیقات امروزی نشان داده است که هوش نیز حاصل عملکرد تأثیرات محیطی است.
۲-۳-۳-۲- انواع هوش
در سازمان های امروزی توجه خاصی به هوش و تأثیر آن بر عملکرد افراد مبذول میگردد. ولی آنچه در سازمانها بیشتر از سایر انواع هوش با عملکرد افراد و کمک به آنها در پیشبرد اهداف سازمانی و شخصی کمک میکند هوش عاطفی آنهاست. رابینز و جاج (۲۰۰۸) در کتاب خود به بررسی نقش هوش عاطفی در عملکرد افراد در سازمان توجه داشتند. به زعم ایشان، افرادی که از احساسات خود آگاهی دارند و میتوانند احساسات دیگران را نیز پیش بینی کنند ممکن است در کارهایشان اثربخش تر عمل کنند. در واقع، این همان بن مایه هوش عاطفی است، که عبارت است از توانایی فرد در کشف و کنترل اطلاعات و نشانه های عاطفی در خود و سایر افراد. هوش عاطفی از پنج بعد تشکیل شده است:
خود آگاهی: آگاهی از احساسات خود.
کنترل خود: توانایی کنترل عواطف و انگیزاننده ها در خود.
خود بر انگیختگی: توانایی مقاومت در برابر شکست.
احساس همدردی و همدلی با دیگران: توانایی درک احساسات دیگران.
مهارتهای اجتماعی: توانایی کنترل احساسات و عواطف دیگران.
از دلایل توجه به هوش عاطفی در رفتار سازمانی به خاطر نقشی است که هوش عاطفی در مواردی از قبیل انتخاب (به عنوان یک کارمند در سازمان)، تصمیم گیری، خلاقیت، انگیزش، رهبری، تعارض بین فردی، نگرشهای کاری و رفتارهای مخرب در سر کار دارند.
تقسیم بندی دیگری ازهوش توسط هوارد گاردنر [۱۰۲](۱۹۸۳) صورت گرفت (مولینز، ۲۰۰۲؛ پرهیزگار، ۲۰۰۲) که به شرح زیر میباشد:
هوش شناختی: به پردازش مفاهیم شناخت یک فرد از طریق توجه، به خاطر آوردن، انتظار داشتن، حل مسأله ، رؤیا پردازی و شهود اشاره دارد و شامل توانایی قضاوت فردی در زمان مواجه فرد با دلایل و نتایج ذهنی است.
هوش زبانی: شامل معانی یا ترکیباتی از لغات، جملات و عباراتی است که افکار درونی یک فرد و احساسات او را نمایان میکند
هوش موسیقیایی: این هوش به کنترل احساسات میپردازد وآگاهی فرد در مورد احساسات و نیز دانش مربوط به اشکال مختلف احساسات را نشان میدهد.
هوش منطقی: شکلی از ادراک است که میتواند از طریق مواجه فرد با اشیاء جهان اطراف پیگیری شود و نوعی ارزیابی شهودی از تفکر در مورد کشف معانی، کاربرد و کارآمدی اشیاست. در حوزه منطق و ریاضیات افراد به ترتیب، ضرب، جمع، تقسیم، و کسر اشیاء در ذهن خود میپردازند تا از طریق آن ارزشهای نمادین در مورد ارزیابیهای خود را درک کنند.
هوش فضایی: در مرکز این هوش توانایی تصویری یک فرد برای درک درست جهان واقعی و خیالی قرار دارد.
هوش بدنی: این هوش توانایی استفاده از بدن فرد در یک روش هنرمندانه و متمایز را شکوفا میکند.
هوش درون فردی: ریشه در ویژگیهای بیوگرافیکی یک فرد دارد. با این وجود مستقیما با سبک زندگی فردی و دانش فردی در مورد خود ارتباط دارد.
هوش معنوی: در محیط های کاری امروزی، نوع دیگری از هوش تحت عنوان هوش معنوی نیز مد نظر قرار میگیرد. این هوش قادر است کارکرد و سازگاری افراد را نسبت به محیط اطراف بیشتر کند و منجر به افزایش کارایی و اثربخشی در سطح ملی و فراملی شود. به افراد فرصت سازندهای میدهد تا در مقابل واقعیتهای مادی و معنوی حساس باشند و هر روزه تعالی خویش را در لابه لای اشیاء، مکانها، ارتباطات و نقشها جستجو کنند. دو نقش برای هوش معنوی در نظر گرفته شده است. ۱. ترویج مفهوم کار بامعنا با درک معنای زندگی و ۲. گسترش اهداف متعالی که با اعمالی همچون تقویت خوش بینی، تشویق نیروهای خلاق، و تقویت امیدواری صورت میگیرد (عسکری وزیری و زارعی متین، ۱۳۹۱).
۲-۳-۳-۳- نقش هوش در رفتار
روانشناسان هوش را یک قابلیت واحد نمیدانند (آناستازی[۱۰۳]، ۱۹۹۲) بلکه آن را جنبهای از ذهن بشر میدانند که برای فرد توانایی تفکر، حل مشکلات بدیع، استدلال و جذب دانش جهانی را فراهم میآورد (اندرسون[۱۰۴]، ۲۰۰۶) و این توانایی به نوبه خود بر ساختار رفتاری و برنامه ریزی رفتار فرد تأثیر میگذارد به این صورت که، میتواند با تأثیر بر الگوهای رفتاری فرد باعث گردد که فرد در موقعیتهای مختلف مؤثرتر و مناسبتر رفتار کند و یا خود را با شرایط وفق دهد (سیمونتون[۱۰۵]، ۲۰۰۳؛ وشلر[۱۰۶]، ۱۹۵۸) و در نهایت عملکرد افراد در سازمان و در نتیجه اثربخشی فردی و سازمانی نیز متأثر از آن خواهد بود.
اعتماد
۱۱،۱۲،۱۴،۱۶،۱۸،۲۱
ارزش
جدول ۳ - ۳ : چگونگی تخصیص سوالات پرسش نامههای پژوهش
۹-۳-روایی و پایایی ابزار گردآوری دادهها
به منظوراطمینان از ابزار اندازه گیری و پیش از به کاربردن آن درمرحله اصلی جمع آوری دادهها، ضرورت دارد که پژوهشگرازطریق علمی، اطمینان نسبی لازم را نسبت به روا بودن استفاده از ابزار مورد نظر و معتبر بودن آن پیدا کند (خاکی،۱۳۷۹). بنابراین برای آنکه بتوان به نتایج اندازه گیری اطمینان کرده و ادعا نمود که دادههای حاصل از اندازه گیری قابل اطمینان هستند، ابزار اندازه گیری باید دارای دو خصوصیت اساسی باشد؛ روایی( اعتبار)[۹۷]و پایایی(دقت)[۹۸].
۱-۹-۳-روایی پرسش نامه
مقصود ازروایی پرسش نامه آن است که آیا ابزار اندازه گیری میتواند خصیصه و ویژگی که ابزار برای آن طراحی شده است را اندازه گیری کند یا خیر؟ دراین راستا به منظور تضمین روایی پرسش نامهها از چند روش استفاده شده است.
روایی محتوا[۹۹] : در صورتی ایجاد می شود که از سنجه های پوشش دهنده همه معانی و مفاهیم موجود در زمینه سؤال ها یا فرضیه های مورد بررسی استفاده شود و یا ارتباط منطقی بین معیار ها و سنجه های پرسشنامه با مفاهیم مورد بررسی در فرضیه ها و سؤالات تحقیق وجود داشته باشد ( جنکینز، ۲۰۰۱، ص ۱۵۰).
در این تحقیق برای تعیین روایی پرسشنامه اقدامات زیر به عمل آمد:
- ترجمه و روان سازی ابعاد مؤثر بر دستیابی به توسعه پایدار گردشگری.
- در جهت روان سازی سؤالات پرسشنامه، با توجه به اینکه پرسشنامه در تحقیقات پیشین توسط محققان حوزه گردشگری استفاده شده بود ، با استقاده از نظر خبرگان گردشگری تلاش در جهت بومی سازی اصطلاحات انجام گرفت و بدین طریق سؤالات پرسشنامه تعیین گردید.
۲-۹-۳- پایایی پرسش نامه
پایایی یک ابزار اندازه گیری، کمیتی است که معرف درجه ثبات نتایج حاصل از اندازه گیریهای مکرر با روش تعریف شده است. به عبارت دیگر، مقصود آن است که اگر پرسش نامه در یک فاصله زمانی کوتاه، چندین بار به گروه واحدی از افراد داده شود، نتایج حاصل نزدیک به هم باشد. برای اندازه گیری پایایی از شاخصی به نام ضریب پایایی استفاده میشود که اندازه آن معمولا بین صفر تا یک تغییر میکند. ضریب پایایی صفر معرف عدم پایایی و ضریب پایایی یک، معرف پایایی کامل پرسش نامه است.
۱-۲-۹-۳-ضریب آلفای کرونباخ
برآورد آلفای کرونباخ نشان میدهد که ارتباط درونی گویهها پرسش نامه تا چه حدی میباشد. درواقع زمانی که گردآوری دادهها متکی به اجرای یک آزمون واحد است، برآورد اعتبار از طریق هماهنگی درون سوالها صورت میگیرد.کلی ترین صورت تحلیل واریانس سوالات ازطریق تحلیل واریانس سوالات از طریق ضریب آلفای کرونباخ به دست میآید؛ به این صورت که واریانس هر مولفه و کو واریانس بین گویهها محاسبه میشود. برای هر دو پرسش نامه آلفای کرونباخ گرفته شد که پایایی پرسش نامهها ی این تحقیق هم برای شاخصهای تحقیق و هم کل پرسش نامه در جدول ۴- ۳ و ۵- ۳ نشان داده شده است. با توجه به اینکه مقادیرمذکور، ازحداقل قابل قبول (۷/۰ ) بیشتر است، پایایی هر دو مورد تایید قرار میگیرد. نتایج درپیوست (ب) قابل مشاهده است.
جدول۴-۳ :آلفای کرونباخ برای شاخصهای تحقیق
شاخصها
آلفای کرونباخ
شاخصها
آلفای کرونباخ
همکاری
۰.۸۹۸
یعد فرهنگی
.۸۶۳
شبکه
۰.۸۷۸
بعد زیست محیطی
.۸۵۲
اعتماد
۰.۸۶۰
یعد اقتصادی
.۸۵۴
ارزش
۰.۸۸۴
رضایی دولت آبادی و خائف در سال ۱۳۸۴، پژوهشی را با عنوان: مدلی برای تعیین میزان تاثیر بازارگرایی بر عملکرد کسب و کار با توجه به قابلیت های بازاریابی در صنایع شیمیایی، انجام دادند. این پژوهش ابتدا به بررسی دیدگاه های مختلف بازارگرایی و تاثیر بازارگرایی بر عملکرد کسب و کار با توجه به قابلیت های بازاریابی می پردازد. سپس روابط علّی میان فرهنگ بازارگرایی، هوشمندی بازار، قابلیت های بازاریابی و عملکرد کسب و کار را بررسی می کند و با بهره گرفتن از مدلسازی معادله های ساختاری و بر اساس داده های حاصل از محیط صنعت، مدلی مفهومی و تصمیم ساز را برای تبیین پیوندهای علّی موثر بر عملکرد کسب و کار پیشنهاد و مورد آزمون قرار می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که عملکرد کسب و کار در فضای رقابتی کنونی تحت تاثیر یکپارچگی بازارگرایی و قابلیت های بازاریابی قرار دارد (رضایی دولت آبادی و خائف، ۱۳۸۴، ص ص ۱۶۱-۱۳۱).
فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱) مقدمه
تحقیق عبارت است از مجموعه فعالیت های منظم، منسجم و هدف مند که در پی دستیابی به یکی از خواسته ها به صورت فردی و گروهی صورت می پذیرد. در طی فرایند تحقیق با بکارگیری ابزارهای جمع آوری داده ها به طور عینی و معتبر، مشاهده، بررسی و استخراج می شوند و سپس با بهره گرفتن از فنون تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی به طور کمی و غیر کمکی سعی می شود ادعاها و گمانه زنی های علمی ارائه، آزمون و در نهایت پذیرفته یا رد می شوند و نتیجه گیری نهایی صورت می گیرد (خاکی، ۱۳۸۸).
روش تحقیق را می توان به عنوان مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات دانست. اتخاذ روش تحقیق علمی تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی می باشد. به طور کلی هر تحقیق در ابتدا در پی طرح مشکل یا مساله ای مطرح می شود. مشکل و مساله است که سوالات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می نماید و در برخی از مواقع موجب پیدایش فرضیاتی می شود. در این حالت پژوهشگر با جمع آوری اطاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آنها به پاسخ سوالات پژوهشی، تایید و یا رد فرضیات مطرح شده، می پردازد (خاکی، ۱۳۸۸). مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از: فرایند اجرای پژوهش، روش های اجرای پژوهش، جامعه و نمونه آماری، روش ها و ابزار جمع آوری داده ها و اطلاعات و همینطور روش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات.
۳-۲) فرایند اجرای تحقیق
در این پژوهش، ابتدا به بررسی ادبیات موضوع بر اساس مساله بیان شده پرداخته شد، سپس متغیر های اصلی تحقیق شناسایی و استدلال می شوند. داده های مورد نیاز برای سنجش و اندازه گیری متغیر های فوق به وسیله پرسشنامه و به صورت میدانی جمع آوری شد، سپس این داده ها، تبدیل به امتیازات مربوط شده و برای تجزیه و تحلیل با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS و LISREL 8.58 آماده می شوند.
۳-۳) روش اجرای تحقیق
تحقیقات را می توان بر اساس معیارها و مبناهای مختلفی دسته بندی کرد. این معیارها و مبناها شرایطی را فراهم می آورند که بتوان بر اساس آن تحقیقات را طبقه بندی نمود اما انواعی از تحقیق به علت ماهیت چند بعدی و پیچیده ای که دارند در چندین طبقه قرار می گیرند و همین امر کار قضاوت شفاف و روشن را در این رابطه دچار مشکل می سازد اما به طور کلی می توان گفت مفیدترین طرح طبقه بندی انواع تحقیق حالتی است که در آن دسته بندی ها به حداقل و تفاوت ها به حداکثر برسد (خاکی، ۱۳۸۸).
این پژوهش بر اساس طرح، از نوع توصیفی_تحلیلی و بر اساس هدف، از نوع کاربردی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند برای شناخت بیشتر شرایط موجود و یاری رساندن به فرایند تصمیم گیری باشد. تحقیق توصیفی شامل جمع آوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه می شود. یک مطالعه توصیفی چگونگی وضع موجود را تعیین کرده و گزارش می کند. به عبارت بهتر مطالعه توصیفی برای تبین و توصیف ویژگی های متغیرهای وابسته و مستقل یک موقعیت صورت می گیرد. از این رو هدف هر مطالعه توصیفی عبارت است از تشریح جنبه هایی از پدیده ی مورد نظر پژوهشگر با دیدگاهی فردی، سازمانی، صنعتی و نظایر آن (سکاران، ۱۳۸۸).
از لحاظ دسته بندی تحقیقات بر حسب هدف، می توان پژوهش حاضر را یک تحقیق کاربردی محسوب نمود زیرا با بهره گرفتن از یک مدل تئوریک به تبیین و پیش بینی ارتباط میان مشتری مداری، بازارگرایی با عملکرد شرکت (مورد مطالعه: آژانس های گردشگری استان گیلان)، می پردازد. تحقیقات کاربردی با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی های بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها، روش ها و الگوها در جهت توسعه ی رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند.
۳-۴) جامعه آماری
جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند . نمونه بخشی از جامعه می باشد که معرف آن است. به عبارت دیگر نمونه عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ی ویژگی های اصلی جامعه باشد و نمونه گیری یعنی انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیاء از یک جامعه ی تعریف شده به عنوان نماینده ی آن جامعه (آذر و مومنی، ۱۳۸۸).
تحقیق حاضر سازمانی است، لذا جامعه ی آماری پژوهش حاضر، آژانس های گردشگری استان گیلان می باشند. که طبق مطالعات و بررسی های میدانی مشخص شد که تعداد آژانس های مذکور در سطح استان گیلان ۸۰ آژانس می باشد.
۳-۵) روش نمونه گیری و برآورد حجم نمونه
برای انتخاب نمونه های آماری جهت استفاده از روش های تحلیلی آمار استنباطی، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده می شود یعنی هیچگونه گزینش ذهنی از قبل وجود ندارد و با توجه به محدود بودن تعداد اعضای جامه با بهره گرفتن از فرمول نمونه گیری جامعه محدود اقدام به تعیین اعضای نمونه گردید. (آذر و مومنی، ۱۳۸۸):
n=Zα/۲۲.Sx2.N/e2.N-e2+ (Zα/۲۲. Sx2)
که هرکدام از پارامترها در فرمول مذکور عبارتند از:
=حجم نمونه
=اندازه متغیر مورد بررسی مطابق توزیع نرمال استاندارد با سطح عدم اطمینان
= میزان خطا
= واریانس جامعه (براساس متغیر مورد بررسی)
= حجم جامعه
(۱٫۹۶۲).(۰٫۷۳۲۲۲).۸۰ / (۰٫۰۵۲).(۸۰)-(۰٫۰۵۲)+((۱٫۹۶۲).(۰٫۷۳۲۲۲))= ۷۳
Zα/۲=۱٫۹۶
ε=۰٫۰۵
S=0.7322
S2=0.5361
N=80
n=73
در نتیجه تعداد نمونه مورد نیاز از آژانس های گردشگری استان گیلان، تعداد ۷۳ نفر می باشد. لذا از میان ۸۰ آژانس گردشگری استان گیلان، تعداد ۷۳ آژانس به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید و در هر آژانس ۲ تا ۳ پرسشنامه در میان مدیران و معاونین توزیع گردید. از این میان تعداد ۱۹۱ پرسشنامه به صورت درست و کامل پاسخ داده شده و به محقق بازگشت.
۳-۶) روش گرد آوری داده ها و اطلاعات
به منظور گردآوری اطلاعات جهت ادبیات تحقیق حاضر از روش کتابخانه ای (شامل مطالعه ی کتب، مقالات، نشریات، کنفرانس ها و همایشات داخلی و خارجی و مستندات تحقیقاتی و مطالعاتی و نیز گزارشات عملکرد) و برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در خصوص بررسی و تبیین بررسی ارتباط میان مشتری مداری، بازارگرایی با عملکرد شرکت (مورد مطالعه: آژانس های گردشگری استان گیلان)، از روش های میدانی بهره گرفته شده است. روش های میدانی به روش هایی اطلاق می شوند که محقق برای گردآوری اطلاعات ناگزیر است با مراجعه به افراد، سازمان ها و غیره و نیز برقراری ارتباط مستقیم با آنها اطلاعات مورد نیاز خود را جمع آوری نماید (حافظ نیا، ۱۳۸۸).
۳-۷) ابزار گردآوری اطلاعات
در تعریف ابزار اندازه گیری می توان گفت: وسایلی هستند که محقق به کمک آنها قادر است اطلاعات مورد نیاز خود را گردآوری نماید. در پژوهش حاضر جمع آوری به منظور جمع آوری نقطه نظرات کارکنان و مدیران آژانس های گردشگری استان گیلان، از پرسشنامه ی استاندارد به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شده است که برگرفته از پژوهش های ورهیز و هارکر سال ۲۰۰۰ (برای بازار محوری)، نایت و کیم سال ۲۰۰۷ (برای مشتری مداری)، اوکاس و ساک ۲۰۱۳ (برای نوآوری) و آلتانتاش و همکاران ۲۰۱۳ (برای عملکرد)، می باشد. نمونه ای از پرسشنامه ی پژوهش در پیوست شماره «الف» قرار دارد. پرسشنامه مذکور دارای طیف پنج گزینه ای لیکرت از خیلی کم تا خیلی زیاد طبقه بندی شده اند:
جدول۳-۱) صفات کمی و ارزش های عددی گزینه های پرسشنامه
طیف کمی | خیلی کم | کم | متوسط | زیاد | خیلی زیاد |
ارزش عددی | ۱ | ۲ |